fbpx
کابل کې د علماوو په نوم د ناستې یوه څنډه

نشست اخیر کابل ؛ حقائق و واقعیت ها

حبیبی سمنگانی

فرق درمیان نشست اندونیزیا و نشست اخیر کابل تنها اینست که برای نشست اندونیزیا شش ماه کامل کمپاین و تبلیغات صورت گرفت، اما هرگاه پس از یکبار تعویق و پس از صد مشکل برگذار شد نتیجهء تسلی بخش برای رژیم کابل نداشت، حتی مقامات رژیم اعتراف داشتند که اعلامیهء نشست اندونیزیا ممثل خواسته های ما نبود، فضل هادی مسلمیار و محمد علم ایزدیار (رییس و معاون اول مجلس سنا) نشست اندونیزیا را بی جان خواندند و گفتند کاش بر علیه جنگ کنونی افغانستان فتوای دینی صادر می شد، لذا مقامات رژیم این بار شاید پلان خود را عوض کردند و تصمیم گرفتند که نخست نشست را برگذار می کنند ( و آن هم بدون کدام مشوره با علماء و دانشمندان دینی) و سپس تا شش ماه تبلیغات و اعلانات می کنند که علمای ( نام نهاد و درباری ) ما بر ضد جنگ کنونی افغانستان فتوی داده اند.

بلی، این حقیقت حالا برای همگان روشن شده است که پیش از برگذاری نشست کابل و تهیهء فتوی، حتی با عالمان درباری هم نه مشوره صورت گرفته و نه هم ازان ها استفتاء شده است، بلکه هیچ کسی نمی داند که فتوی از سوی چه کسانی نوشته شده است، زیرا در بالا و یا پایین فتوی نامهء که به زبان های دری و پشتو انتشار یافته است از هیچ عالمی و حتی فردی نام برده نشده است، عبدالبصیر حقانی که خود را رییس شورای علمای کابل معرفی می کند در یک برنامهء تلویزیونی در پهلوی نقد بر برخورد اهانت آمیز مامورین امنیتی اعتراف کرد « با وصفی که رییس شورای علماء بودم نا وقت شب از برگذاری جلسه خبر شدم » ، پس فکر کنید که متباقی ملاهای نام نهاد و درباری چه زمان خبر یافته باشند و آیا از آن ها کسی استفتاء هم کرده باشد یا خیر ؟

افغان ها به ویژه مسئولین و مجاهدین امارت اسلامی حیثیت، وقعت و ارزش این گونه نشست های نمایشی و فرمایشی را به خوبی درک کرده اند، کسی چه زیبا گفته است که اگر پس از جلسه انفجار رخ نمی داد شاید کسی خبر هم نمی شد که آیا نشستی در کابل صورت گرفته است و یا خیر، برای ملت مجاهد پرور افغانستان و سربازان سربکف امارت اسلامی این هم اطمینان بخش است که هیچ یکی از علمای جید، معتبر و با نفوذ کشور درین نشست حضور نداشتند و هیچ علاقه ای به فتوای غیر شرعی رژیم کابل نشان ندادند، بلی، رژیم دست نشانده ادعا دارد که درین نشست از 34 ولایت و 400 ولسوالی علماء حضور داشتند، اما می توانیم هر یکی ما به ولایت و ولسوالی خود نگاه بکنیم که کدام عالم معتبر با حضور خود، آن نشستِ سمبولیک را شرف قبولیت بخشیده است، واقعیت اینست که به جز چند تن ملانماهای شهر کابل که همهء شان مامورین و معاش خوران اوقاف بودند و یا هم استادان پوهنتون سیاف ( و ممکن استادان دانشگاه امریکایی در کابل) ، چهره های علمی که افغان ها با آن ها آشنا هستند دیده نمی شدند.

