یازده سپتامبر؛ مجازات افغانستان به ګناه ناکرده !

دوکتور محمد عثمان تره کی

ساعتی چند پس از انفجار ۱۱ سپتامبر مرکز تجارتی نویارک وزارت دفاع امریکا فوراً بدون ارائه سند، مسئولیت را بدوش بن لادن و القاعده انداخت. « کولن پاول » وزیر خارجه حمله به مرکز تجارتی را اعلان جنګ با امریکا از جانب دشمن تعبیر کرد. جورج بوش شب هنګام، در بیانیه خطاب به مردم با قاطعیت ګفت که در مقابله با تروریزم هیچ تمایزی میان تروریست و حامیان آن بعمل نخواهد آمد. « جیمزولسی » رئیس اسبق سی،آی، ای دست داشتن چند حکومت خارجی را در قضیه مطرح کرد.

ډاکټر محمد عثمان تره کی

بدنبال این موضعګیری ها مطبوعات غربی بلا وقفه و بدون دلیل و سند از مجازات و اقدامات انتقام جویانه علیه اهداف ملکی در شرق میانه و آسیای مرکزی ابراز حمایت کرد.

با این مقدمه چینی در سپتامبر ۲۰۰۱ « بوش » جنګ جهانی علیه تروریزم را آغاز و افغانستان را به مثابه مرکز ثقل عملیات نظامی امریکا اعلام کرد. از ابتدأ جنګ تا کنون ۶۰۰۰ ملیارد دالر در ۷۶ کشور مصرف ګردیده است.

امریکا ۸۰۰ پایګاه نظامی در سراسر جهان دارد. در نقشه ایکه از کشور های معروض به جنګ ضد تروریست از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ تنظیم شد،۸۰ کشورمیزبان پایګاه امریکا شامل بود. این مجموعه ۴۰ در صد جغرافیای کره زمین ( بر اعظم ) را در بر میګرفت.

میدان وسیع جنګ به مقیاس جهانی و مصارف ګزاف ایجاب همکاری بزرګ بین المللی را میکرد.ائتلاف بین المللی ضد تروریزم شکل ګرفت و مرکز قومانده خود را افغانستان انتخاب کرد. افغانستان در حالیکه هیچ قصوری نداشت قربانی یک توطئه بزرګ شد. استفاده افزاری از جنګ ضد تروریزم به قصد غمشریکی و قرابت به امریکا آغاز ګردید. بیش از ۴۰ کشور به ائتلاف نظامی ضد تروریست پیوست.

به استثنای بن لادن از ۱۹ نفریکه در انفجار نویارک متهم شدند، ۱۵ تن آن تبعه عربستان سعودی بودند. حکومت بوش به پاس خاطر عربستان سعودی که با امریکا در ائتلاف ضد صدام حسین همکاری کرده بود، از افشای هویت اتباع عربستان خود داری کرد. تا اینکه موضوع از جانب یک کمسیون تحقیق که از سوی کانګرس تعیین شده بود، کشف ګردید.

در ۲۰۰۲ کمسیون تحقیق کانګرس طی راپوری از انفجار نویارک، افشا کرد که عربستان سعودی به دو کوماندوی حادثه ۱۱ سپتامبر مبلغ هنګفتی داده است. در سپتامبر همین سال کانګرس با اکثریت مطلق آراء مصوبه مطالبه جبران خساره را از عربستان سعودی به بازماندګان حادثه به تصویب رسانید. مصوبه با ویتوی رئیس جمهور رد شد. دوسیه قضیه در آرشیف کانګرس در شرایطی حفظ ګردید، که جوړج بوش، کار به خون و آتش کشیدن افغانستان را به ګناه نا کرده قبلاً آغاز کرده بود.

امریکا در کلیه کشور های درګیر با تروریزم، جنګ را با متحدین بومی به جلو برده است. به همین منظور پروګرام های تعلیم، تمرین، مشوره، همکاری و تنظیم ملیشیای اجیر را رویدست ګرفته است.

