takani ss

اَبعاد یک رسوایی به اسم انتخابات !

در بیست و چهارم برج جوزای سالجاری که دشمنان خارجی با مساعدت بی وقفه و همه جانبه غلامان داخلی خود، بار دیگر می خواست که به اسم ملت شریف افغانستان،

برای ادامه تجاوز و اشغال خود پاپوش درست کنند و در افکار عمومی چنین تبلیغ نمایند که به اصطلاح اداره جدید افغانستان پس از ختم ماموریت قریب به سیزده ساله اداره کرزی، با انتخاب مردم افغانستان روی کار می آید؛ در دو نوبت مردم افغانستان را به مشارکت در انتخابات، دعوت دادند در شانزدهم حمل و بیست و چهارم جوزای سال روان، که خوشبختانه هر دو دَور انتخابات، با چالش های فراوان مواجه شده و مشروعیت پروسه نام نهاد انتخابات به شدت زیر سوال رفت؛ در این مجال، روی سخن ما در مورد دور دوم انتخابات است که بیش از دور نخست، اسباب رسوایی و ناکامی دشمنان قسم خورده خارجی و داخلی را فراهم آورد و چنانچه همه شاهداند سلسله افتضاحات دور دوم همچنان رو به افزایش است و در آینده نه چندان دور ماهیّت اصلی این پروسۀ نابکار امریکایی بیش از پیش فاش خواهد شد.

دور دوم انتخابات فرسایشی نسبت به دور نخست آن، با چالشهای جدی تر همراه بوده است که با اختصار می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

چالش امنیتی:

همانگونه که از طرف مجاهدین امارت اسلامی افغانستان، نسبت به مختل نمودن پروسۀ شیطانی انتخابات، اعلان های هشدارآمیز صادر شده بود؛ دیده شد که الحمدلله در هر دو دور، پروسۀ انتخابات، با چالش جدّی امنیتی مواجه گردید چنانچه در دور نخست بیش از هزار عملیات و در دور دوم قریب به هزار عملیات خورد و کلان علیه این پروسه جعلی در بخش های مختلف سازماندهی شد و دشمنان اجیر را سخت پریشان و افسرده نمود؛ ادارۀ اجیر کابل، باوجود گماشتن دها هزار نیروی به اصطلاح امنیتی با امکانات پیشرفتۀ نظامی در گوشه و کنار افغاستان، باز هم از مهار عملیات های فراوان مجاهدین کاملا عاجز ماند و به طور تدریجی به آمار ارایه شده از سوی مجاهدین باورمند گردید و این موفقیت های درخشان، حاصل توفیقات خاص الله رب العزت، غیرت و شهامت مجاهدین و همچنین همکاری های بی شائبه ملت کفر شکن افغانستان بود.

جعل و تقلب:

تقلب آشکار و جعل فراوان در هر دور انتخابات و در مجموع انتخابات های نام نهاد پیشین، نشانگر آنست که پروسۀ انتخابات در افغانستان صرفا برای نام انجام می گیرد و هیچگونه واقعیت ندارد، و حتی با اصول و معیار های تعریف شده بین المللی در تضاد است، انتخابات افغانستان تا جایی که منافع غرب و امریکا ایجاب کند در آن جعل و تقلب به صورت کاملا حرفه ای، پیش از پیش مهندسی می شود و نهایتا آنچه که مطلوب امریکا باشد و نه مردم افغانستان، همان می شود؛ و این امر در کشوری که همه اراکین کلیدی آن فرمان بردار خارجی ها می باشند چندان قابل تعجب هم نیست و حتی در موارد بسیاری که کاملا تقلب مستند بوده بازهم بطور عمدی از جلوگیری آن، اِغماض شده است.

در دَور دوم از همین اکنون گراف تقلب و جعل به شدّت سیر صعودی داشته و حتی به باور بسیاری از کارشناسان، تقلب در این حجم کلان، مشروعیت انتخابات را زیر سوال می برد و در حالیکه دایرۀ اختلافات بین دو تیم ظاهرا رقیب در این دور، نسبت به دور اول وسیع تر گردیده، تقلب از سوی هواداران هر دوجانب، امر حتمی و طبعی بوده و تمرکز به این ترفندهای سیاسی بیش از هرچیز دیگر بر روند ناکام انتخابات تاثیر منفی گذاشته است.

