دکتور م عثمان ترکی

پیامد های بستن دفتر نمایندگی طالبان در قطر

دوکتور م ، عثمان تره کی

جنگ سرد با موفقیت امریکا پایان یافت . این موفقیت به رهبران امریکا این احساس را تلقین کرد که کشور شان میباید یگانه مرجع صدور امر ونهی از راه جنگ در قضایای بین المللی باشد.

برژنسکی مشاور امنیت ملی کارتر کنترول بر افغانستان را موره برنده در بازی بزرگ منطقه تشخیص کرده بود. با الهام از دستورالعمل برژنسکی امریکا در پایان جنگ سرد ، در دو مرحله با دو شیوه آهنگ تهاجم به افغانستان نمود:

– مرحله اول با شیوه مسالمت آمیز سهمگیری در ایجاد تحریک طالبان با شرکای منطقوی پاکستان و عربستان سعودی. در واقع تحریک طالبان روی زمینه رقابت های ستراتژیک در منطقه شکل گرفت. طالبان وقتی مغضوب واقع شدند که برخلاف توقع امریکا انعقاد قرارداد پروژه اقتصادی کلیدی تمدید نل گاز را به عوض کمپنی امریکایی یونیکال با کمپنی ارجنتاینی بریداس عقد کردند. مناسبات امارت اسلامی طالبان با امریکا به تشنج گرائید و امریکا که به پروژه تمدید پایپ لین گاز بعنوان دریچه دخول پر قدرت اقتصادی در منطقه نگاه میکرد، در کمین حمله بر طالبان نشست.

– در مرحله دوم امریکا از موضع یک کشور مغرور ، حریص ، هژمونیست و زورگو با تازیانه بی – ٥٢ وارد معرکه شد. حکومت طالبان را متلاشی ساخت و جنگی را که به هدف حضور دوامدار نظامی در منطقه با خٌدعه و فریب در لفافه دیموکراسی ، دولت سازی … پیچانیده بود ، آغاز کرد.

امروزاز بکارگیری خشونت در سقوط امارت اسلامی طالبان بدنبال لشکر کشی امریکا و متحدین بیش از شانزده سال میگذرد. طی این مدت پاکستان به موازات نوسان اکروباتیک و مملو از حیله و نیرنگ در مناسبات خود با امریکا، گاهی در عقب و زمانی در مقابل طالبان (منظور دسته ئی از طالبان است که زیر بار دیکتاد آی، اس، آی قرار نگرفته اند ) موضع گرفته است. این موضعگیری را تلاش در جهت افزاری ساختن طالبان به سوی رسیدن به ’’ عمق ستراتژیک ‘‘ استقامت داده است.

در سال ٢٠١١ به تعقیب کشیدگی در مناسباتِ شماری از رهبران طالب با آی، اس، آی از یک سو و تشدید عملیات طالبان در جبهات جنگ ، از جانب دیگر امریکا و متحدین تصمیم گرفتند که به طالبان حق داشتن یک دفتر نمایندگی را در دوحه اعطا کنند. در واقع طالبان با کسب امتیازات قابل ملاحظه در عرصه جنگ، حضور سیاسی خود را در معرکه سیاست بالای امریکا و شرکا تحمیل کردند. دراعطای حق نمایندگی سیاسی به طالبان که دران حکومت آلمان نقش برجسته ایفا کرد، چند هدف مورد نظر بود :

– شناخت دوفکتوی مقاومت طالب.

– بیرون ساختن مقاومت مسلح از انقیاد سیاسی پاکستان.

– جلوگیری از پیوستن طالبان به القاعده، لشکر طیبه، جیش محمد و سائر گروه های رادیکال اسلامی .

– جلب عناصر اعتدالی طالبان به پروسه صلح.

