ماجرای کشمیر از نگاه دانشور معتبر هندی

حبیبی سمنگانی

معضل جدید کشمیر با انحلال ماده ۳۷۰ ماده قانون اساسی هند و یا لغو حیثیت امتیازی منطقه جامو و کشمیر از سوی دولت نارندرا مودی به تاریخ ۵ اگست امسال برپا شد و تا هنوز داغ است.

ای ای نورانی (A. A. Noorani) یا عبدالغفور عبدالمجید نورانی، دانشور ۸۹ ساله و از چهره های مشهور کشور هند در عرصه قانون و سیاست است. او بخش بزرگ زندگی اش را به حیث وکیل نامدار در دیوان عالی هند سپری کرده است. مؤرخ، سوانح نویس و ستون نویس نیز است. تا اکنون پانزده کتاب او از جمله کتابی که در مورد ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند (Article 370 : A Constitutional History of Jammu and Kashmir) نگاشته، به چاپ رسیده است. اظهارات و واکنش های او در مورد معضل جدید کشمیر که با انحلال ماده ۳۷۰ از سوی دولت نارندرا مودی رخ داده است، در مطبوعات هند منتشر شده است. او در مورد گذشته تاریخی کشمیر، چگونگی نزاع هفتاد ساله کشمیر بین هند و پاکستان و پیامدهای انحلال ماده ۳۷۰ نیز معلومات جالبی را ارائه نموده است. فشرده گفته های او را به هدف درک بهتر معضل کشمیر برای خوانندگان محترم ترجمه نموده ایم.

نوت : نوشته های بین قوسین برای وضاحت بیشتر از سوی مترجم (ح-س) اضافه شده است.

کشمیر پس از ورود اسلام :

اسلام در منطقه جامو و کشمیر پس از ۱۳۲۱ میلادی هرگاه حاکم هندوی کشمیر نرنجن شاه مسلمان شد (و به صدرالدین ملقب گردید) شیوع کرد. سپس اسلام به تبلیغ صوفیای کرام به سرتاسر این منطقه رسید و چندین هزار بت پرستان و بودایی ها مسلمان شدند. برهمن ها (طبقه برجسته هندوها) مخالفان سرسخت این مذهب نوآمد در کشمیر بودند و آن ها برای بدنامی اسلام و مسلمان ها به پروپاگند شروع کردند. مثلا یک برهمن کشمیری (که نامش در کتب تاریخ مجهول است) در حدود ۱۶۰۰ میلادی کتابی به نام «بهارستان شاهی» نوشته است. درین کتاب داستان های بی سر و پا در مورد حکام مسلمان کشمیر درج شده است. مثلا سلطان سکندر به تهمت اینکه چندین معبد هندوها را منهدم ساخته و برهمن ها را قتل عام نموده، دشمن برهمن ها خوانده شده است. در حالیکه در دوران سلطان سکندر – از ۱۳۸۹ الی ۱۴۱۳ م – چندین معابد کهنه و شکسته هندوها بازسازی شد و برای برهمن ها رعایت خاصی داده شده بود. واقعیت اینست که حکام مسلمان کشمیر بسیار بردبار و وسیع القلب بودند. آن ها هیچگاه در پی این نبودند که مردم کشمیر را جبراً مسلمان بسازند.

مغول ها در سال ۱۵۸۵ میلادی کشمیر را فتح کردند. آن ها مناصب عالیه را برای برهمن ها دادند. حتی بادشاه مغول محمد شاه – ۱۷۱۹ الی ۱۷۴۷ م – لقب «پندت» را برای برهمن های کشمیر داد. این به فرمایش آن ها بود، تا از برهمن های دیگر ایالات هند امتیاز داشته باشند. از همان روز برهمن های کشمیر به «پندت ها» یاد می شوند.

احمد شاه ابدالی در سال ۱۷۵۱ میلادی منطقه جامو و کشمیر را فتح کرد. پندت های کشمیر تا آن زمان نفوذ زیادی در دولت منطقوی کشمیر یافته بودند. آن ها با رندی و چرب زبانی شان افغان ها را نیز به دام آوردند و رسوخ شان با گذشت هر روز افزایش می یافت. حتی اینکه یک پندت کشمیری به نام «نندرام» در سال ۱۷۹۳ میلادی در دوران حاکمیت افغان ها صدر اعظم کشمیر تعیین شد.

