نظــر

دو استيلا دو ميثاق دو انسحاب

عبدالغفار سربڼ

فرانسه كشور انقلاب كبير ، بيرقدار ارمانهاي “آزادي برابري وبرادري” هوادار حقوق آدم ،باپر رويي هندوچين و ويتام را مورد هجوم قرار داد وانرا اشغال كرد  .تا سال هاي شصت با قساوت بيمانند هرچه ادم وزنده جان بود كشت وبه بند بست اما نه مقاومت  براي ازادي سركوب شد ونه هم خود آب به راحت نوشيد كار به جايي كشيد كه نه از لحاظ مالي ونظامي توان دوام اشغال را داشت ونه هم فرانسوي هاي زن باره وميخواره و گوشت  خواره حاضر بود با ويتنامي هاي بيكاره و بيخانه و آواره به قيمت جان بجنگد  پس طَي گفتگو هاي پنهاني ميان فرانسوي ها و امريكايي هاي پروژه هندوچين ودوسيه ويتنام ولاوس وكمپوچيا نميدانم دربدل چند وچي به امريكا شريك ديگر ناتو فروخته شد.

طوري كه معلوم است امريكا  هم اسلحه قاتل تر كشتارِ جمعي در اختيار دارد وهم منابع مالي غيرمحدود در دسترس دارد وهم كاوباي هاي ماجراجوي بيرحم وآدم كش فراوان دارد بنااً ساليان متمادي  با قساوت ِتمام به كمك اسلحه بيولوژيك وكيمياوي ميليونها ويتنامي وكمپوچي ولاوسي قتل عام گرديدند مثلا زيرنام صبحانه يا ناشتا بدون اعلان قبلي صبح زود  صد ها طياره ب٥٢ دومليون تن بم بر سر پنوم پن پايتخت كمپوچيا ريختاندند تمام شهر به ويرانه بدل گشت .در لاوس و ويتنام اين قساوت به مراتب بيشتر بود.

ولي چون باور به ازادي اگر قويتر از قساوت اهريمن باشد  ،ويك قوم خود بخواهد بندگي بنده را نه پذيرد، انگاه هيچ ديو وهيچ فرعوني جلو ازادي را گرفته نميتواند  .انگاه همين پهلوانان قلدر وكاوباي در پاريس تن به مفاهمه ومعاهده دادند وپس از پنج سال بلي پنج سال مذاكرات سخت وبعضا نا اميد كننده  با شرمساري عقب نشيني كردند. وقتي از نماينده امريكا پرسيدند كه چرا اين مذاكرات اينقدر طولاني شد  درجواب گفت :كه اين نماينده  ويتنام آنقدر هوشيار است كه در جريان مذاكره به مهارت ميتواند يك يخچال بي كيفيت وكهنه روسي را در ألاسكا ي امريكا در فصل زمستان زير درجه حرارت منفي چهل گراد  بالاي يك امريكايي به فروش برساند  .قرارداد امضا وأجرا شد وروي سفيد اشغال گران سياه نه شد.

دو ديگر:
غول سرخ وغول سفيد در كشمكش بودند وكمافي سابق برسر تقسيم جهان در مسابقه و جنگ سرد ملل فقير دنيا را به  به بهانه اي دوطرز فكر باطل يعني كمونيسم وليبراليسم به جان هم انداخته بودند و با اسلحه وپول انها هر يك ازين كشورها باهم كشمكش داشتند ولي در كشوري افغانستان رقابت انها رنگ ديگربه خود گرفت .غول سفيد بازي را طوري مديريت كرد كه ديو سرخ مجبور شد به عوض دستان دراز خويش ووسايل مالي  خود دست به تجاوز وهجوم بزند  ودر يكي از روز ها بالاي يكي از كشورهاي كه درجمله اولين كشورهاي بود كه اين ديو را به رسميت شناخته بود ومهم تر اينكه هردو كشور  روس و افغانستان قرارداد عدم تجاوز ومداخله وحسن همجواري وحتي دفاع جمعي را از روز تاسيس حاكميت بأهم داشتند،  حمله كرده و حكومت دست نشانده ومزدور را بنا نهاد  .خاتمه اين تجاوز نظامي ثبت تاريخ است وبا رسوايي تاريخي روس وتجزيه امپراتوري نيم جهاني ان  پايان يافت.
مضحكه تاريخ بشري بخش دوم اين داستان المناك است.

