درس های آموخته شده یا تاریخ مخفی رسوایی ها

(نگاهی به اسناد افشا شده جنگ امریکا در افغانستان از سوی واشنگتن پوست)

حبیبی سمنگانی

طولانی ترین و پر هزینه ترین جنگ در تاریخ امریکا وارد سال نزدهم شده است. افغانستانِ بی نوا و بی چاره به گرداب مهیب و خطرناکی برای امریکایی ها تبدیل شده است. هر اندازه که امریکایی ها بر حضور نظامی خود در افغانستان اصرار می ورزند، درین منجلاب هولناک فروتر می روند. شائبه ای باقی نمانده است که امپراتوری مدرن عصر با ناکامی فضیحت باری در تسخیر گورستان امپراتوری ها، رو برو شده است. سطوت و هیبت دو دهه پیش امریکای ابر قدرت، تارومار شده است. داستان ناکامی و رسوایی امریکا در برابر افغان های ناتوان و تهیدست، چهره مغرور امریکایی ها را شرمنده و افکنده می سازد.

روزنامه واشنگتن پست، یکی از مهم ترین، پرسابقه ترین و پرفروش ترین روزنامه های امریکایی، روز دوشنبه ۹ دسمبر ۲۰۱۹ خبر داد که پس از مبارزه تقریبا سه ساله در دادگاه فدرال امریکا، بالاخره توانسته است با استفاده از «قانون آزادی اطلاعات» به اسناد محرمانه دو هزار صفحه ای جنگ امریکا در افغانستان، دست یابد. این اسناد که در مطبوعات به اسناد افغانستان (Afghanistan Papers) یاد می شود، بعضی ها آن را «تاریخ مخفی» جنگ امریکا در افغانستان و یا هم تاریخ مخفی رسوایی های امریکا، خوانده اند. این اسناد در حقیقت مجموعه تحقیقات سیگار یا اداره سرمفتش ویژه امریکا در امور بازسازی افغانستان است، که «درس های آموخته شده» (Lessons Learned) نام داده شده است.

سیگار چیست ؟

سیگار خود را چنین معرفی می کند : «کنگره ایالات متحده امریکا، اداره سیگار را به منظور نظارت عینی و مستقل از پروژه ها و فعالیت های بازسازی افغانستان در سال ۲۰۰۸ به اساس حکم ماده ۱۲۲۹ قانون مجوز دفاع ملی امریکا ایجاد کرد. اداره سیگار به منظور ارتقا، موثریت و مثمریت در برنامه های بازسازی افغانستان و شناسایی و جلوگیری از ضیاع پولی، تقلب و سوء استفاده مالی تاسیس گردیده است».

بارک اوباما در سال ۲۰۱۲ میلادی جان ایف سوپکو را، که تجربه بیش از ۳۰ ساله در زمینه نظارت گری و تحقیقات به عنوان دادستان، مشاور کنگره و مشاور ارشد دولت فدرال دارد، به حیث سرمفتش ویژه مقرر نمود. جان سوپکو پس از انتصاب به این مقام، چندین بار به نمایندگی از سیگار به کنگره امریکا پیش شد. گذارشات سیگار با آمدن سوپکو رونق دیگری گرفت و انکشافات روز افزون آن برای مقامات امریکایی و اداره فاسد کابل به دردسر تبدیل شد. حتی نوبت به اینجا رسید که پنتاگون در اوائل سال ۲۰۱۸ به خواست مقامات کابل، بر سیگار محدودیت وضع کرد که نمی تواند آمار تلفات عساکر اداره کابل را نشر کند.

اداره سیگار از اکتوبر ۲۰۰۸ تا اکتوبر ۲۰۱۹ میلادی چهل و پنج (۴۵) راپورهای سه ماهه را به کنگره امریکا پیش کرده است.

