fbpx

استعفا جرات اخلاقی می خواهد

حبیبی سمنگانی

چهارمین روز بود که مرکز ولایت غزنی در سلطهء طالبان قرار داشت، طارق شاه بهرامی و ویس احمد برمک – وزیر دفاع و وزیر داخلهء رژیم کابل – در یک نشست مشترک خبری در مورد چگونگی و آیندهء وضعیت غزنی حرف می زدند. یکی از کانال های مشهور تلویزونی، جریان نشست را از صفحهء فیس بک خود مستقیما پخش می کرد، هزاران تن بینندگان کومنت می دادند، بیش از ۹۰ در صد کومنت ها دشنام های غلیظ به مقامات رژیم به ویژه به این دو وزیر بود، نیز بخش اعظم کومنت دهندگان خواهان استعفای بهرامی و برمک بودند.

تعجب آور اینکه، هنوز هم کسانی هستند که از ایشان به اساس جرات اخلاقی، امید استعفا دارند. گویا این وزیران با اعتراف بر ناکامی ها و ناتوانی های شان از حامیان رژیم پوزش بخواهند و از وظائف شان کنار بروند، اما شاید نمی دانند که این خیال است و محال است و جنون .

روز شنبه ۲۵ اگست، پیمانهء صبر اشرف غنی لبریز شد و توسط پیامی از مسئولان امنیتی رژیم – بهرامی، برمک و معصوم ستانکزیی – استعفا خواست، اما هنوز ۲۴ ساعت نگذشته بود که وی از تصمیم خود منصرف شد و گویا استعفای آن ها را نپذیرفت. در حالی که با توجه به کاهلی و تنبلی این وزیران، بسیار دشوار است که استعفای شان درین قدر زمان کوتاه به ارگ رسیده هم باشد.

حالا بحث ها در مورد این تجدید نظر و یا عقب نشینی اشرف غنی داغ است. در واقعیت، ظرفیت و قدرت سیاسی وی بار دیگر محور پرسش ها قرار گرفته است. این بار حامیان دو آتشه و سرسخت وی نیز پاسخی برای مخالفان و معترضان ندارند و حتی بسیاری شان این را ناکامی بزرگ غنی خوانده اند.

واقعیت اینست که نه تنها سه وزیر بلکه ادارهء چند سرهء کابل از الف تا یا ناکام است، اگر استعفی به اساس فساد و بی کفایتی باشد، پس باید همه سران و مقامات رژیم از سمت های شان کنار بروند و رژیم کنونی منحل اعلام گردد. زیرا این رژیم نه تنها در بخش نظامی و امنیتی بلکه در سائر عرصه ها به ویژه در عرصه های سیاسی و اقتصادی، نیز رسوا شده است.

مقتضای اخلاق سیاسی این بود که مسئولان امنیتی رژیم باید – پس از ناکامی ها و رسوایی های پیهم – خودشان استعفی می دادند و برای دیگر مقامات رژیم الگو می شدند. اما امید استعفی از مقامات این رژیم یقیناً بی جا است، زیرا ایشان به اساس لیاقت و استعداد شخصی رشد نکرده اند، بلکه روابط عمیق با خارجی ها و یا پول گزاف چیزهای است که ایشان را به سمت های کنونی رسانیده است. گویا ایشان این کرسی ها را – در بدل معامله با بیگانگان و یا پرداخت پول – خریده اند. آیا امید استعفی از کسانی که کرسی را بصد شوق و آرزو می خرند، بی جا نیست؟

رد استعفی از سوی اشرف غنی، توجیه و دلیل منطقی ندارد، اما وی راه دیگری هم ندارد. زیرا سیاست حذفی وی کاملا ناکام بوده است، مردم در قضایای دوستم و عطا نور دیدند که غنی در اخیر چگونه به معامله مجبور شد، وی حتی از حذف مقامات بسیار پایین رتبه عاجز آمد. اشرف غنی هرگاه در اوج قدرت خود نتوانست به خواست خود عزل و نصب بکند، اکنون درین ماه های پایانی رژیم چطور می تواند آزادانه تصمیم بگیرد.

رژیم دوسرهء که به ابتکار جان کیری در سفارت امریکا به وجود آمده است برای یکروز هم نتوانسته است استقلال، وحدت و افادیت خود را ثابت بکند. اگر اشرف غنی و عبدالله اندکی هم جرات اخلاقی می داشتند، به جای اینکه از این و آن استعفا می خواستند، خود شان مستعفی می شدند و رژیم نابکار و رو به زوال را منحل اعلام می کردند. اما کجا غنی و عبدالله و کجا جرات اخلاقی، ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا !

avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د