شعـــــرونه

گستاخي بر نبي عليه السلام

عبد الغفار سربڼ

افرين بر ان دُرِ يگانه به اندازه اي قطرات باران وريگ صحراها

صلی الله علیه
با حمد شروع گردد گفتارِ پَيَمْبر
مستور نميماند انوارِ پيمْبر
اغاز شود صبحش با ذكرِ الهي
خور شيد كند روشن رخسارِ پَيَمْبر
الحام رسد اينجا از علمِ مُحَمَّد ص
توحيد كند كارا هر كارِ پَيَمْبر
پنهان نمي گردد مضمونِ حقايق
از عرش فرود امد پندارِ پَيَمْبر
مصوون شود هركس از ظلمِ بني نوع
گر نيك به ياد ارد اظهارِ پَيَمْبر
ارسال شده ذاتش از لوحِ مبارك
احسان به ما كرده دادارِ پَيَمْبر
نادان نمي داند مفهوم نبُوّت
تعليم دهد مارا افكارِ پَيَمْبر
با باد روان گشته پيغامِ نياييش
مشهود شده هر جا اثارِ پَيَمْبر
ايمان ببين جانا در كارِ محبّت
سر مشقِ وفا گشتند انصارِ پَيَمْبر
ني زور مدد ارد ني مكرْ به كار ايد
قران فرا گيرند اغيارِ پَيَمْبر
پيغامِ ظفر امد در صبحدمِ هجرت
از صِفْر بِنَا گشته شهكارِ پَيَمْبر
از چوب به پا كردند هر طاقِ مدينه
بي تخت شده بر پا دربارِ پَيَمْبر
كي هوش به كار افتد بي نورِ هدايت
گمراه چه ميفهمد انذارِ پَيَمْبر
ساسان به خون خفته از جبرِ ضلالت
بر خاكِ سيه شاند انكارِ پَيَمْبر
تذوير كشد مارا در دامِ فسون بار
ارام دهد مارا تذكارِ پَيَمْبر
مشهور شود نامش از نورِ نجابت
گردون بشوراند غمخوارِ پَيَمْبر
قربان كند جان را از مهرِ خداوند
خوش خوي رود هر سو خوشدارِ پَيَمْبر
چون نيست دگر مثلش در كارگهِ خلقت
اميد برد هركس ديدارِ پَيَمْبر
بر دشت قدم ماند با عزمِ مناجات
از پاي بكش يارب هر خارِ پَيَمْبر
تسكين دهد اورا هر وحيِ جهاندار
اسان كند انگاه دشوارِ پَيَمْبر
انسان رها كرده از جورِ جهالت
با ديو مه بر يادت پيكارِ پَيَمْبر
هر چيز پرستيدند جزء ذاتِ يگانه
از ياد رود هر دم ايثارِ پَيَمْبر
مخلوق نيازارد محبوبِ رسالت
ايثار كند سر را دلدارِ پَيَمْبر
از راه نميگردند مردانِ دلاور
هم راه اگر باشد هر يارِ پَيَمْبر
تعبير كه ميداند معراجِ مقدس
ان ذات خبر دارد اسرارِ پَيَمْبر
تقرير به ما كرده با سوزِ شناسا
از علم تهي كي شد انبارِ پَيَمْبر
تنبيه كند هركس با خلقِ شكيبا
تقليد سزد مارا كردارِ پَيَمْبر
هر كنجِِ زمين گشته چون باغِ مُعَطر
خوشبوي دهد أصلاً گلزارِ پَيَمْبر
بي علم نمي زيبد دعواي بصيرت
هوشيار برد شايد دستارِ پَيَمْبر
از مرگ نمي ترسد سربازِ برومند
تحسين كند اورا انظارِ پَيَمْبر

بر دون مه گير خورده كاو راز نمي داند
مصدوم شود روزي بيزارِ پَيَمْبر
بسيار بود قدرش در نزدِ خرد مند
با زر نمي سنجند مقدارِ پَيَمْبر
توهين نمي چسبد بر نورِ مجسّم
نفرين ثمر دارد ازارِ پَيَمْبر
بد نام شود خيلي ان قومِ جفاكار
تحقير به دست ارد غدّارِ پَيَمْبر
با صدق فرستاده چند بيت ، همايون
تا حشر به گوش ايد اخبار پَيَمْبر

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x