از ایشچی دوستم تا مهمند عطاء

ابوصهیب حقانی

در سیاست های امروزی افغانستان سران جاه طلب و تشنگان قدرت بخاطر حذف مخالفین خود دست به هر خشونت و جنایتی می زنند تا در مسیر قدرت طلبی شان کسی بر سر راه آنها ایجاد مزاحمت نکند؛ آنان بخاطر رسیدن و اشباع غریزه قدرت خویش گاهی حتی دست به چنان اقداماتی می زنند که اربابان آنها نیز از همچون کارهای شان اعلان برائت میکنند دقیقا مثل شیطان که انسان گمراه را وادار به کفرگویی میکند و دست آخر از نزد آن فرار کرده و اعلان برائت می کند.

موضوع شکنجه های غیر اخلاقی احمدخان ایشچی به دست جنرال دوستم و افراد وی، داشت کم کم در قصه های مردم کهنه می شد که یکبار دیگر موضوع شکنجه آمیز دیگر مشابه به قضیه دوستم از طرف والی خودمختار بلخ، جنرال عطاء بر آصف خان مهمند یک عضو شورای (به اصطلاح) ولایتی بلخ رسانه ای شد؛ طوریکه از مصاحبه مهمند معلوم می شود همانگونه که جنرال دوستم با شنکجه و لت کوب پای خود را بر گردن ایشچی مانده بود؛ جنرال عطاء و بچه های وی بر آصف مهمند نیز عینا همان شکل شکنجه را پیاده کرده و یک گوش این عضو شورای ولایتی توسط یکی از فرزندان عطاء محمد نور به شدت آسیب دیده و کبودی چشم، سر و صورت وی از شکنجه های زیادی که بر او رفته حکایت دارد.

در رسانه ها و شبکه های اجتماعی کاربران و فعالان رسانه ای این موضوع را بطور گسترده انعکاس داده و بسیاری پرسیده اند که چرا در این کشور توسط افراد (به اصطلاح) رده بالا این چنین اقدامات مشمئزکننده انجام می گیرد؛ و آیا وقتی افراد وابسته به اداره اجیر کابل توسط مافوق های خود امنیت و آرامش نداشته باشند بقیه ملت مظلوم و بی دفاع چه حالی خواهند داشت آنگاه که مورد ظلم افراد فاسد و ظالم قرار بگیرند؟

از ایشچی جنرال دوستم تا مهمند جنرال عطاء محمدنور بطور خلاصه یک چیز را در ذهن افغانها تداعی می کند و آن اینکه در این کشور هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و افراد بانفوذ و مجانین قدرت بخاطر آبروی سیاسی و حفظ منافع شخصی خود حاضراند دست به هر نوع جنایت و عمل غیر انسانی و منافی اخلاق، زده و در این ره حتی تمام اصول و قوانین دست نوشته و مورد تایید خود را نیز نادیده بگیرند؛ اما چیزیکه متاسفانه از همه بیشتر آزار دهنده است اینکه چنین رخدادهای فاجعه بار که ممکن نتایج بسیار بدی بر روح و روان جامعه بگذارد همچنان با وقاحت تمام توسط دستگاه های ذیربط حکومت اجیر نادیده گرفته شده و عمدا اغماض، و به طاق نسیان سپرده می شود.

سوال اینجاست وقتی در چنین حالتی که وابستگان و منسوبین اداره کابل توسط اراکین بلند پایه حکومت این چنین یک رفتارهای غیر انسانی و غیر اخلاقی بالای شان صورت می گیرد؛ خارجی های که تمام زندگی و خرج و مخارج اینها را تامین و هزینه می کنند به چه چیز اینها دل خوش کرده که آنها را همچنان مورد حمایت و نوازش خویش قرار می دهند؟

و آیا اینگونه رفتارها جز صدمه دیدن روح دردمند جامعه افغانی، چه سود دیگری می تواند به حال ملت مظلوم افغانستان داشته باشد؟

آیا نباید برای این افراد جاه طلب که هر روز با رفتارهای افتضاح آمیزشان سوژه داغ خبری برای رسانه های خارجی و داخلی می شوند و با اینگونه رفتارهای غیر انسانی و غیر اخلاقی خود را مضحکه عام و خاص می نمایند باید برخورد اساسی صورت بگیرد؟

تردیدی نیست که همه این آتشها و فتنه ها از زیر سر اشغالگران بلند می شود ورنه اگر واقعا قانونی وجود داشت و اگر عدالتی احساس می شد و یا اگر حکومت مقتدری سر قدرت می بود هرگز شاهد چنین رسوایی ها و افتضاحات تاریخی در کشور خود نمی بودیم آنچه که دوستم و عطامحمدنور را جرئت می دهد تا دست به چنین جرایم سنگین و افتضاح آمیز بزنند و به کسی هم پاسخگو نباشند در واقع همان حمایت خارجی است که در پشت پرده از این اشخاص می شود و یا به عبارت دیگر با اشاره خارجی ها اسباب نفاق و فتنه به نفع یک فرد مورد تایید اشغالگران، این افتضاحات تاریخی پدید می آید تا آنها با خیال آسوده تر نقش های شوم و نامیمون خود را بر ملت مظلوم ما پیاده بسازند.

به امید روزیکه سرزمین ما از شر بیگانه و بیگانه پرستان نجات یافته و شاهد عدالت و امن در میهن خود باشیم.

 

د نن ټکی اسیا موبایل اپلیکیشن
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د