نظــر

تمدن چیست و متمدن کیست؟ (قسمت اول و دوم)

الله جل جلاله وقتی آدمیزاد را خلق نمود و بر روی زمین اسکان داد ؛ قبل از هرچیز اشیاء را به وی نشان داده و خواص آنها را در عقل و ضمیر انسان آشنا ساخت ، انسان را با محیط زیست و زندگی اش اُنس و اُلفت فطرتی عنایت فرمود و بمقتضای خواهش طبیعی انسان ، همه موجودات مورد نیاز برای وی را فراهم آورد ؛ زمین خدا ، همسان با رُشد فکری و جسمی انسان ، به میدان خودیابی انسان تبدیل شد و انسان برمبنای خود اندیشی ، تفکر ، پویندگی ، خرد و دانشِ فطرتی ،

به خیلی چیزها رسید و استعدادهای اندرونی خویش را شکوفا ساخت و با گذشت زمان ، و نشو و نمای انسانها و تکاثر بشر در روی زمین پهناور خدا ، قوم های زیادی تشکیل یافت ؛ گروهای مختلفی از مجموعه انسانی در کره زمین بوجود آمدند ، و هر قوم و گروهی در روند زندگی و نوع حیات ، صاحب پلان و روش خاصی از دیگری شد و با پیدایش شهرها و قصبات بزرگ و کوچک ، هریکی از گروهای بشری دارای یک تمدن و فرهنگ خاص شدند که به مرور زمان ، معیار شناخت اقوام و تمایز آنها براساس تمدن ها و فرهنگ های خاص و مروّجه در بین آنها ، قرار گرفت و هرگروهی صاحب یک تمدن خاص و فرهنگ جداگانه از دیگری شد .

در اینجا قصد ما براینست که بطور خلاصه و گذارا مروری بر مقوله “تمدن” داشته باشیم و در باره تمدن شناسی (و علی الخصوص تمدن اسلامی) مباحثی هرچند کوتاه و مختصر گردهم آورده و در جهت اثبات جامعیت ، برتریت و حقانیت تمدن غنی اسلامی ، مطالبی را تقدیم خوانندگان عزیز نماییم تا باشد در این مسیر ، حداقل روشنایی انداخته و اهمیت موضوع “تمدن شناسی” را بیان کنیم و نیز برای کسب دانش در این فن ، ایجاد علاقه نموده و باعث مطالعه وسیع در این باب بشویم .

تمدن چیست ؟

تمدن مصدر عربي از باب تفعل و اسم مصدر فارسي است ؛ تعريف تمدن در فرهنگ عميد چنين آمده است : “شهرنشين شدن، خوي شهري برگزيدن و با اخلاق مردم شهر آشنا شدن، همكاري مردم با يكديگر در امور زندگاني و فراهم ساختن اسباب ترقي و آسايش خود .”

علامه دهخدا در مورد معنی تمدن مي نويسد : “تخلق به اخلاق اهل شهر و انتقال از خشونت و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفت” ؛ ولي با توجه به ديگر لغت نامه ها، تمدن را به “در شهر بود باش كردن و انتظام شهر نمودن و اجتماع اهل حرفه” ، “اقامت در شهر”، “شهرنشيني” و “مجازا تربيت و ادب” معني كرده است .

در زبان عربي، در كنار اصطلاح تمدن، مترادف هايي مانند: “حضارة” ، “ثقافة” و “مدينه” آمده است .

در قرآن شریف ، از ريشه ي “م ـ د ـ ن” يا “ح ـ ض ـ ر” كه در عربي کلمه “حضارة” را از آن ساخته اند ، کلمه ی صریح براي تمدن ذکر نشده اشت ؛ لیکن با اندکی تامل در کلمه های مثل “امت” ، “قرية” و “قرن” میتوان دریافت که این کلمات با کلمه تمدن همخوانی داشته و بطور مجموعی همین کلمه را معنی می کنند .

کلمه تمدن در فرهنگ هاي انگليسي ، با واژه هاي با ادب ، با نزاكت ، قابل احترام و شهرنشين آمده و در فرانسه به معناي پيشرفت ، ترقي و توسعه تحول و تطور گفته می شود .

و اما در تعریف اصطلاحی ؛ ( به نقل از ویکی پیدیای این کلمه) تمدن را می توان به شکل کلی ، عبارت از نظم اجتماعی دانست که در نتیجه وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکان پذیر می شود و جریان پیدا می کند ، در مقوله تمدن به چهار رکن و عنصر اصلی بر می خوریم که عبارتند از 1- پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی 2- سازمان سیاسی 3- سنن اخلاقی 4- کوشش در راه معرفت و بسط هنر .

در واقع میتوان گفت که تمدن ، نام خلاصه پیشرفت های انسانی در زمینه های مختلف است ، و از آنجا که فطرت انسان دارای مقتضیات متنوع است ، تمدن جامعه انسانی نیز شامل تنوعاتی می باشد و بر اساس عقاید و منهج فکری انسانها ، این تمدن بشر رنگ های مختلف به خود می گیرد ؛ اما پس از ظهور اسلام که انسان های خوش فطرت و خوش نصیب در دایره دین مقدس اسلام داخل شدند و مجموعه آموزه های الهی در کتاب مقدس قرآن شریف ، مسیر انسانیت را از سمت و سوی جهالت و نادانی ، به سمت هدایت و ترقی تغییر داد و اسباب صعود و نزول جامعه بشری را در شکلی ایده آل و مفصل به تشریح گرفت و به اصطلاح برای تضمین عزت و سلامتی بشریت در دنیا و آخرت اتمام حجت نمود ؛ دیگر هیچ تمدن و فرهنگی به بالندگی ، رشد ، جامعیت و برتریت فرهنگ و تمدن اسلامی نرسید ؛ و حتی در برهه ی از زمان به اعتراف خود دشمنان دین ، (تمدن اسلامی) گوی سبقت را از سایر تمدن ها برده و الگوی فرهنگ ها و تمدن های نوپا و نو ظهور گشته بود و به شهادت تاریخ در مدت های بسیار طولانی ، دشمنان اسلام و مخصوصا دنیای غرب در تمام عرصه ها ، گدای فرهنگ غنی اسلام و تمدن ناب مسلمین گردیده بودند و دنیای اسلام در اوج عزت و سرافرازی ایام عروج خویش را سپری می کرد …


تمدن چیست و متمدن کیست؟ (قسمت دوم)                            محمود احمد نوید

… در قسمت نخست موضوع “تمدن اسلامی” کوشیدیم تا به شکل وجیز و مختصر مقوله تمدن را تعریف لغوی و اصطلاحی نموده و اینکه اصل مبحث ما درباره تمدن اسلامی می باشد؛ حقیقتا وقتی کتب تاریخ مورد مطالعه دقیق و عمیق قرار بگیرد و مراحل سیر و صعود و نیز مراحل سقوط و تنزل جامعه اسلامی مورد بحث و بررسی عالمانه قرار داده شود؛ به وضوح مشخص می شود که پیدایش و ترقی تمدن اسلامی در برهه ی از زمان، و نیز تزلزل و فروپاشی ارکان مهم و اساسی تمدن بزرگ اسلامی در برهه ی دیگر از زمان، عوامل و عللی داشته که بجاست در این مختصر، بدانها پرداخته شده و هدف اصلی از تفحص و تعمق در تمدن اسلامی و ضرورت علم به این موضوع، و چرایی آن بیان بشود.

بدون تعصّب باید قبول کرد که بشریت قبل از اسلام، صاحب یک چنان تمدن قوی و غنی نبود که برای همه عرصه ها جوابگو و مفید بوده باشد و یا تمدنی که حیثیت محوری داشته و بتواند به عنوان هسته ی مرکزی پیشرفت و ترقی جوامع مطرح گردد؛ گرچه تمدّن يونان و رُم‌ قديم، كه اروپاى امروز در اواخر قرن بيستم هنوز به آن افتخار می کند و در تاريخ و تفسيرهاى علمى خود، آن را به رخ همه مى‌ كشد، وجود داشت؛ لیکن بازهم از اصل تمدن جهان شمول و عام محور، فرسنگ ها فاصله داشته و تمدن یونان و روم، جز بطور مقطعی آن هم با محدویت های خاصی از جمله: قومی، گروهی و لسانی مطرح نگردید و این تمدنها، خیلی زود پایداری و مقاومت خود را از دست دادند و حالت انفعالی به خود گرفتند؛ تا اینکه دین مقدس اسلام با نبوت سیدنا محمد مصطفی – صلی الله علیه و سلم – ظهور کرد و به شکل معجزه آسایی در یک چنان قومی که ظاهرا از هیچ نگاه برای تشکیل و ظهور تمدن اسلامی آمادگی و پذیرش نداشت؛ بنای تمدن بزرگ بشریت گذاشته شد و مِتُد واقعی مدنیت و تمدن جهان شمول و همه پذیر، برای نخستین بار در جهان به تاریخ حقیقت پیوست.

تاریخ تمدن اسلامی

به نقل از پایگاه معلوماتی دانشنامه اسلام؛  “تمدن اسلامی‌‌ را از لحاظ تاریخی می‌ توان به دو دوره تقسیم نمود؛ دوره اول از آغاز دعوت اسلامی‌‌ و پیدایش اسلام در قرن هفتم میلادی تا سقوط بغداد بدست هلاکو.

دوره دوم؛ با پذیرش اسلام توسط مغولان، تا اواسط قرن 18 میلادی.

 هر یک از این دوره‌ها دارای خصوصیات خاص خودش است که آن‌ها را از هم متمایز می‌‌ نماید. هدف از تمدن اسلامی‌‌ در بحث حاضر دوره اول می‌‌ باشد که در زمان امویان در شام وارد دوره پختگی شد و در عصر عباسیان به اوج خود رسید و مرکز این تمدن درخشان شهر بغداد در سال‌های (1258-750 م) و به روزگار خلافت امویان در اندلس در سال‌های 1492-755 م بود.  