ديو سفيد ناتو امريكا كه روس را به دام انداخته بود در يكي از روزها  بدون انكه از تجربه روس پند ودرس عبرتي بگيرد با عين سناريو وبا يكي از بهانه هاي كه تنها احمق ها به ان باور كردند وهشياران انرا وسيله اي جديد كسب ثروت ساختند ، به همان عمل دست زد و با هجوم نظامي كشوري راكه تا حال هيچ امپراتوري دران حكومت نتوانسته است اشغال كرد وبا همان كتابچه يادداشت روسي فرقه هاي مزدور وفرصت طلب وآدم كش را  بر اريكه اي قدرت نشاند و كوشيد تا اولين بار براي جهانيان به إثبات برساند كه افغانستان نمي تواند از حيطه اي قدرت ناتو  مستثنا باشد وانچه در تمام دنيا تجربه ميشود درين كشور جنگزده وويرانه ومحتاج نيز با نسخه امريكايي به تفريحگاه كاوباي هاي امريكايي وثروتمندان ديگر تبديل شود ولي اين پلان بلند پروازانه از همان اول محكوم به ناكامي بود اول به همان بهانه اي كه اين ٥٠ كشور هجوم اورده بودند هيچكس باور نداشت هيچ جنگجويي از سرسختي مردم سربه كف افغان خبر نداشت وفقط در ميدان كشتار از شدت اين جنگ فهميدند واينكه كساني راكه سرنگون كردنديعني امارت بر خلاف انها هيچ دستاويزي وهيچ ثبوتي در اختيار اشغالگران نه بود وسوم اينكه مزدوران ومتحدين داخلي  امريكا اوباش ترين بد عهد ترين وبي كفايت ترين افرادي بودند كه مانند انها در هيچ جايي دنيا وتاريخ سراغ كرده نميشد اينها دوستان بد تر از دشمنان بودند . (دوستم بقاياي مسعود ورباني وسياف و محقق وخليلي ومجددي وگيلاني ونعش ظاهر شاه زن باره و چند تا چپي پدر مرده).

بهر حال بيست سال تمام به بركت اين  گروه ها چهره وآبروي غرب وديموكراسي وليبراليسم  وايين شان و به هرزه ترين چيز تبديل شد و اعتبار سه صد ساله سيكولاريسم وپرچمداران ان به كثافت الوده شد  .هيچ قومي آرزو ندارد  و نه خواهد كرد كه غرب براي شان دولت واداره بسازد واصلا كسي جرأت شراكت و هم پيماني با ايشان را ندارد چون عهدشكن ترين اقوامِ گيتي زير سيستم ديموكراسي زندگي ميكنند  . بلي زمان نمي ايستد آنقدر اشغالگران از دست مصارف نظامي و ضايعات انساني به فغان نه رسيده اند كه از بي ابرويي وناكامي خود . ناگزير آنقدر مانده شدند كه خود با ان كساني كه ميگفتند نبايد اسير گرفته شوند حاضر به مذاكره شدند  صد ها هزار را كشتند وبيشتر از صد هزا را زنداني ساختند وده ها هزار را زخمي كردند ولي انچه بدست اوردند بد نامي ويك حكومتي كه براي انتخاب ان از سي وپنج مليون انسان يك مليون رأي داده اند كه بايد ميان بيست وهفت كانديد رياست جمهوري تقسيم شود واينكه ده درصد مردم اب صحي براي نوشيدن ندارند از كارنامه هاي اين بدكاران ميتوان ده ها هزار صفحه نوشت…

بلاخره با واسطه هاي كشورهاي ديگر وبا رشوه ها وبا زاري از نمايندگان برحق استقلال افغانستان تقاضاي وخواهش مذاكره كردند.

همه ميدانند كه حالا قرارداد خروج نظاميان كشور گشايان مغرور امضا شده  وفرار شان ناگزير است واين اشغال نيز جز تاريخ خواهد شد ولي كس نميداند كه اين مذاكرات به چه سختي پيشبرده شده است در مذاكرات ويتنام امريكا دنيا به دو اردوگاه تقسيم شده بود نيم دنيا از ويتنام طرفداري ميكرد . در زمان خروج روس از كشور نيز بيشتر ازنيم جهان هوادار مردم ما بود همه از داعيه ما حمايت ميكردند  هم با پول هم با اسلحه، ولي اكنون تمام دنيا يك طرف ومردم ما طرف ديگر جنگ .جز الله هيچ مدد كاري نداشتيم و نداريم وضع مالي وتجهيزات طالبان بسيار بد تر از زمان جهاد عليه روس است بناا اين ميثاق و كاميابي به بسيار سختي حاصل شده است.

از نگاه من وادار ساختن ناتو به خروج از كشور  يكي ازدشوار ترين كار هاي است كه جز به إذن الله وكمك وي ميسر نيست.

شبيه به ان است كه اژدهاي يا ديوي شما را به زنجير چنان بسته باشد كه نه غذا خورده بتوانيد ونه نفس كشيده بتوانيد ونه هم به بيت الخلاء رفته بتوانيد خلاصه از هر حركت ضروري حياتي محروم باشيد و زنجير ها را با قفل بزرگي بهم بافته باشند ولي كليد قفل را اژدها در دهان خود جا داده باشد پس براي باز كردن قفل وزنجير ها بايد شما دست در دهان ديو ويا اژدها ببريد كه برابر است با مرگ ولي از جانب ديگر چاره اي نداريد جز اوردن كليد از دهان وي بلي مردم افغانستان كليد ختم اشغال را از دهان اژدها بيرون اوردند وبه زودي قفل وزنجيرها تماماً باز خواهند شد. ان شا الله

اين نوشته را فرداي إمضاي ميثاق دوحه نگاشته بودم ولي اكنون اقبال چاپ خواهد يافت.

 

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x