fbpx

امت اسلامی هنوز زنده است

نگارش: ابن مبارک احمدزی

هفتهء قبل طیارات ادارهء مزدور و صلیبی کابل به امر باداران خارجی خویش یک جلسهء پرشکوه مراسم لف دستار فضیلت را در ولسوالی دشت ارچي ولایت قندز آماج حملات ناگهانی هوایی قرار داد که در نتیجهء آن بیش از ۱۰۰ تن حافظان قرآن،علماء کرام،مردم عام و اطفال نازنین به شهادت رسیدند و بیش از ۱۵۰ تن شدیداً جراحت برداشتند.این وحشت ادارهء صلیبی و طاغوتی که توسط حکومت کابل انجام شد امواج کفر ستیزانهء وسیع را در بین این ملت و همچنان امت اسلامی به تحرک در آورد.

چانچه پریروز که مصادف بود به روز جمعه ما شاهد بودیم که امت اسلامی در فلسطین، شام، عربستان، مصر، کویت، بحرین، کانادار، پاکستان، اندونیزیا و ایران مراتب غمشریکی خود را به ملت داغدیده و رنجدیدهء افغانستان به خصوص خانواده های شهداء ابراز داشتند، ختم قرآن عظیم الشأن را دایر کرده و حتا جنازهء غائبانه ادا کردند.که با دیدن این ابتکار میتوان به صراحت گفت که: ملت/امت اسلامی هنوز زنده است.

هر چند همهء ممالک اسلامی از سوی دشمنان اسلام به نوعی تحت مراقبت جدی و هر جانبهء نظامی – سیاسی قرار دارد و جوی های خون در کوچه و پس کوچهء آن جاری است؛ اما از آنجاکه خداوند متعال در کلام خویش میفرماید که مسلمانان با هم برادرند،واقعا از این حالت به صراحت میتوان این تعریف را برداشت که امت مانند یک جسد و وجود است و ما به چشم سر دیدیم که امت مسلمه به قول حضرت سعدی به مثل اعضای یک بدن که حین درد یک عضو اعضای دیگر نیز درد را حس کرده میتواند یک ابتکار نوین را در این عصر گلوبلایزیشن و غربزده گی از خویش نشان دادند و این در ذات خود یک نوع اطمینان است که به تک تک امت اسلامی شارژ یکپارچگی و وحدت را میدهد.

درست است که امت رو به وحدت و یکپارچگی در حرکت است اما موانع عمده در راه پیروزی آن چیست؟
مهمترین سخن همین است که علل و عواملی را تشخیص دهیم که امت اسلامی را از یکدست شدن منع می دارد.

ما در این نوشتنه تاکید زیاد بر وحدت امت و علل آن تمرکز میکنیم.

هدف از اشغال ممالک اسلامی توسط یهود و نصارا چیست؟

امت اسلامی چرا به خواب افریقایی رفته است؟

آيا ما امتی نبودیم که جهان مدیون شهکاری های ما بود؟

آیا ما امتی نبودیم که اروپايي ها در ظلمات قرون وسطی بسر می بردند و سپس ما به ایشان انسانیت را آموختیم؟

پس چه شد آن دبدبه و شان و شوکت تاریخی ما؟ و…. ما در این مقاله برعلاوهء وحدت امت به نکاتی اشاره می کنیم که نیروهای شرک و طاغوت همواره از آنها برای سرکوب امت اسلامی و تحقق یافتن اهداف شوم شان استفاده می کنند.و هم چنان راهکار مناسب برای بیرون رفت از این نا بسامانی های سیاسی.

دشمنان اسلام مى‏دانند كه ممالك جهان از مطبوعات بعنوان وسيله ‏هائى براى هدايت فكر مردم در جهت دلخواهشان استفاده مى‏كنند. لذا براى آنكه بتوانند از مطبوعات در جهت خواسته ‏هاى خود استفاده کنند، بايد در بين مردم نارضائى ايجاد نمایند و سپس از طريق مطبوعات نارضائى‏ها را منعكس سازند که کشورهای اسلامی درست با همین چالش روبرو است،مسایل قومی،سمتی،نژادی و امثالهم چیزهایست که بخاطر برهم زدن نظم و دسیپيلن یک جامعه بکار برده شده و در آن سهم بارزی را داشته می باشد.