بدنبال افتتاح دفتر نمایندگی طالبان در دوحه و آغاز عملیات بی سابقه بهاری طالبان در جنوب شرق افغانستان، استخبارات امریکا مذاکرات محرمانه غیر رسمی را با طالبان در دوحه آغاز کرد. به روایت مطبوعات امریکا قصد این بود تا فهمیده شود که چه شماری از طالبان تحت چه شرایطی به صلح حاضر میشوند. در مذاکرات مخفی با طالبان، حکومت اوباما پس از وفات بن لادن روی پیوستن طالبان اعتدالی به پروسه صلح حساب کرده بود. درین میان آنچه شبکه حقانی نامگذاری شد به عنوان طرف اصلی جنگ و محموله نفوذ پاکستان از پروسه کنار گذاشته شد. مذاکرات که به آهستگی و اطمینان از پیشرفت آینده به جلو میرفت ، از شکل مخفی بیرون شد… بعداً در قطر و آلمان سه جلسه سازماندهی گردید. قوماندانان امریکائی ناتو در افغانستان در صحبت با مدیا به تکرار میگفتند که ’’ ما پس ازین با طالبان سر جنگ نداریم …‘‘

بیانات امیدوار کننده مطبوعاتی مقامات نظامی امریکا با واقعیت های میدان جنگ در هم آهنگی قرار نداشت :

امریکا که روی دوام جنگ سرمایه گذاری میکرد، به اصطلاح شبکه حقانی را به مثابه هدف جنگی حفظ نمود. به این منظور موافقتنامه ستراتژیک را که افغانستان را به سوی مستعمره شدن میکشاند با اداره خود ساخته کابل عقد کرد. علی الرغم انتقال مسئولیت های امنیتی به طرف افغانی، به دخالت مستقیم در جنگ ادامه داد.
بیک کلمه امریکا برای دوام حضور نظامی در افغانستان روی استمرار جنگ تمرکز کرد و از مذاکرات با طالبان در قطر برای دفع الوقت بهره برداری نمود.

در مذاکرات در دفتر قطر طالبان مطالبات خود را روی سه نکته متمرکز ساخته بودند:

– خروج قوای خارجی از افغانستان و به این منظور تنظیم یک تقسیم اوقات. بعداً آی، اس ، آی به این درخواست ضمانت کشور های خارجی برای خروج قوای ائتلاف از افغانستان را علاوه کرد.

– رهائی زندانیان طالب از گوانتانامو.

– سهم گیری در حکومت آینده محصول صلح.

مطالبه جانب امریکا و اداره کابل در محور موضوعات ذیل میچرخید:

– جلب موافقت طالبان به حضور قطعات محدود نظامی ناتو.

– رعایت قانون اساسی.

– اجتناب از خشونت و جنگ علیه قوای خارجی.

– احترام به حقوق زنان و اقلیت های قومی.

مطالبات طرفین بقدر کافی از هم فاصله داشت. یکی از ژورنالیست های غربی در ارزیابی مواضع طرفین جنگ، از آشتی آب و آتش سخن زد. با اینهمه طالبان به یکی از فقرات اجندای مذاکرات خود در قطر که آزادی پنج تن زندانی از گوانتانامو بود دست یافتند.

مخالفین مسلح به دلیل نا آشنائی با موازین پیچیده سیاست و حقوق و تمایل به انحصار جهاد و مبارزه بر ضد قوت های مهاجم در حلقه محدود جنگجویان طالب، خود را در پروسه مذاکرات با طرف امریکا بی نیاز از مشوره با اهل نظر و مسلک قیاس کردند. طالبان در مذاکرات بیشتر موضوعات ژورنالستیک و مورد توجه روز را داخل اجندا ساختند. تاوان جنگ، رسیدگی به جنایات جنگی قوای ائتلاف، تداوی معلولین جنگ در کشور های مهاجم، کمک به خانواده های شهدا از حساب کشور های اشغالگر، واگذاری افزار جنگی مهاجمین به قوای افغانی در صورت خروج احتمالی، در حاشیه قرار گرفت.

بهر حال ! دفتر نمایندگی طالبان در قطر روی ضرورت بیرون ساختن مخالفین مسلح از کنترول پاکستان تاسیس شد.اگر قرار باشد که در برابر دوام دخالت پاکستان در افغانستان مقابله موثر صورت بگیرد امروز بیش از گذشته نیاز به حفظ و تقویت این دفتر احساس میشود.

مقاومت مسلح با کنترول بر بیش از پنجاه فیصد قلمرو افغانستان یک واقعیت سیاسی – نظامی غیر قابل استنکاف در پروسه صلح و جنگ است. تحریک طالبان در حالیکه از طریق فتوحات نظامی نیروی خود را در عرصه جنگ مطرح کرده اند ، از مجرای دفتر سیاسی در دوحه داعیه برحق دفع اشغال افغانستان را با دنیا شریک ساخته اند. درین راه با اشتراک در کانفرانس های برلین، پاریس، چین وغیره دست آورد های خوبی داشته اند.

اگرانسداد دفتر نمایندگی سیاسی طالبان در دوحه عملاً متحقق شود آنرا باید به عنوان یک اشتباه غیر قابل جبران قوای مهاجم به حساب آورد. نتایج این خبط سیاسی که میتواند به گریز از بخشی از واقعیت های نبرد تعبیر شود و جنگ را بیش از پیش فرساینده بسازد، چنین خلاصه شده میتواند :

– مسدود شدن یک روزنه صلح از طریق مذاکره و به موازات آن تشدید جنگ.

– قرار گرفتن کامل طالبان تحت سلطه پاکستان و از میان رفتن استقلال سیاسی نسبی آنها از مجرای دفتر قطر.

– در صورت ضرورت به تماس سیاسی با طالبان، گذشتن از تونل تاریک و پر ماجرای آی، اس، آی.

– احتمال ائتلاف طالبان با داعش، القاعده و سائر گروه های اسلامی ایکه شامل لیست سیاه امریکا استند. این احتمال وقتی بیشتر میشود که تماس غربیان با طالبان از مجرای دفتر قطر قطع شود و نام شان شامل لیست سیاه گردد.

با اعلام پلان ستراتژیک حکومت امریکا و تاثیر آن بر تشدید صف بندی های منطقوی و جنگ سرد، مطمئناً طالبان الترنتیف دیگری برای دفتر مسدود شده خود در دوحه خواهند یافت. آنگاه برای مقاومت مسلح هیچ راهی جز جنگ بر ضد قوای مهاجم باقی نمیماند. درین مرحله جنگ، طالبان با حمایت بیشتر منطقوی و تجهیزات پیشرفته نظامی با امریکا و ناتو مقابله خواهند کرد.

امریکا و متحدین از احتمال انسداد دفتر قطر به منظور ایجاد فشار از راه جنگ ( که طی شانزده سال نتیجه نداده است) بالای طالبان استفاده مینمایند. هدف این فشار متقاعد ساختن مخالفین مسلح به قصد شناسایی حکومتی است که در محوطه سفارت امریکا شکل گرفته است. شناخت این حکومت صاف و ساده افغانستان را به مستعمره کشور های اشغالگر بدل میکند. عامل ناکامی مذاکرات مخفی با طالبان در قطر لجاجت امریکا در شناخت همین حکومت از سوی طالبان است. حکومتی که سمت ویسرای آنکشور را دارد. بناً امریکا مسئول ناکامی مذاکرات است . امریکا برای انحراف ذهنیت عامه از ناکامی در مذاکرات، بعوض تغییر موضع برمبنای شناخت واقعیت های جنگ راه کوتاه و پر ماجرای مفکوره انسداد دفتر قطر را مطرح کرده است.

ائتلاف نظامی بین المللی به عوض درب از پنجره داخل افغانستان شده است. توان شنیدن مطالبات مشروع و برحق مخالفین را در یک مذاکره سیاسی ندارد. بناً بستن دفتر نمایندگی طالبان در قطرقرینه شکست منطق سیاسی قوای اشغالگر است.

افغانستان آزاد و مستقل میتواند در تعامل با کشور های منطقه و خارج آن مخرج مشترکی برای رسیدن به اهداف بزرگ ستراتژیک خود دریافت کند. شرط موفقیت درین راه نه پافشاری به جنگ بلکه جستجوی شیوه های رسیدن به صلح است. دفتر مقاومت مسلح در قطر را باید به مثابه روزنه مطمئن تأمین صلح ارج گذاشت.

’’ پایان ‘‘

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د