حاکمیت افغان ها پس از ۱۸۰۰ میلادی بر اثر کشمکش ها و اختلافات داخلی افغان ها دچار پراکندگی شد. پندت های کشمیری ازین انتشار افغان ها سود بردند. آن ها عساکر اجرتی استخدام کردند و یک پندت کشمیری به نام بیربل دهر را سپه سالار ارتش خود تعیین کردند. اما نتوانستند افغان ها را شکست بدهند.

پندت های کشمیر در سال ۱۸۱۹ میلادی حاکم سیک پنجاب «رانجیت سینگ» را برای تهاجم بر کشمیر دعوت دادند. رانجیت سینگ دشمن سرسخت افغان ها بود و لیکن اراده حمله بر کشمیر نداشت. اما هرگاه پندت های کشمیر وعده دادند که از هیچگونه همکاری دریغ نمی ورزند، رانجیت سینگ یورش برد و کشمیر را در سلطه خود درآورد و دوره حاکمیت چند صد ساله مسلمان ها در کشمیر پایان یافت.

گلاب سینگ (از صاحب منصبان بلند رتبه رانجیت سینگ) حاکم منطقه جامو بود که انگلیس ها پس از درگیری با سیک ها در سال ۱۸۴۶ کشمیر را نیز شامل مستعمرات خود ساختند. اما آن ها در همان سال کشمیر را (که هفتصد هزار نفوس داشت به هفتصد هزار روپیه) به گلاب سینگ فروختند. همان بود که هندوها بر تمام منطقه جامو و کشمیر تصرف کردند. آن ها اگر چه بخش اندکی جمعیت کشمیر را تشکیل می دادند اما چون در نظام دولتی نفوذ گسترده ای داشتند، چنان پالیسی های تشکیل دادند که توسط آن بتوانند بر مسلمان های کشمیر هر گونه ظلم و ستم انجام بدهند.

دولت دوگرا (که در اردو یا هندی به ڈوگره راج یاد می شود و نظام شاهی هندوها در کشمیر بود که از ۱۸۴۶ تا ۱۹۵۲ میلادی و یا از زمان گلاب سینگ تا هری سینگ یعنی چهار نسل دوام کرد) مالیات گوناگونی را بر مسلمان ها وضع کرد. بیشتر مسلمان های کشمیر دهقانی و یا هم شال بافی می کردند، آن ها بر اثر مالیات مختلف از نگاه اقتصادی نیمه جان شدند. در سال ۱۸۶۵ میلادی، صدها شال بافان در برابر این مالیات اقدام به تظاهرات کردند. اما دولت دوگرا به عساکر خود فرمان شلیک صادر کرد و ۲۸ تن مسلمان را شهید کرد. این نخستین قتل عام دولت دوگرا بود. سپس سلسله ظلم و وحشت خود را بر مسلمان ها شدت بخشید، تا در آینده کسی جرات اعتراض را نداشته باشد.

انگلیس ها در سال ۱۹۰۱ میلادی در منطقه جامو و کشمیر نیز نفوس شماری کردند. به اساس آن، جمعیت کشمیر مشتمل بر ۲۹۰۵۵۷۸ (۲ ملیون و ۹ صد و پنج هزار و ۵ صد و هفتاد و هشت) نفوس بود. ازین جمله ؛ ۷۴.۱۶ در صد جمعیت کشمیر را (که ۲۱۵۴۶۹۵ نفر می شد) مسلمان ها و ۲۳.۷۲ در صد جمعیت را (که ۶۸۹۰۷۳ نفر می شد) هندوها و صفر اعشاریه هشتاد و نه در صد را (که ۲۵۸۸۲ نفر می شد) سیک ها و ۱.۲۱ در صد را (که ۳۵۰۴۷ نفر می شد) بودایی ها تشکیل می دادند. جامو و کشمیر اصلا مشتمل بر سه منطقه است. کشمیر، جامو و لداخ. امروز نیز ۹۴٪ جمعیت کشمیر، ۳۳٪ جمعیت جامو و ۴۶٪ جمعیت لداخ را مسلمان ها تشکیل می دهند. بیشتر هندوهای جامو و کشمیر در جامو زندگی می کنند.

ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند چگونه به وجود آمد :

مسلمان های جامو و کشمیر در قرن بست میلادی آغاز به قیام آزادی خواهی در برابر دولت دوگرا کردند. شیخ عبدالله از جمله زعمای بود که ازین قیام مسلمان ها بروز کرد و نمایان شد. هرگاه تصمیم به تقسیم هند گرفته شد، شیخ عبدالله می خواست که کشمیر دولت آزاد و مستقل باشد و خودش حاکم آن باشد. از سوی دیگر حاکم وقت کشمیر هری سینگ (که نوه گلاب سینگ بود) نیز در فکر بقای قدرت خود بود. چنانچه هر دو با یکدیگر دست و گریبان شدند. هری سینگ شیخ عبدالله را در ماه مئی ۱۹۴۶ گرفتار کرد. ژورنالست مشهور هندی پریم شنکر در کتاب خود (Kashmir 1947 : Rival Versions of History) انکشاف نموده است که هری سینگ در اپریل ۱۹۴۷ (یعنی چهار ماه پیش از تقسیم هند) فیصله کرده بود که اگر کشمیر را نتوانست به حیث دولت آزاد و خودمختار حفظ کند، در کشور هند مدغم می کند .

هرگاه هند در اگست ۱۹۴۷ به هند کنونی و پاکستان تقسیم شد، چون حاکم وقت کشمیر هری سینگ نمی خواست که شامل پاکستان شود، مردم پونچ (منطقه ای در دره کشمیر) در اگست همان سال در برابر دولت دوگرا قیام کردند. صدر اعظم کشور نو تشکیل پاکستان لیاقت علی خان و جنرالان پاکستانی اراده داشتند که مردم کشمیر را همکاری نظامی کنند، اما زمام ارتش پاکستان هنوز به دست یک جنرال انگلیس فرانک میسروی بود. او از اعزام ارتش به کشمیر انکار کرد.

بنا برین فیصله شد که لشکر قبایلی ها بر کشمیر هجوم ببرد. قبایلی ها در اکتوبر ۱۹۴۷ بر کشمیر حمله کردند. اما نتوانستند که به سرینگر (بزرگ ترین شهر و پایتخت زمستانی کشمیر) برسند. زیرا حرکت و پیشروی لشکر بسیار سست بود.

هری سینگ هرگاه از تهاجم قبایلی ها خبر شد از کشمیر به جامو فرار کرد و از دولت هند خواستار همکاری نظامی شد. پندت نهرو، نخستین صدر اعظم هند کنونی چون خودش از جامو و کشمیر بود از ابتدا می خواست که این منطقه را شامل کشور هند کند. چنانچه او در ماه جون ۱۹۴۷ یعنی چند ماه پیش از تقسیم هند در نامه طولانی خود به وایسرای انگلیسی هند لارد ماونت بیتن نوشته بود که : «کشمیر نباید شامل پاکستان شود. زیرا شیخ عبدالله و هری سینگ (که اول الذکر رهبر تنظیم مسلمان ها به نام مسلم کانفرانس بود و دومی حاکم وقت کشمیر) هر دو چنین نمی خواهند. پس مناسب اینست که کشمیر شامل هند شود (در حالیکه شیخ عبدالله و هری سینگ هر دو بنا بر اغراض شخصی شان خواستار کشور مستقل بودند).

اما نهرو، دیگر زعمای سیاسی هند و مقامات بریتانیایی می دانستند که مردم ایالت های مسلمان نشین خواهان الحاق با پاکستان هستند. نماینده بریتانیا در کشمیر کرنل ایف دبلیو ایف ویب نیز پیهم راپور می داد که مسلمان های کشمیر می خواهند با پاکستان یکجا شوند. اما با این همه، هرگاه هری سینگ به تاریخ ۲۴ اکتوبر ۱۹۴۷ تقاضای الحاق با کشور هند کرد، پندت نهرو فی الفور مطالبه او را پذیرفت.

اما ماونت بیتن انضمام کشمیر با هند را به این شرط تصویب نمود که هرگاه اوضاع به حالت عادی برگردد در جامو و کشمیر همه پرسی (رفرندم) برگزار می شود و از مردم کشمیر پرسیده می شود که با پاکستان می باشند، یا هند و یا هم خواستار دولت آزاد و خودمختار هستند. گویا الحاق کشمیر با هند «عارضی» بود. چنانچه کمیته دفاعی هند به وزارت داخله هدایت داد که مکتوبی به هری سینگ بنویسد و او را آگاه بسازد که پیشنهاد الحاق او به گونه عارضی پذیرفته شده است. همچنان هرگاه وزیر بریتانیا آرتر هیندرسن در جنوری ۱۹۴۸ به هند آمد ماونت بیتن به او گفت که این الحاق عارضی است. دکتور لیونل کارتر، مؤرخ انگلیسی جریان این ملاقات را در کتاب خود نوشته است.