دشمنان ما عقیده دارند كه ((آزادى بيان تنها از طريق آزادى عمل تضمين مى‏شود، اما جوامع اسلامی نمى‏دانند چگونه از مطبوعات استفاده كنند. خوشبختانه اين وسيله به دست ما افتاده است و ما مى‏توانيم از طريق مطبوعات اعمال نفوذ كنيم. جاى بسا خوشبختى است كه ما علاوه بر مطبوعات، طلا را هم در اختيار داريم. ولى بايد يادآور شد كه ما اين دو عامل را با از خودگذشتگى فراوان و از ميان اقيانوسى از خون و اشك به دست آورده ‏ايم و براى دست‏يابى به آنها قربانيان فراوانى داده‏ايم))،شما می بینید که در ویتنام،عراق،افغانستان پوز استعمارگران به خاک مالیده شد اما باید این حقیقت تلخ را بپذیریم که ما امت هستیم که چیزی را بنام وحدت نمی شناسیم و همین است نقطه ی ضعف ما.

-ای امت اسلام شما می دانید؟ دشمنان ما از قبل یک محاسبه ی کلی از نبض سیاسی ما نزد خود دارد و برایش پلان می سازد،بخاطریکه بعضا احتمال مى‏رود كه براى مدت زمانى معين مسلمانان در سراسر دنيا با هم سازش كنند و اين سازش امنيت غربی ها را به خطر اندازد. ولى غربی از اين خطر جان سالم به در خواهند  برد، زيرا اختلافات موجود میان خود مسلمانان بسيار وسيع و ريشه ‏دار است و  به اين زوديها جرأت چنين سازشى را پيدا نخواهند كرد.به همین خاطر غربی ها طورى مردم را به جان هم انداخته ‏اند كه همه به همديگر بدگمانند. نفرت مردم از يكديگر به خاطر تعصبات مذهبى و نژادى كه در طول 20 قرن گذشته تبلور يافته است، ایشان اجاره نخواهد داد كه مردم به اين سادگى با يكديگر آشتى كنند. به همين دليل اگر ملتى بخواهد اسلحه ‏اش را عليه اشغال و استعمار(چون در عراق و افغانستان) بردارد، دولتى پشتيبان خود نخواهند يافت.

بنابراين دولتهاى اسلامی بايد به خاطر بسپارند كه هر نوع تبانى و توافقى عليه غرب را دین اسلام ایجاب می کند و همین نقطه ی پیروزی است،چقدر جای یأس و نا امیدی است که ملتهای مسلمان نمى‏توانند حتى بر سر يك مسأله ناچيز و خصوصى با هم به توافق برسند.

براى آنكه قدرت طلبان جهان(اشرف غنی ،بشر اسد،بن سلمان،حامد کرزی،سیسی،و غیره)، پس از دست‏يابى به قدرت نتوانند از آن به نحو مطلوبى استفاده كنند، دشمنان اسلام و باداران حاکمان جعلی بنام اسلامی از پيش تدابير ويژه ‏اى انديشيده ‏اند. نخست آنكه تمايلات قدرت طلبان را از آزادى خواهى، معطوف و متوجه استقلال طلبى مى‏کننند. دوم آنكه احزاب گوناگون بوجود مى‏آورند و آنها را رو در روى هم قرار ميدهند. سوم آنكه از بوجود آمدن قدرتهاى بزرگ جلوگيرى مى‏ کنند و حالتی را پيش مى‏آورند كه دست‏يابى به قدرت براى هر كسى هدف بشود که متاسفانه بشمول افغانستان بسیاری از کشور هايي اسلامی سر دچار همین چالش اند،در وقت دفاع از ارزش های اسلام همه را خواب عمیق برده اما در وقت حزب و حزب پرستی همه بیدارند او تا آخرین قطرات خون خویش از حزب و قوم خود دفاع می کند،حقیقت آنست که این نه غیرت است و نه شهامت،بل یک حماقت محض است.

