نظــر

ناکامان تاریخ (قسمت اول ودویم)

وقتی در شانزده حمل سالجاری (1393هش) انتخابات جعلی افغانستان در تدابیر شدید امنیتی برگزار شد و دشمنان خارجی و نوکران حلقه به گوش آنها، گوش عالَم را از غوغای پیروزی و پیشرفت دیموکراسی، پر کرده بودند و از هر طریق ممکن فریاد شادی سر می دادند؛ و مجاهدین غیور و مدافعین واقعی اسلام و افغانستان را محکوم به شکست می نمودند؛

و کاندیدان بی شرم هریکی بطور جداگانه خود را (در همان دور اول) پیروز نهایی انتخابات معرفی کرده و خیال تشکیل کابینه را در سر داشتند؛ اینک اما، پس از اعلام نتایج ابتدایی انتخابات در ناوقت روز گذشته (6 ثور 1393 هش) که منجر به رفتن انتخابات به دور دوم گردید و هیچ یک از کاندیدان (با وجود تقلبات گسترده و جعل آراء) نتوانستند حد نصاب پیروزی را از نتایج بدست بیاورند؛ یکبار دیگر چهره های پریشان حال و شکسته دل، خاینان دین، ملت و وطن، در تاریخ افغانستان به نمایش گرفته شده و تصویری جامع، روشن و مستند از شکست و رسوایی وطنفروشان داخلی، درعرصه سیاسی معاصر به آرشیو ناکامان تاریخ پیوست.

از نتایج قسمی کاملا پیدا بود که نتایج انتخابات، ملحوظ نشده و سخن سلامت و امانت داری آراء، عاری از حقیقت است و تمام تلاشهای انجام شده به اسم انتخابات، طبق پلان های از پیش طراحی شده دشمنان خارجی و اراکین فاسد داخلی به پیش می رود و مهندسی بودن انتخابات، از هر جهت ملموس و مشهود بود؛ منتها صرفا جهت فریب افکار عامه و مشغول ساختن ذهنیت برخی کاندیدان ساده لوح و خوش باور، و نیز بخاطر جلوگیری از هر نوع شورش و اغتشاش جنبی نسبت به عواقب احتمالی اعلام نتایج، از سوی نامزدان و یا هواداران آنها، دشمنان بسیار زیرکانه، ماهرانه و با حوصله مندی و تردستی کارشان را به پیش می بردند تا در راستای آنچه که منافع آنها ایجاب می کنند گام بردارند و بالاخره همانطوریکه دشمنان، پیش از شروع کارزاهای انتخاباتی و پروگرام های تبلیغاتی، بارها از احتمال قوی رفتن انتخابات به دور دوم گفته بودند طبق صلاحدید و قدرت خویش انتخابات را به دور دوم سوق دادند و نه اینکه به خواست نامزدان یا به مقتضای نتایج آرای مردم، اینکار صورت گرفته باشد نه، بلکه به خواست حلقه های استخباراتی اشغالگران غربی و افراد دست نشانده موثق، اینکار صورت گرفت؛ و اکنون دشمنان قسم خورده اسلام و افغانستان بسیار راحت تر و بی سر و صدا تر راه معامله و معادله سیاسی را با دو نامزد به (اصطلاح) پیشتاز، باز گذاشته و پلان های شوم بعدی خود را مرحله به مرحله به اجراء می گذارند، البته با دغدغه ای کمتر و اطمینان بیشتر.

اما این نتیجه، با همه معیوبیت های که داشت و با وجود تقلبات گسترده و فراوان، با هزینه های سنگین و گزاف مالی و جانی که برای دشمنان خارجی و چاپلوسان شان در داخل ببار آورد؛ هرچه بود نشان از ناکامی نامزدان انتخاباتی داشت، که با وجود اشتراک کنندگان اندک در پروسه رای دهی، بازهم نتوانتستد فیصدی لازم را از آرای مردم بدست بیاورند و این خود نشانگر آنست که اشغالگران و مُهره های مورد نظرشان در افغانستان از هیچ جایگاه و ارزشی برخوردار نیستند و هرگز آن مهره های فاسد و و وطنفروش، مورد تایید قاطبه ملت افغان نمی باشند و نیز پرواضح گردید که تا اکنون هیچ پلان مهم دشمنان در افغانستان، نه برای خود اشغالگران و نه برای مزدوران حلقه به گوش آنها از اسم  و آدرس ملت بزرگ افغان محقق شده و نه هم می شود ان شاء الله! و هرچند دشمنان، سعی و تلاش فراوان خرج می کنند تا از مردم شریف افغانستان در جهت تحقق اهداف و آرمان های پلید و شوم شان بهره سیاسی و استفاده ابزاری نمایند؛ لیکن دست آخر در هر مرحله، ناکام تر از قبل، به بُن بست شکست برخورده و تیر زهرآگین آنها، در خاک دلیران نه به هدف که به سنگ خورده و می خورد …

… بر اساس فیصدی بدست آمده از اعلان نتایج ابتدایی، جایگاه و مرتبه نامزدان نام نهاد به ترتیب از اول تا هشتم مشخص، و میزان اعتبار و نفوذ ناچیز آنها معلوم گردید؛ آن هم در شرایطی که خود کاندیدان و نهادهای مربوطه به مسائل انتخابات، بر تقلب گسترده و جعل آراء اذعان داشته و با مستندات بدست آمده کاملا مشخص است که بسیاری از صندوق های رای، نه با برگه های رای مردم که با ماشین های حرفه ای و چالاک تقلب پر شده و با وجود ابطال برخی از صندوق ها و قرنطینه کردن برخی دیگر، بازهم بسیاری بر این باور هستند که در آرای شمارش شده نیز بدرستی بین آراء فاسد و صحیح، تفکیک لازم صورت نگرفته است و فقط بخاطر برجسته کردن رقم آراء و مهم جلوه دادن میزان مشارکت مردم در انتخابات، دست به اعلان رقمی زدند که از زیر سوال رفتن مشروعیت انتخابات، جلوگیری نموده و به دیموکراسی و انتخابات فرسایشی رنگ قانونی بدهند.

