لیکنېنظــر

چرا ادارهٔ کابل در مسیر صلح سنگ می‌اندازد؟

ابو صهیب حقانی

چندیست ادارهٔ کابل طبق عادت همیشگی خود دوباره امیدهای ملت در مسیر صلح و آغاز گفتگوهای بین‌الافغانی را به یاس و نومیدی تبدیل کرده است، گویا بطور قطع ادارهٔ کابل کمر بسته است هر چه که از صلح باشد به نحوی از انحاء، تشویه، جعل و تخریب کند، نگذارد ملت به آرزوی دیرینهٔ خویش نایل شود و از خون‌ریزی و کشتار در افغانستان جلوگیری به عمل آید، برای ادارهٔ کابل و بالخصوص حلقهٔ خاص ارگ این روزها نه جانِ عساکر اجیر و بیچاره اهمیت دارد که به هر تعداد کشته شوند، نه عزت و حیثیت افغان‌ها مهم است که به هر حجم و اعتبار پایمال گردد، نه آیندهٔ افغانستان ارزش دارد که تا کجا به جای رفتن در مسیر صلح، در گودال تاریک جنگ به کام مرگ فرو رود؛ بلکه برای ارگ مهم فریاد کشیدن‌های اشرفغنی از روی شکم سیر، و استفاده‌های غیر سیستماتیک و آلوده به فساد افراد بلند رتبه اوست که به هر گونه که می‌خواهند تا می‌توانند حیف و میل نموده، چور و چپاول کرده و به یغما ببرند.

شاید هیچ وقت افغانستان چنین بی سر و صاحب نشده بود مثلیکه اکنون در دوران حکم‌روایی پر وحشت و دهشت اشرفغنی شده، هیچ وقت ارزشهای اسلامی، ملی و افغانی تا این حد مورد تمسخر، و دستمایهٔ پوزخند دوست و دشمن قرار نگرفته بود مثلیکه اکنون شده، تا این حد لجام گسیختگی اخلاقی را افغان‌ها در فرهنگ خود مشاهده نکرده بود مثلیکه حالا شاهد است، و هیچگاه تا این حد فساد و هنجارشکنی‌های متعدد انسانی رواج نبوده که اکنون از نحوست ادارهٔ فعلی با آنها دست به گریبان است، متاسفانه حاکمانی مثل صاحبانِ فعلی ارگ، لیاقت بردن نام مسلمانی و افغانی را بر خود ندارند چه رسد به اینکه منحیث حکم‌روا بالای مردم مظلوم افغانستان حکومت کنند.

ادارهٔ کابل با بهانه‌های متعدد و مختلف همواره در مسیر صلح سنگ‌اندازی می‌کند روزی یک بهانه می‌تراشد تا افغان‌ها را از رسیدن به آرامش دور نگهدارد، باری خط‌های سبز و سرخ می‌کشد، باری دست به دامن خارجی‌ها می‌شود، باری فرمان عفو زندانیان صادر می‌کند و هنوز جوهر مهر و امضای رئیس ادارهٔ کابل بر فرمانی خشک نشده که فرمانی دگیر عینا بر خلاف فرمان نخست آن صادر می‌شود، باری با دسیسه‌های استخباراتی خود قصد تخریب پروسهٔ صلح گرفته و حتی در پی حذف فیزیکی دانشمندان، علماء، متنفذین و منادیان مخلص صلح می‌زند، باری مسئله‌ مذاکرات را به آزادی زندانیان خود مشروط می‌کند، گاهی روند رهایی زندانیان مجاهد را به فیصلهٔ مردم مشروط می‌کند، گاهی به فیصلهٔ هم‌پیمانان خارجی خود و … دست به رسانه‌ها شده حجم سنگینی از مواضع ضد و نقیض علیه صلح راه می‌اندازد، تبلیغات منفی می‌کند، قهرمان‌بازی در آورده دست به دامان زن‌ها شده و آنها را وسیلهٔ توقف حرکت صلح‌جویانه می‌کند؛ و خلاصه شب و روز در تلاش تخریب صلح و سنگ‌اندازی در مسیر آنست حالا چرا این کار را می‌کند؛ پُرواضح است که منافع شخصی افراد معدود ارگ، و زد و بند‌ فساد‌های کلان اقتصادی و اخلاقی آنها در دوام چنین نظام ناقص‌الخلقه بوده و بقای خود را در تدوام چند صباح و روز این نظام مریض می‌بینند؛ آنها می‌دانند اگر با عدالت واقعی روبرو شوند، اگر نظام خالص اسلامی حاکم شود، و اگر سیستم پاک و پاسخگو سر قدرت بیاید دست‌های بسیاری از فسادپیشه‌گان و زراندوزانِ فعلی برملا شده و دودمان‌شان سیاه می‌شود.

اینهمه البته در حالی رخ می‌دهد که دوستان خارجی ادارهٔ کابل نیز گویا دگر قصد همکاری بلندمدت با آن را ندارند فقط شب و روز خود را سپری می‌کنند تا فرصتی مناسب پیدا شود و همه به نحوی از انحاء از ادارهٔ کابل دوری، و اعلان برائت می‌کنند؛ اما افسوس و حیف افغان‌ها که در این مابین باید جورِ این ظالمان را با درد بکشند، رنج احساس کرده و زحمت و ظلم ببینند تا وقتیکه افراد ارگ بر شانه‌های خستهٔ ملت مظلوم سوار است؛ و لکن این ابرهای ظلم و وحشت که اشرفغنی بر مردم و مظلومین کشور درست کرده و فضای اختناق که به وجود آورده ان‌شاءالله دیر نخواهد پائید و ملت عزیز افغان با بیدراری و هوشیاری، دست به دست هم داده و با آرمانگرایی و یکپارچگی در کنار فرزندان غیور و مجاهدشان خواهند ایستاد و داعیهٔ برحق و صلح‌جویانهٔ طالبان و مجاهدین را بالاخره بر عملکرد جنگ‌افروزانهٔ ادارهٔ کابل ترجیح داده و جهان نیز به خواستهٔ مشترک ملت و مبارزین واقعی افغان پی خواهند برد و اگر خدا خواسته باشد خیلی زود افغان‌های دلسوز در کنار هم جمع شده و افغانستان عزیز و واحد و اسلامی را به ارمغان خواهند آورد.

امریکایی‌ها اگر دانسته در سنگ‌اندازی‌های ادارهٔ کابل دخیل هستند (که چندان بعید هم نیست) یا ندانسته با سکوت و پشت پرده آجندای ادارهٔ فاسد کابل را مورد تشویق و حمایت خویش قرار می‌دهند باید تا حالا دانسته باشند که در افغانستان سیاست زور و تزویر چلش نداشته و باید با واقعیت‌های این کشور کنار آمده و به نفع هر دو کشور (هم امریکا و هم افغانستان) است که مطابق پیمان دوحه تمام مواد اجرایی آن را طبق زمان‌بندی که متعهد شده‌اند به پیش برده و از حمایت مستقیم و یا غیر مستقیم ادارهٔ فاسد و منفور فعلی دیر یا زود دست کشیده و به افغان‌ها فرصت انتخاب داده و بگذارند افغان‌ها خود سرنوشت کشور خود را با عزت و استقلال تمام به دست بگیرند.

به امید روزهای سرشار از آرامش و خوشی.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest

0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx