آه فلسطین … آه اباخضیر …!

پس از شهادت رقّت انگیز و سوزانده شدن نوجوان فلسطینی “محمد ابوخضیر” به دست یهودی های افراطی یکبار دیگر نگاه های اشک آلود مسالمانان در سرتاسر جهان به ظلم و جنایت های یهودی ها در خاک فلسطین دوخته شدند و آه حسرت آمیز از نهاد همگان برآمد و در این ایام خجستۀ رمضان شریف، کافۀ مسلمانان را جگرخون ساخت.

آه فلسطین!

که غم تو تمامی ندارد، هیچگاه فرزندان تو در امان نیستند، همه جا در هر گوشۀ تو، خطر باشندگانت احساس می شود، جنایت کاران بشری که ظاهرا انسان و در باطن چون گرگ های درنده خوی می مانند بر هیچ کس تو رحم نمی کنند، نه جوان و نوجوان، نه زن و نه مرد، نه خردسال و نه کهنسال و … همه، در ترس و وحشت زندگی می کنند و دست انتقام به جرم ناکرده هردم و هرجا، آنها را تهدید می کند.

آه فلسطین!

که چه رقّت بار است اخباری که در مورد جریانات تو در رسانه ها، بازتاب داده می شوند، اخبار تو اخبار غم یک امت ستمدیده است، اخبار تو اخبار یک زخم کهنه و عمیق است، اخبار تو یادآور روزهای سخت بشری است، اخبار تو اخبار مسلمانانی است که فقط به جرم اسلام و دین، عزت خواهی و استقلال طلبی روزانه تقاص پس می دهند، فرزندان تو فقط به همین جرم، کشته می شوند، سوزانده می شوند، خون سرخ شان ریختانده می شوند، خانه و کاشانۀ شان تخریب و ویرانه می شوند، حق حیات و زندگی با قهر و خشونت از اوشان سلب می شود، به گناه ناکرده و به جرم ثابت نشده اعدام و قتل عام می شوند و ناله و فغان مظلومان و بی کسان تو تا عرش کبریایی الله متعال بلند می روند.

آه اباخضیر!

ای نوجوان سلحشور فلسطینی، ای نماد عزت خواهی و استقلال طلبی، ای نماد مظلومیت و بی گناهی، ای فرزند عزیز اسلام و فلسطین، دست اهریمن، تو را به انتقام گرفت؛ اما سوال اینجاست گناه تو چه بود و کدامین انتقام؟
گناه تو چیست ای فرزند فلسطین که باید قربانی کاری شوی که از انجامش وحشت داری؟
به کدام محکمه محاکمه شدی و کدام قاضی در حق تو چنین فیصلۀ غیرعادلانۀ را حکم نموده است؟

آه اباخضیر!

این دست انتقام، تو را به جرم گناه و آدمکشی نگرفت بلکه تو را به جرم مسلمانی و فلسطینی بودن گرفت، این دست انتقام از تو انتقام نگرفت بلکه این دست انتقام از اسلام و مسلمانان انتقام گرفت، این دست انتقام تنها پدر و مادر و نزدیکانت را غمگین نساخت بلکه این دست انتقام، کل مسلمانان جهان را غمگین و ناراحت نمود.
آه اباخضیر!
تو نه نخستین قربانی راه عزت و آزادی مسلمانان و فلسطینیان هستی و نه آخرین شان، بلکه تو یکی از هزاران در هزار، قربانی اسلام و بیت المقدس شریف هستی، قافلۀ ای که از خیلی وقت ها پیش جریان داتشه و تا زمانه های نا معلوم دیگر شاید جریان داشته باشد …!

 مجمد ابو خضیر!

 از درد و رنج تو حُکّامی که جنایت های طاغوت را نمی بینند و صداهای مظلومانۀ فریاد خواهی تو و امثال تو را نمی شنوند، نمی دانند که چه می کشید؛ اما یقینا فرزندان مسلمین که همانند تو قربانی اهداف شوم و شیطانی دشمنان اسلام می شوند و در عنفوان جوانی داعیۀ حق را لبیک گفته و حیات شان ختم، زندگی شان ناحق نابود، آرزوها و رویاهای زیبای شان به فناء، داغ و غم شان بر قلب پدر و مادرهای شان ماندگار می شوند خیلی زیاد هستند و تو را با تمام وجود حس و لمس می کنند و از فداکاری و قربانی تو به خوبی آگاه هستند؛ این قصۀ غم مسلمانان سر دراز دارد اگر آغازش در فلسطین باشد یقینا دنباله اش در دیگر کشورهای مسلمان نشین، امثال افغانستان، عراق و شام، پاکستان و چچن و … که جوانان و نوجوانان شان در زیر چکمه های ظلم و ستم، نیست و نابود می شوند، ادامه پیدا می کند.

آه فلسطین، آه اباخضیر و آه مسلمان!

 که چه سخت و سنگین است درد تان، چه تاثرآور و ناراحت کننده است غم تان، چه تلخ و ناگوار کننده است دیدن اوضاع تان، چه افسوسناک است دست و پا زدن های خستگی ناپذیر تان، چقدر پایدار است ظلمی که در حق تان رواداشته می شود؛ اما که طبق وعده های تغییر ناپذیر حضرت حق، این سلسلۀ جولان باطل و طاغوت چندان دوام نخواهد آورد و سرانجام روزی این شب تاریک ظلم، جای خود را به روز روشن عدالت خواهد داد و  خون سرخ شما بر تیغ تیز دشمنان پیروز نهایی خواهد شد که در تاریخ بشریت جاویدانه و ماندگار می شود.
به امید روزی که امت اسلام در عزت و سربلندی زندگی کند و تمامی اراضی اشغال شدۀ مسلمین از چنگ طاغوتیان زمان نجات پیدا کرده و کلمۀ حق بر فراز عزت و اقتدار باشد … ان شاء الله
و ماذالک علی الله بعزیز

ابو صهیب حقانی هراتی

د نن ټکی اسیا یوټیوب چېنل
avatar
  ګډون وکړئ  
خبرتیا غوښتل د