نظــر

ايا تمام ميثاق ها از حمايت قواعد حقوق بين الدول برخوردارند؟

عبدالغفار سربڼ

مكثي بر  جايگاه حقوقي قرار داد خروج عساكر امريكا – ناتو از افغانستان (ميثاق دوحه)

دانشمندان حقوق بين الدول در ارزيابي قرارداد دوحه در شك و ترديد سرگردان اند و داكتر اگاه روستار تركي نيز اين قرار داد را انگونه كه لازم است قدر واندازه نكرده و خلاف انتظار اين حقير انرا قبل از انكه امريكا و  اداره كابل از اعتبار بياندازد با سبك سري بي اهميت و ناچل گردانيده است.
افسوس كه من هميشه از مواضع علمي اين دانشمند حق بين متاثر بوده ام ولي اين بار از أخيرين مقاله اي او در نن تکي اسيا مايوس و  نادم گشتم اميد اقاي روستار مقالات خود را أولا به فارسي بنويسد وثانياً اگر به زبان پشتو مينويسد انرا به كسي كه با ادب پشتو اشنايي بيشتر داشته باشد نشان دهد تا اصلاح شود زيرا در انها كمبودِ بلاغت وفصاحت فراوان است و نكته دوم اينكه در مورد موضع و ارزيابي اخرين خود بار ديگر دقت كند و شاگردان خودرا نااميد نه سازد.

إستاد محترم وقتي شما صلاحيت خروج عساكر اشغالگر را به اداره نامنهاد انتقالي ميسپاريد  قرار داد دوحه را لغو ميكنيد . چرا اينقدر غفلت ؟

عجیب جراتی دارید؟
“دبهرنیو پوځیانو د ایستلو صلاحیت دی راتلونکې لنډ مهاله حکومت ته وسپارل شې”!؟؟

اینست عنوان شگفت آور نوشته اي شما، آرزو داشتم جايگاه حقوقي اين ارزوي خودرا هم ارايه ميداشتيد بهتر ميبود.
تعجب من بيشتر ميشود وقتي براي اين پيشنهاد خود شما كدام برهان حقوقي بيان نميكنيد  اخر شما كه حقوق غرب را تدريس هم كرده ايد.

اگر گستاخي تلقي نه شود من انرا ارزيابي كلي خواهم كرد:  آيا حكومت انتقالي يا هر نامي كه شمارا خوش ايد بر أساس كدام دساتير و قواعد حقوق ،صلاحيت و داوري در مورد ادامه حضور عساكر تجاوزگر ناتو و شركا را دارد وايا اين در كدام اسناد حقوق بين الدول قابل يافتن وخواندن است لطفا موخذ ارايه دهيد.

تعريف و شناخت شما و تصوير برداشت شما از اين اداره كه گفته ايد چيست . شما ميدانيد كه امارت اسلامي طالبان  صلح را در گرو استقلال ميداند و حقيقتا هم تا نيروهاي خارجي انسحاب نكنند ومداخله انها قطع نه شود هر دولتي كه ساخته شود دست نشانده وأجير انها خواهد بود.

هيچ پوشش حقوقي ايكه شما گمان انرا داريد براي اين دولت وجود ندارد اين اداره حتي از اداره صبغت الله و رباني هم بي صلاحيت تر خواهد بود . آيا دانشمندي به فهم شما فيصله اي حياتي  تعامل با قوتهاي خارجي را به چنين اداره اي ميسپاريد ؟

داستان ان عده اشخاصي كي دور ادور دستر خوان روسيه كمونيست و دموكراسي ليبرال غرب پرسه ميزدند وميزنند دراز و پر از جهل وجنايت است ولي از كسان مثل شما كه خودرا دانشمند متعهد به مصالح ملي و هويت افغاني و ارزشهاي اسلامي ميدانيد اميد اين نيست كه به سياست بازان غدار و فرصت طلب و اجير  اعتماد كنند زيرا اينها تعهد كرده اند كه به هيچ ارزشي متعهد نه باشند مگر به منفعت اني.
همان گونه كه نرخ و قيمت هر چيز روزانه در بازار در تغير است سياست هم براي شان موافق به نرخ روز در بازار در نوسان است و به قولي “گاه در اغوش اين گاه در اغوش ان”!

