لیکنېنظــر

آنچه تا حال از چگونگی برخورد جوبایدن به دوسیه افغانستان کشف شده است؟

دوکتور محمد عثمان تره کی

تا همین اکنون در دیپلوماسی جدید امریکا در رابطه به دوسیه افغانستان به چند میلان سیاسی دسترسی حاصل شده است :

میلان اول – حکومت نو امریکا بر خلاف حکومت پیشین متمایل به همکاری متحدین ناتو و اتحادیه اروپا پیرامون دوسیه افغانستان است. اعلامیه مشترک چند روز قبل امریکا، ناتو و اروپا که از طالبان مطالبه کاهش خشونت را مینماید، ممثل اتخاذ یک موضع واحد برای رسیدگی به بحران افغانستان تلقی میشود.

میلان دوم – عبارت است از اتخاذ موضع واحد و جدی امریکا و مؤتلفین در مقابل پاکستان :

حکومت نو امریکا برخلاف توقع پاکستان، به  مدت حضور قوای خود  در افغانستان به موافقتنامه دوحه استناد نمیکند. حکومت جوبایدن از قید زمان  برای خروج قوأ صحبت نمی نماید.

مخاطب پیام  امریکا و متحدین که قوای ائتلاف از ماه می سال جاری به بعد افغانستان راترک نمیکند، بیشتر پاکستان است که در کمین استفاده از زمینه خروج قوای خارجی در تلاش دادن استقامت به انکشاف اوضاع سیاسی آینده در کشور همسایه خود است.

پاکستان از اعلام حکومت نو امریکا در رابطه به تجدید نظر بالای موافقتنامه دوحه ابراز نگرانی کرد. عمران خان در اولین فرصت پس از احراز مقام ریاست جمهوری توسط جوبایدن با سرا سیمگی  امریکا را به رعایت مفاد موافقتنامه دوحه فرا خواند.

پاکستان برای ابراز نارضائیتی از موضع نو امریکا و متحدین پس از وقفه چند ماه به تاریخ ۱ فروری ۲۰۲۱   پنجاه راکت را به سوی کنر فیر کرد. ده منزل را ویران نمود.

پاکستان هر باریکه بالای امریکا خشمگین میشود، مردم بیگناه افغانستان را نشانه میگیرد.

مزید بران پاکستان به قصد تدارک افزار فشار بر امریکا زمینه مسافرت هیأت های دیپلوماتیک طالبان را بکشور های رقیب منطقوی امریکا یعنی روسیه و ایران فراهم نمود.

میلان سوم – حکومت جوبایدن در اولین اعلامیه های رسمی در رابطه به جنگ افغانستان، از روسیه در رابطه به اتهام اعطای جایزه به طالبان در بدل کشتن نظامیان امریکائی انتقاد کرد. این در حالی است که حکومت ترمپ دوسیه مربوط این اتهام را حفظ و به آرشیف سپرده بود.

این موضعگیری ستیزه جویانه در برابر روسیه با دیپلوماسی حکومت های اوباما و ترمپ که همیشه تلاش میکردند، به نحوی همکاری روسیه را در قضیه جنگ و صلح افغانستان داشته باشند، منافات دارد.

از قراین بر میاید که حکومت نو امریکا اشتیاق دارد که دوسیه افغانستان را در متن تقابل دو کامپ مخالف یعنی کشور های غربی و پکت شانگای قرار بدهد. طالبان با مسافرت های دیپلوماتیک به روسیه و ایران بصورت ارادی یا غیر ارادی مرز های دیپلوماتیک این تقابل را ترسیم کردند. احتمال اینکه این کشیدگی دیپلوماتیک انگیزه تشدید جنگ نیابتی شود، وجود دارد.

تقابل امریکا با روسیه روی قضیه افغانستان موجب تکرار سناریوی جنگ سوریه در افغانستان میشود. پاکستان را دربست به دامان روسیه میاندازد. متحد پاکستان یعنی چین را بیش از پیش به روسیه نزدیک میکند. امریکا و متحدین را درگیر جنگی با پایان نامعلوم میسازد. امید است رویارويی با روسیه  لا اقل در مورد افغانستان شامل اجندای حکومت نو امریکا نباشد و نهایتاً برداشت ما در زمینه غلط ثابت شود.

دو دهه از جنگی که نه انگیزه آن معلوم است و نه هم هدف آن گذشت. علی الرغم صرف ملیارد ها دالر و تلفات صد ها هزار انسان در دو طرف مخاصمت  به افغان ها معلوم نیست که قوای مهاجم از آنها چه میخواهند. اهداف تعیین شده از جنگ در هاله ابهام قرار دارد : جنگ با افسانه تروریزم آغاز گردید. در لفافه دولت سازی و دیموکراسی پیچانیده شد. از تأمین امنیت جاده های پاریس، لندن و نویارک صحبت گردید. اینهمه در غیاب یک مرجع قانونی و مسئول در افغانستان و در غیاب افغان های متعهد به دفاع منافع ملی.

حکومت جدید امریکا در رابطه به دوسیه افغانستان باید به وضاحت اعلام کند که از ما در بدل چه چیزی  چه میخواهد ؟

امریکا طی بیست سال بیش از صلح روی جنگ سرمایه گذاری کرده است. جنگ، افغانستان را به تباهی کشانده و امریکا و متحدین را از اهداف تعیین شده فاصله داده است. وقت آن رسیده است که روی مجاری صلح کار بیشتر صورت بگیرد. مذاکرات دوحه فرصت طلائی در اختیار طرفین جنگ گذاشته است. امریکا میتواند با استفاده از فرصت بدست آمده اشتباهات گذشته جنگی را با واقعبینی های سیاسی جبران کند :

امریکا و متحدین در بیست سال گذشته از طریق تحریک گروه های جنگی بیرون اتوریته دولت بر ضد دولت توسن مراد را یکه تاز به جلو رانده است. بعد ازین تجربه زمینه ساز جنگ، امریکا و متحدین نباید به هیچ وجهه در تلاش تامین منافع یک جانبه غیر قانونی از طریق پیوند با جزایر قدرت به منظور اِعمال فشار بر حکومتی که بدنبال مذاکرات صلح شکل میگیرد بیافتد. مذاکرات صلح در دوحه باید آغاز متلاشی شدن ائتلاف امریکا با گروه های جنگی باشد.

افغانستان در عبور از جنگ به صلح در آستانه تشکیل یک حکومت  موقتی، مرکزی، ممثل و ملی قرار دارد. برای افغانستان که تقریباً نیم قرن را در جنگ گذرانده است، دریافت یک مخرج مشترک منافع  با قدرت های منطقوی و جهانی ارزش حیاتی دارد. درین میان تعامل با امریکا و اروپا میتواند از اهمیت خاصی بهره مند باشد.

پايان

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest

1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
عبدالروف

نوشتار تان مبهم و هم در بسیاری موارد دور از حقیقت بوده و در بعضی موارد در تناقض قرارد دارد. با این نام دور و دراز تان ٗ لطفآ واقعیت ها را انعکاس و از نوشته های بی مفهوم که سبب تشویش میګردد ٗ خود داری نماید.

Back to top button
1
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx