پیامد شهادت محمد مرسی به اخوانیهای افغان !

استاد دلاور سيلاب

اگر کسی در تاریخ اسلام یک قرن قبل از امروز، به عقب ورق بزند تا حقائق ان عصر را به خود بر ملا سازد شاید ‍فکر نکند که جهان اسلام چنان دارای برم و عزت و عظمت و شوکت بود ، که مستکبرین وکفره وفجرهٔ آن عصر از شنیدن نام مسلمان ، لرزه به اندام می آمدند. ومسلمانهای آن زمان دارای چنان قوت بودند که اگر در یک گوشه وکنار از سرزمین اسلام کسی از کفار بالای آبروی یک زن مسلمان می شتافت ، همه مسلمانها بخاطر دفاع از آبروی آن زن مسلمان قیام می کردند.

مگر ما مسلمانها امروز یک ملتی عقب مانده وشکست خورده و به عقب رانده شده هستیم ، که اگر خواهیم یا نه ؛ باید بخاطر بقاء زندگی فانی دنیوی خود درحالیکه باج گذار هم باید باشیم در رکاب دشمنان خود در حرکت باشیم ؛ ورنه مرگ محتوم باید نقطه پایان ما باشد.

ما چرا دچار این نوع ذلت شده ایم ؟

به جواب این پرسش وقت زیاد درکار است تا اسباب داخلی وخارجی معضله رادریابیم ، البته یکی از مهمترین اسباب سرنگونی جبران نا پذیر ما ؛ توطئه گران غربی با همپیمانان داخلی شان بود . که توانستند توسط یک مزدور حلقه بگوش وزرخریدشان که موسوم به (مصطفی کمال اتاترک) بود ، تایید وحمایت نمایند و درخت حقد وکینه را در اعماق سینه جهان اسلام غرس نمایند ، تا عزت وشوکت این امت عریق را به ذلت وانحطاط مبدل سازند ، و امت واحد را به چندین اقطار وحکومات گوناگون تقسیم نمایند . دشمنان امت مسلمه توانستند که توسط این مرد مزدور وفرومایه خلافت عثمانی را – که تا حدی زیادی دارای‌‌‌‌‌‌سلطه وسیطره بود- از هم بپاشند وسقوط دهند .

بعد از این حادثه غم انگیز ومرگبار (سقوط خلافت) مسلمانان ناچار در همه اطراف واکناف دنیا -بخاطر اعاده وباز گرداندن مجد و عزت و تشخص گم گشته شان -به مبارزه پرداختند . همان بود که بخاطر تحقق این ارمان مقدس یک دعوتگر راد مرد مبارز ونهایت باعزم حسن البناء شهید تهداب نهضت اسلامی را در سال ( ۱۹۲۸ م )تحت نام اخوان المسلین در کشور مصر وضع نمود . وتا حد توانی که داشت کوشید تا جناحهای پراگنده امت مسلمه را زیر یک چتر جمع نماید . با وجود مشکلات زیادیکه دامنگیر این حرکت فراگیر جهان اسلام ‌‌‌بود ، توانست تا بسا خوبی های سیاسی اسلامی را در خود جای دهد ؛ ودر مقابل طواغیت آن عصر قد علم نماید.

این شخصیت بزرگ بعد از ۴۳ سال عمر از طرف دشمنان اسلام با ضرب گلوله به شهادت رسید ، اما افکارش برای همیشه زنده ماند ؛ و تا امروز مردم گرویده افکار و اندیشه های ناب این ابر مرد تاریخ هستند.

روبیر جاکسون آمریکایی در سال ۱۴۴۸ از والد بزرگوار حسن البناء پرسید : این فرزندت چرا کتاب تألیف نمی کند تا برای نسل های بعدی افکارش منتقل شود؟

پدرش میگوید : من از خودش پرسیدم او برایم گفت : من مردهای را تألیف می کنم ، که تا آخرین رمق حیاتشان از اسلام دفاع نمایند . شهید راست می گوید . زیرا که وی چنان افراد را تربیت نمود که بخاطر دفاع از اسلام از هیچ نوع فداکاری از آغاز تابه امروز دریغ نمی کنند.

چنان افرادی را تربیت نمود که با جان و مالشان از اسلام و مسلمین دفاع می نمایند.

یکی ازنمونهای عصرکنونی اش در تظاهرات مصر بود ؛ زمانیکه (محمد مرسی) از قدرت قانونی خلع شد بالاتر از سه میلیون نفر درگرمای ۵۲ درجه در خیابان یک ماه قیام نمودند ، تا این حکومت قانونی را باز گردانند ، همه کارهایشان نماز ، تلاوت ، و اعلان بازگشت حکومت در آن گرمای خیابان های مصر بود .

در این مقاله کوتاه ما از داستان همه جریانات از قبیل : حبس ومحاکمه و اذیت روانی و بدنی محمد مرسی شهید بحث نه می کنیم ؛نقطه اساسی بحث ما از تحریر این سطور چند ، پبامد شهادت رادمرد مؤمن داکتر محمد مرسی – تقبله الله- شهید خواهد بود .

البته ناگفته نباید ماند ، که دراینجا ما از مرسی رئیس جمهور نمی گوییم ، بلکه از مرسی مربی و دعوتگر و استاد پوهنتون و حلیم و صابر وشکیبا می گوییم ،از آن مرسی که به میثاق وپیمان واقعی وحقیقی خود جامه عمل پوشانید و جام شهادت را نوشید(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا)

شهید قهرمان ما شش سال در محبس فرعونیان امروزی مصر در تعذیب شدید بسر میبرد… در این عرصه شاید لحظی سپری نکرده باشد، که دران بیش از صد بار نه مرده باشد ، واین است طریقه کشتن یک انسان مگر بشکل خیلی بطئ و آرام.

در این جا ما از حکومت های طاغوتی مصری ومفتیان اجیر ازهری ، وهمچنان انعده حکومتهای عربیکه که کارشان جز تلقی وتطبیق احکام املائی پنتاگون ودیگر طواغیت عصر ؛ چیزی دیگری نیست ، صحبت نمی کنیم ، البته موضوع صحبت ما انعده از شخصیتهای افغان ما است، که خود را نه تنها رهبران جهادی بلکه پیشتازان وقهرمانان راستین ملت افغان قلمداد می نمودند . ودر صحبتها ومصاحبه های خود ملت مارا مخاطب قرار داده ، به خدا و روز قیامت سوگند یاد می کردند ؛که منتظر قومانده های ما (انها) باشید ! تا کشتی روبه غرق شدن شمارا به ساحل نجات سوق نماییم ؛ ولی اینها نه تنها از آغاز اشغال شوروی سابق غم ملت نخوردند ، بلکه تابه امروز بنام اخوان واخوانیت چون نهنگهای بحری شکم سیر خوردند و می خورند ؛ و کار شان جز سازش وتوطئه علیه مظلوم ما چیزی دیگری نبوده است ، ومع ذلک خود را بنام ( نحن التیار الدعوی الاوحد فی افغانستان – ما یگانه حرکت فکری ودعوتی در افغانستان هستیم ) یاد می کنند. و به خاطر مشروعیت بخشیدن به اشغالگران فتواهای منحرف ومحرف پخش ونشر می کنند ، وبدین وسیله گمان می کنند که توانستند به حافظه ملت مسلمان افغان بازی نمودند.

آری ! شهادت راد مرد مؤمن امت مسلمه ؛دکتور مرسیلکهٔ‌ ننگی بر پیشانی شخصیتهای نامبرده است ،آنانیکه دیروز خود را رهبران جهاد مقدس ملت افغان‌ می نامیدند ؛ آن عده خائنانیکه نه آبرویی برای خود باقی گذاشته‌اند ، و نه جای که لکهٔ‌ ننگ دیگری برجان کثیف آنها بنشیند… شهادت او مایه‌ٔ ننگ و رسوایی بر جبین آن عده باصطلاح مبارزان دروغینکه تا امروز از اسلام وحکومت اسلامی دم می زدند ومی زنند برجا گذاشت ، وامروز چون شیطانهای اخرس و گنگ در آغوش امریکا قرار گرفتند ، و هنوز هم خود را مجاهد ومبارز می نامند.

شهداء گلگون کفن چون محمد مرسی به زبان حالشان فرموده اند :

دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری

کاندرین ره کشته بسیارند قربانِ خدا

بشنوید ای اخوانیهای دجال صفت و دروغین ! وقتی که از نزدیک ما می گذرید ، دامن های تان را جمع کنید ! که آلوده خاک و خون نشوید ! . یعنی در حالیکه دامن های تان را جمع می کنید ! با کمال بيم وهراس رد شوید ! ، زیرا در این راه که ما افتاده ایم . خیلی اشخاص فداکار ، چون ما قربانی رضا خدا شده اند . یعنی عشاق فراوان فدای راه عشق حق وصداقت شده اند .

آری !

این است راه دعوت بسوی خدا ، كه به خون شهداء گلگون کفنان سرخ است ؛ وبه آن سفر کردن خیلی خیلی دشوار است هر کس وناکس آن را نخواهد پیمود.

شهادت محمد مرسي را بما چه می آموزاند ؟

بمیر که زنده شوی ! بمیر مثل آن شهید راد مرد مؤمن ، كه اگر به دنبال او کسی بیاید می گوید : بنگرید بردارها ! مرسی از این راه گ‍ذر نموده است واین است از آثار رفتن او ، بیاييد ! تا آن را پیروی کنیم

وكن رجلا إن أتوا بعــده … يقولون: مر، وهــذا الأثر

ایمجاهدین پارلمانی و هوتلهای مجلل !

آیا راه حق شهداء ومسیر مبارزاتی ایشانرا تا آخرین رمق حیات پیموده اید ؟

ای کسانیکه دیروز خود را رهبران دعوت وجهاد و مبارزه می نامیدید وبنام جهاد خورده اید؛مگر وقتیکه فرصت قدم زدن شما بسوی هدف فرارسید ، عقب نشینی نموده اید ؛ آیا از فردا (قیامت) قریب از رویا روی آن جمله شهدای راستینکه به قومانده شما خودرا فدای حق وحقیقت و ازادی وطن نموده اند، در هراس نیستید وبه آن پاسخ مقنع خواهید داد ؟

د نن ټکی اسیا موبایل اپلیکیشن
avatar
2 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
جلال
میلمه
جلال

جزاك الله خيرا.

غوربندي
میلمه
غوربندي

سيلاب صاحب

په افغانستان کې اخوانيان وجود نلري.
تاسو کوم اخوانيان يادوی!
هغه چې د اشغالګرو ملا يې وتړله؟
هغه چې د مقاومت د غازيانو سيوری په تيږو ولي؟

که د اخوان بڼه دا وي کومه چې مونږ په افغانستان کې وليده،، نو له سره يې نه غواړو.

اخوان المسلمين دې خپل فعاليت د مصر تر پولو پورې محدود کړي همدا يې د نجات لار ده.