fbpx

امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد (رح) از نگاه من

الحاج ملا عبدالسلام سعادت

سیرت ملا محمد عمر مجاهد (رح) بیشتر ممثل و مشابه سیرت امیرالمؤمنین عمر فاروق (رض) است، هرگاه سیرت فاروق اعظم (رض9) را مطالعه بکنیم بیشتر مزایا و اوصاف عمر اول (رض) را در شخصیت عمر ثالث (رح) می بینیم، ملا محمد عمر مجاهد (رح) اگر از یکسو ما مسئولین امارت را توصیه می کرد که با ملت یکسان باشید و نباید زندگی مرفه و امتیازی داشته باشید، از سوی دیگر لباس، خوراک و نشست و برخاست خود آن امیر فقید نیز از ملت و سایر مجاهدین فرقی نداشت، یکبار (پیش از فتح کابل در زمان تحریک) از مطبخ فرقهء گرشک غذای خاصی برای امیرالمؤمنین (رح) آماده گردید، آن شخصیت فقیرمنش مسئول مطبخ را تهدید و توصیه کرد که نباید امتیازی در غذا باشد، این نیز از ویژگی های مرحوم عمر ثالث (رح) بود که زندگی و شخصیت وی قبل و بعد از امارت یکسان بود و تفاوتی نداشت، زندگی بسیار ساده و بی تکلف.

بلی، عمر ثالث (رح) اگر از یکسو قیادت و زعامت تحریک را به دوش داشت، از سوی دیگر همواره دوشادوش مجاهدین در سنگرها و خطوط جنگی می جنگید و در همان اوائل که بنده با تحریک اسلامی طالبان معیت داشتم مرحوم ملا صاحب در جنگهای سنگین، کجکی و موسی قلعه در برابر فرماندهان شر و فساد شخصاً سهم گرفت، زمانیکه ما از هلمند به سوی غرب کشور ( هرات وغیره ) تشکیل می شدیم نیز ملا صاحب مرحوم حضور داشت و در فراه رود (ولایت فراه) موترش از بمباران تورن اسماعیل خان نجات یافت، یکبار در فراه رود در مدرسه ای که ما مستقر بودیم اوطاق به اوطاق گشت و جویای احوال ما شد.

گرچه این قصه ربطی به مضمون ندارد اما درس زیبای با خود دارد، یکبار در همان منطقه دو شب و روز نان نیافتم، در حال بسیار گرسنگی یکجا نان های خشکیده را پیدا کردم، معلوم نبود که بست روزه کهنه بود و یا یک ماهه، یک جوی که آب ریگ آلود داشت نزدیک بود، من چهار طرف یک بخش آب را بند کردم و نان را داخل آن انداختم، سپس در پهلوی جوی آب خواب شدم، لحظاتی پس تر بیدار شدم دیدم نان نرم شده است، آن را خوردم، لذتی که آن نان داشت در زندگی خود دیگر نیافتم.

در مورد اولین دیدار مرحوم امیرالمؤمنین (رح) باید بگویم، ما ده ها تن طلباءِ مدرسه به شکل گروهی در اوائل تحریک برای پیوستن به تحریک اسلامی طالبان به فرقه قشلهء جدید (قندهار) رفتیم و فردای آن روز به فرقهء گرشک (هلمند) تشکیل شدیم، در همان جا نخستین بار مرحوم ملا محمد عمر مجاهد (رح) را دیدم، امیرالمؤمنین (رح) و شهید ملا محمد آخند (فرمانده عمومی نظامی تحریک اسلامی طالبان) بیش تر مشوره های شان را در اوطاق ما انجام می دادند، ما در واقعیت در همان روزهای اول از برخورد شایسته و زیبای ملا محمد عمر مجاهد (رح) بسیار متاثر شدیم، سپس پس از فتح کابل نیز بارها در قندهار و کابل با امیرالمؤمنین (رح) ملاقات کردم، دروازهء ملا صاحب (رح) برای همگان باز بود.

یکی از اوصاف عمده و ویژهء مرحوم امیرالمؤمنین (رح) این بود که در سخت ترین و دشوار ترین روزها از مجاهدین دور نمی ماند و برای حل مشکلات آن ها می کوشید، پس از غدر جنرال عبدالملک و عقب نشینی طالبان از خط های شمالی شخصاً به خط ها آمد و سنگرهای مجاهدین را دوباره مستحکم کرد، ما پس از سقوط کابل در همان شب و روزهای که امریکا و ناتو به شدت بمباران می کردند از طریق مخابرهء نصرت ( که وابسته به خود مرحوم ملا صاحب (رح) بود رابطه کردیم، برای ما هدایت داد که نزد مولوی جلال الدین حقانی صاحب در شرق کشور باشید، همچنان ما در ۲۵ رمضان همان سال به فرمان امیرالمؤمنین (رح) و سرکردگی حقانی صاحب از گردیز ( ولایت پکتیا) مبارزه و مقاومت را مجدداً آغاز کردیم.

