نظــر

آيين قهرمان پرستي ارباب الأنواع پهلوان پرستي

عبدالغفار سربڼ

گروه هاي انساني از قديم محسور ومجذوب آيين قهرمان پروري و حتي پرستش انها بوده و با وجود فاني بودن انها از ين خرافة دست بر نمي بردارند به ان عادت كرده اند و رواج فراوان ان مردم اگاه را به شگفت مياورد . گاه گاه تا سرحدجنون شيفته اي ان ميگردند و اين درست در هنگام مصيبت و معركه و افات طبيعي و جنگها ي غارتگرانه خيلي هويدا روشن ديده ميشود. شجاعت و هوشياري و مهارتهاي جنگي پهلوانان و قهرمانان در اقوام گوناگون اين كره خاكي و حقير انها را به ارباب الانواع بدل كرده و چه بسا معبودِ پرستش گردانيده است. رهبران مذهبي نظامي وسياسي نيز در عده اي از اقوام به مقام معبود رسانيده شده اند.

عقلي بودن و نبودن اين عمل را به بخش اخر اين نوشته ميگذارم ، حال بايد ديد كه اين ميراث شوم در كدام اقوام رواج داشته و چه نقشي در برده ساختن يك كس بر كس ديگر، داشته است.

در تهذيب هند و نيز چين باستان سرداران جنگي پيشوايان مذهبي زمام داران زبر دست پهلوانان و قهرمانان نيرومند همه وهمه در مرحله اي معين از حيات خويش به رب النوع بدل ميگشتند . مشكل بزرگتر ميشد زمانيكه كردار وپندار وگفتار هر يك از ايشانرا با افسانه مي اميختند و از ايشان موجودات خارق العادة وكم نظير ميساختند . حاكي ازاينكه ايشان با هفت ديو سياه وهشت ديو سفيد جنگيده وسر هاي شانرا بريده مرده ها را زنده كرده ومريض را شفا داده چهار صد زن داشته وچهار هزار كودك و صدهاهزار لشكر وده ها هزار برده و صد ها صندوق زر وزيور وگنج داشته و با پيل و شير دراميخته و انهارا با يك مشت كشته وغيره افسانه هاي تخيلي كه كم عقل ترين مردم به انها باورمند و هوشياران مجبور ساخته شده اند به ان باوركنند ،بافته وپرداخته شده اند. براي تبليغ وترويج اين باطل شعرا ومديران ماموران كاركشته ومفتخوار را هم ميگماشتند .يقينا علت اين باور و گمان كه ايشان قادر به انچيز اند كه مردم عام قادر نيستند، در ترس و رعب ازين ادم هاي فوق العادةنهفته بود .انگاه كه اين باور به يك ايمان جمعي بدل ميگشت مردم آنقدر از خود رب النوع نمي ترسيدند كه از باور جمعي واز دستگاه ان . برهمن هاي پهلوان همه قهرمان و مقدس ومعبود اند كه يا خود توانايي هاي مفيد ونعمت زا دارد بلكه قادر است كه رب النوع بزرگتر را به سخاوت نسبت به مردم تشويق كرده مهربان سازد. مونش (روحاني) بودايي وچيني كاملا به همين گونه پنداشته وپرداخته وپرستش ميشود.

جنگاوري وتمام ان خصلتهاي راكه براي ارباب الانواع هندو و چيني بر شمرديم در فراعنه اي مصر مشاهده كرده ميتوان . تمام قصه موسي عليه السلام ومحاوره ومجادله وپيروزي بني اسراييل بر فرعون دليل بر موجوديت همين رواج وتهذيب در مصر باستان ميباشد . هر يك ازين ادم نما هاي رب النوع خودرا فرمانروي تكتاز ،پهلوان وقهرمان و رب ميپنداشتند ودستگاه دور ودراز ايجاد كرده بودند كه ادم ها همه بندگان بدون حق واستحقاق براي او ميزستند و ميمردند وهرگاه كه ميخواست ادمي را در پاي آبده اي كه ساخته بودند سر ميبريدند وقرباني ميكردند. مردم را نخبه پرست ساخته بود . نخبه پرستي حالا به صورت ديگر نيز به مشاهده ميرسد .چقدر هنرمندان ودكتران وشاعران واواز خوانان و پيشگامان سپورت قهرمانان ودانشمندان مديران ووزرا وروسا و پيشوايان مذهبي وسياسي را تا سرحد جنون دوست ميدارند وبا پول وحتي خون خود مورد حمايت قرار ميدهند . باور ادم ها به اين نخبه هاي زوال پذير مضحك ودور از انصاف و ظالمانه است وانگاه كي ديگر ستاره ونخبه نيستند و افول ميكنند مهر وباور خودرا از انها ميگيرند ودوستي وپرستش به نفرت بدل ميگردد.

قبل ازين در كلده و اسور زير اداره ِهامورابي و اسورباني پال ،نيز رواج ديگر جز همين ارباب الانواع پرستي حاكم نبود . جايي كه خود بودند خود اورا ميپرستيدند و جايي كه خود حضور نداشتند هزاران بت ومجسمه ها ي انها را تراشيده ميپرستيدند. دستگاهي كه درست شده بود گرداننده اصلي وحشتناك اين رسم و رواج ديني بود آنقدر اين تهذيب را به جبر وجور پيش ميبردند كه صد ها هزار ادم قرباني اين استبداد ستمگر گرديد . بايد تاكيد كرد در تاريخ بشر حكومت ودولت و نظام غير مذهبي وديني اصلا نه گذشته وأناني كه دعوا دارند كه نظام حاكم دموكراسي ليبرال انها از دين ازاد است ادم را به خنده مي اندازد زيرا اين سيكيولريزم و دموكراسي خود دين است همانگونه كه كمونيسم نيز دين است و تمام شاخص ها و رسوم ورواج شبيه يك دين را دارد.لذا اين ادعا ها باطل است.ارزشهاي اخلاقي وحقوقي و قواعد ووجايب در هر حكومتي از دين و باور ها و اجماع جمعيتها ي باورمند به همين دين سرچشمه ميگيرد .

حال نوبت ميرسد به يونان باستان. افسانه حاكي است كه زمين واسمان از تنهايي رنج ميبردند روزي بأهم جفت شدند و دوازده تيتان از انها زاده شد و هريك قهرمان بود .اسمان زمين را از لحاظ جنسي آزار ميداد يكي از پسران پدر را با بريدن اله عقيم ساخت و اسمان به خشم امد ورعد وبرق زايد و نيز پسري به نام زييوس واين شد خداي همه خدا ها نعوذ بالله در جنگ همه رامغلوب ساخت و تمام برادران وپسران خودرا نيرومند وخدايان زير دست ساخت كه هريك اپولون و پرومتيوس اتلس هيراكليس واتن و عده اي ديگر شامل دستگاه او بودند حتي پس از صليبي شدن رگهاي همان قهرمان پرستي و اين خدا گونه ها در غرب ويونان به مشاهده ميرسد .

ترس و جاذبه وآدم پرستي در فارس از همه جا بيشتر رواج داشت تمام شاهنامه كه قهرمان نامه برايش نام مناسباتر ميبود تماما شباهت دارد به افسانه ارباب الانواع يوناني بلكه كاپي يا دقيقتر دزدي ادبي بيش نيست انچه هومر كور در مورد پهلوانان يوناني سروده فردوسي از زبان دهقان ناشناس در باره قهرمانان فارس نقل كرده.تلاش شده با تقليد شاهان فارسي را بزرگ جلوه داده و فردوسي انتقام دارا را از إسكندر مقدوني به عوض ميدان جنگ به روي كاغذ با قلم بگيرد كه درعمل ناكامتر از ميدان جنگ تمام گشت. خير انان راكه افسانه اي يوناني را نميدانند به شمول محمود زابلي تمام مردم را به سادگي ميتوان فريب داد يعني دو جرم را هم زمان انجام دادن : سرقت ادبي ، ومسخ وقلب حكايت تاريخي. خير مكث بر اين كتاب ضخيم كاريست خارج حوصله اين نوشته ولي هر كركتر و پهلوان و قهرمان درين كتاب نيرومند تر ومستقلتر وخداتر از ارباب الانواع رومي وفراعنه و هندي وچيني وغير انها معرفي شده اند فيلم هاي خيالي و فانتزي به مراتب بيشتر به واقعيت نزديك است از حكايات فردوسي . با تاسف ايراني ها فرهنگ لافيدن را دوست دارند پس ناگزير ايشان راراضي ساخته و اين كتاب را لافنامه بنامم بااحترام كامل به ارزش ادبي ان. اگر كاوه وسام نريمان وزال ورستم اسفنديار وجمشيد وشاهپور وده ها تهمتن ديگر در تقليد از ارباب الانواع روم ويونان به درجه فوق ادمي وحتي الهي رسانده ميشوند ،دال بر قهرمان پرستي و بت پرستي است . اتراك واكراد نيز ده ها جنگاور وپهلوان را تا همان درجه الهي بالا برده اند در عرب بلا شبه نيز همين تهذيب و بعدا باور ِ پهلوان پرستي رواج افراطي داشت . شك نيست كه أناني كه براي ارمانهاي نيكي كردار وپندار وگفتار نيك قرباني ميدهند وجانفشاني ميكنند بايد موردتكريم وتحسين قرار بگيرند ولي كار اگر به الهه سازي و پرستش انان كشيد بردگي وبنده گي ادم اغاز ميگردد يعني ادم بر ادم حاكم مطلق گرديده همنوع همنوع خودرا مي پرستد درست در همين حالت دستگاه ظلم أساس وتهداب مي يابد . زماني بود كه بشريت در برابر نوح عليه السلام سركشي كردند و از پرستش الله سرباز زدند و پرستش اصنامي را شروع كردند كه در سنگها مجسم شده بودند وتمثال ارباب الانواع قهرمان شان را با نام هاي ود و سواع و يغوث و يعوق و سرا تراشيده ميپرستيدند نهايت ان گروه در قران عظيم به روشني بيان شده است. يزدان پرستي ويكتا پرستي درست در تقابل با ادم پرستي به امامت إبراهيم خليل الله عليه السلام از جانب الله سبحانه و تعالي به وسيله وحي به مثابه اي صراط المستقيم و هدايت ونعمت براي رهايي ادم نازل گرديد . قوم او نيز همان رواج وسنت نيكان خودرا كه پرستش و عبادت اصنام بود ، با لجاجت و اصرار دوام ميدادند وتا حدي كه قصد سوختاندن اورا كردند وانجام انهارا هم درقران ميتوان خواند . قوم فرعون و رسالت موسي عليه السلام نيز همين داستان را دوام دادند وكاملا در جهالت ادم پرستي وبت پرستي غرق بودند كه هنگاميكه دعوت الهي به دست موسي عليه السلام به فرعون وقومش رسيد وسركشي كردند و قصد قتل بني إسرائيل وموسي و برادرش عليهما السلام را اغاز نهادند ، چنانچه اشكار است خود ولشكرش در نيل غرق گشتند در حاليكه مؤمنان همه نجات يافتند .