شايد مقصد شما از افراد شايسته تكنوكراتهاي دموكرات غرب و درس خوانده هاي بيرون مرزي است. اگر ازين گروه حكومت متخصص كه همان تكنوكرات است ساخته شود وباز وجود نيروهاي اجنبي به روا ديد و صلاحيت اين اداره واگذار گردد ، نمونه اين تجارب در عراق وليبيا ومالي…

چندان ثبات و اشتي به بار نياورده است تجربه باطلي بيش نيست.  أولا تعهد اين گروه به اموزگاران خارجي شان بيشتر است به نسبت وفاداريشان به ملت افغان ثانيا اين گروه انقدر در گير اختلافات داخلي وقومي و مذهبي است كه به اتفاق نخواهند رسيد و ثالثا كردار اينها چوكات وحدود قبلا تعين شده را قبول دارند كه اگر به احوال دور  و خارج از همان چوكات مواجه شوند نيروي ابتكار ونرمش وسازش را ندارند.

قانون و حقوق اساسي غرب ويا روس  اهميت آيين مقدس را براي اين گروه دارد و ازين قواعد عدول و انحراف را هرگز نمي پذيرند.

اين تجربه ناكام طَي چهل سال در لابراتوار افغانستان با رهنمايي و هدايت روسي وامريكايي و با هزينه هاي مالي انها و به زور بازوي عساكر قهار اين دو ابر قدرت پيشبرده شد نتيجه باطل بود و چه روس وچه ناتو در كردار خود حتي تا همين اكنون نيز در جستجوي راه حل مواجهه و معامله سرگردان   اند.

مشكل اصلي دانشمندان ما اينست كه اطلاعات تاريخي انها از كشور ناچيز است قطع نظر ازينكه تاريخ مدون كشور ناقص و از هزار يك حادثه نقش قلم خورده وقطع نظر ازينكه مورخين متعهد به هويت ملي نيز نبودند ولي حتي انچه است انرا نيز چندانكه بايد يا نميدانند ويا در تحليل از ياد ميبرند.

دانشمندان حقوق ودولت ميدانند كه تمام دول دنيا بر مبناي حقوق اساسي  بنا يافته اين حقوق نيز از خود سرچشمه و منبع دارد كه انرا اجماع و اتفاق اكثريت يك گروه بزرگ از باشندگان يك سرزمين است در مورد طرز  ونظام اداره ومديريت كشور . اين اتفاق گاهي بدون همه پرسي و به گونه ساكت وخاموش إظهار ميگردد وانرا اجماع مينامند.

اجماع واتفاق بر سر ارزشهاي عمومي كه ايينه تمام نماي اكثريت قاطع مردم يك سرزمين است. ان ارزشهاي كه يك گروه مردم را هويت ميبخشد واز ديگر همسايه ها تفكيك مكند : اين ارزشها در خود داشته هاي زباني ثقافتي وتهذيبي واز همه مهمتر ديني را جمع ميكند.

دولت هاي غربي همه بر اساسِ سيكيولريسم ليبرال وپلوراليسم سياسي بنا نهاده شده كه پس از قرنها استبداد كليسايي و مونارشي با اشتي دادن اين هردو وبا ريفرميسم ديني و دين ستيزي  هنوز كه هنوز است كاتوليسيزم وپروتستانتيزم لوتر منبع ارزشهاي اروپايي وامريكايي شمرده ميشود.

يعني اكثريت به دور  ارزش ديني كلتوري هويتي و اقتصادي جمع امده اند و با جان ومال و اسلحه ازين ارزشها و قواعدي كه اين اجماع را با ارزشهاي ان حفظ كند دفاع ميكنند.  طوري كه ديده ميشود اجماع واتفاق مردم يك سرزمين داراي يك هسته خودكار وپوياست وان باور وايمان است .اگر روزي باور مردم به ارزشها سست يا محو شود اتفاق برهم ميخورد و نظام وسيستم ازهم ميپاشد. اين فورمول در مورد ممالك اسلامي نيز صادق است.

غرب از سه صد  سال تلاش دارد هسته اتفاق واجماع را در كشورهاي اسلامي بمبارد كند و به كمك پول وخدعه ووحشت جنگ  و استحمار واستعمار توانسته است تخم نفاق را بكارد و اتش جنگ را مشتعل نگهدارد و دين وباور به ارزش هاي هويتي را مسخ ومسخره كند.

كشور ما بايد از انچه نفاق را به جاي وفاق مياورد ابا ورزد وانچه مارا يك پارچه ساخته بود به ان توصل بجوييم يعني به ارزشهاي ديني و باوري وهويتي.

خلاصه اينكه طالبان در طول هژده ماه مذاكرات با جانب امريكايي بلاخره موفق شدند كه قرار دادي را به امضا برسانند كه در نتيجه اي ان استيلاي عساكر تجاوزكار خاتمه يابد ودو ديگر علت برهم خوردن وفاق ملي كه هجوم روسها وناتو بود نيز ازبين برود و سوم اينكه با نشست جوانب افغاني بدون مداخله باديگاردان خارجي راه براي اجماع واتفاق ملي بر پايه ارزشهاي ديني وهويتي اماده شود.

قطعا تصادفي نيست كه همان كساني كه جمهوري  نيمه مشروع داود را با دودمان ان نابود كردند اولين گام را براي نابودي هسته ارزشهاي ديني برداشتند يعني يگانه دسترخواني راكه هريك دران ازسهم خودبرخورداربود نابود كردند انگاه هريك راضي بود كه مسلمان است وافغان است.

در جريان تجاوز ناتو نيز اجيران ديروزي وامروزي همان هسته يعني ميثاق ديني وإجماع ثقافتي مارا با نسخه هاي ناكام روسي وغربي مورد تجاوز قرار ميدهند ونميگذارند كه اين ملت صلح را در سايه استقلال باز به دست ارد . قرار داد دوحه درست همين آرزو را براورده ميكند . انگاه با دو رويي و ماجراجويي به انچه براي هر افغان مقدس بود يعني ديانت وافغانيت تجاوز صورت گرفت انهم زير نام مساوات وبرادري وازادي.

كشش اين سه جمله فريبا  استقلال به خون خريده اي اين مرز وبوم را بباد داد و تا كنون اين ملت ازان محروم است . تا مردم اين سرزمين دور همان ارزش ديني جمع نه شوند داروي ديگري براي اين درد نيست . نظام اسلامي راكه در متن قرارداد دوحه ازان ياد اوري شده يگانه كليد ومفتاح اين قفل محكم است.

خلاصه صلح در گرو استقلال است و قرار داد دوحه ضامن استقلال و عدم انسلاك وغير وابستگي افغانستان از لحاظ سياسي
به عنوان ختم كلام . غرب در طول اشغال تمامي ذخائر نظامي مالي استخباراتي علمي وأعمال فشار خود را در ين سرزمين امتحان كرده است و حاصل وثمر ان هيچ وپوچ بوده است. تمام جواسيس درسخوانده ودست پرورده انها از خليل زاد وجلالي غني و اجيران ائتلاف شمال و ذخائر استخباراتي روس وپاكستان وغيره گرفته تا امكانات تكنولوژيك همه را بكار بسته است نتيجه ناقص وباطل به پايان رسيده است. اگر چند تاي از تكنوكرات ها بنا به دلايل شخصي از گدامِ شهد غرب نه چشيده اند و بخواهند در دولت به اصطلاح متخصص موقت اينده وزير ومشير وامير شوند بازهم خياليست خام.

و اما اينكه براي طالبان جامعه بين المللي هويت دولتي قائل نيست! ؟ به هر حال پروتوكولها داده شده به انها خيلي ديپلوماتيك ورسمي وتشريفاتي به نظر ميايد.

خير وقتي هجوم ناتو امريكا اغاز شد امارت اسلامي هويت وتعريف يك دولت را دارا بود وبه رسميت نه شناختن ان دليل بر انكار از سلطه ان نميشود. امريكا وشركا چين كمونيست ويتنام شمالي كورياي شمالي كيوبا ايتوپيا وده ها كشور از أقمار روس كمونيست را پنجاه سال تمام به رسميت نمي شناختند ولي انها واقعيت خارجي داشتند دنيا با انها معامله ميكرد و طالبان نيز دولت مستقل را بنا نهاده بودند و اكنون طالبان قرار داد را با هويت امارت اسلامي افغانستان امضا كرده اند كه در ميثاق نيز ثبت است بناا بايد حق بين بود اگر يكي از طرفين متعاقدين امضا كننده ميثاق از قبول قرارداد انكار كند وطاقتِ ابر قدرت را داشته باشد هيچ قاعده وقانون حقوق بين الدول از اجراي ان قرار داد  حمايت كرده نميتواند و كشوري ويا سازماني جهاني ناقض ميثاق را به اجرا وادار كرده نميتواند. در برابر زور گو هيچ سند ضامن وضمانت گر گرانت مفيد واقع نميشود.

پس يك ضمانت وجود دارد كه ميثاق عملي شود وان منفعت طرفين متعاقدين است وبس.
من تاكنون دلايل روشن براي ان نمي بينم كه اشغالگران  در اجراي ميثاق دوحه متضرر گردند بلكه مقاصد عملكرد سياسي غرب اكنون چيزي متوجه بحرانهاي ناشئ از كورونا و بحران استقراضي ومالي وچيزي متوجه كشمكشهاي اتنيكي نژادي وچيزي هم متوجه رقابت هاي تسليحاتي وسياسي وخصوصا اقتصادي با ابر قدرتهاي چون چين وروس ميباشد.

بايد هموطنان ديموكراسي پسند خودرا  مايوس بسازم كه ميگويم كه امريكا (طوري كه بايدن هم باري گفته بود كه عسكر امريكايي را قرباني حقوق زنان افغانستان نه خواهد كرد) كافي درد سر  دارد و بحرانهاي بيشمار تمام نظام غرب را أحاطه كرده است و اكنون نه انقدر پول باد اورده دارد كه به مصرف ساختن دولت و دموكراسي در افغانستان برساند و نه هم حاضر اند كه عسكر خود را به ورطه خطر حتمي مرگ بافگند در حاليكه اجيرانش در ينجا گند دموكراسي را به تمام جهان به نمايش گذاشتند از ٥ مليون كارمند دولتي هفتصد هزار رأي دهنده در انتخابات شركت كرده بودند . و در نهايت بر سر همين مقدار ارا هم يك سال جنگ وجدل . ناتو انقدر از طالبان صدمه نه ديده كه از دزدان اجير خود . تجربه دموكراسي را مسخ ومسخره كردند. هرچه پول امده همه چور شده  فسق فساد ونافرماني ونفاق ميان اجيران دموكرات و مجاهد ناتو سرگرمي هر روز افسران ان گرديده بود بناا ناتو وامريكا به كدام جنوني مبتلا گرديده است كه به اين ماجرا جويي خاتمه نه دهد
لطفا واقع بيني را پيشه كنيد.

ان الله مع الصابرين

 

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
2 Comments
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
غوربندي

سربڼ صاحب

د روستار ترکي صاحب وروستی مقاله رښتیا هم د تمې خلاف هیښوونکې او سرساموونکې وه،،،

الله تعالی دې ستاسو په فکر او قلم کې مزید برکت کېږدي،،،

هیله ده دا لیکنه مو لومړی او وروستی نه اوسي، ډېر ځه مو ترې زده کړل،،، بارک الله فیک

عبدالروف

نوشته ارزشمند و دقیق. الله متعال قلمت را تیز و علم تانرا تواناتر سازد. در نوشته قبلی این أقا بی خبر ٗ چند نکته ئې در رد مضمونش نوشته بودم و حالا اضافه مینمایم که از همچو اشخاص کلایه به کار نیست . کسانیکه به خود نام طویل قایل است ٗ نباید مورد اعتماد باشد. شخصأ خودم مدتها قبل در حصه شخص مذکور شاکی بودم و حالا در شکم ٗ شکی وجود ندارد.

Back to top button
2
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x