قابل ذکر است که ایالات متحده امریکا می گوید که از فبروری ۲۰۰۲ تا پایان سبتمبر ۲۰۱۹ در مجموع ۱۳۲.۵۵ ملیارد دالر دالر را برای کمک و بازسازی افغانستان در چهار مورد تخصیص داده است، که عبارت اند از :

  • ۸۲.۵۵ ملیارد دالر برای امنیت (یعنی ایجاد، تربیه و تقویه ارگان های نظامی رژیم دست نشانده)
  • ۳۴.۴۶ ملیارد دالر برای مدیریت و توسعه
  • ۳.۸۵ ملیارد دالر برای کمک های بشردوستانه
  • ۱۱.۷۰ ملیارد دالر برای عملیات های ملکی

سیگار و «درس های آموخته شده» :

شکست امریکا در افغانستان خبر تازه ای نیست که اسناد محرمانه دو هزار صفحه ای ازان پرده برداشته باشد، بلکه مقامات بلندرتبه ملکی و نظامی امریکا از چندین سال به اینسو بر ناکامی خود در افغانستان اعتراف داشته اند. بارک اوباما در یکی از آخرین سخنرانی های خود به حیث رئیس جمهور امریکا در ۶ دسمبر ۲۰۱۶ به صراحت پذیرفت که «امریکا نتوانست طالبان را شکست بدهد» . همچنان جوزف دانفورد، رئیس ستاد ارتش امریکا در نومبر ۲۰۱۸ اعتراف کرد که امریکا قادر به شکست طالبان در افغانستان نیست. دونالد ترامپ، رئیس جمهور کنونی امریکا نیز در کمپاین های انتخاباتی خود در ۲۰۱۶ و پیش ازان، جنگ افغانستان را ناکام و بی فایده می خواند. دانیل بولگر، مصنف، مؤرخ و جنرال متقاعد امریکایی در سال ۲۰۱۴ کتابی در مورد شکست امریکا در عراق و افغانستان نوشت و آن را نام گذاشت «ما چرا باختیم ؟» (Why We Lost ?) .

واقعیت اینست که حتی از پیش از اعترافات صریح و واضح این مقامات امریکایی، بسیاری امریکایی ها در اوائل دهه دوم قرن جاری میلادی درک کرده بودند که هرگز برنده جنگ در افغانستان نمی شوند. همان بود که جان سوپکو، که ماموریت بررسی دلائل ناکامی طولانی ترین جنگ تاریخ امریکا را به عهده دارد، در سال ۲۰۱۴ تصمیم گرفت که باید تحقیقات مفصل و فراگیری را برای دانستن دلایل ناکامی امریکا در افغانستان انجام بدهد. سیگار بین سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸، با ۴۲۸ مقامات دولتی و مسئولان نظامی امریکا در افغانستان و بعضی مقامات اداره کابل، مصاحبه های را انجام داد که تحت عنوان «درس های آموخته شده» ثبت و جمعآوری شده است. درس های آموخته شده پروژه ویژه ای بود که یازده ملیون دالر هزینه کرده است. البته، سیگار همه نیرویش را به خرج داد تا از عام شدن این اسناد جلوگیری کند.

تلاش های واشنگتن پوست برای به دست آوردن «درس های آموخته شده» :

واشنگتن پوست در تابستان سال ۲۰۱۶ نکاتی را دریافت کرد که مایکل فلِن، ژنرال بازنشسته امریکایی، مصاحبه طولانی را در سلسله پروژه «درس های آموخته شده» به دفتر سیگار در مورد جنگ افغانستان داده، که هرگز منتشر نشده است. فلِن کسی بود که در منطقه جنگی به عنوان رئیس اطلاعات ارتش وظیفه انجام داده بود. واشنگتن پوست می گوید : آنچه او در مورد طولانی ترین جنگ نظامی امریکا گفته بود، چیزی بود که باید مردم امریکا می دانستند و ازان خبر می شدند.

همان بود که واشنگتن پوست به تاریخ ۲۴ اگست ۲۰۱۶ بر اساس قانون آزادی اطلاعات (Freedom of Information Act) به سیگار درخواست داد تا متن، کلیپ های ضبط شده و دیگر اسناد مصاحبه فلِن را در دسترس روزنامه قرار دهد، به گفته روزنامه ؛ کارمندان سیگار در ابتدا برخورد مناسب داشتند و گفتند شاید این مصاحبه در هفته های آتی نشر گردد. اما پس از اینکه ترامپ به تاریخ ۸ نومبر در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شد، وکلای سیگار از پاسخ دادن به تماس های تلفونی و ایمیل های خبرنگار واشنگتن پوست خودداری کردند و سخنگوی «سیگار» شکایت کرد که او از سوی وکلای این اداره در تاریکی گذاشته شده است (یعنی معلومات درست ندارد).

پس از چند هفته، فلِن از سوی ترامپ به عنوان مشاور امنیت ملی انتخاب شد. فردای انتصاب فلِن، سیگار به این نتیجه (یا بهانه) رسید که با استناد به اصل «پروسه مشورتی» (deliberative process) نمی تواند مواد مصاحبه فلِن را عام کند. این فیصله منجر به آغاز جنگ تقریبا ۳ ساله عدلی بین واشنگتن پوست و سیگار شد.

واشنگتن پوست می گوید : تلاش های ما برای به دست آوردن اسناد افغانستان نشان می دهد که به دست آوردن اطلاعات عمومی از دولت برای روزنامه نگاران – یا هر شهروند- چقدر دشوار است. هدف از «قانون آزادی اطلاعات» نظارت مردم بر ارگان های فدرال است، اما مقاماتی که مصمم هستند روح این قانون را بشکنند، می توانند درخواست های مردم را سال ها پشت سر بیاندازند، تا اینکه درخواست دهندگان دست بردار شوند.

واشنگتن پوست در مارچ ۲۰۱۷ درخواست دیگری داد که باید صدها مصاحبه های را که گفته می شود سیگار در مورد جنگ افغانستان با چهره های سهیم دران جنگ انجام داده است، در اختیار این روزنامه قرار دهد. در مدت تقریبا سه سال اخیر، ماجراهای زیادی درین جدال رخ داده است که دامنه کوتاه این مقاله گنجایش ذکر آن را ندارد.

به هر حال، دادگاه فدرال امریکایی پس از نزدیک به سه سال مطالبه واشنگتن پوست را بر حق دانست و حکم صادر کرد که باید اسناد خواسته شده در اختیار روزنامه قرار بگیرد. البته، چون دولت امریکا با افشای هویت مصاحبه شوندگان مخالفت داشت، واشنگتن پوست بر مبنای قانون حمایت از افشاگری، از میان تمام مصاحبه شوندگان تنها به نام ۶۸ تن دسترسی یافت.

مقامات ملکی و نظامی امریکایی به امید اینکه هیچگاه هویت شان افشا نخواهد شد، نظریات خود را درین مصاحبه ها در مورد استراتژی های نادرست جنگی امریکا در افغانستان به صراحت ابراز داشته اند. واشنگتن پوست می گوید که ۳۰ مصاحبه را حرف به حرف در اسناد دو هزار صفحه ای خود جا داده و مابقی اقتباسات و چکیده های است از اقوال مصاحبه شوندگان.

ناگفته نماند که واشنگتن پوست، بر علاوه ازین مصاحبه ها، به هزاران یادداشت های رامسفیلد، وزیر دفاع ایالات متحده امریکا در سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶، نیز دست یافته و آن را درین اسناد گنجانیده است.

چندی از درس های آموخته شده  :

چنانچه پیشتر تصریح شد ناکامی امریکا در جنگ افغانستان انکشاف تازه ای نیست. آنچه این اسناد را مهم تر ساخته است دروغ های شاخدار و مکرر مقامات امریکایی است که با کمال چشم سفیدی برای پنهان داشتن حقائق و گمراه ساختن مردم خود و جامعه جهانی در قبال این جنگ، ابراز داشته اند. نیز اسناد روشن می سازد که امریکایی ها با چه کوتاه بینی و درک سرسری وارد خارزار افغانستان شدند. چنانچه داگلاس لوت، ژنرال سه ستاره ارتش که در دولت بوش و اوباما مسئول جنگ افغانستان در کاخ سفید بود، در مصاحبه خود در سال ۲۰۱۵ گفته است : « ما از فهم بنیادین در مورد افغانستان تهی بودیم. نمی‌ دانستیم چه کاری می‌کنیم. مبهم ‌ترین فهمی از این موضوع نداشتیم» .

واشنگتن پوست می گوید : «مقام‌ های ارشد ایالات متحده در طول جنگ ۱۸ ساله در افغانستان، حقایق را پنهان کرده اند. آن‌ ها اظهاراتی خوش رنگ و لعاب مطرح کرده ‌اند، حالانکه می‌ دانسته ‌اند گفته‌ های شان درست نیست و مدارکی را پنهان کرده‌ اند که جای تردیدی باقی نگذاشته بود که این جنگ، پیروز ناشدنی شده است» . همچنان این اسناد واضح می سازد که مقامات امریکایی که در جریان هجده سال همواره ادعا می کردند که جنگ به خوبی پیش می رود، کاملا دروغ می گفتند.

در سطور ذیل، مشت نمونه خروار بخش های از «درس های آموخته شده» را نقل می کنیم.

جفری اگرز، از مقام های کاخ سفید در دولت بوش و اوباما، گفته است : «ما در قبال این تلاش یک تریلیون دالری چه به دست آورده‌ ایم ؟ آیا این جنگ ارزش یک تریلیون دلار را داشت ؟ پس از کشته شدن رهبر القاعده اسامه بن لادن، من گفتم که شاید او در قبر زیر آب خود، به این هزینه ‌ای که ما کرده‌ ایم، می ‌خندد».

جیمز دوبینز، دیپلمات پیشین امریکایی که در دولت های بوش و اوباما نماینده امریکا در امور افغانستان بود، در مصاحبه خود می گوید : «ما به کشورهای فقیر حمله نمی‌کنیم تا آن‌ ها را ثروتمند کنیم. ما به کشورهای استبدادی حمله نمی‌کنیم تا آن ‌ها را دموکراتیک کنیم. ما به کشورهای خشن حمله می‌کنیم تا آن‌ها را آرام کنیم. روشن است که در افغانستان در تحقق این هدف شکست خوردیم».

مایکل فلن می گوید : از سفیران می ‌شنویم که ایالات متحده ماموریت‌ هایش را عالی انجام می‌ دهد. اما آیا واقعاً چنین است ؟ اگر چنین است، پس چرا ما حس می‌ کنیم که ناکام می ‌شویم ؟

بعضی از کسانی که مصاحبه داده اند به این باور هستند که تغییر در آمار و ارقام جنگ، اقدام عمدی برای فریب دادن افکار عمومی امریکایی ها بود. گویا آمار تلفات امریکایی ها، نظامیان ناتو و اداره کابل هیچگاه به گونه واقعی نشر نمی شد.

چنانچه باب کراولی، از مشاورین پیشین نظامیان امریکایی، می گوید : آمار و جزئیات به هدف اینکه تصویر بهتری از اوضاع جنگ ارائه شود، تغییر داده می شد. او می گوید : نظرسنجی ها کاملا غیر قابل اتکا بود، اما نتایج آن ها با این هدف منتشر می شد که احساس کنیم هر کاری می کنیم درست است.

دولت های امریکا همواره تقویت نیروهای نظامی اداره کابل را بر سر زبان داشته اند و چنین نشان داده اند گویا ایستاده نمودن ارگان های امنیتی رژیم کابل بر پای خود، از اهداف عمده حضور آن ها در افغانستان است. اما اسناد واشنگتن پوست حکایت متضادی دارد. به گفته این روزنامه : واشنگتن نیروی نظامی افغانستان را ضعیف، ناتوان و مملو از فراری ها می دانسته و معتقد بوده که فرماندهان ارتش افغانستان با آمارسازی، پول‌ های هنگفتی به جیب می‌ زنند.

مقامات امریکایی در جریان مصاحبه های خود نیروهای اردو و پولیس اداره کابل را به القاب زشت و اهانت آمیز یاد کرده اند. به گفته یکی از افسران امریکایی : ثلث نیروهایی که جذب پولیس افغانستان شده‌اند «یا معتاد هستند و یا هم عضو طالبان». افسر دیگر امریکایی آن ها را «احمق‌ های دزد» خطاب می کند که جز دزدیدن تیل دیگر هنری ندارند. همچنان یک مقام ارشد دولتی گفته است : این تصور ما، که ارتش توانمندی را در افغانستان ایجاد می توانیم، احمقانه بود.

مقامات امریکایی در مصاحبه های شان پذیرفته اند که تهاجم آن ها بر افغانستان بار دیگر بازار تولید مواد مخدر در افغانستانرا گرم ساخت (بازاری که در زمان طالبان محو شده بود). داگلاس لوت، نماینده کاخ سفید در امور افغانستان در سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳، می گوید : «ما اعلام کردیم که هدف ما ایجاد یک «اقتصاد شکوفای بازار» است. اما با خودم فکر می‌کردم که باید مشخصا می‌گفتیم «بازار شکوفای مواد مخدر». چون این تنها بازاری بود که پس از آمدن ما در افغانستان رونق گرفت.

درس های آموخته شده و اسناد پینتاگون :

بعضی ها این اسناد را به اسناد جنگ ویتنام مقایسه می کنند، که به اسناد پینتاگون (Pentagon Papers) یاد می شود. اسناد پینتاگون از سوی دانیل السبرگ (Daniel Ellsberg) در سال ۱۹۷۱ در نیویارک تایمز، واشنگتن پوست و دیگر روزنامه هایی امریکایی منتشر شده بود. آن شامل هفت هزار اسنادی بود که نشان می داد مقامات امریکایی دران جنگ طولانی و ویرانگر نیز حقایق را از مردم خود پنهان داشته اند.

قابل ذکر است که امریکا در دهه شصت و هفتاد میلادی در جنگ ویتنام نیز با شکست ذلت آمیزی رو برو شده بود. گفته می شود که دران جنگ بیش از ۶۰ هزار امریکایی کشته و ۳ صد هزار نفر دیگر امریکایی زخمی شده بودند.

واشنگتن ‌پوست می نویسد : مقامات امریکایی در ابتدای جنگ کنونی، همواره مقایسه جنگ افغانستان با ویتنام را به تمسخر می‌گرفتند و قاطعانه به خبرنگاران می‌گفتند که امریکا قطعا در افغانستان پیروز می‌ شود. با این وجود، با طولانی شدن جنگ، هراس از تبدیلی افغانستان به ویتنامی دیگر، درمیان مقامات امریکایی شیوع یافته است.

روزنامه می گوید : مقامات ارشد پینتاگون گزارش های را از اوضاع ناگوار جنگ افغانستان دریافت می کرد، اما آن را از نگاه مردم امریکا پنهان می داشت و تصویر دیگری را ترسیم می کرد. آن ها در سخنرانی های شان به اتفاق همدیگر همواره از «پیشرفت» حرف می زدند. در حالیکه تلفات امریکایی ها روز بروز افزایش می یافت.

باب کراولی، مشاور پیشین نیروهای امریکایی، می گوید : در مقر ارتش امریکا در کابل، به ندرت از واقعیت استقبال می ‌شود».

واشنگتن پوست می گوید که «جنگ هجده ساله امریکا تا هنوز ۱۵۷ هزار قربانی گرفته است. ۲۳۰۰ نظامیان امریکایی، ۳۸۱۴ قراردادی های امریکایی و ۱۱۴۵ عساکر ناتو و ائتلافی درین جنگ کشته شده اند». در حالیکه آمار واقعی یقینا ازین هم بالاتر است.

 

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د