لیکنېنظــر

یک تعبیر نادرست از موافقتنامه دوحه

دوکتور م، ع، تره کی

ښاغلي عبدالغفار سربڼ ضمن یک تبصره نقد گونه بر نوشته چند روز قبل اینجانب  که در سایت نن ټکې آسیا نشر شد بر موضوعات بسیار حیاتی انگشت گذاشته است، که نمیتوان ازان بدون پاسخ گذشت.

با آنکه مضمون سلیس وعام فهم به زبان پشتو نوشته شده است  تصور میشود عدم برداشت نادرست منقد ازان  بیشتر به دلیل تخنیکی بودن موضوع  باشد نه نارسایی در کاربرد ادبیات زبان آنطوریکه وی قیاس کرده است. ازین گذشته من درگیر مشاعره و بافتن وزن و قافیه با کسی نیستم. قصد افاده موضوع است که معلوم میشود منقد به گپ رسیده است.

مقصد افهام و تفهیم است. استفاده از حربه لسان در مناقشات سیاسی  اگر کار شیطان گفته نتوانیم حتماً کار مردمانی است که در مباحث اکادمیک و علمی از موضع کج بحثی و مرزا قلمی وارد میشوند.

محترم سربڼ  مینویسد :  « استاد محترم وقتي شما صلاحيت خروج عساكر اشغالگر را به اداره نامنهاد انتقالي ميسپاريد  قرار داد دوحه را لغو ميكنيد . چرا اينقدر غفلت ؟»

منقد به تبصره خودچنین ادامه میدهد : « شما ميدانيد كه امارت اسلامي طالبان  صلح را در گرو استقلال ميداند و حقيقتا هم تا نيروهاي خارجي انسحاب نكنند ومداخله انها قطع نه شود هر دولتي كه ساخته شود دست نشانده وأجير انها خواهد بود» .

جواب:
نویسنده به خاطر اختصار موضوع صلاحیت تاریخ خروج قوای خارجی را به حکومت آینده موقت حواله کرده ام. در کلیات قصد من اعطای صلاحیت تطبیق تمام احکام موافقتنامه دوحه به حکومت آینده است. من اعلام الغای موافقت نامه را ننموده ام.

موافقتنامه دوحه در اخیر فروری ۲۰۲۰ م عقد گردید. قرار به این شد که در مدت چارده ماه زندانیان طالب آزاد گردند، نام رهبران آنها از لیست سیاه حذف شود، مذاکرات بین الالفغانی آغاز گردد، یک حکومت اسلامی و ملی شکل بگیرد و نهایتاً در اخیر چارده ماه کلیه قوای خارجی از افغانستان بیرون شوند.

تمام فقراتی که بالای شان فیصله صورت گرفته است در یک ارتباط منطقی با یکدیگر قرار دارند. از روحیه متن موافقتنامه استنباط میشود که مقدم بر خروج قوای خارجی باید مذاکرات بین الافغانی منتج به تشکیل یک حکومت موقتی که در موافقتنامه به آن اشاره شده است گردد.

واقعیت اینست که با توجه به وضعیت بحرانی افغانستان قوای اشغالگر خارجی نباید بدون موافقت افغان ها در گذار از جنگ به صلح از مجرای یک حکومت انتقالی افغانستان را ترک بگویند. حکم عقل سلیم هم همین است. در حالیکه به جز رهایی پنج هزار زندانی طالب دیگر هیچ حکم موافقتنامه عملی نشده است، شله گی و تمرکز غیر واقعبینانه به تاریخ خروج قوای خارجی ( ماه می ۲۰۲۱)  دور از مصلحت است.

‎ بناً حکومت ملی و اسلامی از شخصیت های مسلکی و بیطرف با حفظ تعادل قومی به موافقت طالبان و همه گروه های شامل مذاکره در حالت اشغال افغانستان شکل میگیرد. اما امرار حیات حکومت موقت زیر سایه اشغال موقتی است. زیرا :

حکومت نو ظهور که از مسلمانان تکنوکرات، متعهد، بیطرف و دور از نفوذ گروه های جنگی ترکیب شده است، با تمام امکانات دست داشته داخلی و خارجی اورگان های امنیتی را با ادغام مخالفین مسلح بازسازی میکند. اوربند را در تمام جبهات نافذ میګرداند، افغانستان را به مرحله خودکفائی امنیتی میرساند. زمینه دفاع خودی را بعد از خروج قوای خارجی مساعد میسازد. نهایتاً پلان منظم خروج قوای خارجی را مبتنی بر واقعیت ها تنظیم میکند.

