دوکتور احمد موفق زیدان- د الجزيرې شبکې نوميالی ژورنالېست، چې نږدې درې لسيزې يې د افغانستان وضعيت له نږدې څارلی.

چرا طالبان موفق شدند اما بهار عربی شکست خورد؟

به قلم دکتور احمد موفق زیدان

برگردان: وحید”مژده”‏

‏ ‏دکتور احمد موفق زیدان ژونالیست مشهور شبکه تلویزیونی الجزیره می باشد که بیش از سه دهه وقایع افغانستان را زیر نظر ‏دارد. مقاله ذیل فشرده از تجارب وی از دو جنگ در افغانستان است. ‏

به عنوان یک ژورنالیست که مسوده تاریخ را رقم می زند، در حالیکه شاهد عینی تجارب چهار دهه گذشته در افغانستان بوده ام و حالا وقایع سوریه و بهار عربی در جهان عرب نیز بخشی از تجارب من است، خود را مسئول و برخود واجب می دانم تا عوامل موفقیت تجربه اول (افغانستان) و ناکامی تجربه اخیر یعنی بهار عربی را به بررسی بگیرم. البته سوالی چنین گسترده دامن را باید در کتاب ها، تحقیقات عمیق و ورکشاپ های قوی به بحث و تحقیق گرفت تا بتوان به عمق مشکلات رسید. لازم است به تفصیلات و اجزای این دو مسئله بحث شود و در این گونه تحقیقات باید در ابتدا اختلافات میان جوامعی که این تجارب متفاوت از آن بدست آمده است و بعد از آن  روی نقش منافع و رقابت های بازیگران بزرگ و منطقوی تحقیق همه جانبه صورت گیرد.

اما به نظر من فرق اساسی میان این دو قضیه و و تجربه، فکر مذهبی است که مردم افغانستان (بیشتر) پیرو یک مذهب اند و بدور یک مدرسه فکری جمع شده اند. هرچند به همین شکل از مدارس و مراکز تعلیمی سوریه نیز هر سال دهها هزار طالب العمل فارغ التحصیل می شوند که بی بهره از فکر و دید سیاسی نیستند و ریشه این مدارس در هر دو جامعه، به مدرسه نظامیه بغداد برمی گردد. اساس مدرسۀ نظامیۀ بغداد را خواجه نظام الملک طوسی وزیر سلجوقیان در دوران سلطنت آن دودمان نهاد. او توسط پیروان حسن صباح مشهور به “حشاشیون” ترور شد اما بنیادی که بدست او نهاده شد هنوز هم فعال است.

مدارسی که جنگجویان طالب را تربیت نموده و به میدان می فرستد همه دارای یک طرز فکر اند و در نهایت میان قوماندان تحصیل کرده در این مدرسه، بین انسان عادی، شیخ، مولوی و طالبان در زندگی عادی نوعی هماهنگی و شباهت دیده می شود. همین مدارس قلعه های بزرگ و حقیقی اند که در برابر استعمار بریتانیا مقاومت کردند، بعد از آن علیه تجاوز اتحادشوروی قیام کردند و اکنون در برابر ائتلاف جهانی برهبری امریکا می جنگند که سرانجام بعد از 18 سال جنگ، امریکا و 39 کشور شامل در ائتلاف مجبور به توافق با طالبان شده اند که در نتیجه تمام نیروهای خارجی افغانستان را ترک می گویند.

این گونه فکر مذهبی در میان ما عرب ما از بین رفته است به خصوص در حرکت های سیاسی که بی مذهبی (فرار از مذهب) را برگزیده و مرجعیت دینی را از دست داده اند. حتی حرکت های سیاسی در جهان عرب، اساسات فکری خود را در مقابله با علمای دین و مشایخ بنیاد نهاده اند که اکثریت آنها در هماهنگی و تماس با نظام های حاکم اند. در نتیجه میان دو طرف فاصله عمیق به میان آمد. بنابراین در جهان عرب، قیام ها و انقلاب ها تا زمانی بی نتیجه خواهد بود که در ذات و خمیره آن (پیروی از یک مذهب) نباشد.

عامل دیگر در پیروزی طالبان، خصلت قبایلی و قومی جامعه افغانی است که قرارداد های قومی و مردمی را به میان آورده است. برخلاف در میان عرب ها امروز نظام قبایلی از بین رفته و جای آنرا پیروی و تعبد از استبداد فردی گرفته است که نتیجه آن همین است که می بینیم.

مردم در جهان عرب و همراه با آن نخبه های انقلابی پر شرو شور، به قالب هایی نیاز دارند که همه را در بر گیرد. این قالب ها مدارس مذهبی اند که رهبران و پیشوایان آن مشخص باشد همانگونه که در گذشته مدارس و مراکز فکری مالکی ها، شافعی ها، حنفی ها و حنبلی ها وجود داشت. در آن زمان این مراکز از نظر مالی و فکری مستقل و به صورت کامل از نفوذ حکومت ها بدور بودند.

افغانان تا حد زیادی از نعمت کوه های دشوار گذار نیز برخوردار اند و کوهستان های این کشور نیز سلاح قدرتمندی بر ضد اشغالگران است.

با همین غریزه و شرایط سخت جغرافیایی، افغانها ده سال در برابر تجاوز اتحادشوروی و هجده سال در برابر ائتلاف جهانی برهبری امریکا جنگ و مقاومت کردند.

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د