نظــر

صلح، هدفی در دوردست ها وحید مژده

تلاش در جهت صلح در افغانستان کاری نه تنها دشوار بلکه خطرناک است. چندی  قبل زمانی که یکی از تحلیلگران سیاسی افغان جنرال غلام حسین هزاره مورد  سوء قصد نافرجام قرار گرفت، یکبار دیگر مشخص شد که سخن از صلح گفتن حتی می تواند خطر جانی در قبال داشته باشد. جنرال هزاره همیشه روی مذاکره بامخالفین برای تحقق صلح در کشور تاکید داشت اما شاید او هم نمی دانست که برنامه ای برای صلح تا آیندهء نامعلوم در این کشور وجود ندارد و سخن ازصلح به میان آوردن، خلاف جریان آب شنا کردن است.

کشمکش میان رئیس جمهور کرزی و امریکا بر سر امضای قرارداد امنیتی نیزمشخص ساخت که در این آشفته بازار سیاست اگر سخنی خریدار داشته باشد، رجزجنگ است و کشتن و آویختن جسد دشمن به دروازه های شهر. امریکا برای تحقق نسبی این خواست رئیس جمهور کرزی که باید قبل از امضای قرارداد امنیتی،مذاکرات صلح با مخالفین آغاز گردد، از طریق کشور های آلمان و قطر باردیگر در صدد تماس با طالبان شد. امریکا پذیرفت که پنج تن از زندانیان طالب را از زندان گوانتانامو آزاد سازد و در مقابل طالبان نیز برای آزادی یک سرباز امریکائی اعلام آماده گی نمودند اما ناگهان سخنگوی طالبان اعلام نمود که امارت اسلامی به دلیل (پیچیده گی های وضع سیاسی در افغانستان)مذاکره با امریکا را با دیگر به حالت تعلیق در آورده است. طالبان به این باور اند که امریکا از برنامهء صلح بعنوان یک ابزار برای مقاصد جنگ طلبانه استفاده می کند.

شایعاتی وجود داشت که رئیس جمهور کرزی در تماس با طالبان از آنان خواسته بود تا با مذاکره با امریکا، زمینه را برای تحقق این شرط وی از جانب  امریکا یعنی آغاز مذاکره با طالبان فراهم نکنند و وی را برای امضای قرارداد امنیتی تحت فشار های بیشتر داخلی و خارجی قرار ندهند. طالبان نیزبا درک این مسئله (که آنرا پیچیده گی های وضع سیاسی افغانستان) عنوان کردند، مذاکره با امریکا را بار دیگربه حالت تعلیق درآوردند.
از جانب دیگر حکومت افغانستان هم مذاکراتی را در دوبی با تعدادی از مقامات قبلی طالبان برهبری آغا جان معتصم آغاز کرد که گفته شد در این مذاکرات، بعضی از وزرای سابق طالبان از جمله مولوی عبدالرقیب هم حضور داشته است. اندکی بعد و همزمان با آغاز مذاکرات شورای صلح با طالبان دردوبی، مولوی عبدالرقیب در پیشاور ترور شد. حکومت افغانستان جسد وی را به تخار انتقال داد تا نشان دهد که وی از هواداران صلح با حکومت افغانستان بوده است اما حقیقت این بود که مولوی عبدالرقیب مدتی قبل از آغا جان جدا شده بود و در کنفرانس دوبی هم اشتراک نداشت.

هرچند طالبان قتل مولوی عبدالرقیب را کار دشمنان دانستند اما بعضی ها به این باور اند که در داخل صف طالبان گروهی تندرو از فدائیان وجود دارند که هرگونه تماس با حکومت افغانستان را خیانت تلقی نموده و حاضر اند چنین کسانی را بکشند. حتی اگر این شخص، از مقامات عالیرتبهء طالبان هم باشد.

گفته می شود که پاکستان در عقب این قتل ها قرار دارد اما سوال اینجاست که اگر پاکستان با عناصر صلح طلب در صف طالبان افغان مشکل دارد، پس چراملاآغا جان معتصم را که زخمی شد و در حال مرگ بود، تداوی کرد و سپس به افغانستان فرستاد تا بعنوان یک طالب میانه رو، پیام آور صلح باشد؟

ملاآغا جان از کابل به ترکیه رفت و گفته شد که شاید دفتری برای طالبان در ترکیه گشایش یابد اما دولت ترکیه به این کار تمایلی نداشت. کار ملا معتصم زمانی مشکل تر شد که طالبان سرنشینان یک هلی کوپتر را که در ازره ولایت لوگر نشست اضطراری کرده بود، دستگیر کردند که بیشتر آنان تباع ترکیه بودند.

