نظــر

وقتی حکومت به قاتل مردم خود تبدیل میشود

 دوکتور م ، عثمان تره کی

جنگ استخوان سوز جاری کشور در فضای بی تفاوتی صد ها سازمان ملی، بین المللی، حکومتی و غیر حکومتی مدعی دفاع حقوق بشر هر روز از مردم ما قربانی میگیرد. حجم جنایات جنگی این نبرد نزدیک است ریکارد جنایات تهاجم شوروی به افغانستان و یا جنایات اسرائیل در حق مردم فلسطین را بشکند. قربانیان تازه جنگ بدنبال نابودی دربست یک قریه در ولسوالی شیگل ولایت کنړ اطفال، زنان و مردم ملکی است.

جنگ جاری در افغانستان دو جناح داخلی و خارجی دارد.

نویسنده درین یاد داشت مختصر مکث کوتائی به عاملین افغانی این جنگ شبه ژنو ساید که کتله بزرگ پشتون های دو طرف خط دیورند را نشانه گرفته است میاندازد. توجه به جنایات جنگی قوای اشغالگر در افغانستان در محتوای تغییر در نظام تقسیم قدرت در سطح بین المللی باید مطرح شود. عجالتاً دست هیچ مرجع بازخواستی به یخن کاکا سام که با غرور ارزش ها را در عرصه حقوق و اخلاق سیاسی به لګد زده راهی است ، نمیرسد.

نویسنده از سال 2001 به این سو از طریق نوشته ها و مرکه ها به کرات به این مطلب که قتل عام پشتون ها در رأس اجندای ستراتژیست های غربی قرا دارد، سیگنال های هوشدار دهنده و در عین حال بی نتیجه به آدرس وجدان های خفته، بیدار و نیمه بیدار فرستاده است.

ائتلاف نظامی بین المللی به رهبری امریکا به قصد کنترول بر اوضاع و نهایتاً دستیابی به نتیجه ملموس از کشتار کتلوی، چندین شیوه را مورد استفاده قرار داده است. از جمله :

– زمینه سازی اختلافات قومی

– انحلال کدر های با تجربه اردوی ملی و اکمال خلأ ناشی ازان توسط باند های اجیر وابسته به تنظیم ها

– حفظ یک اردوی ضعیف، تحت کنترول و فاقد سلاح ثقیله تهاجمی

– ایجاد ملیشیای محلی، پولیس محلی و انتقال داعش از سوریه و عراق به افغانستان

– به فرسایندگی کشیدن جنگ تحت کنترول با طالبان

– ایجاد زمینه های نزاع قومی در بطن نظام حکومتی .

– مداخله در عزل و نصب موره های حساس در نظام به منظور اطمینان از وفاداری آن به حفظ منافع قوای مهاجم.

قوای ائتلاف نظامی بین المللی از انبوه تکتیک های بکار گرفته شده در جنگ افغانستان، بیشتر روی زمینه توسعه منازعات قومی حساب کرده است. چه تهداب کشیدگی های قومی از زمان تهاجم شوروی به افغانستان استوار باقی مانده بود که میباید روی آن کار بیشتر صورت میگرفت.

كانفرانس بن روی همین تهداب، نظام مبتنی بر سهمیه قومی را شکل داد.

تقسیمات کرسی های حکومتی بر مبنای صلاحیت مسلکی در حاشیه لغزید.

بعد از کانفرانس بن جدال قومی از سطح مطبوعات، مدیا، فیسبوک، کوچه و بازار در عمق تشکیلات حکومتی راه یافت.

جنبه رسمی، تشکیلاتی و سازمانی اختیار کرد. رخنه عصبیت های قومی در اورگان های امنیتی از جمله اردو، وزارت دفاع را به دلیل دسترسی به ساز و برگ نظامی به افزار خطرناک تصفیه قومی بدل کرد. نفوذ گرایش های قومی سلسله مراتب اردو را زیر سوال قرار داد.

قوای مسلح امروز افغانستان محصول چهل سال جنگ است که قوت های مغرض خارجی در بطن آن نطفه کثیف عصبیت قومی را جا داده اند.

جنایت جنگی شیگل را که سلسله جنایات جنگی اردوی افغانستان در طی هفده سال علیه مردم است، نمیتوان بیرون از پروسه تصفیه قومی که قوای ائتلاف در رأس آن قرار دارد ارزیابی کرد.

بعد ازین همه انزجار و تأسف از جنایت مرتکب شده در شیگل میرویم به طرح دو سوال :

– آیا یک اردوی اجیر که تحت فرمان قوای اشغالگر قرار دارد و جنایات جنگی را به کریدت وطن پرستی خود حساب میکند، میتواند در افغانستان آینده داشته باشد ؟

– وقتی ما شاهد بیچاره و بیوسیله کشتار هم وطنان بیگناه خود توسط اردوی اجیر استیم، نقش قوماندان عمومی قوای مسلح در ارتکاب جنایات جنگی بالوسیله اردوی تحت فرمان چه میشود ؟ ظاهراً

ما میدانیم که قوای مسلح افغانستان از مرجع غیر افغانی سوق و اداره میشود و قوماندان عالی قوای مسلح لقب تشریفاتی است که برای ارضای خاطر یک مقام اداری فاقد اتوریته مورد استفاده قرار گرفته است. اما قانون باری که نافذ شد، به ظواهر و تشریفات سرو کار ندارد. جبراً و قهراً باید تطبیق شود.

ولسمشر به تکرار گفته است که « من قوماندان قوای مسلح افغانستان استم ». فرض کنیم ولسمشر در بیان این جمله به عادت همیشګی شوخی کرده است. چه همه میدانیم که ولسمشر صلاحیت صدور امر و نهی را بالای اردو ندارد. اما باریکه قانون صلاحیت قومانده بالای اردو را بوی سپرده است از جنایات ارتکاب شده توسط قوای مسلح از وی بازخواست میکند. من میترسم ازینکه در آینده کدام چپه شاخ که به شیوه شوخی ولسمشر آشنا نباشد، نامبرده را به استناد عبارت « من قوماندان قوای مسلح افغانستان استم » به گناه ناکرده ( جنایات جنگی ) مورد بازخواست قرار بدهد. وی را در برابر این سوال که در صورتیکه توان صدور امر و نهی و صلاحیت جلوگیری از ارتکاب جنایت بالوسیله قوای مسلح را نداشتی چرا استعفأ نکردی ؟ قرار بدهد.

به همه حال ! حکومت افغانستان و بصورت اخص اردوی اجیر به قاتل مردم بیگناه تبدیل شده است. جنایت شیگل نه اولین است و نه هم آخرین خواهد بود.با تأسف که با دوام عمر حکومت جنایات مشابه استمرار خواهد یافت.

« پایان »

17/12/2018

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x