نظــر

قشون سرخ شوروی در افغانستان چگونه شکست خورد!؟

نویسنده: ابن مبارک احمدزی
2018 / 2 / 15

یاد آوری: در این مقاله پيرامون اشغال افغانستان توسط قشون سرخ شوروی و سرانجام شکست آنها و همچنان اشغال افغانستان توسط پيمان ناتو و اشغالگران غربی بحث مفصل صورت گرفته است.

با تأسف باید گفت که در یک دههء اخیر اشغالگران و دشمنان قسم خوردهء اسلام و افغانستان همواره در تلاش بوده اند تا ذهنیت مردم عام را طوری عیار و درست بسازند که در مخالفت با منافع حکومت اجیر و استعمارگران قرار نگیرد.هر چند فرق عمده میان اشغال روسی و آمریکایی دیده نمی شود اما با آن هم اصطلاحات و واژه های نوین و مدرن برای آن از روی یک برنامه بزرگ و تمام عیار ایجاد شدند که تا اشغال شانرا اسم و مارک دیگری بدهند اما یک اصل فقهی است و آن اینکه با تغیر اسم و نام حکم همان چیز تغیر نمیکند.به عبارت دیگر اگر به اشغال کنونی هر نام و پسوند ملحق و داده شود جلو مبارزات و جان فشانی های فرزندان راستین اسلام را گرفته نمی تواند.

اشغال، اشغال است چه توسط روس و چه توسط امریکا، دست نشانده هم دست نشانده است چه به دست روس و چه به دست امریکا، پس افغان را چه شده است که دیروز در مقابل روس ها و حکومت دست نشاندۀ شان غیرت می کردند و تا پای جان مبارزه می کردند و آن را برای خود افتخار و ارزش می دانستند؛ اما امروز در مقابل امریکایی ها سر ذلت و عجز را خم کرده و نسبت به آن همه مظالم وحشیانۀ امریکایی ها و شرکای درنده خوی آن، بی تفاوت نشسته اند؛ آیا واقعا اینگونه است که ملت ما نسبت به تجاوز روس حساس بوده و نسبت به تجاوز امریکا بی تفاوت!؟

شکی نیست که کفر کفر است چه کفر کمونیستی و چه کفر صلیبی و دشمن هم دشمن است چه آن دشمن امریکایی باشد و چه شوروی، و مزدور هم مزدور است چه مزدور شوروی و چه مزدور امریکا، پس چه خوب می شد که افغانها هم همان افغان های با غیرت و مسلمان باشند مثلیکه در مقابل روس ها شجاعانه ایستادند و با قیام های سوم حوت و 24 حوت پوزۀ سردمداران کرملین را به خاک ذلت مالیدند؛ امروز نیز همانگونه، با غیرت و شهامت، همانند شجاعت نیاکان خود پوزۀ استکبار وقت و سران کاخ سفید و سائر دول غربی متجاوز را نیز به خاک ذلت مالیده و آنها را محکوم به شکست نمایند که ان شاء الله تعالی به توفیق حضرت حق چنین بوده و هم اکنون نیز چنین اند،مبارزات جان فشانه ی مجاهدین امارت اسلامی پوز ایتلاف صلیبی ها را به خاک مالیده است ان شاء الله.اینکه در جهاد عظمت و عزت کافه ی امت نهفته است پس مجاهدین اند که شرف حفظ مقدسات اسلام را از آن خود ساخته اند.

۶جدي سال 1358 مصادف است با تهاجم قواي سرخ شوروي، به قدرت رسيدن ببرك كارمل و آغاز يك تحول ديگر در سر نوشت سياسي اجتماعي و فرهنگي كشور اسلامی ما افغانستان.روس ها به ساعت سه بعد از ظهر 25 دسامبر سال 1979 میلادی از طريق هوا وارد ميدان هوايي بگرام و خواجه رواش كابل شدند.