حکومت موقت که در حضور قوای خارجی تشکیل میشود در اولین فرصت، معاهده جدیدی با ائتلاف نظامی بین المللی به امضأ میرساند. قصد این معاعده که میان دولتین عقد میشود و با موافقتنامه دوحه ( میان یک دولت اشغالگر و یک تحریک ضد اشغال خارجی) تفاوت دارد، انتقال کامل حق حاکمیت دولتی و ملی از قوای اشغالگر به جانب افغانی است. به این منظور :

۱- قوای خارجی تا تعیین تاریخ خروج از افغانستان در بارک های نظامی محصور باقی میمانند.

۲- حق عملیات نظامی پخپلسر از آنها سلب میشود.

۳- شمار پرسونل و تجهیزات آنها ثبت دفاتر امنیتی میگردد.

۴- ارتباطات زمینی و هوايی آنها تحت کنترول دولت افغانستان قرار میگیرد.

۵- در صورت مداخله در امور داخلی افغانستان از طرق دیپلوماتیک به آنها پاسخ داده میشود.

درین حال قوای خارجی تا خروج کامل از افغانستان در همان وضعیت حقوقی یی قرار میگیرند که همین اکنون در دولت های دارای حاکمیت ملی مانند قطر، عربستان سعودی ، کوریای جنوبی و جاپان دارند. درین حال حکومت موقت که در محیط اشغال شکل گرفته با قبضه به قدرت سیاسی  و حکومتی تابع امر و نهی خارجی قرار ندارد.

سه دلیل موجب سپردن صلاحیت تعیین تاریخ خروج قوای خارجی به حکومت موقت میشود :

الف – جنگ فعلی میان مخالفین مسلح و اداره کابل جریان دارد. با خروج اضطراری وبی سنجش قوای خارجی بدون پیشبینی یک حالت انتقال، احتمال مشتعل شدن جنگ های ذات البینی میان گروه های باز مانده از جنگ های داخلی دهه هشتاد احساس میشود. درین جنگ های داخلی قوای خارجی  به حکم موافقتنامه دوحه بالای غندی خیر نشسته است. این افغان ها است که یکدیگر خود را میکشند.

ب – مقاومت مسلح  با ادغام در نظام نو حکومتی نسبت به گذشته در یک موضع قوی تر سیاسی، دیپلوماتیک و نظامی در تعامل با قوای خارجی قرار میگیرد.

ج – فعلاً پافشاری بر خروج قوای خارجی در تاریخ قبلاً تعیین شده از فشار کشور های همسایه  بالای دفتر قطر متأثر است. یکی ازین همسایه ها صرفاً منافع خود را در نظر میګیرد نه پروبلم های ناشی از خروج غیر مسئولانه قوای خارجی را در مورد افغانستان.

د – موافقت نامه دوحه به دلیل عدم مساوات حقوقی متعاقدین ( عقد یک دولت با یک تحریک ) از پوشش حقوقی قوانین بین المللی بیرون است. هرگاه موافقتنامه مبنای تشکیل حکومت نو قرار بگیرد میتواند مبنا برای تنظیم روابط دولت افغانستان  با دول خارجی باشد و مطابق قوانین بین المللی ضمانت اجرایی دریافت نماید. به تعبیر دیگر به مثابه استناد برای خروج نظامیان خارجی مورد استفاده شود.

محترم سربڼ میفرماید : « آيا حكومت انتقالي . . . بر أساس كدام دساتير و قواعد حقوق، صلاحيت و داوري در مورد ادامه حضور عساكر تجاوزگر ناتو و شركا را دارد و آيا اين در كدام اسناد حقوق بين الدول قابل يافتن وخواندن است لطفا موخذ ارايه دهيد».

جواب:
ما دو نوع مشروعیت را میشناسیم : مشروعیت سیاسی و مشروعیت حقوقی. مشروعیت سیاسی از توافق بدست آمده میان گروه های درگیر منازعه بوجود میاید. مبنای مشروعیت حقوقی را رای و اراده مردم ( تیوری دیموکراتیک ) و یا رای شورای اهل حل و عقد ( تیوری مذهبی ) تشکیل میکند.

حکومت موقت در افغانستان مشروعیت خود را که صبغه سیاسی دارد از موافقتنامه دوحه دریافت میکند. در موافقتنامه دوحه آمده است :

« متحده ایالتونه او د افغانستان اسلامی امارت … یو له بل سره مثبتې اړیکې غواړي او هیله لري چې د امریکا او د بین الافغاني مذاکراتو له لارې تر جوړ جاړې وروسته د نوې افغان اسلامي حکومت تر منځ اړیکې مثبتې وي.

امریکا به د بین الافغاني دیالوک له لارې تر جوړجاړي وروسته د نوې افغان اسلامي حکومت لپاره د بیا رغولو اقتصادي مرستې وغواړي او په کورنیو چارو کې به یې لاسوهنه نه کوي ».