در افغانستان نخستین موافقتنامه همکاری میان سی، آی، ای و عبدالله ( وزیر خارجه حکومت کرزی ) در ۲۰۰۱ امضا شد. این موافقتنامه با امضای معاهده ستراتیژیک در زمان حکومت غنی اکمال ګردید. موافقتنامه ۲۰۰۱، مبنای اولی حقوقی قبضه مالکانه امریکا بر زمین و فضای افغانستان قیاس میشود. اردو و استخبارات امریکا به بهانه عملیات ضد تروریزم حق استفاده از بمباردمان هوایی قراء و قصبات تا استفاده از شبخون در منازل مسکونی را دریافت کردند. تنظیم های جمعیت، شورای نظار، جنبش ملی و در مجموع ائتلاف جبل السراج مست از باده قدرت، در بست در تحت قومانده جنرالان امریکایی زیر پوشش جنګ ضد تروریزم با مخالفین مسلح درګیر شدند.از آنروز تا همین اکنون طی قریب ۲۰ سال امریکا و متحدین با جنګ سالاران دارای دوسیه های جنایی در ائتلاف قرار دارد. ازین باند ها به مثابه متمم بمباردمان های هوایی و زمینی بر ضد طالبان کار میګیرد.

استفاده از سپیشل فورس، بلک واتر ( بعداً اکادمی ) و« درون » در یونت های عملیاتی امریکا موجب ادامه جنګ در ماورأ قوانین جنګی شده است : محاکمه صحرایی ( آخرین آن کشتن چار برادر از یک فامیل ) و استفاده بی حساب از درون، ریکارد جنایات اسرائیلی ها علیه فلسطینی ها را شکسته است.

همکاری اردو و سی،آی، ای امریکا با باند های جنایتکار منحصر به افغانستان نیست: در فلپاین ونایجریا نظامیان امریکایی با باند های آدمکش در همکاری نزدیک بوده است. این ګروه ها ملزم به رعایت هیچګونه اصول اخلاقی و قانونی نیستند : شکنجه اسرأ، محکمه صحرایی و تجاوز جنسی از مشغولیت های روزمره این جنایت کاران است.

در جیبوتی متحد دیګر امریکا در جنګ ضد تروریزم، حکومت از قانون ضد تروریزم برای سرکوب مخالفین سیاسی سوء استفاده کرده راهی است.

به یاد باید داشت که امریکا در مواردی چند، کمک خود را به کشور های نیازمند مشروط به ساختن کمپنی های خصوصی امنیتی که موظف به استخدام اجیران جنګی استند ساخته است.

قانون اساسی امریکا حق اعلان جنګ را به کانګرس اعطا کرده است. اما باریکه موضوع دفاع ملی مطرح شود، این حق به تجویز کانګرس به رئیس جمهور انتقال میکند. آنګاه جریان عملیات جنګی زیر پوشش اسرار نظامی قرار ګرفته و از کنترول نمایندګان مردم بیرون میشود.

جنګ ضد تروریزم در اوج پنهان کاری در داد و ګرفت میان حلقات حکومتی دوسیه های ضخیم جنایات جنګی را بوجود آورده است که بخش بزرګ آن از چشم ناظرین حقوق بشر پنهان است. درین میان دست سی، آی، ای در کتمان زیاده روی های جنګ همیشه بالا است. پیمانه جنایات جنګی سی، آی، ای و اردوی امریکا در افغانستان به مراتب بالا تر ازان است که در مدیا درز کرده است.

زیاده روی ها در جنګ افغانستان و سوریه موجب شد که کانګرس امریکا بعد از مدت ها بی التفاتی موضوع جنګ ضد تروریزم را شامل اجندای بحث بنماید. در ۱۳ فروری سال جاری مجلس نمایندګان مصوبه قطع حمایت امریکا از عربستان سعودی در جنګ یمن را اعلام کرد.

شیوه ایرا که امریکا در جنګ ضد تروریزم در پیش ګرفته است، زمینه های دشمنی با آنکشور را در میان مردم بارور و حکومت های تحت الحمایه امریکا را در میان مردم تجرید و منفور ساخته است. حضور نظامی امریکا را که در برخی کشور ها شکل قانونی هم دارد، زیر سوال برده و نهایتاً زمینه ظهور و رشد مقاومت مسلح مشروع و باند های جدید تروریست را مساعد ګردانیده است.

