شعـــــرونه

ای مرد!

ای مرد!

بازکن حلقه های پای مرا

که با تولد دوبارۀ تو

این دو دست من است که دست ترا

گیرد و پا به پا به راه بَرد

کَی توان با رسن به دَور تنم

من برات تیز رفتن آموزم

من ملولم ز لرزش پایت

من هراسان ز ضعف اندامت

در جهانی که رو به پرواز است

می خَزی روی سینه، ای پسرم!

گرچه پاهات ظاهراً باز است.

فرانکفورت  ۲۰۱۴

 

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x