نظــر

ماموريت اصلي غني وشركاء

عبدالغفار سربڼ

صاحب نظران كاركشته و استادان خود پسند در كردار و پندار و گفتار مامور وگماشته اي سرشناس ومعلوم الحال سي اي اي و بانك جهاني غني در شگفت اند و يا كم از كم طوري از تعجب انگشت به دهان گرفته اند كه گويا از فهم بسياري كار هاي اين مردكِ نابغه اي خود رو عاجز اند. اينكه راستي نمي دانند يا تجاهل عارفانه پيشه كرده اند الله الاعلم ولي زبان خود غني و جفت او وشريكانش به وضاحت وظيفه إيرا كه اغاز كرده بود بار بار تشريح كرده است . قصه اين ماموريت دراز است و حوصله كوچك ولي مختصر روشنايي بر كردار او سبب شناخت بيشتر ميگردد . حد اقل از تعجب عده اي حيران كاسته خواهد شد اگر نفع ديگر نداشته باشد. او خود بدون شرم ميگويد كه وظيفه امنيت غرب ومتحدين انرا اداره او انجام ميدهد

در برابر هر يك سر باز ناتو بيست سرباز او كشته ميشوند تا غرب ارام باشد .

نابغه بعد از فراغت به كار ظاهرا تحقيق مشغول شد ولي ماموريت اصلي در جاي ديگر بود و ان وقتي معلوم شد كه حوادث كودتاي داود به وقوع پيوست. در گير ودار جنگ سرد وپس از كودتاي خلقي ثور ماموريت ثنوي و اصلي او بيشتر هويدا شد.

سرويس جهنمي سيا به خدمات او و زلمي خليل زاد و عده اي ديگر اشد ضرورت پيدا كرد و اين گروه در اغاز به تنظيم كمك هاي غرب به مجاهدين گماشته شدند . سخنان انها از وزن بلند در ميان مقامات امريكايي برخوردار بود.

يكي از ماموريتهاي او فريب دادن نجيب بود زير نام انتقال مسالمت اميز قدرت از نجيب به تكنوكراتهاي غربي ومجاهدين . در انوقت او بايد نجيب را مطمئن ميساخت كه امريكا ازين انتقال حمايت ميكند و با شوراي نزار كدام توافق مخفي وضمني ندارد. در حاليكه ميدانست كه سرنوشت نجيب همان روزي تعين شد كه روس با رباني و غرب تصميم گرفته بودند كه قدرت بايد به دوستان روس وإيران و غرب سپرده شود. البته اين ماموريت را تا قتل نجيب دوام داد.

زماني هم مامور عالي رتبه بانك جهاني بود . تا حال هيچ كسي جايگاه بلند را درين بانك اشغال نه كرده است مگر اينكه مامور ويا همكار يكي از سازمانهاي جاسوسي امريكا وشركاء نه بوده باشد.

تا اين جاي ماموريت او كدام اثر دراز مدت و وحشتناك بر كشور و مردم ان نه داشت. درست زماني كه به طور مستقيم در اداره افغانستان دسترسي پيدا كرد مصايب ما شروع شد.

برنامه ايراكه برايش داده بودند ميتوان به صورت اتي شماره بندي كرد:
امريكا مطابق به مشوره هاي خليل زاد به صورت علني و اشرف غني بطور ضمني مديريت سياسي و نظامي افغانستان را پيش ميبرد يعني سخنان اين دو و مدت كوتاه جلالي نقش ارزنده در فيصله هاي غرب داشت. ماموريت خليل زاد در اهلي ساختن ودموكرات ساختن خلقي ها و اخواني ها ناكام شد و جز غارت و چور از أموال امداد و دارايي عامه ارمغان ديگر به دنبال نداشت ولي كار زير زميني غني كما كان دوام داشت.

اولين ماموريت غني مشاورت كرزي در ارگ وبازرسي و مشوره دادن به ناتو در تمام امور.

