شعـــــرونه

آیا ویروس کورونا عذابی برای کافران و رحمتی برای مسلمانان است؟

ویا ابتلای بزرگ الهی برای همگان میباشد ؟

شاعر: محمد عزیز عزیزی

بشردر چالش یک ذرۀ ناچیــزو نادانــی
فرو افتاده اندرحشت و تشویش وحیرانی

بلای خانمان سوزی که از چین سر برآورده
رسیده تا باقصای جهــان چون باد وطوفانی

عجیب است عسکری با دست خالی درهمه عالم
نمی گرددحریفش بمب وتوپ وتانگ وهــــاوانی

ندارد امنیت انسان به پهنای همه عالم
نه درهرکشورو یا کوچۀ شهرو خیابانی

هجوم آرد اگر برلشکرِِ رزمنده وچالاک
نمــاید تار ومارآنرا بدشت ویا بیـــابانی

همین یک ذرۀ بی وزن وبیمقدارو نامرئی
سلاطین جهـان را یک بیک بنموده زندانی

نمائی از قیامت را بچشم خود توان دیدن
خلایق گشته سرگردان بهرصحرا ومیدانی

برادر ازبرادر، خواهـــر ویا والــدینِ ازهم
گریزان میشوند از ترس وتشویش وپریشانی

رسد ازهر کسی در هر کجا فریاد وانفسی
بلند است هر کجا آواز مرگ ومیر انسانی

صدای شیون وفــریاد نسل آدمی با لاست
به پنهای زمین از شش جهت تا فوق کیهانی

زاول ادعا کردند ، این میکروب آدمکش
زخفاش آمده بیرون ویا سوسماروحیوانی

وبعد گفتند که این جنگ بیولوژیک امریکاست
که تا درسی دهد چین را بمثل ملک جاپانی

زآنسوی دگر آواز امریکا ویــوروپ است
که چین باشد اساس این بلا وخانــه ویرانی

هنوزهیچکس نمیداند که این عفریت آدمکش
چطور کرده ظهور واز کجا ؟مخفی و پنهانی

نداند کس ، چطور این ذرۀ نا قابل وناچیز
مُسخّـَر کرده است پنج براعظم رابآسانی

زخلق چین وامریکا ویوروب کشته ها بیحد
هــزاران تن شدند نابود ازاعراب وایرانی

یکی گوید که این باشد عذاب سخت برکفار
وسرتاپا بود رحمت برای هــــر مسلمانی

وجمعی ساده لوحان مسلمان نیز هم گفتند
مسلمان در امان باشد نبیند هیچ نقصانی

خدا ناباورانِ سکولار ودین ستیزان هـــم
جفنگ وسفسطه ازحد فزون کردند ارزانی

تمسخر برمسلمانان وآیات خدا کردند
بچسپاندند بگفتار پیامبر کذب و بُهتانی

زتاویلات شرک آلود وکفر آمیزخود بسیار
بیان کردند بگفتـــار وبه نوشتاِر فــــراوانی

بسی از بندگانِ ثروت وشهرت به گستاخی
اهـــانت برحدیث کردند وبرآیات قــــرآنی

تمام داکترانِ کل عالـــم گشته مستاصـــل
نیافتند تا کنون براین مرض دارو ودرمانی

وحتی هم طبیبانی که حاذق بوده اند درطب
به تیـــغ تیزاین قاتل بسی گشتند قـــربانی

سوالات زیادی ذهن من را کرده بود مشغول
به دل گفتم جواب این سوالاتم نمی دانی ؟

چرا ابنای آدم مضطرب درمانده حیرانند؟
چرا خلق خدا افتـــاده در گرداب طوفانی ؟

چرا شاهان و اربابان قدرت هر یکی حالا
ندارند افتخار بر تاج وتخت وقصر سلطانی؟

چرا آنانکه باناز وتنعـــم زندگی داشتند ؟
همه درمانده وبیچاره اند با رنگ زعفرانی

چرا این صاحبان اسم ورسم وزور وزراکنون
اسیر این بلا گشتند ندارند شــــوکت وشــانی ؟

چرا خلقی که دسترخوان آنها پرزنعمت بود
کنــون محتاج میباشند به آب ولقمــــۀ نانی ؟

چرا هم مسلمین اندر بلاد شان گرفتــــارند
بهر سو میتوان دید خلق را با چشم گریانی

چرا هم شیخ وبرنا ،طفل بی آزارومعصومی
بچنـــگال هیـــولا گشته اند زنجیــر وزولانی

سوالات زیادی خاطرم را کرده بود مشغول
اگر می گفتمش آنرا نبــــودی ختم و پایانی

ندا آمـــد بگـــوشم ازدل سرگشته ونالان
بیا بشنو حدیث من مخوان بیش این رجزخوانی !

ندیدی در جهان از دست شاهان وستمگاران
فساد وجنگ وخونریزی، تبهکاری وویرانی

ندیدی تو به بنگاه ملل پنچ قدرت یاغی
چوگرگان میکنند از بهر دنیا کارچوپانی

ندیدی دربلاد مسلمـــین تو پیشـــوایان را
که سفاک اند ودیکتاتورویا مثل سفیهانی؟

ندیدی توبـدربـار ســـلاطین ستـــم گستر
که اهل علم مصروف اند برمدح وثناخوانی ؟

ندیدی درجهان سرمایه های بیحسابی را
که غارت میکنند مشتِ تبهکاران ودزدانی ؟

ندیدی ملت مظلوم ودر بنــــد فلسطین را
فروکردست صیهون برتن آن چنگ ودندانی؟

ندیدی ظلم در بغداد وشام مصر ولیبی را
که تاریخ کم بیاد دارد به ادوار وبه دستانی

ندیدی قتل عام مسلمین برمه وچین را
برای قتل آنهــــا زنده گشته هتلر ثانی ؟

ندیدی حال زار مسلمین هند وکشمیر را
بسوزند خانهای شان به آتشهای غلیانی

ندیدی آدمی آلوده کرده این هوای صاف
زرحمت برزمین ناید دگر هم آب وبارانی

ندیدی بس فســـاد ازدست آدم اندرین گیتی
نباشد در دل او رحم وشفقت زنده وجـدانی

بلی انسان شده یاغی بروی کرۀ خاکی
نمی باشد مطیع خالق ویا امر یزدانی

خداوند ابتلای خود بانسانها فرود آورد
درین ایام و هرعصروبهرتاریخ و دورانی

نباشد هیچکش زین امتحان سخت مستثنی
چه کافــز یا مسلمان ومنـــافق آدم جـــانی

خدا یک ذرۀ ناچیز خلق خویش فرمان داد
که باید آدمی را در مقـــــام او تو بنشانی

خدا بر کافـران وملحدان هم ابتــــــلا آورد
که رو آرند بدرگاهش باستدلال و برهانی

خداوند قدرت خود را نشان داد بر بنی آدم
که با هر زور وزرباشند به نزد او ضعیفانی

خداوند مسلمین را هم بدینسان مبتلا فرمود
که باز گردند بسوی او ، کنند تجدید ایمانی

الهی ابتلای تو بود مشکل باین مخلــوق
نداریم طاقت این امتحانت را خودت دانی

الهی توبه کردیم رو بدرگاه تو آوردیـــم
امید داریم زدربارت که سائل را نرنجانی

الهـــی ! این کورونا قاتل اولاد آدم را
زعالم دورکن دراین بهار وماه نیسانی

خدایا دورگردان این بلارا از همه عالم
«عزیزی» از تو میخواهد که ذات حی وسبحانی

پایان

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x