مطالعه در اطلس تاریخ اسلامی‌‌ و چگونگی انتشار اسلام در جهان نشان می‌‌دهد که اسلام در طول چند قرن بر بیشتر سرزمین‌های آباد آن روز جهان مسلط شد و قسمت اعظم آسیا، آفریقا و قسمتی از اروپا را تحت سلطه و اقتدار خود درآورد.

آندره میکل در مورد محدوده جغرافیایی تمدن اسلامی‌‌ می‌نویسد: «یک جغرافیدان عرب در قرون وسطی، روزی تصمیم می‌گیرد که تعریف مناسبی از سرزمین‌های اسلامی‌‌ در اطراف دو بیابان ارائه دهد. از این رو سرزمین‌ها را به دو منطقه ایالات عربی شامل عربستان و سوریه و ایالات غیرعربی شامل ایران آن روز تقسیم می‌کند. این تعریف، یکی از تقسیم‌بندی‌های اساسی سرزمین‌های اسلامی‌‌ است».

در مرکز از عراق، ایران، افغانستان و در شرق تا چین و هند امتداد داشت. از جانب شمال شرقی تا سمرقند و بخارا و خوارزم تا کوه‌های یکی از فرغانه را شامل می ‌شد.

این مناطق با فرهنگ و دین مشترکی به هم وصل شده بود‌ند و ساکنان آن خود را عضو تمدن واحد و وسیعی می‌ دانستند که مرکز روحانی و مذهبی آن مکه مکرمه و مرکز فرهنگی و سیاسی ‌اش بغداد بود.

این تمدن بیش از همه تمدن‌ها به علم و دانش اهمیت داده و کهن‌ترین پوهنتون ها و مدارس جهان را پدید آورده است و با تلفیق علوم گوناگون و افزودن بر آن‌ها میراث عظیم و تکامل یافته‌ای را تحویل بشریت داد. با این اوصاف می‌توان گفت منظور از تمدن اسلامی‌‌ مجموعه افکار، عقاید، علوم، هنرها و صنایع است که با الهام از آموزه‌های دینی توسط مسلمین پدید آمده است”.

تمدن اسلامی، که پایه و اساسش در معتقدات، اخلاق و معاشرت مسلمین می باشد؛ همواره مسیر پر نشیب و فرازی را طی نموده است؛ بعنوان مثال، هرگاهی که مسلمین کاملا از نظر عملکرد مطابق به آئین شریعت مقدس اسلام، کوتاهی ننموده و بیشتر از آنچه که از دین شان گفته، بدان عمل نموده اند؛ بدون شک ایام ترقی و صعود را داشته اند؛ و هر زمانی که بنا به هر دلیلی کارنامه عملی شان ضعیف شده متاسفانه از مسیر عروج منحرف گردیده و روند نزولی و عقبگرد داشته اند؛ بدین ترتیب، هیچ گاهی در هیچ زمینه ی فرهنگ و تمدن غنی اسلامی کوتاهی نداشته است؛ بلکه اگر در یک زمانی استادان دیروز جامعه بشری استعداد شاگردی شاگردان دیروزین شان را نیز، نداشته و یا ازدست داده اند این بدان معنانیست که فرهنگ و تمدن اسلامی، ظرفیت پذیرش نداشته و یا برای پیشرفت و ترقی جامعه بشری مانع تراشی کرده و یا هم ایجاد محدودیت نموده است؛ بلکه شرایط زمان در امر عقب ماندگی تمدن اسلامی دخیل بوده است؛ شرایطی که میتوان گفت تا حدود زیادی به حاکمان وقت مسلمین مربوط می شوند؛ چه آن زمان که نا اهلان، زمام امور مسلمین را در دست گرفتند و صرفا به فکر زراندوزی و عیش و عشرت شده و اندر مادیات غرق گشته و از معنویات و مفاخر ارزشمند فاصله گرفتند و همچنین از ایجاد راهکارهای مفید و مناسب برای حفظ و بقای تمدن اسلامی و نیز آنچه که باعث توسعه و گستردگی فرهنگ ناب اسلام می شود کاملا غافل شدند؛ از آنجا بود که متاسفانه شرایط بر خلاف منویات امت اسلام رقم خورد که مسلمانان از مسیر اصلی پیشرفت و تمدن بازماندند و به اموری دیگر مصروف گشتند؛ اموری که مانع عروج شان گردیده و آنها را نسبت به دیگر جوامع بشری در پیشرفت و تمدن امور دنیاوی ومادی باز نگاه داشتند؛ اما …

(این مطلب ادامه دارد)

 

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
abed

زه له کندهار غنډی سره مخالف یم ځکه دی کار ترشاه حامد کرزی لاس دی او هغه غواړی ددی نامشروع لاری څخه زان بیا قدرت اوغلا ته ورسی نو داسی غوندو ته دولت باید اجازه ورنکړی منننه

Back to top button
1
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x