نظــر

نگاهی به سفر داکتر عبدالله به امریکا

ابوصهیب حقانی

داکتر عبدالله به نمایندگی از اداره کابل در قامت به اصطلاح رئیس اجرایی افغانستان عازم امریکا شد، کشوریکه خاستگاه اصلی اداره کابل است، با آنکه داکتر عبدالله در قدرت با اشرفغنی شریک است و می باید سفر وی مثل سفر اشرفغنی در کانون توجه رسانه ها قرار می گرفت ولی نگرفت؛ شاید دلایل متعددی داشته باشد از جمله اینکه، هرگز داکتر عبدالله حیثیت رسمی یک نیروی مساوی و مشترک با اشرفغنی را در اداره فعلی کابل نداشته و ندارد؛ اما از آنجا که امریکایی ها هرگز نمی خواهند رسوایی های سیاسی خود در افغانستان را رسانه ای و برملا کنند علی رغم میل شان با عبدالله چنان سویه را اختیار نمودند که در واقع از رئیس جمهور یک کشور به عمل آورده و چنان نشان دادند که عبدالله نیز منحیث یک رکن اصلی در اداره فعلی کابل در نزد امریکایی ها قابل توجه و احترام است؛ چیزیکه در عمل و در مقایسه با استقبال از اشرفغنی دیگر رکن اداره مشترک و نام نهاد وحدت ملی کمتر به مشاهده می رسد.

بسیاری این سفر تقریبا ناگهانی داکتر عبدالله به امریکا را در شرایط فعلی به سفر احمدشاه مسعود به فرانسه جهت تجمیع قوت های غرب علیه طالبان تعبیر کردند؛ و اگر چه داکتر عبدالله شخصا و بعضی هواداران وی نیز بدین باوراند که فعلا تنها کسی که از هر لحاظ حتی نسبت به برادران و فرزندان مسعود، عبدالله به مسعود اشبه است و او را در جایگاه مسعود ستایش میکنند؛ اما این سفر عبدالله به امریکا هرگز در انداز سفر آن وقت مسعود به اروپا و فریب غرب پنداشته نمی شود؛ زیرا آن روزها، غرب از دهان امثال مسعود طالبان را می شناختند ولی اکنون خود غرب عملا در جنگ افغانستان با طالبان درگیر است و اگر به واقعیت گفته شود حتی بهتر از عبدالله و امثال وی، طالبان را می شناسند، با آرمان طالب و سیاست آن آشنا و در مقاومت و سرسختی طالب و مبارزه حق به جانب آن کمترین تردیدی ندارند؛ لکن باز هم همانگونه که در فوق ذکر شد بخاطر روپوش گذاشتن از رسوایی های سیاسی و جلوگیری از این تصور و ذهنیت که امریکا از دست نشانده های فعلی خود در افغانستان خسته و دلسرد به نظر می رسد با پائین رتبه ترین درجه داران اداره کابل چنان خوش و بش می کنند که گویا آنان را به حیث قوت مقتدر و موفق در قضیه افغانستان باور دارند که واقعیت صد فی صد خلاف این تظاهر کلیشه ای است.

با اعلان استراتیژی جدید امریکا توسط ترامپ و رخدادهای پس از آن، و شکست های پیهم قوت های اجیر افغانی در مبارزه با طالبان و بالارفتن آمار تلفات افراد ملکی منحیث بزرگترین دستاورد استراتیژی جدید امریکا، امریکا عملا تحت فشار قوت های بشری در بیرون و موسسه های ذیربط به ارتباط تلفات ملکی در جنگ افغانستان، و نیز مخالفان استراتیژی جدید در داخل امریکا قرار گرفت و ذهنیت ها چنان برداشت کردند که استراتيژی جدید و اعلان افزایش نیروی اضافی به افغانستان نه اینکه روحیه طالبان را درهم نشکست بلکه آنها را در میدان های نظامی جسورتر کرده و به ساحات تحت کنترول شان نیز افزوده شده است و نیز امریکا، با تشدید بمباردهان های کورکورانه (پس از اعلان استراتیژی) در محراق توجه عمومی جهان و رسانه های دنیا قرار گرفت و عملا نشان داد که امریکا واقعا در افغانستان به دنبال نسل کشی و ارتکاب جنایت های جنگی بوده و هیچ توجهی به اصول بشری و محاربوی ندارد؛ از این جهت اداره کابل در تکاپوی تقویه روحیه حامیان بین المللی خود برآمده و داکتر عبدالله را به نمایندگی از اداره کابل به امریکا فرستادند تا به خارجی ها و سران امریکا اطمینان دهند که استراتیژی جدید بر خلاف تشویش موجود (با افشای واقعیت ها)، آنگونه نیست که امریکا بخواهد دلسرد شده و یا در مورد آن به تجدید نظر بپردازد؛ در همین راستا است که اگر به دقت سفر داکتر عبدالله بررسی شود و در نشست ها و ملاقات ها با مقامات مختلف امریکا در رده های گوناگون دیده شود اولین حرفی که باربار داکتر عبدالله با علاقه از آن سخن میگوید تمجید از استراتیژی جدید امریکاست و تعریف و ستایشهای معمول از کارکرد قوت های امریکا در افغانستان؛ و چنان وانمود می کند که جای هیچگونه تشویش و نگرانی وجود نداشته و باید همچنان از استراتیژی فعلی در درون امریکا حمایت شود.

به هرحال سخنان کلیشه ای داکتر عبدالله و حامیان امریکایی آن از این سفر و آنچه که در بعضی رسانه ها درز کرده، هرگز به معنای تمام جریان و مباحث متبادله بین او و امریکایی ها نیست و جزئیات سفر داکتر عبدالله، مثل هر سفر دیگر مقامات امریکایی – افغان از دید همگان مخفی مانده است و این لبخندها و دست دادن های جلوی دوربینها که داکترعبدالله ذاتا ذوق زده ای چنین لحظاتی است کدام تغییر و یا دستاورد شاخصی در پی نخواهد داشت جز همان چیزیکه امریکایی ها خود می خواهند در افغانستان انجام بدهند.

چنانچه در مصاحبه صدای امریکا با داکتر عبدالله (در جریان همین سفر) نیز معلوم می شود که هیچ بعید نیست سفر فعلی، یک کمپاین انتخاباتی بوده باشد تا از همین اکنون برای انتخابات آینده افغانستان (البته اگر انتخاباتی وجود داشته باشد) در تلاش جلب اعتماد سران تاثیر گذار امریکا در افغانستان بوده، و نیز تا حد ممکن بر ضعفها و کمبودیهای فعلی اداره کابل سرپوش بگذارد؛ چنانچه جوابهای گنگ عبدالله در آن مصاحبه و طفره رفتن وی از سوالهای دقیق مجری صدای امریکا، به وضاحت نشان می دهد که سفر فعلی عبدالله تحت الشعاع چه موضوعات ملی و بین المللی قرار گرفته است.

به امید سرافکندگی بیشتر دشمنان مردم شریف افغاستان

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x