در اولين ساعات ورود يعني درست دو ساعت بعد از تهاجم پنجاه و دو تن از افسران و سربازان نيروي هوايي و فرقه صدو سه كوماندوي قواي اشغالگر كشته شدند

دو روز از ورود شوروي ها به افغانستان نگذشته بود كه اولين عمليات نظامي اين كشور بالاي تپه تاج بيك در ساعت شش و چهل و پنج دقيقه بعد از ظهر صورت گرفت كه منجر به قتل حفيظ الله امين و يك تن از افسران ارشد قواي سرخ شد«قابل ياد آوري است روس ها در افغانستان در حالي شكست خوردند كه اين كشور به تناسب يك ابر قدرت شرق در جهان مطرح بود»

در شب ششم جدی سال 1358 خورشیدی نیروهای شوروی تهاجم همه جانبه ‌ای را از زمین و هوا به خاک افغانستان آغاز کردند و از مسیرهای بندر «شیرخان»، بندر «حیرتان»، بندر «تورغندی» و مسیر «اشکاشم» به این کشور هجوم آوردند.

نیروهای ارتش سرخ شوروی که شامل صدها تانک، نفربر زرهی، و کامیون‌های مملو از سرباز این ارتش بود با پشتیبانی هواپیماها و بالگردهای جنگی در نقاط از پیش تعیین شده در خاک افغانستان مسقر شدند.

شروع و آغاز قتال توسط افغان ها

قیام مردم مسلمان افغانستان که با آغاز کودتایی در 7 ثور سال1357 آغاز شده بود، با تجاوز نیروهای شوروی به خاک افغانستان شدت پیدا کرد و از آنجایی که اشغال افغانستان توسط شوروی برای مردم مسلمان افغانستان بسیار ناگوار بود، شعله های جهاد در سراسر این کشور بر علیه نیروهای شوروی آغاز شد و خیلی زود نیروهای ارتش سرخ در افغانستان زمین‌گیر شدند.

جنگ مجاهدین مسلمان افغانستان بر علیه شوروی در یک تحلیل تاریخی «جنگ اسلام و کمونیزم» بود و طبق گفته های دانشمندان و سیاسیون اسلام پس از هفتاد سال مبارزه سرد و گرم بین این 2 ایدئولوژی در آخرین جنگ کمونیسم علیه اسلام، ملت مجاهد افغانستان بی‌باکانه به عرصه رزم با «استالینیزم» قرن شتافته و سر انجام با شهادت نزدیک به 2 میلیون نفر از بهترین فرزندان خویش کمونیسم را از پای در آورد.

اهمیت مبارزات سیاسي مجاهدین در شکست قشون سرخ و تعقیب مان سیستم توسط مجاهدین امارت اسلامی در شکست دادن ناتو
مبارزات سیاسی مجاهدین در مجامع بین‌المللی، باعث انزوای شوروی در سطح دنیا شد و ملت‌های اسلامی حمایت همه جانبه خود را از مجاهدین و مردم مسلمان افغانستان اعلام کرده و تجاوز شوروی را به شدت محکوم نمودند اما با تأسف که در حال حاضر این چنین نیست،نه تنها اینکه مجامع اسلامی و بین المللی اشغال افغانستان توسط ناتو به رهبری آمریکا را محکوم نمی کند بل برای جواز و مشروع جلوه دادن آن دلایل می خراشند.که با این حال می توان بر ابتکار و فراست سیاسی رهبران امارت اسلامی گواهی داد،چگونه با وسایل و ابزاراندکی طاغوت بزرگ دهر را به زانو در آورد؟

حقا که این جز نصرت الله چیزی دیگری نیست!

بسیاری از علماء و بزرگان سیاسي کشور های اسلامی در همان روزهای اول تجاوز شوروی به خاک افغانستان، این عمل را محکوم کرده و حمایت همه جانبه خود را از ملت مسلمان افغانستان اعلام فرمودند.

عده یی از علماء حقاني در همان اوایل تجاوز روس در پیامی که به مناسبت سالروز تجاوز شوروی به افغانستان صادر کرده بودند از مردم افغانستان خواستند که از مساجد و و مدارس دینی در سراسر افغانستان به عنوان پایگاه‌های تبلیغی علیه کفر «مارکسیسم» استفاده کنند و از اجتماعاتی که به نفع دولت باشد در اماکن مقدسه خودداری کنند،ای کاش اکنون چنین کاری می شد،ببین تفاوت را از کجا تا به کجا!!.