انتخابات شانزدهم حمل، با نتیجه بدست آمده، بجای اعتبار بخشیدن به نامزدان و بالا نشان دادن سطح محبوبیت و مقبولیت آنها در جامعه، بیشتر باعث شرمندگی و افتضاح آنها شده و با فیصدی اندکی که از صندوق های نمادین و پرتقلب آراء، نصیب شان شد تنفر و روی گردانی عمومی را نسبت به آن شخصیت های خود ساخته و دروغین، کاملا پرواضح گردانید و ضربه سنگینی را بر روح و روان وطن فروشان جاه طلب وارد نمود تا جائیکه دیگر از آن همه شور و نشاطی که کاندیدان، از خود در روزهای قبل از انتخابات، نشان می دادند خبری نیست و پس از اعلان نتیجه ابتدایی، نامزدان و مخصوصا بازندگان اصلی، چنان در سکوتی مرگبار فرو رفته اند که گویا سالهاست از صحنه سیاست دور شده و هیچ اثری در رقابت های انتخاباتی نداشته اند؛ شاید آنها با همه خوش خدمتی های که به غرب و اشغالگران، انجام داده بودند و با آن همه اجحاف و ظلمی که با مساعدت و پشتیبانی شان از صلیبی های متجاوز بر وطن و ملت خویش روا داشته و با قساوت قلبی فراوان، طی سالهای متمادی خود را از رنج و درد واقعی ملت ستمدیده افغان دور نگه داشته بودند؛ خود را طلبکار مردم پنداشته و انتظار خوردن این سیلی محکم، آن هم از جانب ملت نداشتند؛ اما که با همین نتیجه پر تقلب و سراسر دروغ و جعل، جواب خود را از ملت افغانستان گرفتند که آنها (مخصوصا رهبران مجاهد نما) مثل گذشته ها، ارزش و اعتباری در میان اقشار مختلف جامعه ندارند؛ چراکه آنها بهای شان را با بی شرمی با امریکا و ناتو معامله کردند و از همین رو، اندک بهاء و ارزش شان در پیش ملت افغان سقوط کرده است.

بنا به اعلان نتایج ابتدایی انتخابات نمایشی افغانستان، عبدالله عبدالله 9/44 درصد، اشرف غنی احمدزی 5/31 درصد، زلمی رسول 5/11 درصد، رسول سیاف 1/7 درصد، قطب الدین هلال 7/2 درصد، گل آغا شیرزی 6/1 درصد، داوود سلطان زوی 5/0 درصد و امین ارسلا 2/0 درصد آرا را کسب کرده اند؛ نتیجه ای که هیچ کدام از این شیفتگان چوکی و منصب را به پیروزی نهایی نرسانید و همه را بازندگان دور نخست انتخابات معرفی کرد.

از نتایج فوق می شود میزان اعتبار مدعیان به اصطلاح چوکی ریاست جمهوری را در نزد مردم را محک زد؛ نامزدانی که تا رسیدن به همین نتایج و فیصدی بی مقدار، از همه چیزشان مایه گذاشته و از همه داشته های خویش بهره گرفتند؛ تا بلکه بتوانند فیصدی آبرومندانه را به دست بیاورند؛ اما نه تنها موفق نشدند بلکه ماهیت و حیثیت ناچیزشان هم بشدت زیر سوال رفت و نیز اندک اعتباری که داشتند با تحصیل این نتایج، به تمسخر گرفته شد و با وجود هزینه های سنگین انجام شده جهت رسیدن به نتیجه مطلوب، ناکام و نامراد گردیده و به قول معروف: سنگ روی یخ شدند!

و این چنین است عاقبت کسانی که با سرنوشت ملت و وطن خود بازی کرده و بخاطر تامین منافع شخصی و اربابان سلطه گر خارجی اش، همه ارزشهای مادی و معنوی را زیر پا گذاشته و صرف جهت کسب اعتبار چند روزه، اعتبار و آبروی چندین و چند ساله شان را معامله نمایند.

اینجاست که باید از تک تک این بازیگران نقشه های شیطانی غرب پرسید که چه چیزی عایدشان شد؟

آیا تا اینجای کار کدام بهره و منفعت پرسود بدست آورده اند؟

آیا به خواسته های شان رسیده اند؟

آیا با اعلان فیصدی یاد شده خود را همچنان در قضایای مهم و حیاتی وطن مثمر ثمر پنداشته و مفید و متنفذ گمان می کنند؟

نخست از عبدالله عبدالله باید پرسید که چطور شد با وجود آنکه به قول خود از همه جهت در انتخابات جاری از شرایط کافی برخوردار می دانست و به قول معروف: همه فن حریف بود و نیز این بار کرزی هم در قامت رقیب اصلی با وی حضور نداشت بازهم شکست خورده و به نتیجه لازم نرسید و سرنوشتش همچنان در هاله از ابهام به دور دوم رفت؟ …. ادامه دارد!

ابو صهیب هراتي

 

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x