نظــر

يادى از شهيد مژده !

عبدالبصير کاکړ

با شهيد وحيد مژده از نزديك شناخت و معرفت نداشتم ؛ ولى با نام ، دستخط و نگارش قلمى آن مرحوم از اواخر دهه شصت خورشيدى بدينسو آشنايى داشتم ، در محيط هجرت از آوان نو جوانى زمانيكه تا هنوز متعلم مكتب بودم ، مقاله ها ، تحليل ها و اشعار آن خدا بيامرز را در مطبوعات محيط هجرت به خوانش ميگرفتم، زمانيكه ” مجله اميد” را عده يى از اهل فرهنگ و قلم بدست مجاهد و مبارز منسوب به نهضت اسلامى مديريت ميكردند ، اين مرد قلم و تحليل به شمول مرحوم استاد بيرنگ ، مرحوم انجنير عبدالودود خالد ، عوض الدين صديقى و عده يى ديگر از قلم بدستان عضو هئيت تحرير اين مجله بودند.

براى اولين مرتبه صدا و تحليل استاد مژده را كه در آنزمان مثل امروز تلويزون و رسانه يى وجود نداشت ، در ايالات متحده امريكا از طريق “راديو پيام افغان ” در يك مصاحبه توسط تيلفون با عمر خطاب شنيدم ، در آن برهه از زمان مرحوم وحيد مژده سمت مديريت بخش افريقا را در وزارت خارجه امارت طالبان ، به عهده داشت.

خيلى علاقه داشتم كه با ايشان و ديگر قلم بدستان كشور و بخصوص آنهائيكه منسوب به خط فكرى نهضت اسلامى كشور هستند ، از نزديك ملاقات داشته باشم، با وجوديكه در مورد تحريك طالبان با ايشان توافق نظر نداشته و هم فكر نبودم ؛ ولى با آنهم علاقه خاص داشتم كه مقاله ها و مضامين آن مرحوم را بخوانش بگيرم و اين شرط نيست كه با يك نويسنده ، اهل راى ، دانشمند و يا اهل قلم در تمام موارد و نظريات كاملاً توافق نظر داشته باشيم.

اختلاف ديدگاه ها و عدم توافق نظر در اكثريت از موضوعات اجتماعى ، سياسى ، تاريخى و علمى يك اصل قبول شده جامعه انسانى است و نبايد بخاطر ديدگاه متفاوت با دوربين متفاوت تمام نگاشته ها ، نگارش علمى ، تلاش و شخصيت انسانرا نفى ، بطلان و زير سوال گرفت.

گاهى اوقات علماء دين در اجتهاد و نظريات ، نويسنده در تحليل و نگارش قلمى و سخنران در خطابه و سخنرانى در خطا و اشتباه انسانى هستند؛ ولى به اين مفهوم نبوده كه همه زحمات ، كار كرد ، تلاش و نگارش علمى آنرا نفى و به آن خط بطلان كشيد.

خانواده و اجداد وحيد مژده ، در اصل از منطقه پاراخ ولايت پنجشير و بعداً به ولايت بغلان نقل مكان نموده بودند و در سال ١٣٣٢ هجرى شمسى در يك خانواده متدين ، اهل قلم و تحصيلكرده در ولايت بغلان متولد شده بود، پدرش مرحوم عبدالحكيم مژده نام داشت و از قلم بدستان دوره شاهى و دهه دموكراسى بودند و پدر مرحوم ايشان در زمان شاهى مدير مسؤول و صاحب امتياز روز نامه “اتحاد ملى” را به عهده داشت.

وحيد مژده تعلميات ابتدائى را از ولايت بغلان آغاز و دوره ثانوى را در مكتب حبيبيه كابل به اتمام ميرساند و بعد از سپرى نمودن امتحان كانكور شامل پوهنځي اقتصاد پوهنتون كابل و در سال ١٣٥٦ هجرى شمسى به درجه ليسانس از پوهنتون كابل فارغ ميگردد.

با كودتاى ننگين و فلاكت آور هفت ثور ١٣٥٧ ، وحيد مژده به كشور ايران و پاكستان مهاجر و در آنجا در بخش فرهنگى و جبهات جهاد با تنظيم هاى مجاهدين بخصوص حزب اسلامى و بخش فرهنگى اتحاد هفت گانه همكار فعال مى باشد، بعداً در مكتب خدمات كه مربوط به دكتور عبدالله عزام شهيد بود در بخش فرهنگى و قلمى مصروفيت داشت.

با سقوط كابل توسط مجاهدين دو باره به وطن عودت و در وزارت خارجه حكومت مجاهدين رسماً وظيفه را آغاز و با سقوط كابل توسط طالبان در وزارت خارجه به وظيفه خويش آدامه ميدهد.

شهيد وحيد مژده با وجود مقاله ها و تحليل هاى سياسى ، چندين اثر قلمى تاريخى و ادبى از خود در بخش فرهنگى به ميراث مانده، كه كتاب هاى ” افغانستان و پنج سال سلطه طالبان ” ، ” روابط سياسى ايران و افغانستان در قرن بيستم” و اثر ادبى شعرى ” ستيز با توفان ” ايشان قابل تذكر است.

او در ١٨ سال اخير وظيفه رسمى در دولت نداشت ، يك تحليلگر ، فعال سياسى و چهره ضد اشغال بود و هميشه از طريق رسانه ها با تحليل ها و حرف هاى عريان اشغال را محكوم و بار ها از نشانه عده يى از رجال برجسته حكومت به استخبارات بيگانه متهم شده بود ؛ ولى نظر به معلومات نگارنده فكر نكنم كه با استخبارات منطقه ماموريت رسمى ميداشت و اگر با استخبارات منطقه و جهان رابطه نزديك ميداشت ، مانند هر جاسوس در پست هاى مهم دولتى وظيفه و مسؤوليت مهم و از لحاظ اقتصادى در وضعيت بهتر اقتصادى ميبود و اما زندگى متوسط و فقيرانه داشت.

حقيقت امر اين است ، كه اجيران منسوب به اشغال و اشغالگران با شعار قلابى دموكراسى و آزادى بيان چهره هاى قلم بدست و آزادى خواه را ، تحمل حضور فزيكى اش را ندارند و مانند رژيم هاى عبدالرحمن خان و ديگر شاهان محمد زايى، نادر خان و رژيم خلق و پرچم چنين چهره هاى آزادى خواه و قلم بدست را نخست به عناوين مختلف متهم ، ترور شخصيت و در قدم بعدى از آدرس مجهول و نا معلوم با ضرب گلوله و تفنگچه بى صدا ترور و حذف فزيكى ميكنند.

استعمار و مزدوران اشغال طورى فكر ميكنند ، كه با ترور و حذف فزيكى چنين چهره ها تلاش بخاطر تامين صلح ، عدالت ، حق طلبى و آزادى خواهى را خاموش خواهند كرد ؛ ولى مهره ها و نشانه هاى زبون و مزدور بايد بدانند كه به هيچ صورت با ترور و شهادت وحيد مژده ، صداى مژده ها و قلم خاموش نخواهند شد ، قلم مانند قله هاى پامير ، هندوكش و سپين غر محكم تر و مستحكم تر خواهند گشت و دوات به مثل درياى هريرود ، آمو و كنر با شهامت ، زيركى ، درشتى ، طراوت ، تيره گى و ذكاوت بيشتر مقاومت و ايستادگى خواهند كرد.

شهيد وحيد مژده ، بعد از اداى نماز شام روز چهار شنبه ٢٩ عقرب ١٣٩٨ هجرى شمسى ، كه از مسجد به صوب منزل مسكونى اش در منطقه ناحيه هفتم كابل روان بود ، در مسير راه از طرف مردان مسلح مورد حمله قرار ميگيرد و به عمر ٦٦ سالگى به شهادت ميرسد، نگارنده شهادت اين نگارش گر اسطوره هاى تاريخ جهاد و معاصر را به خانواده ، وابستگان ، هم فكران ، همكاران متعهد و همه خانواده بزرگ نهضت اسلامى و بخصوص اهل قلم كشور تعزيت و تسليت عرض و از بارگاه رب الجليل براى آن مرحوم مغفرت ، بهشت برين و فردوس اعلىٰ را آرزو دارم.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x