زرمت؛ به کدامین گناه به خون کشیده شد؟

ابو صهیب حقانی

هنوز تلخی های حادثه های دلخراش جنایت های امریکا و ایادی اجیر استکبار در گوشه و کنار سرزمین ام غبار از چهره برنداشته بود که بار دیگر طاغوت فاجعه آفرید و ملت مظلوم من را بار دگر غرق به خون کرد، این بار زرمت پکتیا زیر سایهٔ غول های آسمان خراش متجاوزان اشغالگر قرار گرفت و بر فرزندان نازنین آن دیار آتش و خمپاره باریدن گرفت و تعدادی بسیار، زن و کودک متاسفانه به طرز نهایت فجیع به شهادت رسیدند.

گوئیا این غم و پریشانی دیار من پایانی ندارد و از مرگ و بال بال زدن این کودکان معصوم و این افراد ملکی بی کس جنایت پیشگان لذت می برند؛ ورنه دل سنگ کباب می شد وقتی آن اطفال غلتیده در خون زرمت را انسان مشاهده می کرد و بر آن حال زار ناخودآگاه اشک خون بر دیدگان جاری می گشت.

آری …!

استعمار نوین و ائتلاف جنایت پیشهٔ بین المللی که از یک طرف ندای صلح و آشتی سر داده و به اصطلاح عالمان دین را غرض حل معضلهٔ افغانستان در کشورهای اسلامی دعوت می دهند؛ و از طرفی در همان شب و روز، در بروکسل پایتخت بلجیم نقشهٔ تداوم جنایت را کشیده و در تمویل نیروهای اشغالگر همدیگر را مساعدت می کنند، و بر تقویت ارگان های فاسد کابل پولهای هنگفت و بی حساب و کتاب خود را سرازیر می کنند؛ ولی از طرفی اینگونه دست به سلاخی و قصابی انسانیت مظلوم زده و ملت ستمدیده را به خاک و خون می کشند …!

ای افسوس! بر این منطق و تجاهل عصر که از یک طرف انسانیت را به جرم انسانیت می کشند و قتل و غارت می کنند و باز در گوشهٔ دیگر بر جگرگوشه های کباب شده انسانیت اشک تمساح ریخته و به اصطلاح برای نجات و فلاح آن طرح و پلان ارایه می دهند!؟

می گویند چرا جنگ در افغانستان خاتمه نمی یابد و هر از گاهی بی شرمانه انگشت تداوم جنگ را جفاکارانه و ناعادلانه به سوی مبارزان حق طلب اشاره می روند وانگهی که خود با خمپاره و طیاره های جنگی به جان افراد ملکی و انسان های بیگناه افتیده و در گوشهٔ جنایت پیشه می کنند خوش دارند بر جنایت شان تحسین شود و یا حداقل نادیده گرفته شود این دقیقا مثل اینست که ظالم بگوید بگذار تو را بکشم، خانه ات را ویران، طفل ات را سلاخی، جوان ات را جوانمرگ، خاک و کاشه ات را به تاراج برده و مبادا که تو چیزی بگویی یا دست به دفاع بزنی که اگر زدی تو تروریست هستی و مجرم شناخته می شوی!

ای افسوس! که به مجرم در سرزمین ام مدال افتخار و یا شجاعت می دهند ولی در عین حال به کودک ۷ ساله و ۸ سالهٔ سرزمین که به تیغ استکبار گردن اش بریده شده و یا به شکم اش گلوله دژخیمان زمانه اصابت کرده تهمت می زنند که این یا خود تروریزم است یا فرزند تروریزم و یا حامی تروریزم!!!

اما والله که به جرم مسلمانی و بی کسی می کشند و چون پناهگاه نداریم هر ظلمی را در حق ما روا می دارند وانگاهی که از خود دفاع نمودیم در چشم و ذهن دنیا چنان توسط رسانه های سحرآمیز خود تبلیغ کرده و می خوانند که در چشم دنیا آن طفل معصوم افغانی گردن بریده ملامت دانسته شد و به جنگندهٔ جنایت پیشگان امریکایی و ناتو فرشته های نجات لقب می دهند!؟

بله این بار زرمت در خون تپید، همانطور که قبلا دشت ارچی به خون تپیده بود، و همانگونه که پنجوایی قندهار و عزیزآباد شیندند و بالابلوک فراه و صدها جای دیگر از این سرزمین به خون هموطنان مظلوم و بیگناه رنگین و سرخ شده بود؛ ولی متاسفانه کسی کماحقه در این قتلگاه قصهٔ شان را زمزمه نکرد و غصهٔ شان را نخورد؛ اما که اینها هیچکدام از حافظهٔ تاریخ فراموش نمی شود و ان شاء الله روزی فرا خواهد رسید که ستمگران باید تقاص این جنایات ضد بشری خود را پس بدهند و اشک خون آلود این روزهای مسلمانان به اشک خوشی و شوق جای عوض کند.

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د