لیکنېنظــر

“كلوخ ماندن و از اب گذشتن”

عبدالغفار سربڼ

بازهم پيرامون ميثاق دوحه

برمن واجب امده كه نخست منت گذار الله باشم وباز با اخلاص از استاد گرانمايه داكتر صاحب روستار تره كي إظهار امتنان نمايم كه به نكاتي كه در مورد قرارداد دوحه نوشته بودم شايستگي بحث  بيشتر ارزاني كرده است.

باز شكر ميكنم كه جناب استاد خويشتن را دركنار اين ميثاق قرارداد و از ان حمايت مينمايد.

مشكل  طوري كه شما فرموديد در تعبير موجز و تحليل مشخص اين قرارداد است.

طوريكه شما بهتر ازمن خبر داريد قوانين ميثاقها وقواعد ميتوانند بسيار خوب ومفيد تدوين و تنظيم شده باشند ولي مديريت اجرا وتدوير عملي كردن انها بسيار مهم تر واصلي تر است.

انچه را شما طرح كرده ايد  و نوشته ايد  حتي پس از توضيحات اضافي وثنوي شما حكايت گر كاهش اهميت اين ميثاق و امارت اسلامي افغانستان است  و اصلا شما را من هميشه خير خواه طالبان دانسته ام و حتي از اغاز تجاوز ناتو امريكا شما يكي از اندك درسخوانده هاي غرب بوده ايد كه خلاف  اشغال و سرنگوني امارت اسلامي بوديد و من نميدانم كه اكنون چرا اينقدر كم لطفي ميكنيد و لقب خود ساخته اي مقاومت مسلح را جاگزين نام رسمي امارت ميسازيد.

افسوس!؟ شما ميدانيد كه طالبان جز الله ومردم ازاده وجانباز افغان ديگر حامي ودلسوز ندارند وتمام دنيا در يك صف برضد انها ومردم افغانستان لشكر كشي نمودند و حاكميت انها را نه پذيرفتند حد اقل شما با همان حق طلبي فطري خويش اين كم مهري  وحق تلقي را درحق اين يگانه تكيه گاه خلق افغان بعد از الله نكنيد.

جناب  شما دانشمند سنگين وزنيد وماحتي شايسته گي شاگردي شما را هم نتوانيم داشتن .انچه نوشتم  بر داشت من بود از خيالات شما.

به همه حال بياييد صادقانه در جزيئات قضيه كمي دقت كنيم.

شما كه از تاريخ اگاه استيد دشوار ي نظامهاي صدسال اخير كشور را نيز ميدانيد . حتي همان امان الله كه اينقدر خوشنام ست مدير متخصص نبود وهمان محمود طرزي وهمفكرانش با اورده هاي عاريتي ايكه از تركيه مصطفي اتاترك پيشكش ميكرد به ناتواني مهارت وكفايت واداره مصاب گرديد . نه استبداد  ونه دهه اي دمكراسي دلالت به يك نظام معتبر و ابرومند نميكند.

دولتهاي كودتايي وپس ازاشغال روس در بيكفايتي جايگاه نامراد و بدنام را در تاريخ كمايي كردند . قصه اي بيست سال اخر را كافيست از وراي راپورهاي سيگار خواند . كوس و طبل بيكفايتي اين بيست سال اخر گوش همه راكر كرده است و ريكارد ان خاص است. بناا يك چيز بسيار شاخص و مشترك ميان تمام اين ادارات  كمبودِ مهارت بود . إمكاناتي را كه ناتو در اختيار اداره كنوني طَي دودهه گذاشت در تاريخ بشر بيمثال است .حتي دوطرف جنگي در هردو جنگ جهاني از منابع مالي وتسليحاتي ونظامي وسياسي و اتفاق واجماع و همبستگي ايكه اين اداره برخوردار بود ، در اختيار نداشتند.

حكايت إخلال ومداخله پنجاب وغيره حتي براي سازندگان روسي اين افسانه استفراغ وتعهوع آور است وكس به ان باور ندارد، بيكفايتي از كمبودِ چند چيز نشات ميكند:

همه دست اندركاران اين ادارات به ديانت وثقافت افغاني وهويت ملي تعهد ريايي داشتند از مامور ملكي تا افسر سوگندخورده.

