چراغی را که ایزد بر افروزد

حبیبی سمنگانی

سران و مقامات رژیم کابل تصمیم گرفته اند که از حمله خونین و مرگبار قندوز به هر صورت دفاع می کنند و به ارتکاب این فاجعهء سنگین و ننگین با کمال چشم سفیدی می بالند و افتخار می کنند، آن ها به این باور اند که می توانند آفتاب را به دو انگشت پنهان بسازند، بلی، از نگاه آن ها این مهم نیست که آفتاب به دو انگشت پنهان می شود یا خیر، بلکه مهم اینست که باید اطمینان داشته باشند ما آفتاب را به دو انگشت پنهان ساخته ایم. و یا امکان دارد زمام داران رژیم مزدور مقولهء گوبلس ( یکتن از دوستان و مشاوران نزدیکی هتلر و وزیر تبلیغات در دوران آلمان نازی ) را برای خود الگو گرفته باشند، گوبلس گفته است : « دروغ را آن قدر تکرار بکنید که حتی مردم آن را راست باور بکنند ».

گفته می شود بعضی دروغگویان چنان در دروغگوی مهارت دارند که به مشکل می توان دروغ آن ها را تشخیص داد، همچنان به دروغگویان توصیه می شود : دروغی بگویید که راه داشته باشد، اما امتیاز و ویژگی منسوبین رژیم کابل اینست که ایشان دروغ های شاخ دار و دم دار می گویند و ملت و جهان را در ورطهء حیرت می اندازند،ایشان این را هم لازم نمی بینند که آیا دروغ ما با سیاق و سباق کلام موافقت دارد یا خیر.

از همینست که رییس یک بخش رژیم داکتر عبدالله می گوید : نیروهای دولتی دیروز یک مرکز طالبان را در ولایت کندز آماج قرار دادند، اما متعاقبا می افزاید : « متأسفانه که در این حمله غیر نظامیان جان باختند،اما در این شکی وجود ندارد که در این‌جا طالبان حمله‌های شان را رهبری می‌کردند و یک مرکز شان بود ».

هرچه گفته های سرپرست سخنگوی دفتر وزارت دفاع در حقیقت مصداق « عذر بد، بد تر از گناه » است، وی بر زخم های مردم چنین نمک می پاشد : « در آن‌جا نه مسجد بوده، نه مدرسه بوده و نه هم برنامه دستار بندی ».

در پاسخ به این دروغ های شاخ دار عبدالله و رادمنش می توان به حرف های قریب الرحمن شهاب ( عضو گروه دادخواهی و حفاظت از غیرنظامیان ) اکتفاء کرد، وی می گوید : « وزارت دفاع ملی می‌گوید که ما یک جلسه سری نظامی طالبان را در دشت ارچی هدف قرار دادیم، سؤال ما این است که این چگونه جلسه سری است که در میان ۳۰۰ نفر غیر نظامی تصمیم می‌گرفتند ؟ شما در ذهن خود از خود سؤال کنید که یک تصمیم نظامی طالبان در میان ۳۰۰ نفر تصمیم گرفته می‌شود ؟، گپ دوم این است که اگر شما «وزارت دفاع» می‌خواستید طالبان را هدف قرار دهید برای هدف قرار دادن جاهای دیگری را هم داشتید ».

مردم افغانستان درامه های تمسخر آمیز امریکا با مردم این کشور را از سال ها تماشا داشتند و به ویژه پس از منازعات انتخابات گذشته، ایجاد رژیم وحدت ملی از سوی جان کیری و جنجال های غنی و نور به این باور شده اند که جزوی ترین تصمیم در مورد افغان ها و افغانستان نه از سوی افغان های مزدور گرفته می شود و نه هم در افغانستان، اما مقامات و سیاست مداران رژیم همواره چنین وانمود می ساختند گویا ایشان هستند که از مردم افغانستان نمایندگی می کنند، برای حقوق افغان ها به کشورهای پیش رفته و ثروتمند دست طلب دراز می کنند و برای پاسداری از جان، مال و آبروی ملت خود با کشورهای همسایه و منطقه دست و گریبان می شوند.

اما خوب شد که حالا ایشان جامهء تزویر و منافقت را دور انداختند و عداوت و دشمنی خود را با مراکز دینی و مردم این کشور علنا اعلان کردند، بلی، فاجعهء اخیر قندوز و به دوش گرفتن مسئولیت آن بدون شک بیانگر تغییر موقف رژیم بی اختیار کابل است، رژیم دست نشانده کابل به فرمان آقایانِ اسلام ستیز و مسلمان ستیز شان حالا کمر بسته است تا جنگ با مراکز دینی و مردم کشور را نیز علنی بکند، زیرا اشغالگران و مزدوران آنان از روز اول می دانستند که مساجد و مدارس در ساختار عقیده و مفکورهء افغان ها چه نقش مهمی دارد، اما حالا پس از ناکامی توطیه ها و دسیسه های یک و نیم دهه به این نتیجه نیز رسیده اند که مردم افغانستان بالعموم حامیان، همکاران و طرفداران طالبان هستند.

لهذا فاجعهء اخیر قندوز در حقیقت هشداریست برای مردم که از مراکز دینی فاصله بگیرید، همچنان هشداریست برای مراکز دینی که خود را با خواسته های ما هم آهنگ بسازید و از رهنمودهای واقعی اسلامی منحرف و یا دست بردار شوید و هشداریست برای طالبان که اگر شما به وجود مراکز دینی و مردم متدین می بالید و اتکاء دارید پس با خبر باشید که ما دشمنی خود را با مساجد، مدارس و افغان های دیندار رسماً اعلام می داریم و سلسلهء ویرانی مراکز دینی و نابودی مردم متدین را شدت می بخشیم.

در پاسخ به این سیاست دین ستیزانه و مسلمان ستیزانهء امریکا و مزدوران آن تنها به همین شعر می توان اکتفاء کرد :

چراغی را که ایزد بر افروزد // هر آنکس پف کند ریشش بسوزد

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د