امریکا در مقابله با تروریزم به جای بکارګیری دیپلوماسی و زمینه سازی رشد اقتصادی به قصد پیاده کردن موازین دیموکراسی و ارزش های حقوق بشر با افزار ملیتاریزم وارد میدان شد. عملیات نظامی امریکا هیچګاه شامل حال متحدین ستراتیژیک تروریست پرور آنکشور نبوده است. امریکا در طول ۱۹ سال ترجیح داده است که بعوض نابود سازی مراکز صدور تروریزم به مواضع ورود آن حمله کند.

بهر حال ! پافشاری بی موازنه و بی سنجش به عملیات نظامی موجب ګردید که ارزش های حقوق بشر خاک و دود شود. عراده دیموکراسی از حرکت باز ماند. ګروه هائی چون داعش میدان وسیع جلب و جذب در میان مردم ناراض دریافت کند و خطر ناشی
از تروریزم بیشتر از سال ۲۰۰۱ انکشاف نماید.

تجربه ثابت کرده است که استفاده از خشونت در میدان های جنګ برای دفع خطر تروریزم هیچګونه مولدیت ندارد: بهترین وسیله مبارزه با تروریزم از میان بردن زمینه های ظهور و رشد آنست: فقر و بیسوادی مناسب ترین بستر پرورش تروریزم است.

نتیجه:

مجازات افغانستان به ګناه ناکرده با دست آویز جنګ ضد تروریزم از ۲۰۰۱ به بعد منجر به قتل بیش از نیم ملیون افغان شده است.

امریکا در ۸۰ کشور جهان پایګاه های کوچک ( با حضور مثلاً ۵۰۰ سرباز ) یا بزرګ ( با حضور ده ها هزار سرباز ) نظامی دارد. در هیچ یک کشور های میزبان، امریکا در تقابل با مخالفت مسلحانه مردم آنطوریکه در افغانستان جریان دارد قرار نګرفته است. علت آن اینست که تجاوز نظامی امریکا به افغانستان بدنبال تعقیب یک دشمن موهوم و بی هویت بنام تروریست که اوصاف دقیق ندارد صورت ګرفت. امریکا با اشغال افغانستان قوانین بین المللی را لګدمال کرد و منشور ملل متحد را که در محور شناخت حق حاکمیت ملی کشور های عضو تنظیم ګردیده است، نا دیده ګرفت.

مقابله نظامی که امریکا در جنګ ضد تروریزم در پیش ګرفته است، بیشتر زمینه های رشد باند های تروریستی را مساعد ګردانیده است تا کم ساختن پوتانسیل خطر آنها.

راه موثر مبارزه با تروریزم از کانال سیاست، دیپلوماسی و کمک به رشد اقتصادی میګذرد. عملیات نظامی چوت انداز و غیر هدفمند به رشد تروریزم کمک میکند.

یادداشت:

تروریزم در حقوق بین المللی تعریف دقیق نشده است. از همین رو هرکشوری به مذاق سیاسی خود آنرا حسب دلخواه به مخالفین سیاسی اطلاق میکند. درین نوشته تروریست به داعش و ګروه های مماثل اطلاق شده است.

« پایان »

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
1 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
گل محمد نوری
میلمه
گل محمد نوری

که موږ افغانانو جنګ ګټلی مګر سیاست مو بایللی کله مو چی سیاست ګټلی بیا مو جنګ بایللی ددی معنا دا چی موږ سرتمبه خلک یو او هرڅه مو چی زړه وغواړی کوو یی نو موږ باید د خدای تعالی د اوامر مطابق په له خپل ولس او سیاستوالو سره د خپل دردیدلی او کړیدلی ولس لپاره د آرامه ژوند راوستلو لپاره سره مشوره وکړو نه دا چی څه پاکستان غواړی او امریکا غواړی د هغوی ډول ته څڼی واچوو.