هيچ كارمند با تقوي بدون سازش وخدعه توان ادامه ماموريت را نداشت.

اگاهي مسلكي واداري همه ناچيز بود
هريك دلبسته ودلباخته فرهنگ بيگانه بود از هند تا غرب وشرق . هرچه خود داشتيم بد وعقب مانده وهرچه ديگران داشتند زيبا و فريبا
رشوه وفساد ماشين وقوه محركه اين ادارات بود
دين ستيزي و فرهنگ زدايي ملي وكم زدن فلكلور ملي و مسخ ومسخره فرهنگ ملي سبب شهرت وقدرت ميگرديد.
پيشنهاد شما مشخص نيست

دو راه بيشتر وجود ندارد:
يا باز نظامي برپا گردد به اشتراك تمام أناني كه طَي چهل سال به نحوي از انحا با يكي از اشغالگران اجير وهمكار بودند كه وصف شان در بالا امد جمع طالبان
ويا تمام قدرت را به طالبان وأناني كه طالبان صواب بدانند بايد سپرد كه درين صورت امكانات اتفاق يعني برپا ساختن گمگشته اي افغانها همانا اجماع ملي بر پايه ارزشهاي دين اسلام  برابر خواهد شد.

لطفا بدون ابهام وكلي بافي واضح موقف خودرا در برابر دموكراسي ليبرال غرب وتجربه ان بيان كنيد ايا هنوز فكر ميكنيد وشما هم اميد داريد كه انتخابات بر پايه دموكراسي غربي و جمهوريت و قوانين وحقوق اساسي ليبرال بديل ندارند  نقص وكوتاهي در اين نظام نيست . وبه قولي عيب در طبيبان است نه در طبابت.؟؟!

آيا براي افغانستان همين نظام را برميگزينيد ودرست ميدانيد؟

موقف شما در برابر كمونيسم روشن است  انرا خيال باطلي بيش نمي شناسيد ولي در مورد دموكراسي براي افغانستان با صراحت نظر خويشرا ابراز كنيد وبر خواننده گان خود منت بگذاريد.

در تحليل و توضيح بعدي خود گفته ايد كه خروج ناتو بايد مشروط وموكول گردد به اينكه دولت خاطرخواه شما ساخته شود.

اي عجب ؟ نه كند دولت اينده را با دستان ويا حداقل به مشاورت و يا به حمايت انها آرزو ميكنيد ساخته شود؟  اخر اين همه را كه تجربه كرده اند دولت موقت مجاهدين ويا بن اول ودوم …

ايا حقيقتا اين دولت كه نمي دانم مقصد شما از متخصص كدام متخصصين است كارا خواهد بود. آيا شما كدام سازمان بين المللي را سراغ داريد كه اين ضمانت را بنمايد كه ان قوتهاي خارجي ايكه به قول شما در باركها خود ميمانند در امور كشور و در سياست خارجي مداخله نكند‌.

به تاريخ ما اگر رجوع شود ضامن بقاي كشور بيطرفي در گيرودار بين المنطقوي و بين المللي بوده است .كي اين را تضمين ميكند كه اين عدم انسلاك عنعنوي در حضور ان اشغالگران در باركها صدمه نه بيند.  كم سوادترين افغان ميداند كه حضور  عسكربيگانه در كشور موجب ومسبب حساسيت وتحريك همسايه گان پر اشتهاي ما ميگردد.

دو فرق اساسي را ميخواهم در اخير اين عريضه روشن كنم:
اول
عده اي فريب ناتو امريكا را خورده در خدمت انها در امده به اميد رسيدن به قدرت و ثروت به ميل انها به برده سازي مردم خود ميپردازد واستقلال كشور را فداي حاكم شدن ميكند . اين گروه اجير در هر كشمكش و دعوا ناتو وامريكا را بداوري وقضاوت ميطلبد . اميد شما نيز امريكا را بر مسند قاضي ننشانيد.

دوم
طالبان  تمام تلاش را مبذول داشته اند كه در كشمكش هاي بين الأفغاني اصلا پاي امريكا و اجيران سرسپرده ان نه باشد داوري وقضاوت را به انها محول نمي كنند. خلاف ميل أناني كه تصور ميكنند كه افغانها  بدون امريكاييها به سازش نمي رسند به نظر من برعكس مداخلات خارجي ها مانع همنشيني وهمزباني افغانهاست.
نکته کلیدی درین مسله همانا مدیریت اجرای توافق است!