وقتي گند فساد اداري به أوج رسيد نابغه در كابينه چوكي وزارت ماليه را پر كرد. اولين كار او اوردن نظام ليبرال و تقويه اقتصاد بازار ازاد از طريق سرمايه گذاريهاي بانك جهاني با أخذ قرضه هاي بيرحمانه از لحاظ ربح وغيره بانكها شمرده ميشود. اين كردار اقتصادي وابستگي و بردگي كشور را حتمي ميسازد. او درانزمان به كار هاي دست زد كه انچه راكه در اثر إصلاحات اقتصادي سالهاي ١٩٥٣ -١٩٥٦ افغانستان حاصل كرده بود كاملا به ورشكست روبه رو ساخت.

كشور فقير و فاقد سرمايه فقط با اقتصاد مختلط و پلان شده ميتواند از فقر دائمي نجات يابد ولي چشمان اين ليبرال نادان را دالر هاي از امريكا نه برامده كور ساخته بود و فكر ميكرد كمك ها براي باز سازي در ادرس بدون خورد وبرد سرمايه گذاري خواهد شد . خود و شركا انچه راكه امده يا نيامده بود حيف وميل كردند و جز مردم هر مزدور ناتو از اين پولها بهره بردند . وقتي درين ساحه ناكام شد به كار ديگر گماشته شد. اداره اباما با زور بي پيشينه خلاف طالبان جنگيد و حتي سيهزار سرباز تازه نفس به ميدان فرستادند ، انگاه كه اين ترفند كارا نشد با طالبان راه گفتگو را پيش گرفتند و بازگشت قوتها را سر دست گرفتند. نابغه ما براي خدمت اماده شد وبا اعزاز در راس ماموريت جديد كه نام مضحك پروسه انتقال را برايش داده بودند قرار گرفت . او وظيفه داشت كه در بدل بازگشت تدريجي نيروهاي ناتو ماموريت ايشانرا به عساكر افغاني انتقال دهد و اين كار را تا ٢٠١٤ دوام داد.

با يك بوديجه سر سام آور هر قدر عسكر ناتو كم ميشد عسكر وجز تام هاي فوج افغاني را يا تشكيل ميداد ويا انرا جانشين ميكرد .ايجاد گارد خاص و قطعات خاص و كوماندو غيره با درامد هاي چند چند از كارهاي اين نابغه است. غني هر حزب سياسي را كه بود به نام مصلحت ومنفعت ملي فراخواند كه در بدل مزد بلند در پروسه انتقال شريك شوند. هزاران پرچمي وخلقي وشعله اي و اخواني سازايي افغان ملتي دزد و رهزن وكيسه بر و زير دار گريختگي را هم در ادارات ملكي وهم در ادارات نظامي جلب وجذب كرد .غرب از موفقيت عظيم نابغه خود رو سخن سرايي ميكرد . همه راضي ولي مردم ناراضي وخالق ناراضي. زيرا نظام عده بيشتر از فرصت طلبان بي تعهد را دورهم جمع كرد و اين اينده خوب نداشت . هريك ازين دسته تا پول ميرسد به همان رشوة ميسازد ولي وقتي نه رسيد به دزدي مسلحانه دست ميزند .كابل امروز شاهد اين ادعاست.

نابغه در كار خود آنقدر ماهر بود كه همه را شيفته اي اميال خود ساخته بود. كار دولت سازي راكه غرب پيهم لاف انرا ميزد و ناكامي در انرا وجود جنگسالاران قوم پرست در اداره ميدانست اكنون با هوش اين اجير خود دستياب ميدانست. كار غني اين بود كه همه را فريب ميداد : به بهانه حفظ منافع ملي سياف خليلي محقق نور عبدالله رباني چوچه افغان ملتي شعله اي پرچمي خلقي أميني دزد وقاتل و همه را ميگفت كه هر چه ميكنيد پت و دور از ميديا و امريكا بكنيد مقصد انها خبر نه شوند فقط ظاهرا هرچه ميگويم قبول كنيد تا غربي ها از تمويل نظامي و باز سازي دلسرد نه شوند و شما هم از درامد و حق خود محروم نمانيد و اما در خفا تمام كردار هريك انها را به ناتو خبر ميداد و به ناتو ميگفت كه جز من اين گروه هاي متخاصم را كسي اداره كرده نميتواند . يك شياد تمام عيار . در تمام اداره كابل يك كس يافت نميشود كه فريب غني و جفت اورا بار بار نه خورده باشد .

