افغانستانلیکنې

درس‌های از انقلاب سوریه که در افغانستان تکرار نخواهد شد

یوسف

انقلاب سوریه پس از تظاهرات به دلیل بی‌کاری و عدم آزادی‌های سیاسی در شهر درعای سوریهآغاز گردید. اردوی دولت به روی مظاهره کننده‌ها آتش گشود که در پی آن تظاهرات در سراسر سوریه گسترش یافت. تظاهرکننده‌ها نیز تا ماه جولای ۲۰۱۱ دست به سلاح برده و انقلاب آغاز گردید. انقلاب مبارک شام توسط گروه‌های اسلامی و ندای تطبیق شریعت و تاسیس خلافت امریکا، غرب و مزدوران منطقوی را شدیدا به حراس انداخت که بالآخره امریکا دست به کار شده و شب و روز نقشه می‌کشید تا هرگز اهداف انقلابیون تحقق نیابد. انقلابیون اسلام‌گرا قوی‌ترین آنان رااحرار شام و جبه النصره تشکیل می‌داد. هدف شان فروپاشی نظام سیکولر و مستبد بشار الاسد، تاسیس دولت برمبنای شریعت اسلامی بوده است. درین نوشته این دو گروه مهماز آغاز تا سرنوشت نهایی را به بررسی گرفته و در نهایت آنچه منجر به انحراف شان از هدف گردیده است برجسته می‌گردد.

احرار شام

از جمله قوی‌ترین گروه انقلابیون در سوریه بود که فعالیت خویش را به شکل نظامی و جهادیبه هدف فروپاشی رژیم بشار الاسد با تمام نهادهای آن، تاسیس دولت اسلامی و تطبیق شریعتدر سال ۲۰۱۱ آغاز نمود. امریکا و متحدین یعنی مزدورانش ترکیه، سعودی، قطر به شمول اروپا، روسیه و ایران از گفتگوها با گروه النصره نا امید گشته بودند. یگانه امید که برای مذاکره موجود بود، احرار شام بوده است. چون احرار از یک طرف متمایل به جامعه بین المللی و غرب بوده و از جانب دیگر خواهان دولت ملی بوده است.

احرار در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ همکاری‌های مالی و تسلحیاتی زیادی از جانب سعودی، قطر و ترکیه بدست می‌آورد. طور مثال ترکیه موافقت‌نامه‌ی را در سال ۲۰۱۵ با امریکا امضا نمود که طی آن همکاری‌های تسلیحاتی و آموزش‌دهی به نیروهای مخالف بشار الاسد را تعهد نمودند. امریکا حاضر گردید که ۴۰۰ نیروی نظامی برای اجرایی ساختن این توافق‌نامه به محل بفرستد. به اساس گزارش بزنس انسایدر، عربستان سعودی در سال ۲۰۱۵ دریک کمک تسلیحاتی به مقدار ۵۰۰ موشک ضد تانک را به انقلابیون همکاری نمود. به اساس اعترافات «حمد بن جاسم» وزیر خارجه قبلی قطر در سال ۲۰۱۷؛دولت قطربه توصیه امریکا همکاری‌های مالی، تسلحیاتی و رسانه‌ی (الجزیره) با انقلابیوننموده است.

کمک‌های دریافت شده از سعودی، قطر و ترکیه بی مطلب نبوده است. هاشم الشیخ یکی از رهبران احرار شام در سپتامبر ۲۰۱۴ یکبار گفت که ما در همکاری با النصره که ارتباط با القاعده دارد، متهم به تروریزم استیم و ما نمی‌خواهیم ازین آدرس مردم سوریه متضرر گردند و ما خواهان تاسیس دولت مدرن استیم که حقوق اقلیت‌ها در آن مراعات گردد. این اولین تنزیل مرگبار از هدف مقدس یعنی تاسیس دولت اسلامی از نتایج پول‌های کثیف کمک شده سعودی، قطر و ترکیه بوده است.

ترکیه، سعودی و قطر به دستور امریکا، تمام مخالفین تحت حمایت خویش را که احرار شام نیز در ترکیب آن قرار داشت در بدل همکاری های خویش مجبور به اشتراک در گفتگوهای روندآستانه، سوچی و جینیوا نموده بود. پروسه آستانه نشست‌های بود که در سال ۲۰۱۷ توسط روسیه، ایران و ترکیه در هماهنگی امریکا به عنوان دام بزرگ بخاطر انحراف مسیر انقلاب در آستانه قزاقستان آغاز گردید. در اولین نشست آن محمد علوش از گروه جیش السلام به نمایندگی از ۱۴ گروه انقلابیون نظامی اسلام‌گرا تن به مذاکره داده، آتش بس و محافظت از تمامیت ارضی سوریه به اساس قطعنامه ۲۱۶۵ سازمان را ملل پزیرفت.

