نظــر

این بار مذاکرات تقلبی

حبیبی سمنگانی

از تقلب های گوناگون انتخاباتی بسیار شنیده بودیم و به ویژه انتخابات جنجالی ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴م را همه به یاد داریم ، زیرا هنوز هم روزی نیست که رژیم چند سرهء کابل از پس لرزه های آن انتخابات تکان نخورد ، اما این بار مذاکرات تقلبی رژیم همه را به حیرت و تعجب درآورده است ، آگاهان حیران اند که آیا مقامات رژیم کابل از مذاکرات با دکاندار کویته هیچ درسی نگرفته اند و یا اینکه گمان دارند مردم را به هر طریقی که بخواهند فریب می دهند ، حتی می توانند نشست های تقلبی و نمایشی ترکیه را مذاکرات عنوان بدهند ؟

ایجاد مذاکرات های تقلبی از کارنامه های ننگین رژیم کابل است ، اما این بار نخست نیست که رژیم کابل چنین مذاکرات تقلبی را به راه انداخته باشد ، این دسیسهء است که به دستور امریکایی ها بارها آزموده شده است و لیکن هیچ بار دست آوردی نداشته است ، یکی از اهداف اساسی این گونه مذاکرات های تقلبی اینست که اذهان مردم در مورد طالبان خدشه دار و مشوش شود ، گویا طالبان درمیان خود اختلاف دارند ، چند دسته و چند گروه هستند و فلان گروه آن ها به همرای ما در رابطه هستند و مذاکرات دارند ، اما شاید امریکایی ها و مقامات رژیم نمی دانند که مردم افغانستان به حدی هم نادان و ساده لوح نیستند که درمیان ملا اختر محمد منصور و دکاندار کویته فرق نتوانند .

امریکایی ها فرمولِ Divide and rule یعنی « تقسیم بکن و حکومت بکن » را از پدران معنوی شان انگلیس ها آموخته اند و می کوشند با استفاده ازین فرمول اقوام و ملت های مختلف را زیر سیطرهء خود نگهدارند ، اما چیزی که امریکایی ها را بسیار به هیجان آورده است وحدت و اتفاق طالبان است ، امریکا با وصف اینکه تلاشهای زیادی را به خرج داد نتوانست درمیان چهره های مهم و مطرح طالبان اختلافی ایجاد بکند که باعث چند پارچگی طالبان شود ، بلی ، کسی اگر به شکل انفرادی موقف خود را تغییر داده است نتوانسته است بخشی از طالبان مسلح را با خود همنوا بسازد بلکه پس از مدتی اشتباه خود را درک نموده به صف اصلی خود برگشته است ، یا ناچار مانده است تا در شهر کابل خانه بگیرد و دیگر از نام طالبان استفاده نکند و یا هم به کدام کشور خارجی پناهنده شود و متباقی زندگی خود را راحت سپری بکند ( حقیقت اینست که این گونه مردم انگشت شمار هستند ) ، راز مقاومت و پیروزی طالبان به ویژه آنانکه شب و روز در سنگرهای پاسداری از دین و میهن مصروف مبارزه هستند در همینست که به حرف های این و آن کار ندارند بلکه به امارت واحد باور دارند ، به فرمان امیر واحد ( که حالا شیخ الحدیث هبة الله اخونزاده است ) لبیک می گویند و زیر سایهء پرچم واحد جهاد می کنند .

امریکایی ها و رژیم کابل درین اواخر کوشیدند بعضی از افراد مجهول الهویت را وظیفه بدهند تا صدا بلند بکنند که ما به فلان گروه طالبان وابسته ایم ، نیز شب نامه های را توسط عساکر رژیم در بعض مناطق پرتاب نمودند که گویا حکایت از اختلافات داخلی طالبان داشت ، اما این دو دسیسهء آن ها نیز ناکام ماند ، زیرا ماه ها بلکه سال ها گذشت و لیکن وجود خارجی آن گروه انشعابی را کسی نه در شرق کشور دید و نه هم در غرب ، نه در شمال و نه هم در جنوب ، همچنان شب نامه های را که از سوی ارگان های استخباراتی رژیم پخش شده بود اصلا کسی قابل اعتناء ندانست ، زیرا هیچ ربطی با واقعیت های زمینی نداشت و محتوای آن جز یاوه گوی چیزی دیگری نبود .

حالا رژیم کابل با کسی به نام ملا عبدالرؤف به حیث نماینده و رئیس تیم مذاکراتی طالبان وارد مذاکرات تقلبی شده است ، قصهء ملا عبدالرؤف را یکطرف بگذارید ، زیرا وی نه از امارت اسلامی افغانستان نمایندگی می کند و نه خودش کدام شخصیت مهم و تاثیر گذاری است که در ایجاد و روند صلح نقش بازی کند ( حد اقل خودم اولین بار است که نام وی را می شنوم و در مورد خوانندگان نمی دانم که در گذشته هم با نام وی آشنایی داشتند یا خیر ) ، سوال از رژیم کابل به ویژه از همایون جریر ( داماد حکمتیار ، عضو سابقه دار حزب اسلامی و عضو تیم مذاکراتی رژیم ) اینست که شما از پیوستن حکمتیار به پروسهء صلح توقعات زیادی داشتید و حتی مردم را چنین ذهنیت می دادید که اگر حکمتیار آمادهء صلح شود نصف مشکل حل می شود ، گفتگوهای شما کامیاب شد و حکمتیار به کابل آمد ، حالا دست آوردهای شما یک و نیم سال پس از تسلیمی حکمتیار و حزب اسلامی در راستای صلح چه است ؟ ، آیا واقعیت این نیست که با تسلیمی حکمتیار نه تنها وضعیت جهادی کشور تغییری نکرد بلکه مبارزه و مقاومت افغان ها در برابر نیروهای اشغالگر و رژیم مزدور قوی تر گردید و ساحات زیر کنترول طالبان دیگر هم گسترش یافت ؟ ، آیا واقعیت این نیست که حزب اسلامی امروز به جای اینکه مشکلات رژیم را کاهش بدهد و دپوهای سلاح های خود را در خدمت رژیم قرار بدهد از رژیم تقاضای سلاح دارد تا خود را در برابر رقیب دیرینهء اش حزب جمعیت مجهز بسازد ؟ ، با در نظر داشت این واقعیت ها آیا هدف شما از مذاکرات تقلبی با ملا عبدالرؤف در حقیقت تلاش برای ایجاد صلح است ؟

حرف اخیر برای رژیم به ویژه برای همایون جریر اینست که هرگاه رهبر حزب اسلامی نتوانست جهاد و مقاومت کنونی افغان ها را ضعیف و کمرنگ بسازد آن یکتن حزبی که از ولایت لوگر است و شما در مذاکرات جا داده اید هرگز نمی تواند وضعیت را تغییر بدهد ، و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین .

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x