طالبان در اندک مدت گروگان های ترکی را آزاد کردند که البته این کار بدون قیدوشرط نبود. طالبان در برابر آزادی آنان خواهان اخراج ملامعتصم ازترکیه شدند. ترکها هم به تدریج برای معتصم مشکل ایجاد کردند و از تمدیدویزهء خانواده اش خودداری نمودند.

از جانب دیگر سفر دوستان ملامعتصم از پاکستان به ترکیه نیز مشکل بود وخود وی هم هربار برای ملاقات دوستانش مجبور بود تا به دوبی سفر کند که به تدریج این سفرها طولانی تر شد.

در شرایطی که دولت افغانستان مدعی بود با طالبان در تماس است، معتصم دردوبی ناپدید گردید. ناپدید شدن ملا معتصم سروصدای زیادی برانگیخت واخباری هم بگوش می رسید که وی را در خانه اش در امارات تحت نظر قرار داده اند. با توجه به این حقیقت که معتصم در امارات خانه نداشت و همیشه در سفربه دوبی، در هوتل های لوکس زنده گی می کرد، این خبر زیاد دقیق به نظر نمی رسد. بعدا مشخص شد مقامات امنیتی امارات وی را در جائی تحت نظارت قرارداده بودند.

اگر اتهام وی اقامت بدون مجوز در امارات می بود، طبق قوانین این کشور،چنین افراد هنگام خروج از امارات، به اندازهء مدتی که بدون مجوز سپری کرده اند، جریمهء نقدی می پردازند. در موارد خاص، اگر شخص متخلف دستگیرگردد، رد مرز شده و به کشور متبوعش فرستاده می شود و اگر قضیه جدی باشد،چنین شخصی دیگر نمی تواند به امارات سفر کند.

اما به نظر می رسد که قضیهء معتصم تخلف ساده از این دست نیست. با توجه به این حقیقت که دولت امارات تحت نفوذ امریکا قرار دارد، آیا این کار نوعی جواب به اقدام کرزی نیست که گفته می شود از طالبان خواسته بود تا مذاکره با امریکا را متوقف سازند؟

آیا معتصم در جریان ملاقات های خود در امارات با کسی ملاقات کرده که نام وی درلیست سیاه امریکا بوده است و به این ترتیب بهانه ای بدست امریکاداده تا از مقامات امنیتی امارات بخواهد که وی را دستگیر نمایند؟

سرانجام بدنبال تماس های مکرر مقامات دولت افغانستان و با مقامات امارات متحدهء عربی، معتصم به افغانستان اخراج گردید. برای آزادی وی دو تن از مقامات افغان و سفارت افغانستان در امارات تلاش کردند. اکنون معتصم درکابل است و گفته می شود که شورای عالی صلح قصد دارد زمینهء اقامت وی رادر ترکمنستان فراهم سازد زیرا خود وی ترجیح می دهد تا تماس هایش به منظور ترغیب طالبان به صلح را از یک کشور خارجی پی بگیرد.

ترکمنستان در سال 1995 بیطرفی خود را در سطح جهانی اعلام نمود و این مسئله توسط سازمان ملل متحد نیز برسمیت شناخته شد. بنابراین امکان پذیرفته شدن معتصم در ترکمنستان هم زیاد محتمل به نظر نمی رسد.

معتصم در کابل گفت که وی دستگیر نشده بود بلکه به دلیل اینکه عده ای درامارات متحدهء عربی قصد ترور وی را داشتند، مجبور شد تا خودش را مخفی نماید. این سخن وی قابل قبول نیست زیرا اگر وی چنین قصدی را داشت، می توانست لااقل قبل از پنهان شدن به خانوادهء خود اطلاع بدهد تا آنها نگران نباشند.

هر چند تلاش های معتصم برای ترغیب طالبان به صلح تاکنون دست آورد ملموسی نداشته است اما این قضیه یکبار دیگر نشان می دهد که صلح در افغانستان لااقل تا آیندهء قابل پیشبنی در دستور کار نیست و هرکسی که بخواهد در این راه گام بگذارد، گام در جادهء پر چالشی نهاده است و چنین خطراتی را بایدبه جان بخرد.

وحید مژده

ژمن وېب پاڼه

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x