مشروعیت سیاسی ارتباط ضعیف پیوند با مردم را تأمین میکند و برای اداره موثر یک کشور کافی نیست. ازین رو باید به زود ترین فرصت جای خود را به مشروعیت حقوقی تعویض کند. اینکه در افغانستان حکومت انتقالی را موقتی مینامیم دلیل آن اینست که حکومت برای دریافت مشروعیت حقوقی به سوی انتخابات و احیاناً کسب رای لویه جرگه میرود.

بهرحال! قوت سیاسی حکومت موقت آینده در تعامل با قوای خارجی بیشتر از قوت طالبان در برابر امریکا قیاس میشود : طالبان با امریکا به تنهایی داخل معامله شدند و یک موافقتنامه شکنند و آسیب پذیر به جا گذاشتند که امریکا در اولین فرصت ازان تخلف کرد. اما اگر طرف معامله امریکا یک نظام حکومتی ممثل قشر وسیعی از افغان ها باشد، به آسانی از تعهدات قبول شده در معاهده تخلف نخواهد توانست.

بناً موافقتنامه دوحه با داشتن مشروعیت سیاسی در حالیکه خالق حکومت موقت است، در عین زمان مرجع مشروع، مستقل و مسئول تعیین تاریخ خروج قوای خارجی نیز بوده میتواند.

ازین ګذشته خروج قوای خارجی و دفع اشغال یک داعیه ملی است که منحصر به طالب  و موافقتنامه دوحه نمیشود. به آن باید از موضع کتله وسیع مردم که هر روز قربانی جاه طلبی و خود خواهی یک حکومت مزدور و فاسد میشود نګاه کرد.

محترم سربڼ از تجاهل یا بیخبری در ضمن صحبت از مثال های حکومت های موقتی در جهان پرسیده اند. درین مورد  صد ها مثال میتوان ارائه کرد که ما صرف به چند مثال محدود به مثابه مشت نمونه خروار اکتفا میکنیم. باید به خاطر داشت که حکومت های موقتی یا عبوری بدنبال بحران داخلی یا جنگ با قوای خارجی تشکیل شده اند ( در صورت اخیر مناسبات پس از جنگ را با نیرو های خارجی تنظیم کرده اند ). راه را برای انتخابات آینده هموار ساخته اند و عضو فعال جامعه بین المللی شناخته شده اند. چند مثال :

– حکومت موقتی جلای وطن فرانسه به قیادت جنرال دوگول در ۱۹۴۵ در آستانه شکست آلمان در لندن ظهور کرد.

– حکومت موقتی  جمهوریت الجزائر به قیادت فرحت عباس در ۱۹۶۲ بدنبال جنگ های خونین کسب استقلال از استعماری فرانسه تشکیل گردید.

ـ حکومت موقتی ویتنام جنوبی در ۱۹۶۹توسط جبهه ملی آزادی برای اداره بخش های آزاد شده کشور و مدیریت جنگ علیه امریکا تشکیل شد.

– حکومت انتقالی افغانستان که بدنبال کانفرانس بن در ۲۰۰۲ تشکیل شد و در ۲۰۰۴ بدنبال انتخابات ریاست جمهوری که از جانب قوای اشغالگر مدیریت میشد جای خود را به جمهوریت اسلامی افغانستان خالی کرد.

ـ حکومت موقتی لیبیا به ریاست جبرئیل  در ۲۰۱۱ به هدف کسب استقلال کشو ر از تهاجم قوای ائتلاف بین المللی شکل گرفت.

– حکومت موقتی بولیویا در ۲۰۱۹ بدنبال شورش داخلی و رفتن سوی انتخابات بوجود آمد.         « پایان »

در صورت دریافت فرصت به سوالات باقیمانده ښاغلی عبدالغفار سربڼ رسیدګی خواهد شد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
طاهر ثابت

نویسنده باید متوجه باشد که بازکردن درهای اضافی موضوع خروج قشون اشغال مغلق و پیچیده میکند. بازهم متوجه بود که امریکا دولت فریبکار بوده و از بسی موافقتنامه ها سوء استفاده خواهد کرد. ما بیم داریم که انها موافقتنامه اشغال غنی و امریکا بمیان نیاورند و نویسنده این مضمون بهانه های دیکر برایشان ایجاد مینماید.
امریکا اګر توان پیدا کند حکومتهای حهان سوم نمیشناسد. فکر کنید بوضع عراق. انها زور میشناسند. توجه کنید بموضوع ویتنام. حقوق بین المللی تخلیق میشوند و قیاسهای بیجا لغو میشوند. طالبان باید نوع نو درحقوق بین المللی بشناسید.

Back to top button
1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x