ملاقات عبدالله با حكمتيار، با تبصره در پس منظر تاريخ كشور !

عبدالبصير کاکړ

در صورتيكه ملاقات ها و نشست ها بخاطر تفاهم ، ديالوگ و بيرون رفت از اوضاع و بحران كنونى باشد ، ما نبايد آنرا منفى تلقى و از زواياى منفى به آن نگريست، اين درست نيست و نبوده اگر اشخاص و چهره هاى مطرح از ديد شما با كسى ديگرى ملاقات و نشست داشت آنرا مثبت و اگر كسى مورد تائيد و پسند شما نباشد ، آنرا منفى تلقى و تخريب كرد.

شرايط و اوضاع كنونى كشور و بخصوص مداخله بيگانه ها إيجاب ميكند كه به نحوى و تحت هر عنوان چهره ها و جناح هاى مطرح ذيدخل با وجود تجارب تلخ از گذشته نشست و ملاقات هاى داشته باشند، تا اينكه از يكديگر شنيده نشود به گراف مشكلات ما در پشت پرده ها افزوده شده ميرود.

ملاقات آقاى حكمتيار و همه شخصيت ها و چهره هاى سياسى را فى ما بين و با هر چهره مطرح راست و چپ در داخل و خارج از كشور كه بخاطر حل بحران و بيرون رفت از شرايط فعلى كشور بوده و راه حل مثبت از بن بست فعلى داشته باشد ، نبايد هيچ نوع مشكل و ديدگاه منفى داشته باشيم.

سياست حذف و محو فزيكى ، ترور ها و تبعيد ها و تخريب ها را با پشت ميله هاى زندان ، ويرانى شهر ها ، قرا و قصبات و تاراج سرمايه ملى و نابودى نظام و سيستم را با همه دوره ها و رژيم ها تجربه كرديم و ديده شد كه نتيجه مثبت و كارا با خود نداشت و بيشتر از همه ما را به جهت نفاق ، شقاق و عداوت سوق داد.
برادر ، برادر را قبول نكردند و او را قتل ، تبعيد و زندانى كرد ، پدر براى فرزند خويش جهت بدست آوردن قدرت نا مشروع دسيسه كرد، پسر كاكا نيز فرزند كاكاى خود را تبعيد و زندانى كرد و حتى شاه جوان و مترقى كشور كه او را عده يى بنام سمبول پيشرفت و ترقى لقب دادند ، جهت بدست آوردن قدرت پدرش را با دسيسه حزب مشروطه خواهان با مرمى تفنگچه توسط شخص نا معلوم ترور كردند ، عده يى از اين فراتر پا گذاشتند حتى جغرافياى كشور را براى هند بريتانوى بنام ديورند و گندمگ و پنجده را براى روسيه تزارى بخشش كردند و فقط براى اينكه سلطنت را نگهدارى كرد و در فكر اين نبودند كه فردا و سال هاى پسين عواقب منفى و خطرناك را با خود دارد.

كسى ديگرى بخاطر بر آوردن اهداف سياسى و كسب قدرت با همكارى “كى جى بى ” و جناح هاى چپ و جوانان فاقد تجربه ، سلطنت چهل ساله را كه تازه تازه مردم و سياسيون دهه دموكراسى را تجربه داشتند و شاه در سفر خارج مصروف بود ، كودتاى سفيد صورت گرفت و آنهم كسيكه رفيق و هم صنفى ايام كودكى ، پسر كاكا و شوهر هميشره او بود ، مجبورش كند كه استعفا نامه خويشرا ابلاغ كند.

اما تاريخ شاهد است كه همان جناح خلق و پرچم با كمك سازمان “KGB ” فقط چند سال بعد ، او را نيز با خانواده ، اهل و عيال اش نابود كردند و كودتا سياه هفت ثور ١٣٥٧ شمسى صورت گرفت.

به روايت از تاريخ وقتى خلق و پرچم به قدرت رسيدند چه فجائع صورت نگرفت كه قلم از شرح و تفسير آن خجالت دارد كه آنرا بيان كند، همان شاگرد وفا دار به نابغه شرق كه لقب دادند، نيز وفادارى نكرد و ديده شد كه توسط بالشت در چهار ديوالى ارگ ، او را ترور كردند و شب هنگام توسط چند مامور استخبارات او را در قول آبچكان كابل دفن كردند ، كه شايد يك انسان بى كس هم چنين مراسم تدفين و تجهيز نداشته باشد.
رژيم رفيق كارمل روى كار آمد و از تاشكند بيانيه داد و امين را جاسوس “سازمان سيا ” لقب داد و آنچه با امين صورت گرفت ، تاريخ از قصر دار الأمان با مشاورين روسى و ماجرا قتل او روايت دارد.

نجيب الله به ارگ آمد و ديده شد كه روس ها چطور رفيق كارمل را با وجوديكه بيانيه هاى انقلابى و آتشين و درود به لينن كبير به اصطلاح او مى فرستاد ، او را نيز به اصطلاح ايرانى ها تحويل نگرفتند.

نجيب الله در وقت قدرت و انزوا بودن از شوروى سابق چاره جز اعلام مشى مصالحه ملى نداشت و بالاخره وزير دفاع بر حال او ، بنام شهنواز تني كودتا كرد و آن كودتا ناكام شد و به سازمان استخبارات پاكستان پناه برد، جنرال هاى نمك حرام به رژيم و منسوب به جناح پرچم كارمل در آستانه كه طرح پنج فقره يى ملل متحد و نشست ها جريان داشت تا اينكه يك حكومت موقت بى طرف تشكيل شود ، آن طرح بنين سيوان را با ائتلاف سكتاريستى جبل السراج ناكام و سبوتاژ كردند.

حكومت دو ماهه و چهار ماهه مجاهدين به رياست و قيادت حضرت مجددى و استاد ربانى كه از محصولات گورنر هاوس پشاور و تحت مديريت جنرالان “ISI” تشكيل شده بود ، نيز تجربه كرديم ؛ نميدانم از كدام واقعه دلخراش و خجالت آور آن حكايت كنيم و هر آنچه كرديم ما خود بوديم ، هر آنچه بود ملامت و سلامت در يك رديف قرار دارد ، ويرانى كابل ، انارشيزم ، پاتك سالارى ، رقص مرده ، بريدن سينه هاى مادر ، خانم و دختر اين سرزمين ، تاراج و غارت منابع ملى ، خلاصه اينكه قلم و كيبورد با دوات خجالت دارد و نمى خواهد اين همه واقعات تلخ تاريخى را ترسيم و به نگارش بگيرد ، چون ما همه ميدانيم كه خجالت آور است.

رژيم و امارت طالبان را نيز استقبال و تجربه كرديم ، آنچه كه تاريخ در مورد آن گواهى دارد كه با منابع مالى امريكا و سعودى ، طراحى انگليس ، كمك و همكارى بى دريغ سازمان استخبارات پاكستان از معجون مركب همان مجاهدين حركت انقلاب اسلامى ، حزب اسلامى خالص ، عده يى از مجاهدين پيشين و حتى افسران نظامى حزب خلق و طلاب افغانى و پاكستانى در مدارس پاكستان و همه با پيشوند ملا تشكيل شده بود، حكومت مجاهدين بخصوص سران رژيم بخاطر سر كوبى رقيب و حريف نظامى خويش در آنوقت كه شهر كابل به ميدان جنگ تبديل شده بود ، تا توانست تحريك طالبان را از لحاظ مالى با بانكنوت هاى چاپ مسكو و حمايت نظامى ، تا درب هاى ورودى به كابل كمك و همكارى كنند.

فراموش نبايد كرد، كه طى سال هاى حكومت به اصطلاح اسلامى ، شوراى هماهنگى را با معجون مركب از حزب اسلامى ، جنبش اسلامى ، وحدت اسلامى و نجات ملى حضرت مجددى نيز تجربه كرديم ، تا اينكه طرف مقابل را سركوب كنيم ؛ ولى آنچه بود نتيجه مثبت و سر فرازى در قبال نداشت.

تحريك طالبان ٩٠ در صد از خاك كشور را در كنترول داشتند و كشور هاى سعودى ، امارت و پاكستان رژيم و يا امارت طالبان را به رسميت شناخته بود و در نيويارك نيز نمايندگى سياسى به رياست عبدالحكيم مجاهد كه سفير دولت مجاهدين در جاكارتا بود، نمايندگى و قرار بود كه حامد كرزى نماينده اين تحريك و يا امارت طالبان به سازمان ملل معرفى شود.

گروه مخالف تحريك طالبان كه در آن زمان طالبان آنرا بنام گروه شر و فساد ياد ميكردند ، نام رسمى آنها در رسانه هاى غربى و بيرون مرزى بنام ائتلاف شمال بود كه بعداً و حال بنام جهاد و مقاومت مسمى مى باشد.

