در نظام کابل چه تیر میشود؟

محمود احمد نوید

شب خبرها را دنبال می کردم بجای اخبار جنگ که همیشه در سرزمین من سوژه خبر و خبرنگارهاست بیشتر این دفعه شاهد سوژه های خبری جالب تری بودم؛ مثل اینکه والی بلخ هوشدار داد که نه اینکه بلخ را یله نمیکند که ارگ هم با این کارهای که حکومت مرکزی می کند بر سر ارگ نشینان چپه خواهد کرد، یا اینکه میگفت ما شاخ می شکنیم یا می گفت ما دندان می شکنیم یا اینکه جانب مقابل ارگ می گفت ما خونسردی خود را حفظ میکنیم، ما با اعضای جمعیت در حال تفاهم هستیم که نور چطور کنار برود، یا اینکه خبرساز شد والی بدخشان گفته است مکتوبهای رسمی حکومت مرکزی در ادارات دولتی این ولایت تا اطلاع ثانوی چلش ندارد، یا اینکه والی سمنگان (خدام) هشدار داد مفت از مقام اش کنار نمی رود باز در کمتر از ۲۴ ساعت بنام ابراهیمی یک کسی را در آغوش گرفت که به ملت سمنگان تبریک باشد والی جدیدشان، یا اینکه والی جدید سمنگان بسیار ساده گفت در زمین خود مشغول کار بوده است به او تلفون شد که بیا والی شدی و او هم آمد و والی شد و … وقتی اینهمه سوژه های خبری را دیدم خود گیج ماندم که آیا واقعا اینها خبر بودند، ریشخند بودند، حادثه بودند، درامه بودند، نظام داری بود، اوامر و فرامین صادره و وارده یک حکومت بودند و … چی بودند خلاصه همه چیز را درهم برهم یافتم و نتیجه گرفتم در نظام فعلی کابل چنان آشفتگی است که اشرفغنی جای خود صد مدیر کارکشته و مسلکی دیگر هم بیاید با این وضع فعلی محال است که این نظام شاریده را جمع و جور کرده بتواند چرا که این نظام از اساس فاسد و معیوب است.

در نظام فعلی کابل یا همان اداره چند سره چیزی جز پریشانی و اختلاف، دودستگی و نزاع ملی و وطنی، جدال و مناقشه های منفعت جویانه، زدن و کوفتن های سیاسی، اختلاس، چور و چپاول، حیف و میل کردن اموال بیت المال، رشوه، فساد و دزدی، فرار و بد اخلاقی های سیاسی، اجتماعی و انسانی و خلاصه هر چیز زشت که در دنیا وجود دارد متاسفانه از بس که آدمهای آلوده در بدنه این نظام فاسد شده یکجا گردیده چیزی دیگری دیده نمی شود؛ یعنی یافتن انسان صالح و خوب در این نظام خیال است و محال است و جنون.

در این نظام، هر گوشه ای از افغانستان از خود جدا یک اداره دارد، هر کسی بغاوت می کند، هر رهزنی ادعای رهبری می کند، هر بدماشی بالای مردم سروری می کند، هر دزدی امانت دار جیب مردم خود را معرفی میکند، هر بی سوادی خود را معلم مردم و تربیت فرزندان آنها می پندارد، هر کسی هر غلطی بنام آزادی و دیموکراسی انجام می دهد و متاسفانه چوب همه این بدبختی ها را ملت مظلوم افغانستان می خورد ملتیکه از ندانم کاری های این نظام فرسوده و پریشان حال کابل، روزشان به شب سیاه و شب شان به جهنم شبیه گردیده است.

نفاق، اختناق، تعصب، لجاجت، فساد، بی بندوباری اخلاقی، قتل و غارت، ترس و وحشت توسط این نظام و یا منسوبین آن در بین ملت مظلوم و مستضعف به اوج خود رسیده است و اینهمه در حالی رخ می دهد که رسانه های زرخرید اداره کابل به نفع از اربابان شان زهر را شهد، زشت را نیک، شر را خیر، خشونت را راحت، بمباران را رحمت، تیکه پاره شدن جگرگوشه های این سرزمین را امتحان الهی دانسته و طوری وانمود می کند که گویی در این نظام همه چیز گل و گلزار است و خیر و خوشی در همه جا مشهود؛ ولی حقیقت حال گواه معکوس این ادعا را ثابت کرده و ملت خود شاهد حال است که چگونه دردشان به سخره و بر زخم های روحی و جسمی شان توسط اجیر شده های رسانه ای اداره کابل نمک پاشیده می شود.

2
تبصره وکړئ

avatar
2 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
ځوانمرد قصاب
میلمه
ځوانمرد قصاب

خدای دې خوار کړه پدې فارسي!!!!!!!!
چې فارسي دې نده زده نو بیا بد کوې چې په فارسي لیکنې کوې!
نور به ستا په لیکنه باندې نظر نه ورکوم، یوازې عنوان ته دې پام را اړوم.
[در نظام کابل چی تیر میشود؟]
آیا ته د [تیر میشود] په معنی پوهیږې؟ تا ځکه د [تیر میشود] کلیمه کارولې ده چې په پښتو کې د [تېریږي] مترادف دی، حال دا چې په فارسي کې باید د [تېریږي] معادل د [ می ګذرد] کلمه وکاروې.
په فارسي کې د [تېر میشود] معنی په پښتو کې [ننوزي] ده.
تیر میشود= داخل میشود
پوه شوې؟

احمد
میلمه
احمد

برادر محمود نوید صاحب تحلیل تان مکمل درست وصحی است از این نظام جز تباهی چیزی دیګر حصول نمیشود والسلام