حاکمیت دولتی قوه جبریه است تا انانی که حضور  نظامی ناتو را درافغانستان مشروع میشمردند به جبر  وزور وادار نه گردند  كه از موقف خود صرف نظر كنند وبه نداي خاموش مردم گوش فرادهند كه استقلال ميخواهند با فيصله هاي سرسري و كوتاه مدت نميتوان ثبات واستقلال وصلح را  تامين وتضمين كرد. كلوخ ماندن و از اب گذشتن كاريست خام.

شك نيست كه در امر مبارزه استقلال طلبي تمام مردم افغانستان شريك بودند ولي امامت ورهبري اين جنگ بينظير تاريخ منحصرا نصيب طالبان گرديد .  راست راست من جز طالبان در هيچ كشوري ويا گروهي اين “صلاحيت” وطاقت وتوانايي را نمبينم كه بتواند در برابر غول بيرحم و خود پسند ناتو امريكا بياستد چه در ميدان نبرد وچه در ميدان گفتگو. مردم افغانستان تصميم خودرا گرفته اند وظيفه اخراج اشغالگران و ماموريت نظام اينده را به طالبان و انكه ايشان صواب ببينند سپرده اند. تمام گروه ها در امتحان خدمت به مردم ناكام گرديده اند و ازموده را ازمودن كاريست خطا. شما نيز يقينا موافق هستيد كه اگر بزرگترين استادان حقوق وديپلماسي  طرف مذاكرات امريكا ميبودند ميثاق بهتر و سودمند تر از اين قرار داد دوحه براي افغانستان بدست اورده نميتوانستند. پيشنهاد من براي تمام دانشمندان دلسوز كشور اينست كه از شك بيرون امده و دركنار طالبان محكم ايستاده وبه ايشان بپيوندند وبا مشوره هاي كارا كار ايشان را سهل كنند واز دشواري ماموريت شان بكاهند.

من باري نوشته بودم كه قرار داد دوحه كليد قفل زندان مردم افغانستان است از اسارت ديو ناتو كه در دهان اژدها گذاشته شده واين كليد را طالبان اكنون از حلق اژدها كشيده اند وبرماست كه با همبستگي در باز كردن قفل هاي معمايي ناتو به انها جهد كنيم.

جناب استاد انچه نوشتم  سرچشمه ان اخلاص است نه اينكه افكار شما راكم بها دهم.

مقصد اصلي اينست كه افكار شما هم به طور روشن به خواننده گان تان برسد و نيز خدمتي شده باشد براي اگاهي .

وما توفيقي الا بالله عليه توكلت واليه أنيب

 

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
2 Comments
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
عبدالروف

از همه اولتر از الله متعال برای تان اجر عظیم و در قلم تان برکت وافر میخواهم. مسرورم که جواب تان زود و به اسرع وقت بود و هم مودبانه نسبت به طرف مقابل ٗ که دور از ادبیات و این خود ردی به دانشمندی شان است. شما بسیار واقعیبینانه از تاریخ و از حقایق زمینې کشور یاد آور شدید ٗ که هیچ انسان عاقل از أن جشم پوشې نمیتواد. من قبلآ مروری به چند نوشته این آقا کرده ام ولی متاسفانه در همه آنها ٗ امارت اسلامې افغانستان را بنام مقاومت مسلح یاد آور شده اند که این خود… نور لوستل »

صفی الله صاحبزاده

متصدیان محترم نن ټکی اسیا ! نوشته استاد محترم پوهاند دوکتور محمد عثمان تره کی را مرور نمودم ، به تعقیب آن نقدی از شخصی بنام عبدالغفار سربڼ را هم مرور نمودم. البته استاد تره کی به شیوه اکادمیک نقد را پاسخ داده اند ، اما امروز دوباره شخص سربڼ تبصره عجیب نموده اند و علاوه بر آن شخص دیګری بنام عبدالروف با سؤ استفاده تبصره توهین امیز نوشته اند. د نن ټکی آسیا محترمو مسؤلینو ! تاسی ته لازمه ده چه د دغی بریښنایی پاڼی څخه د فیسبوک بازار مه جوړوی او په لوی لاس د هیواد د آزادی… نور لوستل »

Back to top button
2
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x