ملت مسلمان افغانستان بهتر می دانند امارت اسلامی از آغاز تا به امروز هر گام خود را به سرکردگی و فرماندهی علماء و مشائخ کرام گذاشته است، هزاران تن علماء جان های خود را در مسیر جهاد و مقاومت کنونی قربان کردند، هزاران تن آنان در زندان ها افتیده اند، هزاران تن شان همین اکنون بالفعل در سنگرهای دفاع از دین و میهن می جنگند، اما……. بگذارید علمای را که عملا به امارت وابسته هستند، اگر رژیم مزدور در واقعیت به حرف ها و فتاوای علماء نیاز و اعتبار دارد، پس کدام عالم ربانی است که حضور نیروهای اشغالگر در افغانستان را روا بداند، کدام عالم حق پرست است که مبارزه در برابر کفار محارب را فرض نداند، بلی ، اگر شما به نشست ها و خواسته های علماء باور دارید پس چرا به حرفهای چند صد تن علمای کشور که از سراسر افغانستان در هرات گردهم آمده بودند و به گونهء قاطعانه اعلام نمودند که تا نیروهای خارجی از افغانستان بیرون نشوند صلح و آرامش در افغانستان نمی آید، ارج نمی گذارید ؟

یگانه ابتکار شورای صلح رژیم کابل اینست که با غارتگران، آدم ربایان و قاتلانِ فراری معامله نموده، یک چپن را بر شانه های آن ها انداخته به رسانه ها معرفی بکند که این افراد مهم طالبان با سلاح های در دست داشتهء شان به پروسهء صلح پیوستند، دیگر هر گامی که شورای نام نهاد صلح برداشته است جز ناکامی و رسوایی دگر نتیجه و ثمره ای نداشته است، مردم هنوز فراموش نکرده اند که شورای مذکور چند تنی را به عنوان نمایندگان طالبان به ترکیه برده بودند و لیکن حقیقت به زودی فاش شد که………..، مقامات شورای مذکور تا به امروز آماده نشده است که در مورد سرنوشت و دست آورد نشست تقلبی ترکیه چیزی برای مردم ارائه بکند، همین شورای ماه ها برای نشست اندونیزیا تبلیغات کرد، اما هرگاه نشست به ناکامی رژیم مزدور تمام شد راهی دیگری را گرفت و حامیان رژیم را به نشست جده امیدوار ساخت، همچنان نشست چند روز قبل کابل نخستین نشستی نبود که با استفاده از نام و نشان علماء برگذار شده باشد، پیش ازین نیز بارها چنین توطیه ها به راه انداخته شده است و لیکن اگر نتیجه ای می داشت امروز ضرورت به این نشست اخیر پیش نمی شد.

دلیل همه ناکامی های شورای نام نهاد صلح اینست که همچون دیگر ارگان های رژیم نه به ابتکار چند تن افغان های آزاد، دین دوست و میهن پرور ایجاد شده است و نه هم توسط چنین مردم رهبری می شود، بلکه این پروژه رسما از سوی پنتاگون به راه انداخته شد و همه مصارف آن هنوز هم از سوی پنتاگون پرداخته می شود، هدف از ایجاد این شوری اینست که از یکسو برای افغان ها و جهانیان جلوه داده شود که ما خواهان صلح هستیم و اینک اداره ای را برای گفتگوهای صلح بنیاد گذاشته ایم، از طرف دیگر برای اعضاء این شوری وظیفه داده شده است که اگر کدامی از بزرگان، مسئولین و مجاهدین امارت اسلامی را به پول و امتیازات خریده می توانید بخرید، اما اگر فرماندهان و سربازان طالب پیدا نمی شود چند تن رهزنان و قاتلان را از کوه ها و جنگل ها پایین بکنید و برای مردم نشان بدهید که اینست چند تن طالبان تسلیم شده اند، تا حد اقل عساکر مورال باختهء رژیم کمی روحیه بگیرند.

بلی، اگر کسی به این باور است که هدف واقعی این شوری، آوردن صلح است و یا این شوری توان دارد که صلح بیاورد، این خیال است و محال است و جنون.

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د