جالب اينكه براي هريك ايشان دام گذاشته بود و چون همه دزديده اند انها را تهديد مالي ميكرد كه اگر به توافق تن در ندهد دارايي او توقيف خواهد شد وغيره. همزمان تلاش كرد كه يك قشر تكنوكرات جوان را كه به هيچ چيزي جز دموكراسي ليبرال غرب معتقد و متعهد نباشد در كشورهاي هند امريكا واروپا غرض تعليم وتربيت بفرستد. اين گروه از هويت ملي وديني و تمام ارزشهاي وطني بي بهره اند. انسان- ماشين .گروهي كه در فوج مشغول اند خيلي قسي القلب وحرفوي ميباشند و فقط براي سركوب مخالفتهاي داخلي تعليم ديده اند. در تمام كشورها اين گروه توسط ناتو اموزش ديده اند ونام خاص را كمايي كرده اند. فريبكاري نابغه تا وقتي دوام كرد كه گروهي از مخالفين به نام حزب اسلامي را نيز به اين قافله همراه ساخت ولي به بسيار زودي به عهدي كه با حكمتيار شده بود خلاف ورزيد. اهسته اهسته مشت او باز ميشد.

درامه اول ودوم انتخاباتي و مضحكه ايجاد حكومت وحدت يا مخالفت ملي و تجربه دموكراسي و افتضاح بين المللي ناتو از جريان دولت وملت سازي وبازسازي و گزارشهاي سيگار از چگونگي حالت حقوق بشر وزنان و مبارزه عليه فساد بلاخره جايگاه تاريخي زمام داري نابغه را تعين كرد.

بيكفايتي اداره كرزي و غني كار را به آنجا رساند كه ناتو با قاطعيت بيشتر پلان انسحاب وبازگشت ابرومندانه عساكر خودرا از افغانستان طرح وتطبيق كند. بدين منظور گماشته قدرتمند ديگر خليل زاد را در راس هيات مذاكراتي برگزيد وبا طالبان روند مذاكرات خروج نيرو هارا شروع و به اتمام رساند . بسيار جاهلانه است اگر تصور شود كه در اينده نزديك تغير و چرخش ومعجزه رخ دهد كه ناتو را يك بار ديگر مجبور به بازگشت در افغانستان بسازد . اينكه انسحاب و خروج كامل اتفاق خواهد افتاد يا خير زمان نشان خواهد داد ولي اشغال به ان پيمانه كه حاكم ارگ را ناتو مقرر كند خواب است ومحال است وجنون. انچه اكنون غني و تيم بدان مشغول اند جزء برنامه است .هر قدم كه غني ميگذارد دال بر دفاع از سنگر هاي ناتوست . او از حاكميت خو دفاع كرده نميتواند زيرا او جز در ارگ وزير چترِ ناتو در تمام كشور خلع قدرت شده است. امر او بالاي هيچ كس نمي چلد انچه را ما از جنگ وتحركات و بيانيه هاي اتشين و تهديد وبمبارد ميبينم از طرف ناتو براي دفاع از اخرين سنگر هاي دموكراسي قلابي انجام مييابد واز طرفي هم سيالان سياسي غني اورا تهديد ميكنند و براي او فقط يك چال باقي مانده كه به تكرار ميگويد كه با من متحد شويد ورنه طالب ميايد و شمارا ميخورد. غرب را هم با همين صورت تهديد ميكند.

طوري كه ديده ميشود غني وظايفي راكه برايش داده بودند قسما انجام داده:
١.هويت ملي وديني را در افغانستان زدودن
٢.ليبراليسم و دموكراسي را منحيث نظام بلامنازع تحميل كردن
٣.ارزش زدايي افغاني
٤.فساد را به أوج رساندو تفنگسالاران را به ان الوده كردن و ازان منحيث نكته ضعف استفاده بردن
٥.اقتصاد بازار ازاد را به بد ترين نمونه اي ان به ناكامي در افغانستان تجربه كردن
٦.قوم گرايي وقبيله گرايي فرقه سازي حزب سازي ونفاق ملي را جاگزين وفاق ملي كردن.
٧.افتراق مذهبي را دامن زدن
٨.تمام گروه ها را به جز طالبان اجير ناتو ساختن
وابستگي كامل مالي تمام احزاب و گروه ها

غني هر كس را چنان اداره ميكند كه هر كس كه شكايت دارد عريضه اي خودرا يا به ميولر امريكايي ويا سفارت امريكا تقديم ميكند نه به روسيه وغيره فقط طالبان در هر حالي عريضه وشكايات خود را به الله ميگذارند.

٩.وظيفه اصلي غني اين بود كه تيم وافواجي را با پول ناتو بسازد كه از ارزشهاي دموكراسي دفاع كند نه ناتو بلا واسطه تا تلفات ناتو به صفر برسد اردو وفوج و انانيكه در بيست سال گذشته پول ناتو را دريافت داشته اند بايد خود توان اين را پيدا كنند كه بدون ناتو ايستادگي كنند . و كار مديريت اين مهم به دوش نابغه ما گذاشته شده بود . اينكه چقدر كشته ميشود حقوق زنها وبشر و رشوة وفساد اداري وبمبارد وبي برقي وبي ابي وبيخانماني واواراگي مهاجرت و بيماري وبيكاري وداعش وده ها مشكل ديگر مشكل غرب ني بلكه مشكل تمام كشورهاي نظير افغانستان است وبه ناتو تا ان حدي مربوط است كه به انها صدمه برساند ورنه هيچ. بناا كار اردوسازي جدي گرفته شد. و اما دفاع مستقلانه ممكن نيست تا حالا ناتو حمايت ميكند نابغه اردو ساخت ولي فراري.

انچه هر روز اتفاق ميافتد ناتو با استفاده از دست داشته هاي خود از اخرين دست اورد هاي معيوب وناقص الخلقه كه خود در ساختن ان نقش داشته دفاع ميكند ولي ناكام. تمام انچه كرزي غني وگروه هاي حاكم طَي بيست سال به هدايت ناتو ساخته اند چنان معيوب و دور ازكمال است كه بدون مداخله طالبان خود به خود فروميپاشد زيرا هيچ دلبستگي ملي ووطني به ان نيست.

١٠.شايد اخرين ماموريت اين مامور باز گشت دادن سلامت نيروهاي ناتو از كشور باشد الله الاعلم. خير اين كار هم قسما صورت گرفته است.

به نظر من چنه زدن هاي غني نه براي دموكراسي است ونه هم براي افغانها بلكه فقط براي حفظ منافع مالي وسياسي كار فرماي او امريكاست. بدين مضمون كه هر قدر غني وشركا بلند تر چنه بزنند همانقدر مردم افغانستان را از طلب غرامات جنگي و مصارف باز سازي خرابه هاي جنگي منصرف خواهد كرد . يعني اردوي اجير آنقدر مردم وطالب بكشد به كمك بمبارد حاميان ناتو كه مردم قبول كنند كه گم شويد دست برداريد از وطن ما نه شما از ما چيزي بخواهيد ونه ما از شما چيزي.

١١.وظيفه بسيار مهم غني اين بود كه براي دنيا نشان دهد كه در افغانستان اختلافات داخلي وقومي وايديولوژيك است و جنگ داخلي است يعني عده اي زياد دموكراسي ميخواهند و اقليت ناچيز نظام اسلامي. اين نا فهم نمي فهمد كه آيا نيروي كه بتواند به اراده الله تمام جهان را به پايداري خود باورمند بسازد ميتواند يك اقليت باشد.ابدا . مرام غرب هم همين بود كه اشغال و خروج را بي اهميت ساخته مقاومت وجهاد را بيمعني معرفي كند ومسوليت را از غرب به خود افغانها بر گرداند . اين نابغه به اين ماموريت تا ابد موفق نخواهد شد زيرا هيچكس حتي خود غربي ها از اشغال و تجاوز منكر نيستند. و اگر با بازي هاي بچه گانه عمر حضور سنبوليك چند تا سرباز ناتو را در افغانستان طولاني سازد براي مزدوران ناتو فايده ندارد زيرا ناتو بر اين صفحه ديگر قمار نميزند.

انچه امدني است ناگزير است و بدون بازگشت. استقلال ديگر طلايه فرستاده است فقط بايد دعا كرد كه خوش ايد. ولي غني و تمام انانيكه امتحان داده اند در اينده سياسي سهم نخواهند داشت اين هم يقيني است.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest

0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx