هر صدای که بوی تفرقه دهد؛ ندای شیطان است!

نوشته: داکتر عبدالباسط امل

میخواستند امام شهید را درگیر مسائل کوچک و جنجالی بسازند، همینکه به ساحه رسید، تعدادی از افراد چالاک و تیز زبان متوقفش کرده پرسیدند:

جناب شیخ! تو که فهم و علمیت بلند در دین داری، اینجا یک تعداد از مردم حین نماز دستها را روی سینه می گذارند، رفع الیدین می کنند و در عین زمان در همین مسجد شماری هم دستها را زیر ناف می بندند و رفع الیدین نمی کنند؛ از دید شما کدام یک شایسته و درست است و کدام اشتباه می کند.

امام حسن البنا شهید فکر بلندی که داشت، در همان لحظه متوجه اصل قضیه شد و با صراحت برای شان گفت:

رفع الیدین نمودن و نکردن آن سنت است ولی اتحاد و متحد ماندن مسلمانان فرض است، شما روی فرض کار کنید و اختلافات جزئی را به وقتش بگذارید.

ــــــ

این تعامل امام شهید درسِ بزرگ برای هر مسلمان دارد بخصوص برای دعوتگران.

جامعهٔ افغانی ما مملو از اختلافات کوچک و پیش پا افتاده است، از مسائل فروع دینی گرفته تا جنجالها روی شخصیت ها، زبان و قوم.

بارها دیده می شود برای دفاع از رهبر مورد علاقه، زبان، قوم و گروه به جان هم می افتیم، در بحث تند می شویم، صداها بلند می شود، همدیگر را زشت می گوییم، حتی به این بسنده نمی شود این موضوعات را به کرات در صفحات مجازی می کشانیم، تلاش می شود هرطوری شده جانب مقابل را متهم بسازیم و خود را پاک و مخلص.

آیا با خود فکر کرده ایم انجام این بحثها و جنجال ها چه می شود؟

چند باری شده طرف را قانع به حرف خود بسازیم؟

آیا پیچیدن روی این موضوعات فاصله میان ما را بیشتر نمیکند؟

بدون شک همهٔ این موضوعات فتنه را در جمعِ ما بیدار می کند، محبت و دوستی را به کینه و نفرت بدل می سازد و ما را از هم جدا می سازد.

همه چیز را از ما می گیرد، تلاشها هیچ می شود، هدف فراموش می شود و بدتر از همه منافقین و دشمن اتحاد ملت؛ شادی میکنند، برای شعله ور نگهداشتن بیشتر این اختلاف درونی؛ طرح می ریزند و برای رسیدن به آرمان های خود سخت تلاش می کنند.

ولی ما هنوز غافل و درگیر همدیگر؟

آیا پاسخِ نزد پروردگار داریم.

یوه تبصره

  1. با تشکر فراوان از نوشتۀ سراپا احساس و درد و درک و ناله و فریاد برادر عزیز ما.
    نماز خواندن فرض است و قرائت سورۀ فاتحه در نماز نیز فرض است، نیمۀ دوومِ سورۀ فاتحه هم کاملاً دُعا میباشد بناً دُعا نمودن نیز فرض است.
    ( تعوذ) نیز یک نوع دُعا است این دُعا و هر دُعای دیګر باید از عُمقِ قلب و اخلاص باشد.
    اینکه می ګوئیم ( استعیذ باالّله من الشیطن الرجیم) در واقع خواستۀ قلبی ما میباشد امّا بشرط اینکه به کیفیت و حقانیت آن ایمان داشته باشیم یعنی اینکه از صمیم قلب پذیرفته باشیم که از شیطان رجیم به خدا پناه می بریم ولی اګر از یک سو از شیطان می ګریزیم و از سوی دیګر و در یک زاویه و کُنج تاریکِ دیګر به حرف های شیطان ګوش فرامی دهیم یعنی تخم پلیدِ تعصبات قومی و تباری و لسانی و سمتی و نژادی و اباطیل دیګر در زمین ایمانداری خویش می پاشیم و می کاریم باید بدانیم که این دُعای ما نه اینکه مستجاب نمیشود بلکه مایۀ عصیان و طغیان ما خواهد شد.
    نتیجتاً ،دُعا نمودن فرض است و ایجاد شرائط آن ( هر چند ناچیز) نیز فرض میشود.
    غیر عاقلانه خواهد بود که در پهلوی مصرف دارو، از پرهیز نمودنِ خوردن غذای مضر غافل شویم.

تبصره وکړه

ستاسو ایمیل ادرس به هیڅ کله نشر نه شي.