مرسی و دورویی دموکراتان

حبیبی سمنگانی

محمد مرسی، نخستین رئیس جمهور منتخب کشور مصر بتاریخ ۱۷ جون ۲۰۱۹ میلادی در جریان جلسه دادگاه بر اثر حمله قلبی به سن ۶۷ سالگی جان باخت و از قید زندان و زندگی نجات یافت. مرسی از شش سال به اینسو زندانی بود. او در اپریل سال ۲۰۱۵ میلادی از سویمحکمه جنایی قاهره به بست سال حبس و سپس در ماه مئ آن سال به جرم شکستن زندان در سال ۲۰۱۱ میلادی که منجر به آزادی هزاران نفر به شمول خود او شده بود، به اعدام محکوم شد. او با لباس قرمزی که در مصر مخصوص زندانیان محکوم به اعدام است، به دادگاه آورده می شد.

دولت السیسی جز دو پسر حتی برای خانم و دختران او هم اجازه نداد که در جنازه شرکت بکنند و یا جسد مرسی را در قبرستان آبایی شان بخاک بسپارند. جنازه شب هنگام و به شکل مخفیانه در شفاخانه زندان خوانده شد و سپس در مدینة النصر در شرق قاهره، پایتخت مصر دفن خاک شد. دولت کنونی مصر از گردهمایی صدها هزار نفری در جنازه او ترس داشت.

تنظیم اخوان المسلمین مصر مرگ محمد مرسی را قتل خواند. رجب اردوان، رئیس جمهور ترکیه نیز دولت مصر را به عدم مداخله برای نجات محمد مرسی متهم کرد و مرسی را شهید خواند (وزارت امور خارجه مصر حرفهای او را غیر مسئولانه خواند و سفیر ترکیه در مصر را به وزارت خارجه احضار کرد) . امیر قطر، وزارت خارجه ایران و وزیر امور خارجه اندونیزیا نیز بر وفات محمد مرسی ابراز تاسف کردند. طالبان نیز طی اعلامیه ای، تسلیت خود را به خانواده، رهروان فکری و پیروان او و برای تمام امت اسلامی ابراز نمود. اما در مجموع، نه تنها جهان غرب و دموکراتیک از اظهار تاسف خودداری کردند، بلکه تقریبا تمام کشور ها و سران جهان اسلام نیز بار دیگر ثابت ساختند که چه اندازه دنباله رو سیاست غربی ها و یا هم گرفتار پالیسی های مغرضانه هستند.

کشور مصر در سال ۱۹۵۳میلادی به جمهوری عربی مصر تبدیل شد. اما پس از ۵۹ سال، دکتور محمد مرسی نخستین رئیس جمهور مصر بود که توسط انتخابات و رای مردم به قدرت رسید. حزب آزادی و عدالت که در حقیقت شاخه تنظیم اخوان المسلمین بود نخست در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۱-۲۰۱۲ میلادیاز جمله ۵۰۸ کرسی پارلمان، ۲۳۵ آن را  بدست آورد و با ائتلاف با حزب النور (حزب سلفی مشرب) که بر ۱۲۳ کرسی کامیاب شده بود دولت ائتلافی تشکیل داد. سپس محمد مرسی، رئیس حزب آزادی و عدالت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲ میلادی با کسب ۵۱.۷۳ در صد آراء در مقابل احمد شفیق(کاندیدای آزاد) برنده شد و بتاریخ ۳۰ جون ۲۰۱۲ میلادی بحیث رئیس جمهور مصر سوگند یاد کرد.

پیش از دکتور محمد مرسی، هر چهار رئیس جمهور مصر (محمد نجیب، جمال عبدالناصر، انور سادات و حسنی مبارک) به شیوه غیر دموکراتیک به قدرت رسیده بودند و در مجموع ۵۸ سال حکومت کردند. اما دولت دموکراتیک مرسی تنها۱۲ ماه دوام کرد و بتاریخ ۳ جولایی ۲۰۱۳ میلادی از سوی فرمانده نیروهای مسلح مصر جنرال عبدالفتاح السیسی به بهانه اعتراضات مردمی منحل گردید و خود مرسی با مقامات دیگر دولت او، به زندان انداخته شدند. حزب النور که شامل دولت ائتلافی به سرکردگی محمد مرسی بود، پیش از برکناری دولت مرسی تغییر سیاست داد و بعدا از السیسی حمایت کرد.

عبدالفتاح السیسی، که از اگست ۲۰۱۲ میلادی از سوی دولت مرسی به عنوان رئیس ارتش و همزمان وزیر دفاع تعیین شده بود، پس از انجام دادن کودتا بر ضد دولت مرسی، انتخابات کاملا تقلبی را در سال ۲۰۱۴ میلادی به راه انداخت و به حمایت رئیس جمهور پیشین مصر حسنی مبارک، کاندیدای پیشین ریاست جمهوری احمد شفیق، شیخ جامعه ازهر، پوپ مسیحیان قبطی و حزب النور، در حالیکه اخوان المسلمین و دیگر احزاب سیاسی کشور انتخابات را مقاطعه کرده بودند، ششمین رئیس جمهور مصر منتخب شد.