اما بعدا پندت نهرو، شیخ عبدالله و وزیر داخله کشور هند سردار پتیل پیمان مخفیانه ای بستند که در کشمیر همه پرسی برگزار نمی کنند. آن ها می دانستند که بیشتر مسلمان ها طرفدار الحاق با پاکستان هستند. پندت نهرو نیز در نومبر ۱۹۴۷ در نامه ای به شیخ عبدالله نوشت که : تصمیم بر عدم برگزاری همه پرسی کار آسان نیست. زیرا ما پیش جهان اعلام کرده ایم که همه پرسی برگزار می کنیم، اگر ما ازین موقف خود منحرف می شویم موقف پاکستان در سازمان ملل متحد قوی می گردد و لیکن اگر همه پرسی برگزار می کنیم شاید مشکل از کنترول ما بیرون شود.

هری سینگ در ۳۰ اکتوبر ۱۹۴۷ شیخ عبدالله را به فشار پندت نهرو به حیث صدر اعظم کشمیر تعیین کرد (تا او در موضوع کشمیر صدای مخالفت بلند نکند). شیخ عبدالله پس از اینکه صدر اعظم شد در تلاش استحکام قدرت خود بود. او می خواست که جامو و کشمیر حیثیت امتیازی و جداگانه ای در هند داشته باشد. همان بود که برای حیثیت فوق العاده کشمیر مذاکرات میان پندت نهرو و شیخ عبدالله از نومبر ۱۹۴۷ آغاز شد و این مذاکرات منتج به تشکیل ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند شد.

اصلا هندوستان پیش از ۵ جون ۱۹۴۷ مشتمل بر ۵۶۵ ایالت های خورد و بزرگ بود. این ایالت ها به تدریج الحاقمواصلات

خود را با هند یا پاکستان اعلان می کردند. در ابتدا فیصله به این شده بود که هند (یا پاکستان) تنها سه امور (دفاع، خارجه و ارتباطات) این ایالت ها را در کنترول خود می گیرد و متباقی امور دولتی طبق قوانین خود ایالت ها به پیش برده می شود. اما تا مئی ۱۹۴۹ بیشتر ایالت ها به این اتفاق رسیده بودند که ضرورت نیست که هر ایالت از خود قوانین جداگانه ای داشته باشد. لهذا تمام امور طبق قانون مرکزی هند اجرا می گردد.

اما هری سینگ بر خلاف این ایالت ها تنها همان امور سه گانه را به دولت مرکزی هند سپرد. شیخ عبدالله نیز می خواست که دولت هند تنها همین سه امور را در کشمیر بدست خود بگیرد و بس. اما زعمای هندوگرای حزب مقتدر هند «کانگرس» مثلا سردار پتیل، شیام پرشاد مکرجی، راجندر پرشاد وغیره می خواستند که دولت هند باید تمام اختیار کشمیر را در دست داشته باشد.

پندت نهرو نیز طرفدار حیثیت امتیازی کشمیر بود. مذاکرات درمیان دولت نهرو و شیخ عبدالله تا مدت زیادی جریان داشت و بالاخره در اواخر ۱۹۴۹ پیمان بین هر دو طرف امضا شد. چنانچه هرگاه قانون اساسی هند در ۲۶ جنوری ۱۹۵۰ میلادی نافذ شد ماده ۳۷۰ نیز شامل آن بود. به اساس این ماده ؛ دولت هند تنها امور دفاعی، خارجه و ارتباطات را در کشمیر در کنترول خود می داشته باشد و متباقی امور دولتی طبق قوانین ایالتی به پیش برده می شود.

در جزو سوم ماده ۳۷۰ آمده است که رئیس جمهور کشور هند به پیشنهاد مجلس قانون ساز کشمیر می تواند این ماده را منحل اعلام کند. مجلس قانون ساز کشمیر در سال ۱۹۵۱ به هدف تشکیل قانون اساسی منطقه جامو و کشمیر به وجود آمد. این مجلس کار خود را ظرف چند سال تکمیل کرد و قانون به تاریخ ۲۶ جنوری ۱۹۵۷ نافذ شد و مجلس قانون ساز در همان روز منحل اعلام شد. این مجلس چون در مورد تحلیل یا ترمیم ماده ۳۷۰ هیچگونه فیصله ای نکرد، لهذا ماده ۳۷۰ برای همیش جزو قانون اساسی هند شد.