مرحوم امیرالمؤمنین (رح) از تبعیض و عصبیت های قومی و نژادی به شدت نفرت داشت، برای اقوام غیر پشتون بسیار ارزش قائل بود و می کوشید همه اقوام جایگاه مناسب در امارت اسلامی داشته باشند، ما برای فتح کابل با شهید ملا امین الله بورجان (رح) از مرکز لوگر به ولسوالی ازره رفتیم، شهید ملا بورجان (رح) پس از فتح ازره یکعده دلگی مشرها را با خود گرفت و عده ای دیگری را به شمول بنده دوباره به چهارآسیاب روان کرد، زیرا دران جا در خط کسی نمانده بود، آن ها از طرف شرق ( یعنی ننگرهار و لغمان ) وارد کابل شدند و ما از طریق غرب از راه ریشخور داخل کابل شدیم (و ما چند تن طالبان نماز با جماعت را به امامت این حقیر در مسجد وزارت داخله خواندیم) بنده با بست نفر وارد کابل شده بودم اما به فرمان امیرالمؤمنین (رح) ( که در حقیقت اهمیت دادن به اقوام غیر پشتون بود ) به حیث قومندان فرقهء ۵ جهادی کابل مؤظف شدم.

شخصیت مرحوم امیرالمؤمنین (رح) هر زمان متوازن بود، نه در اثنای کامیابی وقار و سنگینی خود را از دست می داد و نه در هنگام شکست متزلزل و بی حال می شد، وی در هر حال بر مجاهدین و مسئولین خود اعتماد داشت و شکار توطیه های دشمن و تبلیغات بیگانگان نمی شد، حرف های طولانی دیگران را به دقت گوش می داد و سامع خوبی بود، اما جواب بسیار کوتاه، پر محتوی و قناعت بخش می داد.

ملت ما به هدف اصلی مبارزهء طولانی و قربانی های تاریخی جهاد شوروی نرسیده بودند، رهبران که در سال های مقاومت در برابر نظام کمیونستی لاف از اسلام و نظام اسلامی می زدند آرمان های مردم را شکار اهداف شخصی و گروهی خود ساختند، مبارزهء امیرالمؤمنین ملا محمد عمر مجاهد (رح) و قیام امارت اسلامی در واقعیت آرمان بزرگ افغان ها را برآورده ساخت، رحمه الله تعالی.

avatar
4 د تبصرو شمېر
1 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
نا پيژاند
میلمه
نا پيژاند

ملا عمر او پیروان یی عقبمانده او د ### انسانان دی
ما له ډیره طالبانو سره لیدلی او مصاحبی می ورسره کړی ، خو تر دوی نه عقبمانده خلک می په ژوند کی هم نه دی لیدلی.
حاجی معلم ، ملا بورجان ، ملا مشر ، ملا غوث ، ملا سلام او داسی نور
باور وکړی چی د ###خلک وه او له اوسنی ژوند سره یی هیځ تړاو هم نه درلود
که اسلام همداسی وی نو د مسلمانانو حال خراب وینم

pattang
میلمه
pattang

ناپیژند ه داسې مالومیږې لکه چې هغه خدای وهلی ښائسته ګل مجید قرار یې ،هغه اسلام د عربو ورسته پاتې کلتور بولي او له کور سره سي ای اې میلمه کړی په امریکا کې اوسي . ته اوس چې مونږ ټول عقیب مانده بولې نو ته د يووارې خپل کمال را ښکاره کړه چې ته څومره زمری یې ! ته غلط پوهیږې د ملا عمر او طالبانو سره داسې انسانان څنګ ته شته چې هغوی په هر څه پوهیږي او هغه یو ندی په سلګونو او په زرګونو دي ته ډيره سهوه کوې دلته مسئله د حق او ناحق ،… نور لوستل »

غوربندِي
میلمه
غوربندِي

په ګوتو مو برکت شه ښاغلی پتنګ صاحب چې ناپیژاند صاحب ته مو د قناعت وړ جواب لیکلی

ناپېژانده خدای خبر یو کس دی که دوه، دا ناپېژانده ما په ښو او حق څرګندونو پېژاند، خو دلته متاسفانه د همدې نوم له ادرسه ډېر بې اودسه غږېدلی دی.

اسحق
میلمه
اسحق

زما په نظر دری ډوله ناپیژاندی شتون لری : هغعه چه خطایی کی تری نوم هیر شی او چه کله ووینی تبصری یی بی نومه هم خپریږی بیا ورسره عادی شی چه نوم ولیکی یا ونه لیکی . ځینی د ریا کاری د مخنیوی د پاره خبل نوم نه لیکی مګر تبصره یی نشریږی هغه ته هم ناپیژانده ویل کیږی ځینی هغه خبیث ملحدین دی ښه څه چه هغه بد نومونه هم ورسره زیب نه کوی دوی اسفل سافلین یعنی د الله ج له ټولو مخلوقاتو ذلیله دی نو د چا نوم په ځآن کیږدی چه هغه خباثت یی پرمنځل… نور لوستل »

جان
میلمه
جان

غریب به دنیا آمد و مظلوم به سوی خالق رفت
رحمت الله علیه