سخن کوتاه در ادامه ای «حکمتیار صاحب، هنوزهم دیر نشده»!

نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند

در حاشیه ای پروسه صلح حزب اسلامی با رژیم کابل

سخن زیاد، چنان به درازا کشید که رساله ای زیر عنوان «حکمتیار صاحب، هنوزهم دیر نشده» شکل یافت!

از سنگ و چوب آواز برآمد اما از مخاطبین خیر!

تا آنکه، آنچه نمی باید صورت می گرفت، صورت پذیرفت!

حال، سخن کوتاه را ازهمین جای یکه صورت پذیرفته، آغاز می نمایم:

پیام حکمتیار صاحب در روز امضای توافقنامه در مجموع، یک پیام امیدوار کننده با جنبه های آزمایشی و ابتکاری بود. در حالی که موقف قبلی حزب، چه از طریق «سفیر صلح» اش، و چه از طریق «پخش اعلامیه» هایش، خبر از جنگ در برابر تحریک اسلامی طالبان را می رساند که چنین فضا در بین حزب نیز حاکم بود.

اما خوشبختانه این پیام، خط بطلان بر اندیشه ای منفی گرایان قبلی کشید، و نخستین پیامد مثبت اش، در رفع تشویش برخورد میان حزب و طالب را داشت.

این که این پروسه به نتیجه می رسد و یا خیر، حرف جداست، اما پیام سخنان حکمتیار و پیشنهادات وی، در ابعاد گوناگون؛ در حداقل آن، بی دردسر، مفید و در محور حفظ ارزش های اسلامی می باشد مانندی:

– اشاره واضع و بدون لفافه به تاریخ و ذکر اعوامل بدبختی در پنج دهه ای اخیر؛

– اشاره به نقش جریان های کوچک و افراد غیر جهادی در همکاری با بیگانگان؛ و نقش دوباره شان، در ادامه جنگ؛

– اشاره صریح بر موجودیت دزدان و فاسدان در ادارات دولتی، و لزوم پاکسازی ایشان؛

– اشاره به پنج میلیون مهاجری که، کمر جهاد را بستند، و مشکلات نتوانست ایمان شان را ضعیف گرداند و نه ایشان به زورمندان تسلیم گشتند. وی به مهاجرین ارج گذاشته، و به عزم و همت بالای شان، و به صبر و استقامت شان، سلام فرستاد؛

– وی دست برادری برای تمام آنانی که قصد تشکیل « حکومت اسلامی» را دارند پیش کرد.

و بسا نکات مثبت دیگر، که از باریکی و ظرافت خاصی برخوردار است.

اما قبل از بیان نکات ابتکاری، به چند نکته ضعف این پیام اشاره می نمایم:

– سقوط قندز را، عامل ماندن متجاوزین خواند (هر چند، حکمتیار با ظرافت خاص خواست تا آنرا تصحیح بدارد و واژه «پلمه» را به کار برد)، که همچو احساس، نشان دهنده حس اعتماد بیشتر وی را نسبت «اوباما» بود. در حالی که روی آوردن امریکا به صلح را، پیروزی های پیهم مجاهدین رقم زده است؛

– گرفتن پوسته ها و ولسوالی ها، از یک دست به دست دیگر را غیر معقول و شرعی می نامد؛ در حالی که همین گستردگی ساحات جنگ و اکمالات آن، ماشین اقتصادی امریکا را از فعالیت باز نگهداشته، که وی را معتقد به صلح گردانیده است.

پس دوباره به نکات مثبت می آیم، که از باریکی و ظرافت خاصی برخوردار است:

در دقایق سیزدهم پیام، حکمتیار از طالبان دعوت بعمل می آورد که با جرأت و شهامت در مذاکرات شرکت نمایند و خواسته های شرعی شان را پیشکش بدارند. و در ضمن نیز «اطمینان» می دهد که «ما» از تمامی خواسته های معقول تان، حمایت می کنیم.