يكباره با حادثه ١١ سپتمبر و ترور قومندان احمد شاه مسعود در ولايت تخار توسط دو تن از ژورناليستان عرب تبار ، جهت و اوضاع تغير ميكند و ايالات متحده امريكا و مؤتلفين نظامى اين كشور و بخصوص قواى ناتو عجولانه قصد حمله به افغانستان و عراق را گرفتند و همان بود كه اقبال و طالع نظامى ائتلاف شمال در قبال اشغال مجدد كشور بخاطر سركوبى تحريك طالبان با فرستادن اولين گروپ از كارمندان “سازمان سيا ” به داخل افغانستان با يك طياره هليكوپتر به دره پنجشير شگوفه مى كند، كه فى الحال آن هليكوپتر نظامى و استخباراتى در يكى از موزيم هاى ملى ايالات متحده امريكا در ايالت تكزاس بخاطر افتخارات تاريخى اين كشور نگهدارى ميشود.

مجلس بن اول و دوم و تشكيل حكومت مؤقت ، بمباردمان طيارات قواى اشغالگر و همكارى همسايه هاى نا جوان ما بخصوص ايران و پاكستان ، سه دوره انتخابات رياست جمهوري و شوراى ملى با تقلب را ، غصب زمين هاى دولتى ، فساد ادارى ، فحشا ، انفجار و انتحار در شهر ها ، بمباردمان قواى خارجى ، گرفتارى عده يى از افغان ها در ولايات جنوبى و شرقى بنام القاعده و طالب ، پرتاب مادر بمب ها ، در اين اواخر حملات قطعه صفر يك را بدون همآهنگى با نيرو هاى امنيتى ، رشد گروه داعش پديده شوم و شرم آور قرن بيست و يكم، سلسله مهاجرت هاى داخلى و خارجى از مركز و ولايات ، تهاجم فرهنگى كشور ايران و فرنگى ها ، بكار برد أسعار خارجى مثل دالر ، كلدار و تومان به عوض پول مروجه افغانى و ديگر عواقب منفى و متاثر كننده يك و نيم دهه اخير كه بار ديگر قلم از شرح و تفسير آن عاجز و در چند سطرى خلاصه نمى گردد.

حال اگر از شرح و تفسير مختصر تاريخ كشور چنين يك نتيجه گيرى كنيم كه با اين همه پديده هاى شوم يك قرن پيشين و بخصوص نيم قرن اخير ، حذف فزيكى در ميدان سياست ، ترور حريف و رقيب توجه و يك نگاه داشته باشيم كه فقط رقيب ، حريف و مخالف را به واسطه تبعيد ، زندان و ترور به تجريد و انزوا مجبور نموديم ؛ پس نبايد در مورد چنين نشست ها كه ما را به عوض تفنگ و رقابت هاى منفى با تبسم و نشست نزديكتر ميسازد و فاصله هاى عداوت و دشمنى را با ديالوگ مذاكره ، تفاهم ، توافق ، هم پذيرى و همدلى نزديكتر ميكند و گراف خصومت و رقابت هاى منفى را كاهش ميدهد ؛ پس بيائيد آنرا به عوض تخريب ، تخريش و مزاحمت تشويق و ترغيب كنيم ، تا اينكه همه جناح هاى چپ و راست كشور با وجود سوابق لرزان و متاثر كننده كه همه از آن متاثر شده است براى آينده بهتر و خوبتر و نشست هاى بين الافغانى توجه كنند تا اينكه در تاشكند ، كولاب ، مسكو ، واشنگتن ، اسلام آباد ، تهران ، بن ، لندن و قطر و آنهم تحت مديريت استخبارات بيگانه ها نشست و مذاكرات نداشته باشيم، كابل و ديگر شهر ها را محل مناسب براى نشست ها و مذاكرات و ديالوگ هاى بين الافغانى انتخاب كنيم.

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
1 د تبصرو شمېر
0 د ځوابونو شمېر
0 ار ایس ایس کې ګډونوال - څارونکي
 
ډېر غبرګون شوې تبصره
تر ټولو ګرمه موضوع
  ګډون وکړئ  
نویو زړو ډیرو خوښو شویو
خبرتیا غوښتل د
جميل
میلمه
جميل

ګلبدين و عبدالله هردو نوکر و غلام اند ، هردو در عيش و نوش و قصر های مجلل با پول و حمايت امريکای غاصب امرار معاش مينمايند ، هردو مخالف آزادی و استقرار نظام اسلامی هستند .
نشست غلام با غلام چی دردی را دوا خواهد کرد .