نظــر

جرگهٔ مشورتی یا تمسخر صلح؟

محمود احمد نوید

رژیم کابل با مصارف هنگفت از بودیجهٔ ملت، (از مورخه ۲۹/اپریل تا ۳ ماه می ۲۰۱۹) جرگهٔ به اصطلاح مشورتی صلح به راه انداخت؛ جرگهٔ مسخره آمیزی که ظاهرا به اسم تسریع روند صلح بود ولی در واقع نه برای صلح، و نه برای تسریع این پروژه بلکه بیشتر به کمپاین تبلیغاتی انتخاباتی یک کاندید مشخص  شبیه بود. جمعیتی بالغ بر ۳۲۰۰ نفر را در تالار لوی جرگه گرد هم آورده بودند و چند روز را با حیف و میل و استفاده از امکانات و وسایل بیت المال سپری کرده و با خنده و چهچهه و چک چک زدن بر زخم های ملت به جای آنکه مرهم بگذارند نمک پاشیده و بر اشک چشم های مردم عزیز که شب و روز از دست وحشت های خارجی ها و ایادی اجیر آنها در ترس و دلهره زندگی کرده و هر دم شهید اند خنده کرده و ناله های ملت مظلوم را به سخره گرفتند.

این جرگه بر خلاف نامش جرگهٔ مشورتی برای صلح نبود بلکه جهت سپوتاژ جلسات و مذاکرات فرزندان غیور کشور که همینک با طرف اصلی جنگ درگیر مذاکره و گفتگو هستند بود، اشرفغنی می خواست با راه اندازی این جرگه در چشم ملت خاک بپاشد و حقیقت صلحی که فرزندان با شهامت افغان از چینل های درست آن در پی تحقق آنند را تشویه کرده و به اصطلاح برای خود یک بینی خمیری جور کند و جلوی اربابان خارجی خود یک نمایش بدهد که بلی او هم تشنهٔ صلح است و با یک آواز آن همه آدم مجهول الهویه (به جز چند چهره شناخته شده آن هم در مکر و فریب ملت افغانستان) را گرد آورده و می تواند صدای صلح خواهی را بلند کند.

ولی خوشبختانه همان طوریکه بارها در مجال های مختلف از سوی غیور مردان مبارزه و شهامت  به ملت عزیز گوشزد گردیده که آنهمه سر و صدای که امروز اشرفغنی و چند تن افراد بی هویت به اسم دلسوزی وطن و هموطن انجام می دهند نه برای خیر خواهی بلکه برای بقای قدرت خویش این کارها را می کنند و چون هدف و نیت آن جرگه سازان ناپاک است همیشه سبب رسوایی شان می گردد؛ این بار نیز جرگهٔ مشورتی شان سبب افتضاح و رسوایی شان گردید.

رسوایی از این بالاتر که در جرگهٔ مشورتی رژیم، داکتر عبدالله که نیمی از رژیم را از آن خود می داند اشتراک نکرده و آن را ضیاع وقت می داند، رسوایی بزرگتر از این چه باشد که تمام هواخواهان دیروز رژیم، امروز به اسم اپوزیسیون شرکت در جرگه را تحریم کردند، رسوایی از این بالاتر سراغ دارید که یک جماعت ناشناخته را از کوه و دشت و جنگل جمع کرده و فارغ از کمترین آداب اجتماعی در اجتماع جرگه جا زدند که نزاکت های مجلس را زیر سوال بردند، شرمندگی از آن بدتر چه باشد که نیمی از جرگه در خواب و نیمی از جرگه در گرفتن عکس های سیلفی مصروف بودند، آیا از این رسوایی بدتر سراغ دارید که در جرگه دم از استقلال و آزادی وطن زده و در وسط شهر کابل تامین امنیت شهر را جنرال اسکات میلر امریکایی شخصا بر عهده می گیرد؟؟؟

راه بندان شهر کابل و تلفات سنگین مالی و جانی به جان و مال و اقتصاد ضعیف مردم در این چند روز که بماند و پیشکش شان که سبب چه عذاب ها بر ملت مظلوم در این چند روز شدند.

افسوس که این مردم عقل شان را از دست داده و خردشان را دالر امریکایی تسخیر کرده و چنان سرگرم هوس های شیطانی خود گشته اند که با کلماتی مثل صلح نیز بازی کرده و  در راه نیل به مقاصد شوم و پلید شان از آن استفادهٔ ابزاری می کنند، کدام یک از اشتراک کنندگان جرگه به طور درست از ملت نمایندگی کرد، حداقل یکی پیدا شد درد ملت مظلوم را بیان کند، کسی فغان و آه  و ناله های بچه ها و زن های که توسط بمباردمان های شبانهٔ امریکا شهید می شوند را توانست بیان کند، بیان که هیچ آیا کسی جرئت محکوم کردن جنایات ضد بشری امریکا را داشت، معلوم بود که نمی توانست و چطور بگوید در حالیکه ارباب شان امنیت جرگه را در وسط شهر کابل به گردن گرفته بود!

خلاصه اینکه …

این جرگه نه اینکه قدمی برای صلح نبود و رهگشای مسیر صلح نشد بلکه به قول اکثر آگاهان سیاسی و تحلیلگران امور افغانستان، بدتر مانع صلح و سبب کندی تسریع روند صلح شد؛ چون تمام کسانی که اشتراک کرده بودند کسانی بودند که بیشتر به فکر منافع شخصی شان بوده تا منافع علیای کشور و کسانی بودند که هست و بودشان به این رژیم بسته بود و خود را زیر بار احسان این رژیم دانسته و مجبور بودند چیزی بگویند که خودشان برعکس آن را در دنیای واقعیت باور داشته و دارند.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x