fbpx

درخواست برای صلح

مكتوب سركشاده از: دوكتور رحمت زیركیار  – محقق آزاد

تاریخ به ما میگوید كه عملیات ضد قیام مردمی به ندرت موفق میشود. از تجربهء قیام امریكای قرن ۱۸ كه علیه برتانیه می جنگیدند تا جاپانی ها، جنگ های داخلی هسپانیه و یونان، جنگ های پارتیزانی مردم یوگوسلاویا علیه آلمان نازی، تجربهء فرانسه و امریكا در ویتنام و اخیراً تجربهء شوروی در افغانستان، ما می آموزیم كه هیچ راه حل نظامی برای مقابله با قیام كنندگان موجود نیست.

پروفیسور رابرت پیپ (Professor Robert Pape) در پوهنتون شیكاگو ارقام تجربی وسیعی را سر هم گذاشته كه نشان میدهد شورشیان صرف یك انگیزه دارند كه آنهم صرف مخالفت با حمله و اشغال است. طوریكه آنها می بینند، وظیفهء قیام كنندگان این است كه قوای بیگناه را از سرزمین خود برانند. صرف نظر از توجیه، این فقط همیش انگیزه ای است و خواهد بود كه مقاومت را علیه اشغال تحریك میكند. قوای اشغالی از دموكراسی و انتخابات آزاد صحبت می كنند. اما اگر برندهء انتخابات شخصی باشد كه به هدایات آنها تن در ندهد، در آن وقت نتیجهء انتخابات را نفی می كنند. طرفداران خریداری شده و فروخته میشوند. دشمان سیاسی منحیث تروریست به اشغالگران فروخته میشوند، طوریكه شاهد شكار انعام و بخشش ائتلاف شمال در افغانستان بودیم.

لاكن جدی ترین مشكل بی اعتنائی عمدی به تلفات مردم ملكی است كه اكثراً “خسارهء جانبی” یاد میگردد. از ماه اكتوبر سال ۲۰۰۱ بدینسو، پوهنتون نیو همشایر و پوهنځی طب بلومبرگ تلفات مردم ملكی افغان را حساب مورد شمارش قرار داده اند. تعداد حالا از ۱۰۰۰۰۰ هزار گذشته است. اكثر این تلفات ناشی از حملات هوائی است كه به اساس حرف افراد كه وفاداری دو جانبه داشته و یا اینكه خصومت شخصی و تصفیه حساب با یك قریه و یا یك شخص دارند، صورت میگیرد. حملات رعد آسا كه به امتداد سرحدات استعماری ۱۸۹۳ كه پشتون ها را بین افغانستان و پاكستان تقسیم نمودند، به قتل عام كشتار همگانی مبدل شده است. پشتون های فقیر در مقابل قوای غارتگر امریكا و ناتو كه وحشتناكترین اسلحه را مانند بم های ناپالم، بمب های ترمو بارك، مواد منفجرهء پطرولی و فاسفورس سفید با خود آورده و آنها را علیه مردم ملكی استعمال میكنند، ناتوان اند. این سلاح ها نه تنها در پروتوكال بین المللی ممنوع شده است، بلكه نزدیكی آنها به مراكز نفوس مردم ملكی اصلاً قابل قبول نیست. استفاده از چنین سلاح ها به حكم جنایت جنگی تحت كنوانشن جینوا است.

افغانستان به امریكا نه حمله كرده و نه توان حمله به امریكا را داشت. تجاوز امریكا بر افغانستان مغایر ماده ۵۱ كنوانشن جینوا است. جنگ امریكا با افغانستان بر حسب معیار نورمبرگ “جنگ تجاوز” است. این عمل نشاندهندهء بی اعتنائی و بی احترامی امریكا به حقوق بین الدول است. ما این نوع روش مغولی را قبلاً در تاریخ دیده ایم. مرتكبین این جنایات روحیهء اخلاقی خود را از دست داده و ذریعهء مورخین آینده به نیكی یاد نخواهند شد. امریكا باید بداند كه كسانی كه با غرور امپراطوری مخالفت می ورزند، القاعده و حتی طالبان نیستند بلكه مردم عادی اند كه فامیل های آنها از ۳۰۰۰۰ هزار فت دور كشته شده اند. این كشتار ها بخاطر این صورت گرفته است كه این مردم در یك تجمع و یا مجاورتی دیده شده اند كه اشتباه فعالیت شورشیان میرود. برای اینكه ذهن و قلب مردم را تسخیر نمائیم، ماباید از كشتن اطفال یكدیگر اجتناب نمائیم. وقتیكه یك طفل، زن و مرد بیگناه كشته میشود، آیا حرف های پوچ و بی معنی بوش در بارهء آوردن دموكراسی و آزادی به افغانستان كدام معنی دارد؟ البته كه نه! برای هر بیگناهی كه كشته میشود، تعداد زیاد دیگر بر ضد كشتار قیام خواهند كرد.

جنگ با ترور یك حیله و فریب است كه بر اشتها و عطش غیر قابل رفع كورپوریشن های امریكائی برای تیل و گاز و توسعهء بازار اسلحه برای فروش بی بند و بار و خلاف وجدان، استوار است. كسی نمیتواند بخاطر تاكتیك به جنگ مبادرت ورزد. این حالت بایست لاكهیت ـ مارتن، ریتیون، جنرال ایلكتریك، مارتن ـ مریتا و غیره را ثروتمند سازد. حتی اگر جنگ با ترور و به محكمه كشانیدن شخص برای امریكا خوب باشد، آیا این موثریت خواهد داشت؟ اطفال هر دو جانب در دور تسلسل خشونت و خشونت و علیه خشونت گیر می آیند.

راه حل بحران افغانستان، قبرستان امپراطوری ها، این است كه اشغالگران به زودترین فرصت این كشور را ترك گویند. مردم افغان حق دارند كه به آیندهء خود تصمیم بگیرند. امریكا باید بداند كه همه پشتون ها طالبان نبوده و همه طالبان القاعده نیستند. افغان ها از كمتر نبودن علوفهء جالوت خسته شده اند. امپراطوری ها می آیند و میروند. همهء اینها طمع به ثروت و سرزمین دیگران دوخته اند. همهء اینها خون مردم بیگناه را ریخته اند و همه در زباله دان تاریخ رفته اند. امریكا باید بداند كه صرف ارسال عسكر بیشتر تنها راه حل كامل نیست. طوریكه زبگنیو برزنیسكی، مشاور امنیت ملی سابق امریكا در ماه جولای ۲۰۰۸ هشدار داد. ارسال بیشتر عساكر امریكائی همراه با تلفات بیشتر مردم ملكی، باعث خواهد شد كه قسمت اعظم جامعه افغانی امریكائیان را منحیث متجاوزین ببینند به همان نحویكه قوای شوروی را برای یك مدت محدود ۱۹۷۹ ـ ۱۹۸۹ مشاهده كردند. بخاطر بشریت، جامعهء افغانی از امریكا میخواهد كه با مقاومت افغان داخل مذاكره شده و راه حل دیپلماتیك برای بحران افغانستان بیابد. با اینكار، امریكا هویت خود را به حیث ملت قانون شناس و گهواره آزادی باز خواهد یافت.

۸ آگست ۲۰۰۸

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د