بيان اين حكايات براي اين هدف صورت گرفت تا ان كسانيكه ادعا دارند كه ما مسلمانيم و دو شهادت را به زبان مياورد كه اشهد ان لا اله الا لله (گواهي اول) واشهد ان محمد الرسول الله ( گواهي دوم) ، بدين دو شهادت خود وفادار ماند واز شريك ساختن قهرمانان ، پهلوانان ، ارباب الانواع مجسمه هاي وأصنام زنان و مردان قوي وزيبا و جنگ سالاران وامامان وپيشوايان ورهبران و سركرده گان وسلاطين وأمرا وفرمانروايان خود با ذات يكتا با الله الرحمن والرحيم خود رانگهدارند زيرا شريك ساختن با الله بزرگترين ظلم است بر خويشتن .

و مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِن دُونِ الَّلهِ اَنْدَادً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ الَّلهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا اَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ.

واز مردم كسيكه ميگيرد غير از الله همتايان براي الله يكتا ، دوست ميدارند ايشانرا به مانند دوستي نسبت به الله ،در حاليكه ان كسانيكه ايمان اورده اند الله را بيشتر و قوي تر دوست دارند .

كاملا روشن است كه براي رسيدن به الله هيچ كسي ديگر را نه بايد وسيله ويا شريك قرارداد . حتي ماموريت پيامبران عليهم السلام اجمعين جز بشارت ونذارت ورساندن چيز ديگري نيست وهر معجزه وخارق العادة هاي راكه انها در اختيار دارند از جانب الله داده شده است وبه اجازه اوست . هيچ ادمي ان صفات وقدرتي را كه الله دارد خود ندارد مگر اينكه الله به وي ارزاني كرده وبخشيده باشد. بزرگترين گناه انستكه انسان حاجت خودرا از اصنام مزارات وآدم ها بطلبد . تمام قران به اين امر تاكيد دارد كه غير از الله را نه پرستيد و فكر نه كنيد كه مخلوق الله ميتواند شما را به او نزديك كنند بدون اراده وي زيرا خود گويد كه من از رگ قلب شما هم به شما نزديكتر هستم كسي ديگر را وسيله نه سأزيد بلكه خو رو به رو به من رو بياورد . برادران عزيز در كشور ما مردان جان نثار بسيار بوده و براي ازادي كشور و قايم ماندن دين با متانت رزميدند و جان دادند اين ادم ها به فرض الهي لبيك گفتند و در نزد او رزق دارند والله از ايشان و نيز انها از الله راضي هستند .انچه از جانهاي خودرا ومال خود را فدا كردند فقط وجيبه وفريضه خودرا انجام دادند اگر كساني بعد از شهادت شان انهارا تا سرحد پرستش دوست بگيرد نااگاهانه به دام شرك و سرگرداني افتاده است و چه بسي كه تمام ايمان اين قهرمان پرستان برباد رود ولي خود ندانند . نعوذ با لله من شر الشرك و الطغيان .

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest

0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx