نظــر

سیاهی‌های روزگار؛ پس از استعمار

نویسنده: علی عزیز عزیزی

افغانستان پس از استعمار، سیاه‌ترین روزهای خود را پشت‌سر می‌گذارند. افزایش فقر، ناامنی، کشت مواد مخدر و بحران هویت از جمله چالش‌های بزرگ است که تشویشات و نگرانی‌های مردم را در پی داشته و همه را دچار رنج و سراسیمه‌گی کرده است.

دولت افغانستان از زمانی در بی‌ثباتی سیاسی و سردرگمی به‌سر می‌برد که دخالت کشورهای خارجی و فشارهای بین‌المللی دامنگیر آن شده‌است. سیاست‌ورزانی که در صحنه سیاسی افغانستان فعال اند. به میزان زیادی با انگیزه‌های اقتصادی به سیاست می‌پردازند. این امر از یکسو مایۀ فساد می‌شود که اینک دامنگیر کشور شده است و از سوی دیگر، اصالت عمل سیاسی را مخدوش می‌سازد.

سیاست‌مدارانی که تحت فشارهای مطالبات پولی و شغلی پیروان شان سیاست‌ورزی می‌کنند، آنها انگیزۀ کسب ثروت و پول را در کار حرفه‌ای شان دخیل ‌ساخته، از این رو قادر نیستند به خواست‌های مردم و الزامات آنها در جامعه متعهد باقی بمانند.

سیر تاریخی دولت‌داری در افغانستان، از آوان شکل گیری دولت مدرن(سیکولار) در قرن هجدهم نشان می‌دهد که دولت‌مردان افغانستان از لحاظ قومی رقابت و تضاد بر سر تسلط حکومت داشته، اما مداخلات پس از سال 2001 و ورد دموکراسی به این کشور رقابت‌های قومی را تبدیل به خصومت و کمین‌گیری‌ کرده است تا جای که تحکیم روابط و احساسات اربابان نسبت به رعیت و رسیدگی به امور آنها از اجندای سیاسی حذف شده و جای آن را برنامه‌های سیاسی و حفظ منافع استعمارگران گرفته‌است.

افزایش حملات گروهی طالبان بر مراکز ولسوالی‌ها و شهرها هم‌چنان حملات انتحاری با مسوولیت‌پذیری گروه داعش در پایتخت به شکل نوبتی، از مسایل است که دست‌های مرموز در پشت آن کار می‌کند تا آرامش مردم این سرزمین را از آنها بگیرد. البته با کمی تعمق هر صاحب بصیرتی درک می‌کند، جنگ داخل افغانستان در محور استراتیژی و منافع اشغالگران صلیبی می‌چرخد، چون سرمایه‌گذاری و سازمان‌دهی این جنگ سیستماتیک، از توانایی خودکار گروه‌های مخالفین بالا بوده، در واقع شدت جنگ در منطقه ارتباط مستقیم با منافع منطقوی اشغالگران دارد، از این رو نمی‌خواهند آتش جنگ را خاموش سازند.

حکام افغانستان و مقامات بلندپایه امنیتی افغان، در شعله‌ور ساختن جنگ به نفع استعمار نقش کلیدی را بازی می‌کنند، از یکسو نیروی‌های امنیتی افغان در خط نخست جنگ بدون مهمات و نیروی پشتیبان در پرتگاه مخالفین قرار داده می‌شوند و از سوی دیگر با زمینه‌سازی در پایتخت و دیگر شهرهای افغانستان اجازه می‌دهند که قاتلان کرایی در تجمعات مردمی خود را انتحار کرده و افراد ملکی را قربانی کنند. هم‌چنان در برخورد با مخالفین نیروی‌های اشغالگر را به جلو انداخته، آنها هم با استفاده از نام تروریزم و دهشت با تجهیزات مدرن‌ دست داشته، مناطق را مورد بمباردمان‌های هوایی خود قرار می‌دهند که بیشترین ساکنان آن افراد ملکی می‌باشد، که در نتیجه تمام جنگ به قتل عام مردم افغانستان می‌انجامد.

در پی این نارامی‌ها، حکام برای بیرون رفت از حساب‌دهی به مردم، مسئله جنجال برانگیزِ را روی دست گرفته‌اند تا از احساسات مردم نسبت به قضایای امنیتی بکاهند. بحران هویت و بحث شناسنامه‌های برقی دال بر آنست.

رئیس جمهوری به درستی درک می‌کرد، در چنین شرایطی که بحران امنیتی به اوج خود رسیده توزیع تذکره‌های برقی امکان پذیر نیست. اما بخاطر اغوای افکار عامه به توزیع نمادین آن مبادرت ورزید. که در نتیجه عمل‌کرد فریبنده وی از سوی شریک سهامی‌اش به چالش کشیده شد.

بحث افزایش فقر از دیگر مسایل است که اخیراً اداره مرکزی احصاییه افغانستان خاطر نشان ساخت که بیش از 54 درصد مردم افغانستان در سال 1395 زیر خط فقر قرار داشته که این رقم در مقایسه با سال قبلی 16 درصد افزایش را نشان می‌دهد. (منبع: بی بی سی)

عواملی که حکومت و رسانه‌ها در توجیه افزایش فقر مالی به آن‌ تکیه می‌کنند، قابل توجه است، اما نمی‌توان مسئله‌ افزایش فقر را به‌صورت کلی به آن عوامل نسبت داد. افزایش فقر، اساس رشد نظام سرمایه‌داری بوده، از آن جای که شکاف اقتصادی بزرگ در جامعه و رشد نجومی درآمد یک اقلیت کوچک در حالی که میلیون‌ها نفر قادر به تأمین مایحتاج اولیه‌ی شان نیستند. ضمناً مردم افغانستان درصد بالای فقر را از زمانی تجربه می‌کنند که امور اقتصادی شان به نظام سرمایه‌داری گره خورده است.

در بحث مواد مخدر؛ افغانستان پس از اشغال توسط امریکا بزرگترین تولیدکننده مواد مخدر در سطح جهان شناخته شده که مواد مخدر 30 درصد استفاده کنندگان کل جهان را تولید می‌کند، البته کشت و تولید این رقم بالا اکثراً در مناطق ناامنی صورت می‌گیرد که پایگاه نیروهایی امریکا در آنجا مسقر است که بدون شک بهره‌برادری و صادرات مواد مخدر افغانستان بدین پیمانه بزرگ، بجز دست داشتن قدرت‌های بزرگ جهانی، یک چنین چیزی ناممکن و غیر قابل باور است.

وزارت مواد مخدر افغانستان و دفتر جرایم و مواد مخدر سازمان ملل، گزارشی تازه‌ای از ابعاد اقتصادی و اجتماعی کشت و تجارت مواد مخدر منتشر کردند. جاوید احمد قایم، معاون وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان می‌گوید: در سال ۲۰۱۷ میلادی به دنبال افزایش میزان کشت مواد مخدر، ارزش اقتصادی کشت و تجارت این مواد نیز افزایش یافته است. به گفته او، ارزش کشت و تجارت مواد مخدر در این سال به چهار میلیارد تا ۶.۶ میلیارد دلار رسیده در حالی که این رقم در سال‌های گذشته بیشتر از سه میلیارد دلار نبوده است. ارزیابی تازه نشان می‌دهد که از این میزان ارزش اقتصادی، سهم کشاورزان تنها ۱.۴ میلیارد دلار بوده است. (منبع: طلوع نیوز)

در واقع استعمار هزینه جنگ؛ مصرف تدارکاتی و نیروی‌های اشغالگر خود را با تجارت مواد مخدر افغانستان، تأمین کرده و چندین برابر آن را که به میلیاردها دالر می‌رسد، نقداً به جیب می‎‌زند، شدت و دوام جنگ افغانستان هم‌چنان بستگی به تجارت مواد مخدر اشغالگران در منطقه دارد.

در نهایت، دوام این وضعیت، آشوب و ناهنجاری روزافزون شهروندان را در پی خواهد داشت؛ شاید شمار از مردم به دلیل ضعف و فساد حکومت اعلام بیزاری از دولت کنند، اما عده‌ای کثیر مردم مشروعیت و اساس این دولت و نظام فاسد را در تناقض با اعتقادات و ارزش‌های دینی خود دانسته و از شروع در شکل‌گیری این روند دموکراتیک تحت سلطه کفار مخالف بودند.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x