بعداٌ می گوید: «اگر نتیجه نداد، پس هیچ کس نمی تواند «ما» را از جهاد و مبارزه مسلحانه منع دارد!»

در ادامه چنین می گوید که بنده را خیلی کیف کرد:
«اگر ما برای داخل شدن به شهرها به اجازه ضرورت داریم، به رفتن به کوه ها، به چنین اجازه ضرورت نداریم

ظرافت درین جملات از قوت اجرائیوی خودش (با استفاده کلمه «اطمینان») سخن می گوید، و بعداٌ خود را سهیم در جهاد دانسته (با استفاده کلمه «ما») و بلآخره در صورت نقض پروسه صلح، دوباره به جهاد روی آوردن (رفتن به کوه ها).

بنده برای مسئولین امارت اسلامی توصیه می دارم که نظر به فرموده حضرت عمرفاروق (رض) ایشان را باید به آزمایش کشاند. زیرا ابتکار حکمتیار در آغاز این آزمایش، چنان بوده که دولت را مقدم و ملزم گردانیده تا زندانیان مهم و برجسته طالبان را بدون قید و شرط آزاد نماید. و چون حکمتیار قول داده که خواسته های شرعی و معقول را می پذیرد، پس باید آزمایش آغاز یابد تا جایگاه حکمتیار نیز درین صلح مشخص گردد و نیات طرفین برملا گردد. درست مانند اشتراک امارت اسلامی در کنفرانس «پگواش» که نیات منفی دولت و امریکا را رسوا گردانید.

اینکه حکمتیار بعد از آمدن به کابل از چه قوت اجرائیوی؛ در پیشبرد «پروسه صلح» برخوردار خواهد بود، گنگ و مجمل می باشد. زیرا عبدالله عبدالله در سخنرانی اش، چنان متشنج و قهر بود که باید تمامی نکات سخنرانی حکمتیار را، در لفافه و کنایه جواب می داد و بر اقناع بیگانگان می پرداخت. وی پانزده سال تجاوز را دوره شگوفانی کشور دانست و به دفاع تمامی انواع آزادی ها پرداخت و از جامه مدنی حمایت نمود و جلب حمایت بین الملی را مایه افتخار کشورش دانست تا آنکه رشته سخن از وی رفت و گفت:

«افغانستان جای تروریست نمی باشد، تروریست تربیه نمی شود، تروریست صادر نمی شود، با تروریست همکار نمی شود، تروریست را برادر خطاب نمی کند، تروریست را نجات دهنده خود نمی داند و آنرا تکلیف و امر خدا نمی داند ووو…» که هر کدام اش متوجه بزرگان شامل این مجلس بود.

وی قربانیان «همکار با امریکا» را شهدای پُر افتخار افغانستان؛ مانند شهدای دوره جهاد علیه شوروی، خواند و بعداٌ به غیب گویی پرداخت که این شهدا نزد خدا عزت دارد آنچنان که عزت از برای الله و رسول اش است!

همچنان نکته دیگری که جلب توجه بنده را بخود نمود، سانسور سخنرانی حکمتیار بعد از یک روز در بسیاری از رسانه های دولتی می باشد، که قسمت های از سخنرانی اش در رابط به طالبان را از آن حذف نموده اند.

پس با چنین وضع، منظر می مانم تا قوت اجرائیوی حزب را، درین پروسه صلح دریابیم.



یادونه: په نن ټکی اسیا کې لیکنې یوازې د لیکوال خپل نظر څرګندوي، د ادارې توافق ورسره شرط نه دی. که تاسو غواړئ نن ټکي اسیا کې مو لیکنه خپره شي، اړیکه راسره ونیسئ. مننه

یوه تبصره

  1. باز گشتن به کوه ها خایه میخاد، چیزی که در مرحله اول تسلیمی از ایشان کشیده خواهد شد.

تبصره وکړه

ستاسو ایمیل ادرس به هیڅ کله نشر نه شي.