بی اعتمادی و عدم شفافیت کافی:

یکی از مواردی که انتخابات را از مسیر واقعی اش گمراه می سازد بی اعتمادی و عدم شفّافیت متقابل بین دستگاه های مسئول است که این مورد، در انتخابات دور دوم بیشتر از دور نخست، در حال شکل گیری است؛ اینکه کارمندان رده بالای کمسیون نامستقل انتخابات از طرف گروهی متهم به تقلب گسترده شده و باز همان ها از طرف یک گروه دیگر تبرئه می شوند، خود نشان می دهد که بی اعتمادی بین نامزدان انتخاباتی و کسانی که به اصطلاح بر روند حفظ نتیجه انتخابات نظارت می کنند در سطح بسیار بالایی قرار دارد و این مسئله به تنهایی افتضاحات بی شماری را نسبت به پروسه انتخابات وارد می سازد.

خود خواهی و قدرت طلبی:

مورد دیگری که پروسۀ نام نهاد انتخابات را شدیدا به رسوایی کشانیده است؛ سیاست مستبدانه و انحصار گرایانۀ کاندیدان انتخاباتی می باشد بدین معنی که هر یک از دو کاندید و هواداران شان، خود را برندۀ بلامنازع انتخابات پنداشته و طرف مقابل شان را محکوم به شکست می نمایند و در صورت پذیرفته نشدن خواسته ی جز خواستۀ آنها، تمام پروسۀ انتخابات را زیر سوال برده و به قدرت رسیدن رقیب شان را، نه از راه انتخابات که از راه جعل و تقلب تعبیر می کنند، و قِسمی که قرائن نشان می دهند این دیدگاه، همینک بین هر دو تیم حاکم است که در آینده ی نزدیک، به یک چالش بسیار جدّی و دشوار تبدیل خواهد شد.

بی کفایتی و عدم استقلال:

بی کفایتی و عدم استقلال هر دو تیم انتخاباتی مخصوصا در دَور دوم، باعث شده که خودشان (مستقیم یا غیر مستیقم) بی پایه و بی اساس بودن پروسۀ انتخابات را اعتراف نمایند؛ چون اگر واقعا آنها به آرای مردم باور دارند و یا اگر واقعا نتیجۀ انتخابات را تنها نردبان پیروزی شان می دانستند؛ پس چرا در هنگام اتخاذ تصمیم، امریکا، غرب و جامعه ملل را به فریاد خواهی می طلبند و چرا به جای رجوع به غرب، به صندوق های رای مراجعه نمی کنند؛ این مورد ضمن آنکه بی کفایتی، عدم تدبیر و غیر مستقل بودن کاندیدان را نشان می دهد؛ همچنین پر واضح می سازد که رای ملت در صندوق ها ریخته نشده و نه هم کسی می تواند به وسیله رای ملت، زیر سلطه اشغالگران به قدرت برسد به این خاطر، به جای تمکین قانون ظاهری انتخابات، دست به دامان امریکا و غرب می شوند تا غلام پخته کار تری در نظر دشمنان، جلوه کنند.

ضمن آنکه در انتخابات فرسایشی دَور دوم، تهدید، ترعیب، تخریب، دروغ، نیرنگ، شعار، تظاهر و … از سوی هر کدام از کاندیدان نام نهاد بیشتر از دَور نخست بود، همچنین همه پذیرفته اند که انتخابات دور دوم به مراتب ناکام تر از دور گذشته بوده ونسبت به قبل با استقبال عمومی کمتری مواجه گردید و این مورد بیش از هر چیز دیگری برای داوطلبان غلامی غرب، مشهود و ملموس بود و باعث اِرتقای سطح افتضاح و رسوایی آنها قرار گرفت و خلاصه، مواردی مثل فوق در کنار هم ابعاد یک رسوایی بزرگ به اسم انتخابات را تشکیل دادند.

به امید ناکامی و رسوایی های بیش از پیش دشمنان در تمام پروسه های شیطانی!

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د