ای امت اسلام! ای برادران و خواهران! بدانید که به عقیده ی دشمنان مان زنجيرى كه انسانها را به دام و تله فقر مى‏بندد، به مراتب محكمتر از زنجير بردگى است. بهعبارت ديگر، از زير يوغ بردگى مى‏توان بخوبى آزاد شد ولى رهائى از زير يوغ بينوائى و فقر بسيار دشوار است. ما در قانون اساسى نظام های دست نشانده، حق رفاه مادى توده ‏ها را به صورتى خيالى اما نه به گونه‏اى واقعى گنجانيده ‏اند و هرگز هم به اين حق جامه عمل نمى‏پوشانند. اگر قرار شود كه هر فرد حق گفتن هر حرفى را داشته باشد، اگر قرار شود كه هر روزنامه نويسى حق نوشتن هر مطلبى را اعم از خوب و بد پيدا كند، از لحاظ اقتصادى خود كفا باشد و نيز اگر بداند كه قانون اساسى منافعش را تضمين نمى‏كند، فردا براى انتخاب نمايندگان بپاى صندوق رأى نمى‏رود و به نمايندگان( كه در واقع عوامل دست نشانده کافران هستند)، رأى نمى‏دهد. براى آنكه چنين وضعى پيش نيايد، بسيارى از اصولى كه رفاه اقتصادى را تضمين مى‏كند از متن قانون حذف مى‏کنند و در عوض فقط به آنها حق اعتصاب اعطاء مى‏دهند تا از اين طريق وابستگى‏اش به رفقاى هم مسلكش و نيز شرايطى كه كارفرمايش بر او تحميل مى‏كند، بيشتر شود،که متأسفانه ما چشم بینا و گوش شنوا را ندیدیم که از چنین دسایس پشت پرده خویشتن را با خبرسازند.

آه امت اسلام!

دشمنان اسلام همواره سعی نموده اند تا در ميان توده مردم حسد، نفرت و زياده‏ خواهى ايجاد کنند تا از خشم مردم استفاده كرده و همه موانعى را كه بر سر راهمان قرار دارند با دستهاى آنها ريشه ‏كن سازند اما چرا ما آنرا دست کم می گیریم؟ چرا؟.

جوانان مسلمان! دشمنان ما فهمیده اند که وجود بحران اقتصادى نفرت ما مسلمانانان را افزايش مى‏دهد و صنعت را دچار ركود مى‏سازد. در اين هنگام آنها به بسیار سادگی می توانند به مدد عمليات مخفيانه و نيز بيارى طلا و ثروت كه قبلاً آنرا به دست آورده ‏اند، آتش بحران اقتصادى را شعله ‏ورتر سازند و كارگران را در سراسر ممالک مشهور جهان به خيابانها بريزند. توده مردم به سبب ناآگاهى‏هايشان و نيز به سبب وجود بذر حسدى كه دشمنان با استفاده از ابزار دست داشته ی خود در همان آغاز كودكى در ذهنشان كاشته ‏اند، آماده مى‏گردند كه خون كارفرمايانرا بريزند و اموال آنها را به غارت ببرند. و دشمنان  در اين ميان سالم خواهند ماند و اموال شان به يغما نخواهد رفت زيرا از زمان شروع حادثه بخوبى آگاه اند و مى‏توانند به موقع براى حفظ خويش تدابيرى بيندیشند،((نشر و پخش سریال های مبتذل و در کنار آن شیوع فلم های جنگی و غارتگری از  جمله دام هایی اند که کافران برای جوانان امت اسلام که شاید در صورت فقر و تنگدستی مجبور شوند به اروپا هم مهاجر شوند از آنها استفاده کرده اند و در حال حاضر بشکل مدرن درین رابطه دستها کار می کنند آیا ما دانسته ایم که حالت های بحرانی در بحث اقتصاد که منجر به رکود اذهان جوانان از کسب علم و مهارت های مؤثر می شود همه از دست غفلت ماست؟ تا به کی به خواب می رویم؟)).

هنگامى كه توده‏هاى مردم مى‏بينند كه تمام امتيازها زير عنوان آزادى به آنها اعطاء مى‏شود، تصور مى‏كنند كه مى‏توانند رهبرى جهان را به دست گيرند. ولى به زودى خود را به راهنمائى اتحاد کفری و جامعه ی طاغوتی نيازمند مى‏بينند و دو دستى قدرت را در اختيار آنها مى‏گذارند و رهبرى تام ‏الاختيار امور را به دست شان مى‏سپارند. اگر انقلاب فرانسه را به ياد آوريم، در مى‏يابيم كه عنوان و لقب كبير را همین ها (دشمنان اسلام) به آن داده اند، مقدمات آنرا فراهم كرده بودند و خلاصه آنكه طراحى آنرا به عهده گرفته بودند.اما در کتب تاریخ کمتر به این مسأله اشاره شده است،کودتاه های بسیاری در جوامع اسلامی و یا غیر اسلامی (اما ثروتمند) خود دال بر آنست که پلان و تیوری از دشمنان ابدی مان (یهود و نصارا) می باشد.

در حال حاضر کفر و طاغوت يك نيروى بين ‏المللى شكست ناپذیر است كه از يك طرف مورد حمله ی مجاهدین و راهروان اسلام قرار می گیرند و از طرف ديگر از سوی حاکمان بنام مسلمان و سیکولار حمايت مى‏شوند و عدم شکست تام آن بسبب حمایت غلامان اجرتیسیت. از ويژگيها و رذالتهاى مسلمانان دست نشانده، آنست كه از زورگو اطاعت مى‏كنند و نسبت به مردم ضعيف فوق ‏العاده بدون ترحم هستند(طوریکه در سه دهه ی اخیر در افغانستان و عراق همین حالت را ما شاهد بودیم). از سوئى تحمل تضادها و برخورد عقايد را ندارند و از سوى ديگر، حاضر مى‏شوند كه زير فشار و خشونت رژيمهاى مستبد جان بدهند ولب به شكوه نگشایند و این ها معمولار قوت اجرايي برای پلان های شوم دشمنان اسلام اند.((و لو در هر لباس و هر جامعه به هر نام باشد برای مسلمانان راستین  اعتبار ندارد)). وجود چنين خصلتهائى در بعضی از مردم، مستقل بودن یهودان و نصرانیان را مشخص مى‏كند.

آزادی چیست؟ آیا اسلام و غیر اسلام آزادی را یکنوع تعریف می کنند؟ یکی آزادی ایست که از طریق جهاد و فرض بودن آن بدست مسلمانان برای مسلمانان بوجود می آيد اما یکی واژه ی آزادی از سوی قوم گرایان و فرقه پرستان مطرح می شود که اصلا این رسم بعد از سقوط دولت عثمانی رونما شده. است،اینچنینن آزادی نزد ما مردود است اما این آزادى، جوامع انسانى را به جنگ عليه هرگونه زور و قدرتى برمى‏انگيزد. لذا زمانى كه دست نشانده های غرب به سلطنت رسيدند، مکلف اند که بايد واژه آزادى را از قاموس و فرهنگ زندگى حذف کنند که می خواهند با این کار شان دوکار را انجام دهند.یکی اینکه اوضاع جامعه را از هر دو سو(مخالف و موافق اجرتی) متشنج بسازد، و دیگر اینکه درز ایجاد می کنند میان دو آزادی،و آن یکی آزادی دین و این یکی آزادی افکار از چارچوب اسلام که به ظن غربی ها اسلام معتدل نیست و همواره افراط گرايي را تشدید می بخشد.پس در ای چنین حالت بر ماست تا در دام شیطانی آنها بند نمانده و حمایت خویش را از آزادی خواهان را ستین و فرزندان واقعی اسلام اعلام بداریم و همین است رمز پيروزی ما.

غربی ها به کدام نوع آزادی اعتقاد دارند؟ در اینجا نیز یک تکتیک بکار برده می شد و آن اینکه کافران میگویند:اگر آزادى بر خداپرستى مبتنى باشد، با برآورى، انسان دوستى و برابرى پيوندى داشته، براى جامعه بى‏زيان باشد، به رفاه عمومى لطمه‏اى وارد نسازد و در اقتصاد هم جائى براى خود پيدا كند، بر ما لازم است كه هم احترام به آزادى و هم اعتقاد به خدا را در ميان مردم غيريهودى از بين ببريم. و نيازهاى مادى را جايگزين اينگونه اعتقادات سازيم. اما اگر اعتقاد به خدا موجب شود كه ما بر مردم حكومت كنيم، در اينصورت بايد به تبليغ دين بپردازيم و با راهنمائى مردان روحانى، مردم را به تسليم واداريم….. جای تأسف است!!! تا به کی غافل باشیم؟ دشمن در کمین نشسته است،فقط و فقط برای او هدف اش مهم است،نه اینکه رسم زندگانی و زیستن را  برای مردم مهیا ساختن.

