نظــر

آیا ازین ارتش می توان برای نظام اسلامی کار گرفت؟

حبیبی سمنگانی

اشرف غنی، رئیس اداره کابل چند روز پیش در سخنرانی به افسران اردوی رژیم، به آن‌ها اطمينان داد که بودجه‌ی تمویل، تجهیز و آموزش شما از کانگرس امریکا هم رسما تائید شده‌، و شما نگران آینده‌ی تان نباشید. سپس او در مصاحبه با تلویزیون امریکایی «سی‌ان‌ان» گفت که ما در خط نخست دفاع از امریکا می‌جنگیم، گویا پول‌هایی را که امریکا در افغانستان سرمایه‌گذاری می‌کند، رایگان نیست.
بلی، با گذشت دو دهه، هنوز هم تقریبا تمام بودجه‌ی نظامی رژیم کابل را امریکا می‌پردازد. شاید همگان به‌یاد داشته باشند که اشرف غنی پیش از امضای توافق‌نامه میان طالبان و ايالات‌متحده در مصاحبه‌ای اعتراف کرده‌بود که «دولت او با قطع کمک امریکا، شاید شش ماه هم دوام نیاورد». زیرا این امریکاست که بر علاوه از مصارف نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان، سالانه حدود ۵ ملیارد دالر برای نیروهای رژیم نیز خرج می‌کند. چنانچه به اساس یک گزارش بی‌بی‌سی در فبروری ۲۰۱۹؛ حضور واشنگتن در افغانستان در مجموع سالانه ۴۵ میلیارد دالر برای امریکا هزینه دارد.
اما اکنون که مذاکرات و بحث‌ها در باره‌ی نظام آینده و اسلامی داغ است، سرنوشت و آینده نیروهای رژیم نیز از موضوعات عمده‌ی این گفت‌گوها خواهد بود.
مقامات کابل و حامیان رژیم، نیروهای ۳ صد هزار نفریِ به‌اصطلاح ملی را نیز از دستاوردهای ۱۹ ساله‌ی نظام کنونی و یا جمهوری می‌خوانند. آن‌ها چنان وانمود می‌سازند گویا افغانستان پس از چند دهه، صاحب اردوی منظم شده‌است. صرف نظر از اینکه به اساس راپورهای سیگار، اداره بازرس ویژه امریکا؛ گراف ترک وظیفه و فرار از وظیفه در نیروهای مسلح رژیم با گذشت هر سال بالا می‌رود، که اکنون از ده در صد هم افزایش یافته‌است، یعنی سالانه بیش از ۳۰ هزار افسر و عسکر صفوف رژیم را ترک می‌گویند. و طبعی‌ست که جایی این تعداد بزرگ عساکر، با معیار بسیار پایین و یا بدون کدام معیاری، پُر می‌شود، تا رژیم دست نشانده با کمبود عساکر مواجه نشود.
از این قیاس کنید که اردوی رژیم، بر علاوه از اتکا بر کمک‌های هنگفت مالی و تجهیزاتی امریکا، وجود خود را با چه استانداردهای ناچیز، نگه‌داشته است.
افغانستان در فاصله‌ی یک و نیم دهه‌، صاحب دو مارشال شد. اما تعجب‌آور تنها این نیست که این رتبه‌های مارشالی به دو تن جنایت‌کار و زیردستانِ استعمار داده‌شد، بلکه عجب‌تر اینست که این مارشالان به‌زبان خود بر ناکامی‌شان اعتراف داشته‌اند. بلی، اردوی رژیم با دو مارشال و صدها جنرال ساختگی و فرمایشی، نه تنها بی‌شرمانه و وحشیانه در برابر ملت خود جنگیده، بلکه با حمایت همه‌جانبه و چند صد ملیارد دالری استعمارگران، شکست فاش هم خورده‌است. اما هنوز حامیان رژیم بر بقای اینچنین اردوی شکست‌خورده و مورال باخته، پافشاری دارند.
واقعیت اینست که این اردوی کرایی، در طول ۱۹ سال اصلا وظیفهء حراست از مرزها و دفاع از حریم کشور را به‌دوش نداشته‌است، زیرا مرزها و حریم کشور به‌مجرد آغاز اشغال زیر پاهای کثیف نیروهای خارجی‌ها قرار گرفت، بلکه مسئولیت اصلی این اردو تنها دفاع از رژیم دست‌نشانده و تحمیل‌شده بود. اما امروز پس از گذشت ۱۹ سال، رژیم کابل کنترول ۷۰ در صد خاک کشور را از دست داده و هنوز عقب‌نشینی دارد. ترددی نیست که کاهش عملیات‌ها در یک سال اخیر، فرصت نفس گرفتن را برای این نیروها فراهم کرده‌است، وگرنه با روزگار بدتری مواجه می بودند.
طبعی‌ست که در ابحاث نظام آینده‌ی اسلامی، موضوع کیفیت و کمیت ارتش را نمی‌توان نادیده گرفت. اگرچه جهت طالبان در باره‌ی سرنوشت نیروهای رژیم کنونی به‌وضوح چیزی نگفته‌اند، اما شاید این حقیقت را به‌خوبی درک می‌کنند که نیروهای پرورده‌ی بیگانگان، به‌هدف این ساخته نشده‌است که از کشور خود و یا نظام اسلامی حراست و حفاظت نمایند. همچنان واضح است که طالبان هرگز روادار این نیستند که بودجه‌ی ارتش نظام اسلامی از سوی امریکا و غربی‌ها پرداخته‌‌شود و سپس برای اهداف آنان به‌کار برده شود. پس ناگزیر است که بر گزینه‌های بدیل برای ارتش نظام آینده اسلامی سنجیده شود.
گزینه آسان و بهتر برای نظام آینده‌ی اسلامی این خواهد بود که در ابتدا ارتشی با کمیت پایین اما با کیفیت بالا تشکیل دهد، تا از یکسو به ارزش‌های دینی و منافع ملی خود به تمام معنا متعهد باشند و از سوی دیگر برای تمویل و تجهیز آن، دست طلب به سوی دیگران دراز نشود. نظام اسلامی به ارتشی نیاز دارد که با مفکوره بردگی به نیروهای استعماری نه، بلکه با روحیه حراست از نظام و کشور اسلامی پرورده شده باشد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x