مهم اینست که جهان غرب و پرچم داران دموکراسی، نه در برابر سرنگونی دولت مرسی سر و صدای بلند کردند، نه در دوران اسارت شش ساله او آه و فغانی کردند و نه هم بر مرگ مظلومانه اش اشکی ریختند. حال اینست که مرسی و حزب او به شیوه دموکراتیک به قدرت رسیده بودند و جمهوری عربی مصر برای اولین بار شاهد دموکراسی واقعی بود. آیا تعجبآور نیست که امریکا، اروپا و تمام مدعیان دموکراسی از یکسو در صدد ترویج و حاکمیت دموکراسی در سراسر جهان هستند (حتی دموکراسی را از عمده ترین دستآوردهای تهاجم نظامی بر افغانستان می دانند) و از سوی دیگر بجای حمایت از مرسی و دولت او، همواره السیسی را ستایش و پشتیبانی کرده اند ؟

واقعیت اینست که از السیسی تنها به شکل ابزار استفاده شده و می شود. عاملان و طراحان اصلی سرنگونی دولت مرسی و تعذیب، شکنجه و مرگ او، امریکایی ها و ائتلافیان شان است. امریکا و متحدان آن به هیچ صورت آماده نبودند کشور مصر، که پر جمعیت ترین کشور در خاور میانه، سومین پر جمعیت ترین کشور در قاره افریقا، دارای اهمیت خاص استراتژیک در بین قاره های افریقا و آسیا و در همسایگی فلسطین موقعیت دارد، بدست کسانی قرار بگیرد که منافع و مصالح شوم آن ها را با تهدید و خطرات مواجه سازند.

اما قضیه مصر برای مسلمان های جهان باز هم روشن می سازد که جهان غرب تنها در پی این نیست که احزاب دینی و سیاسی مسلمان ها به دموکراسی باورمند شوند، بلکه آن ها می خواهند مسلمان ها به چنان دموکراسیِ رو بیاورند که در آن، افکار و باور های اسلامی جا نداشته باشد. به تعبیر آسانتر ؛ مسلمان ها نه تنها دموکرات بلکه باید لبرال و سیکولار باشند و معتقدات اسلامی (مثلا ؛ سربلندی اسلام، نظام اسلامی، اخوت اسلامی و………) را از نهان خانه های قلب و ذهن شان محو بکنند. مشکل مرسی و حزب او این بود که با محض پوشیدن جامه دموکراسی، گمان کردند اهل غرب و دموکراتان جهان به پیروزی آن ها به تمام معنی ارج می گذارند و دولت دموکراتیک آن ها را در سائر عرصه ها حمایت می کنند.

آنانی که به این باور اند که جهان غرب و یا پرچم داران دموکراسی تنها با ملا و آخند دشمنی دارند، باید بدانند که محمد مرسی فوق لیسانس خود را از دانشگاه قاهره در رشته انجینری (در بخش متالورژی) گرفته بود و سپس دکتورای خود را در موضوع «محافظت از ماشین های فضاپیما» در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (امریکا) تکمیل نمود. مدت چند سال در دانشگاه ایالتی امریکایی درس گفت. نیز در دهه هشتاد میلادی در بزرگ ترین سازمان ساینسی امریکا «ناسا» نیز کار کرد. سپس مدت بست و پنج سال (از۱۹۸۵ تا ۲۰۱۰م) در دانشگاه زقاریق (مصر) بحیث پروفیسور و رئیس بخش انجینری خدمت نمود. از جمله پنج فرزند او، دوی آن در امریکا بدنیا آمده اند و تبعیت امریکایی دارند. محمد مرسی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ میلادی نیز به عنوان وکیل درپارلمان مصر حضور داشت و از سابقه و تجربه پارلمانی برخوردار بود.

یکی از اتهامات وارده بر محمد مرسی جاسوسی برای تنظیم فلسطینی «حماس» بود. از سوی دیگر، مجله انگلیسی «دی اکانومست» جنرال عبدالفتاح السیسی را با کمال افتخار حامی اسرائیل می خواند. گویا در سیاست امروزی جهان، رابطه و دوستی با مسلمان های مظلوم جرم و خدمت به یهودیان ظالم، سبب تقدیر و تحسین است.

برای امریکا و جهان غرب این مهم نیست که در کشور های اسلامی کدام گونه نظام حکومتداری حاکم است. مهم اینست که باید به هر خواسته مشروع و نامشروع آن ها بدون چون و چرا لبیک بگوید و طبق استراتژی ها و پالیسی های آن ها راه برود. در افغانستان، اگر نظام اسلامی (امارت اسلامی) در برابر اهداف شوم آن ها مزاحم بود، بر آن یورش می برند و لاف می زنند که نظام دموکراسی را به ارمغان آورده اند. اما در مصر، هرگاه توسط نظام دموکراسی به نتائج دلخواه شان نرسند، چهره های ابزاری خود را روی کار می کنند و طی کودتای، گلیم دموکراسی را بر می چینند می کند و از نظام دیکتاتوری استقبال می کنند. حاصل اینکه از دموکراسی نیز تنها و تنها بحیث ابزار استفاده می کنند و بس.

در اخیر، سطور پایانی و دعائیه اعلامیه امارت اسلامی به مناسبت درگذشت محمد مرسی را، نقل نموده مقاله را نقطه پایان می گذارم : «خداوند بر دوکتور مرسی مرحمت نماید و تمام سعی و تلاش های وی را در راه اعلاء کلمة الله قبول فرماید. آمین یا ربَّ العلمین . ثبات و استقامت مرحوم مرسی الگوی برای پيروان حق می باشد و تاریخ اسلام و بشریت بر آن افتخار خواهد کرد» .

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د