در سال‌های مبارزه مردم افغانستان با ابر قدرت شرق، غربی‌ها حمایت همه جانبه خود را از مقاومت مردم افغانستان اعلام کردند

علماء افغانستان که سخن حق را همیشه بر زبان داشتند بسیار به وضاحت اظهار داشتند که: «ملای روسی کسی است که حکومت مارکسیسم و ملحد «ببرک» را قانونی جلوه دهد و مردم را به سکوت تشویق نماید و ملای آمریکایی کسی است که محبت غربی‌ها و تمایل به آنان را در دل‌های مردم بیفکند».
نکته:برادران اسلام! یکی از رسالت های ما و شما جوانان در شرایط کنونی شناختن علماء سوء است،در صورت که آنها را بهتر نشناسیم دچار چالش های فروان بر سر راه خویش خواهیم شد،علمای که جهاد کنونی و برحق افغانستان بدست طالبان را جهاد می نامند،همین ها اند که با حمایت همه جانبه ی شان قشون سرخ روس شکست فاحش را متحمل شد..

علاوه بر شدت فشار نظامی که از طرف مجاهدین افغانستان به نیروهای شوروی وارد می‌شد در سطح بین‌المللی هم فشارها روز افزونتر می‌شد، به گونه‌ ای که در سال‌های پایانی حضور نیروهای شوروی در افغانستان، 122 کشور عضو سازمان ملل خواهان خروج بدون قید و شرط ارتش سرخ از افغانستان شدند.

مجاهدین نیز علاوه بر شدت بخشیدن بر فعالیت‌های نظامی خود در سطح بین‌المللی نیز فعالیت‌های گسترده‌ای را آغاز کرده و در ملاقات‌هایی که با برخی از سران کشورها داشتند، خواستار محکومیت و خروج نیروهای شوروی از افغانستان شدند

آغاز شکست قشون سرخ

مردم و مجاهدین مسلمان افغانستان در تمامی عرصه‌های معنوی، نظامی و همچنین در سطح سیاسی و بین‌المللی موفق شدند که خیلی زود ارتش سرخ شوروی را وادار به شکست کنند.

نزد بسیاری ها این شکست شکست نظامی و تاریخی تلقی شد،و بسیاری ها از آن به یک قطبی شدن جهان تعبیر کردند.

فشارهای بین‌المللی به تدریج آثار شکست سیاسی نظام کمونیستی را به همگان نشان داد. در عرصه نظامی نیز هر روز که از عمر جنگ شوروی و مجاهدین می‌گذشت، زمان به ضرر ارتش سرخ بود و مجاهدین با تجاربی که به دست آورده بودند، شرایط را برای شوروی بسیار دشوار ساختند،کاملا حالتی که مجاهدین امارت اسلامی در آن قرار دارند،سالهای قبل امریکا از بهترین و پیشرفته ترین تکنالوجی خویش جهت سرکوب مقاومت طالبان استفاده نمود که در اوایل یک کمی تلفات را به طالبان وارد ساخت اما حالا الحمد لله مجاهدین امارت اسلامی کاملا با تمام سازش ها و فریب های شیطانی امریکا به صورت کامل بلدیت دارند و در مقابل آن از تجارب بدست آمده ی خود استفاده می کنند و ایتلاف صلیبی را وادار به پذیرفتن شکست کرده است.(ذالک فضل الله)
یک نکته ی قابل تأمل این بود که شوروی اکثرا بر پلان های نظامی غور می کرد و پیروزی خود را در براه انداختن عملیات های نظامی می دید که در نتیجه چیزی بدست نیاوردند و امریکا از همین نقطه عبرت گرفت و بعد از اشغال افغانستان ۶۰ فیصد انرژی خویش را بر نبرد سرد و تبلیغاتی وارد ساخت،از همه وسایل جمعی چون تلویزیون و رادیو استفاده اعظمی نمود تا باشد در مخشوش ساختن اذهان مردم افغانستان و بدنام ساختن جهاد مقدس طالبان از آن کار گیرند.