اما اکنون نه تنها مجلس قانون ساز وجود ندارد بلکه مجلس ایالتی کشمیر نیز از یکسال به اینسو غیر فعال است. اما پارلمان هند این ماده را به گونه یکطرفه از بین برد و رئیس جمهور کشور نیز این فیصله پارلمان را تصویب کرد. اکنون این معضل به دیوان عالی هند رفته است. چون ماده ۳۷۰ نوعیت رابطه بین هند و کشمیر را وضح می سازد باید دیوان عالی هند فیصله کند که رئیس جمهور نمی تواند این ماده را یکطرفه (بدون پیشنهاد و مشوره مجلس ایالتی جامو و کشمیر) منحل کند.

خوش گمانی بزرگ در مورد ماده ۳۷۰ :

در مورد ماده ۳۷۰ چنین خوش باوری وجود داشت که گویا همین ماده است که منطقه جامو و کشمیر را خودمختار ساخته است و یا کشمیر ماسوا از دفاع، خارجه و ارتباطات در سائر امور دولتی آزاد و خودمختار است. این محض خوش گمانی است.

حقیقت اینست که از ۱۹۵۰ تا اکنون توسط «۵۰ فرامین ریاست جمهوری» ماهیت ماده ۳۷۰ تغییر خورده بود. زمانیکه دولت نارندرا مودی به تاریخ ۵ اگست امسال این ماده را منحل اعلام کرد ماده ۳۷۰ یک لاش نیمه جان بود.

۹۵ اموری که مربوط دولت مرکزی می شد توسط این پنجاه فرامین ریاست جمهوری بر ایالت کشمیر نافذ گردیده بود. همچنان ۲۶۰ شق از ۳۹۵ شق های قانون اساسی هند در جامو و کشمیر نافذ شده بود. گویا دولت هند طبق پلان که داشت اصول و قوانین خود را به تدریج در کشمیر وضع کرده بود. اهمیت ماده ۳۷۰ تنها همین قدر مانده بود که شخص غیر کشمیری نمی تواند در کشمیر جای و زمین بخرد. تعجبآور اینست که تمام این فرامین ریاست حمهوری به گونه آمرانه و جبری در کشمیر نافذ شده بود و مجلس ایالتی کشمیر هیچگونه نقشی دران نداشت.

عواقب انحلال ماده ۳۷۰ :

انحلال ماده ۳۷۰ تکان ضربه بزرگی به آنعده احزاب سیاسی کشمیر است که حامی کشور هند بودند. حتی رهبران و زعمای این تنظیم ها اعتراف کردند که حمایت از هند اشتباه تاریخی اجداد ما بود (عمر عبدالله، سر وزیر پیشین منطقه جامو و کشمیر و نواسه شیخ عبدالله چند روز پیش چنین اعتراف کرد). اکنون امکان دارد که جنبش های آزادی خواهی در مناطق مسلمان نشین کشمیر شدت یابد و امکان دارد که شاهد تنظیم های جدیدی که باور بر مبارزه مسلحانه داشته باشند، باشیم.

پندت کشمیری «پریم نات بزاز» آگاه و سیاست مدار مشهور هندی گذشته است. او در کتاب خود (The History of Struggle for Freedom:) که در سال ۱۹۵۴ به نشر رسید گفته است که : اگر دولت هند تلاش کند که مردم کشمیر را جبرا با خود نگه دارد، هیچگاه در کشمیر امنیت نمی آید. عجب است که حاکمان هند به زور نظامیان می خواهند کشمیری ها را تابع خود بسازند. حال اینست که همین حاکمان هند در گذشته برای آزادی خواهی از استعمار انگلیس جنگیده بودند، اما حالا می خواهند کشمیری ها را محکوم بسازند».

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
2 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
Hidayat Hanifi
میلمه
Hidayat Hanifi

قبایلی ها څوک دي ؟
يعني پښتانه

گل محمد نوری
میلمه
گل محمد نوری

اما زمام ارتش پاکستان هنوز به دست یک جنرال انگلیس فرانک میسروی بود. او از اعزام ارتش به کشمیر انکار کرد. ددی خبری معنا داده چی د پاکستان جوړ شوی د انګریزانو په واسطه ده چی هغوی هم د کشمیر په موضوع کی ورسره هم نظره نه وو او نه دي. ځکه د تاسی له لیکنی معلومیږی. مګر پنجاب یا انګریزانو څنګه د مومندو سرحدی سیمه د پاکستان په خاوره PATA کی شامله کړه چی لدینه داسی معلومیږی چی انګریزان او امریکا + پاکستان هیڅ قانون او قرارداد او تعهد نامی ته ژمن ندی. مګر دوی به هم په نړیوال… نور لوستل »