از شعار تا عمل !

نوشته ای نجیب خاوری

بعضی ها سلفیت را شعار ساخته اند و فکر می کنند که گویا جای نشین امام بخاری و یا امام ترمذی و یا ابن مبارک (رحمهم الله) هستند، اما تا با تمام اخلاص و صداقت در خدمت طاغوت قرار دارند و جاروکشی کوچه های صلیب را افتخار خود میدانند و با تمام توان علیه مجاهدین و فرزندان صدیق امت مقابله و مبارزه می کنند.

این بیچاره ها نه سلف را شناخته اند و نه در کوچه ئ سلفیت گام گذاشته اند و نه مروری دقیقی بر سرگذشت سلف امت پس از صحابه رسول الله صلی الله علیه وسلم کرده اند، اینها هیچگاهی احوال احمد بن حنبل، سعیدبن مسیب، ابن مبارک، سفیان ثوری، امام اعظم ابو حنیفه، امام شافعی، امام مالک، امام بخاری، امام ترمذی، امام ابن تیمیه و بقیه پیشقراولان میدان علم، دعوت، جهاد و مبارزه را نخوانده اند و نمیخواهند در بارۀ آنها چیزی بخوانند و از احوال آنها چیزی بدانند.

زیرا مطالعه در احوال سلف امت و علمای راستین آن در انسان تحول ایجاد میکند، آدم را انقلابی می سازد، انسان را وادار میکند تا با طواغیت رابطه اش را قطع کند، دست به مبارزه بزند، در پهلوی مستضعفین قرار گیرد و حقوق آنها را از ظالمان و ستمگران زمان بگیرد.

اگر ما تنها احوال امام اهل سنت احمدبن حنبل رحمه الله را بخوانیم، برای مان درسهای بزرگی را میدهد و در وجود ما همت، غیرت، شجاعت، نترسیدن از حاکم، حق گویی، لا مبالاتی به دنیا و … صفات نیک را ایجاد میکند، کسانیکه میخواهند احوال زندگی این عالم فرزانه را بخوانند به کتاب عالم بزرگ سید ابوالحسن ندوی رحمه الله که به نام (رجال الفکر والدعوة) نوشته است مراجعه کنند.

درست قدم پیشتر در جلد دوم این کتاب احوال امام دیگر اهل سنت ابن تیمه حرانی رحمه الله را به رشته ای تحریر در آورده است و به باریکی ها و لطافت های زیادی که در زندگی این عالم فرزانه بود اشاره کرده است. الله امام ابوالحسن را جزای خیربدهد و ما را با وی در بهشت برین محشور گرداند.

بر میگردیم به امام بزرگ دیگر اهل سنت که وی امام اعظم ابو حنیفه رحمه الله است، کسیکه امام شافعی در وصفش گفته است:(الناس عيال على أبى حنيفة في الفقه).. این تنها بُعد علم و فقاهت ایشان است. وی نه تنها که عالم فرزانه بود یک مبارز شجاع و یک داعی حکیم بود، نقل است که وی حرکت محمد نفس الزکیه را تایید نموده بود، و بنا بر همین حاکم زمان تصمیم گرفت تا از وی انتقام بگیرد، بناء ویرا به درگاه خود طلبید و منصب قضاء را برایش پیشکش کرد، اما ایشان با دو رفیق دیگرش قضاوت را نپذیرفت و حاکم زمان ویرا زندانی ساخت و سالهای مدیدی در زندان به سر برد، وی رحمه الله با وجود این همه مشکلات صبر نمود تا اینکه در سال 150 هجری در زندان جهان فانی را وداع گفت وبه لقاء الله پیوست.

سلف امت واقعا مردان عمل بودند، از شعارهای توخالی و از لاف های بیجا پرهیز میکردند، آنها واقعا که مرد بودند، مردانیکه الله عزوجل وصف شان را در سورۀ احزاب می فرماید. رحمهم الله جمیعا

تبصره وکړه

ستاسو ایمیل ادرس به هیڅ کله نشر نه شي.