شکست فاحش قشون سرخ در دیار سپيد مسلمانان

نیروهای شوروی پس از ناکامی‌هایی که در افغانستان متحمل شدند، تصمیم به آتش‌بس و سپس خروج از افغانستان گرفتند و مجبور شدند که زمینه خروج آبرومندانه خود را از افغانستان فراهم کنند.

در سال 1364 خورشیدی «گورباچوف» رهبر اتحاد جماهیر شوروی به دیگر سران حزب کمونیست پیشنهاد کرد که راهی برای خروج از افغانستان پیدا کنند و در 24 ماه (…) سال 1364 گورباچوف در یک سخنرانی علنی در گنگره ی حزب کمونیست اعلام کرد که باید وضعیت نظامی خود را در افغانستان تغییر دهیم وگرنه باید بیست یا سی‌ سال دیگر به همین شکل، بی‌سرنوشت در افغانستان می مانیم

سرانجام ارتش سرخ شوروی پس ازاینکه 50 هزار نفر از افراد خود را در افغانستان از دست داد و متحمل خسارت‌های سنگین مالی شد، پس از 9 سال و 50 روز، بدون کوچک ‌ترین دستاورد نظامی و سیاسی، خاک افغانستان را ترک کرد.(روزگاریکه منتظر آمریکا نیز است باء ذن الله)

خرین مرحله از خروج نیروهای شوروی از افغانستان در 26 ماه دلو سال 1367 خورشیدی با عبور از پل رودخانه «آمو» در منطقه حیرتان در شمال افغانستان از این کشور به پایان رسید.

بوریس گروموف فرمانده ارتش سرخ شوروی در افغانستان، یک روز پس از اینکه نیروهایش را از رودخانه آمو به سمت خاک شوروی عقب کشیده بود، گفت: «در گرداب خطرناکی گرفتار شده بودیم، نجات ما شبیه یک معجزه بود»

اکنون آمریکا نیز به دنبال خروج آبرومندانه از گرداب افغانستان است، زیرا به هشدار های مکرر امارت اسلامی درخصوص تجاوز به افغانستان توجه نکرد و با حمله به این کشور زمینه ‌ساز بسیاری از مشکلات اقتصادی و اجتماعی برای کشور خود شد.

این گونه است که بار دیگر تاریخ تکرار می ‌شود و باید دید «نیکولسن،جو بایډن،و امثالهم» که همانند همتای اهل شوروی خود «گروموف»، برای خارج کردن نیروهای آمریکایی از افغانستانمی آیند، هنگام خروج از افغانستان چه خواهد گفت؟

یکتن از فعالان انقلاب ایران در یاداشت های خویش می نویسد که:

«آن روزی که سفیر شوروی آمد پیش من، گفت که دولت افغانستان خواسته است که شوروی نظامی به آنجا بفرستد، به او گفتم که این اشتباهی است که شوروی می‌کند. البته دولت شوروی می‌تواند افغانستان را قبضه کند، ولی نمی‌تواند در آنجا مستقر شود. اگر شما خیال کرده‌اید بتوانید افغانستان را بگیرید و آن را آرام کنید، این خیال باطل است. شما هم اگر بروید و هر قدرت دیگری هم برود، آن جا را می‌گیرد اما نمی ‌تواند آن را آرام کند و بالاخره شکست می‌خورد»

سران کشورهای اسلامی در سال 1359 یک کنفرانس را دایر کرده بودند یکی از شرکت کننده گان در رابطه با مقاومت مجاهدین افغانستان چنین فرمود: «آنچنان سیلی زدند چریک‌های قدرتمند افغانستان به روی شوروی که باید سرش را بلند نکند»

حقیقت همین بود که الله با مجاهدین است و جهاد بلندترین قلعه ی اسلام است،ارزش مجاهدین افغانی و در کل همه مجاهدین اسلام این است که شکستند آن بت بزرگی که برای ملت ها تراشیده بودند که اگر چنانچه کسی به شوروی یک کلمه بگوید، باید به فنا برسد. آن ها شکستند این را، مجاهدین افغانستان شکستند آن دیناسور را و چیزی که برای ملت ها پیش آورده بودند.باید اشغالگران صلیبی و اداره ی طاغوتی کابل بداند که طالبان همان مجاهدین اسبق اند و یا پسران و نواده های آنها،که فقط و فقط برای آنها تعقیب راه پدران حایز اهمیت است و بس و به هیچ قیمتی حاضر نیستند با اشغالگران بر سره اهداف علیای جهادی بر تنازل کنار بیایند جز اینکه شکستش دهند.

شکست قشون سرخ روسی از همان اوایل هویدا بود که بلاخره شکست خورد، و در مورد آمریکا نیز در برهه کنونی صحت دارد، درست است که آنان افغانستان را اشغال کردند، ولی هرگز نه خودشان و نه ملت افغانستان از زمان اشغال تا کنون در آرامش نبوده‌اند و اکنون ارتش آمریکا با شکستی مفتضحانه با تغییر ژنرال‌های نظامی در این کشور به دنبال خروج از منجلاب افغانستان و خروجی آبرومندانه است(رسانه های مشهور آمریکايي را می توانید بعد از انتخاب شدن دونالد ترامپ تعقیب کنید که برای حل و بیرون رفت نبرد افغانستان چه کارهای که نمی کنند!

طوریکه در سوم حوت 1358 خورشیدی یکی از قیام های خود جوش و جاویدان مردم کابل علیه تجاوز روسها و نظام دست نشاندۀ وقت رخ داد که تا هیچ وقت از ذهن و فکر ملت شریف افغانستان دور نمی شود؛ روزی که مسلمانان با غیرت کابل بخاطر عزت اسلام و حفظ ارزشهای اسلامی و استقلال و آزادی وطن از چنگ متجاوزین شوروی و غلامان حلقه به گوش آنها چون سیل خروشان موج گرفتند و جانانه سینه های شان را سپر حق نموده و در راه اسلام عزیز و استقلال وطن جان های شیرین خود را قربانی کردند.

قیام کابل سرآغاز قیام های اسلامی و ملی علیه تجاوز قشون سرخ شوروی سابق در سرتاسر وطن شد، آن مردم با ایمان، با شهامت و با غیرت فقط بخاطر عزت اسلام و وطن شان قیام نمودند و به دنیا نشان دادند که استکبار ستیزاند و هیچ وقت ذلت زندگی زیر سایۀ اشغالگران را نمی پذیرند

آنانیکه در سوم حوت در کابل و یا 244 حوت در هرات قیام کردند قیام شان نه بخاطر چوکی و ریاست، بلکه بخاطر عزت و استقلال، دین و شریعت بود، آنان اگر چوکی و ریاست می خواستند که به استقبال تجاوزکاران می رفتند و در راه شان آب می پاشیدند و یا در گردن اشغالگران گل می افکندند؛ اما آنان اینکار را نکردند بلکه با عزم آهنین، غیرت افغانگری و از همه مهمتر ایمان قوی شان با سنگ و کلوخ و چوب به سراغ دشمنان شتافتند و در حالیکه دشمنان شان نیز قصد جان، دریدن عفت و به یغما بردن ارزشهای اسلامی، ملی و وطنی شان را داشتند تا سرحد مرگ به جنگ دشمنان رفتند و با دستهای خالی اما ایمان های قوی و راسخ نفرت کفر را فریاد زدند و در راه مقدس و هدف ارزشمند شان جان های شیرین خود را با افتخار فدای دین نمودند. بدون شک که مجاهدین سربکف امارت اسلامی همانا راه مردم کابل و هرات را تعقیب می کنند و کرده اند،نباید به سوی طالبان ار زاویه ی تعصب دید،تفاوت مقاومت طالبان در برابر اشغال صلیبی با مقاومت مجاهدین قبلی در چیست؟ درست است که در صداقت و ایمانداری هردو برابر و برادر اند اما باید بپذیریم که صف امارت اسلامی نظر به شرایط آنزمان به مراتب پاکتر و واحد تر است،اعداد و تربیت نیز یکی از وجایب سیاسی برای استشهادیان اسلام بنام طالبان قرار داده شده است.

وقتی در تاریخ درخشان افغانستان، این افتخارات را مطالعه می کنیم و وقتی ایام سال مصادف با چنین روزهای سرنوشت ساز می شود؛ لزوما در ذهن و فکر ما دلاوری و قهرمانی های نیاکان ما به تکرار گرفته می شوند که آنها چقدر غیرت داشتند و چه مردم باهمت و با شهامتی بودند که لحظۀ ذلت کفر را تحمل کرده نمی توانستند و چشم دیدن دشمنان آب و خاک شان را در وطن عزیزشان نداشتند، و وجدان و غیرت آنها ذلت زندگی در پهلوی دشمنان را قبول کرده نمی توانست، بدون شک از یک طرف به چنین نیاکان با غیرتی افتخار می کنیم اما در عین حال به حال خودمان افسوس می خوریم که ما را چه شده است که اینگونه نسبت به اشغالگری و تجاوز دشمنان وقت و دستگاه حکومت اجیر و فاسد آنها بی تفاوت هستیم و حاضر نمی شویم در جهاد مقدس علیه اشغالگران زمان سهم بگیریم آنگونه که پدران با غیرت ما علیه متجاوزین زمان خود سهم گرفتند! طالبان در عصر حاضر مردمانی اند که سیرت پدران دلیر و با شهامت خویش را به درستی مطالعه فرمده اند و تا ریختن آخرین قطرات خون شان از اهداف علیای جهادی خود به عقب نمی روند،شما می بینید که جوانان صف صف می ایستند و باروت را بر سینه های نازک خویش می بندند و بر سر خویش به خاطر کسب رضایت الله تعالی معامله ی خیر می کنند.

بجاست بر شهدای گلگون کفن سوم حوت قیام ملی مردم شریف کابل درود و رحمت بفرستیم و از الله متعال صادقانه التماس کنیم که باز هم در میان مردم شریف کابل و دیگر کلان شهرهای افغانستان عزیز همچون مردم با غیرت و جوانان با شهامت را پیدا نماید که بر ضد قوای اشغالگر امریکا و ائتلاف شوم بین المللی ایستاده شده و دمار از روزگار آنها و حکومت اجیر و فاسد آنها در بیاورند و با صداقت، اخلاص و همدلی بنای یک نظام مستقل اسلامی را در وطن عزیز شان بگذارند، بدون شک عزت ما در جهاد است و سخن از عظمت امت را وقتی می توان بر زبان آورد که ما یا مجاهد بوده باشیم و یا از مجاهدین حمایت کرده باشیم.الله زعیم امارت اسلامی ملا محمد عمر مجاهد (رحمه الله) را غریق رحمت کند که با شهکاری های خویش دنیای طاغوت و کفر را چلنج داد،و الله شهادت أمیرالمؤمنین ملا اختر محمد منصور (رحمه الله) را به دربار خویش قبول گرداند،شهدایی که در جریان این چند سال در افغانستان،عراق،شام،یمن ،پاکستان و افریقا جام شهادت نوشیده اند همه ی شان تاج سر امت اسلامی اند و ما بالای آنها افتخار می کنیم،الله ما را توفیق دهد که راه آنها را تعقیب و ایتلاف صلیبی به رهبری امریکا را در هم کوبیم. ان شاء الله

ټاګونه

ورته لیکنې

avatar
1 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
سورګل
میلمه
سورګل

۶ د جدی زموږ د ګران هیواد په تاریخ کی یوه توره کرغڼه ورځ ده چه افغانان د شوروی د تجاوز په مقابل کی را پاڅیدل او د هر ډوله وسلی څخه یی د خپل وطن د ازادی لپاره کار واخیست چه د نړیوالو د نطامی او اقتصادی مرستو په نتجه کی شوروی ماته وخوړه او هم پخوانی شوروی سیستم د سوسیالیزم ځالګی د تل لپاره ړنګه شوه او اوس یی ددی بل ورور وار دی الله ج دی وموږ توفیق راکړی چه همداسی مات کړو لکه شوروی، امین

Back to top button
Close
Close