چرا فکر جهاد و مبارزه از اذهان ثروتمندان بیرون رانده شده است؟ علت آن اینست که ایتلاف صلیبی بدان است که: «براى آنكه بتوانيم قدرت انديشيدن را از مردم سلب كنيم، بايد فكر آنها را متوجه صنعت و تجارت كنيم. سرگرم شدن آنها به داد و ستد و انديشيدن به منفعت، باعث مى‏شود كه دشمن مشتركشان را فراموش كنند. از سوى ديگر، به صنعت جنبه احتكارى مى‏دهيم. بدين معنى كه به بهاى صنعنتى شدن بسيارى از زمينها ناديده گرفته مى‏شوند كه سرانجام به دست ما مى‏افتند و ما آنها را احتكار مى‏كنيم» و این سخنی است که الله تعالی از آن در سوره ی توبه یاد آوری کرده است…

غرب چگونه ما را مصروف نگه میدارد؟ براى آنكه بتوانند افكار عمومى را مشوب سازند و مردم را در حالت گيجى و سرگردانى نگه دارند، بايد مطالب ضد و نقيض در بين مردم پخش کند و اين عمل را آنقدر ادامه دهند كه ما خود را در پيچ و خم اطلاعات متناقض گم کنیم ومتقاعد شویم كه تنها راه رهايى از اين سرگردانى‏ها نداشتن عقيده و اطلاعات سياسى است(العیاذ بالله). بايد توجه داشت كه اطلاعات واقعى سياسى در اختيار كسانى است كه مردم را بدين ‏طريق به بيراهه مى‏كشانند و اين نخستين رمز از رموز مملكت ‏دارى است.

غرب چه گونه به اهدافش می رسد؟

آنها دولتهاى اسلامی را مجبور می کنند كه در جهت خواسته‏هاى شان  قدم بردارند. روش كار چنين خواهد بود كه افكار عمومى را از طريق مطبوعات كه به قدرت بزرگ معروفند و تقريباً در دستغربی هاست ، شكلمی دهند و طبيعى است كه دولتها به افكار عمومى توجه خواهند كرد.

– غربی ها در مناطق اشغال شده همه مردم را بدون در نظر گرفتن اختلافات طبقاتى يا ساير تفاوتهايشان وادار به رأى دادن مى‏ کنند زيرا رأى افراد تحصيل كرده براى دست‏يابى به يك اكثريت قاطع كافى نيست و نيز به مردم القاء مى‏کنند كه خود افراد داراى اعتبار و اهميت هستند. اهميت خانواده و نقش تربيتى آن را در ميان مسلمانان از بين مى‏برند و اجازه اظهار وجود به كسى نمى‏دهند زيرا توده مردم بايد صرفاً به وسيله غرب اداره شود. به آنها اجازه داده نمی شود كه رو در روى غربی ها بايستد. حتى فرصت نمى‏دهد كه تقاضاى داد رسى بكنند. آنها بايد به شنيدن حرفها  واطاعت از غربی ها عادت كنند.

پس ای امت اسلام! شما را چه شده است،ما امتی بودیم که انسانیت را به جهانیان آموختیم،و ما امتی بودیم که در ظرف کمتر از یک قرن نصف کره ی زمین را به نور اسلام منور ساختیم اما اکنون ما را چه شده است؟ آيا در بدن جوانان امت چیزی بنام احساس وجود دارد؟ اگر جواب مثبت است آیا تأسف بار نیست که امت در چنین حالت مظلومیت و هلاکت بار قرار داشته باشد و آن احساس به حرکت نیاید؟ بدون شک که رمز و راز امت اسلامی در اتفاق نهفته است،بیاید باهم کنار آييم و اختلافات سطحی را یا کنار بگذاریم و یا خود برای حل آن معادلات سیاسی و اسلامی را بیابیم،نه اینکه کافر و سیکولار را داور بین خویش قرار دهیم.

به امید وحدت و همدیگر پذیری امت اسلام

پایان

avatar
1 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
غ.حضرت
میلمه
غ.حضرت

سلام علیکم برادر عزیزم ابن مبارک.با تشکر فراوان از نوشتۀ دردمندانۀ تان. کُشتن اطفال آن هم جوانان بهاری و قرآنی یک عمل بسیار ظالمانه و ناجوانردانه بشمار می آید که بنظر میرسد با یک انګیزۀ خائنانه و مرموزانه صورت ګرفته. تقبیح و نکوهش اینګونه اعمال ضد بشری طبعاً قابل نکوهش میباشد و آنهائیکه این عمل قبیح را محکوم میکنند بیانګر و نشانګر و ممثل اخلاص و مروت و احساسات پاک و برادرانۀ آنها محسوب میشود که خداوند برایشان اجر عطاء فرمایند. امّا یک عرض دیګر: کُشتن انسان بېګناه یک ګناه کبیره و نابخشودنی شمرده میشود ، چه این قتل در… نور لوستل »