در نشست پنجم آستانه روی ایجاد «مناطق امن»یعنی عاری از سلاح و طرف‌های درگیر در میدان‌های جنگ میان رژیم و انقلابیون توافق گردید. این توافق حیثیت زدن خنجر از پشت‌سر را داشت، زیرا رژیم بشار فرصت نفس‌گیری و نجات از سقوط داد را پیدا کرد.در نشست‌های بعدی روی گسترش آتش بس، ایجاد مناطق امن بیشتر و آشتی ملی، دفاع از حاکمیت ملی، تمامیت ارضی، تشکیل کمیته قانون اساسی و مبارزه با تروریزم یعنی داعش و النصره توافق صورت گرفت. چون النصره هنوز روی هدف خویش یعنی تأسیس دولت اسلامی استقامت نشان داده؛ به کسی وابستگی مالی، تسلیحاتی و استخباراتی نداشت، تروریست خوانده می‌شد.

زمانی رسید که انقلابیون از یکطرف در دام پروسه‌های سیاسی و فشار حملات رژیم به همکاری روسیه و ایرانافتید؛ از طرف دیگر امریکا از طریق سفارت اردن عدم همکاری های خویش را به اردوی آزاد سوریه اعلام نمود. همین بود که احرار شام پیوسته در رکاب اردوی آزاد سوریه از خواب غفلت بیدار شد. با تن دادن و تنزیل احرار شام از موقف‌های اولیه اش رفته رفته به دام غرب و ترکیه افتیده و در پروسه‌های سیاسی نشست‌های آستانه، سوچی و جینوا درجبه آزادی ملی سوریهتحت حمایت ترکیه ذوب گردید. هدف تعیین شده وی که بر اندازی رژیم اسد و تاسیس دولت بود، با آن همه قربانی‌ها بخاطر کمک‌های کثیف مالی ترکیه، قطر، سعودی و امارات به دستور امریکا نقش بر آب شده و به مخالفین سیاسی و دیموکرات بشار تبدیل گردیدند.

جبهة النصره

النصره فعالیت نظامی اش را تحت فرماندهی ابو محمد الجولانی در سال ۲۰۱۲ در جریان انقلاب سوریه آغاز نمود و برخلاف گروه‌های دیگر از همان آغاز هدف وی را سقوط رژیم بشار الاسد و تاسیس دولت اسلامی اسلامی برای تمام امت اسلامی حتی بیرون از مرزهای سوریه از طریق جهاد مسلحانه شکل می‌داد. همین که غرب و امریکا از اهداف النصره آگاهی یافت خواب را از چشمان شان ربود و فورا این گروه را به دلیل داشتن ارتباط با القاعده در گروه‌های تروریستی قرار داد. از سازش و مصلحت این گروه برای مذاکرات کاملاْ نا امید بود.

دیری نگذشت که النصره ارتباطات خویش را بخاطر اتهام به تروریزم با القاعده قطع نمود. النصره می‌خواست تا از یکطرف اتهامات بین المللی القاعده را از خود دور نماید از طرف دیگر رضایت گروه‌های داخلی را بخاطر انسجام بدست آورد. این تنزیل نخست را حسن نیت بخاطر رسیدن به هدف یعنی دولت اسلامی تعبیر نمود و الظواهری نیز بخاطر مصلحت تاسیس دولت آن را پزیرفت. النصره بخاطر نشان دادن صداقت که رابطه اش را با القاعده قطع نموده است حتی نامش را در ۲۰۱۶ به جبه فتح الشامتغییر داد.

فتح شام با حرکت‌های دیگر اسلامی ایٔتلاف بزرگ را شکل داده و نام خویش را در جنوری ۲۰۱۷ به هیٔت تحریر شام تغییر داد. ایجاد ۴ منطقه امن و عاری از سلاح بین انقلابیون و رژیمدر نشست‌های آستانه و سوچی میان ترکیه و روسیهدر سال‌ ۲۰۱۷طرح و در ۲۰۱۸ امضا گردید؛ باعث زنده ماندن رژیم اسد و ضربه محکم به هیٔت تحریر شام و اجندای دولت اسلامی اش گردید.

هیٔت تحریر شام در ماه اپریل ۲۰۱۸ با ترکیه داخل مذاکره شد تا از تنش با نیروهای تحت حمایت ترکیه جلوگیری نماید و با نیروهای تحت حمایت ترکیه در حالت دفاعی قرار گرفت. طوریکه در الجولانی در سال ۲۰۱۹ با گروهی بنام تحریر وطنی تحت حمایت ترکیه نیز توافقنامه امضا نمود. هیٔت تحریر شام در بین سیاست‌های خبیثانه‌ی روسیه و ترکیه به هدایت امریکا ضعیف و بی‌خاصیت گردید. هئت تحریر با ۱۶ گروه به شمول داعش، رژیم اسد، گروهای تحت حمایت ترکیه و سایر گروه‌ها در جنگ داخلی قرار گرفت.

در نهایت بشار الاسد با برگزاری انتخاب به تاریخ ۲۶ می ۲۰۲۱ بالای خون در حدود نیم میلیون کشته، تقریبا ۵ میلیون مهاجرت به بیرو و ۶ میلیون بیجا شدگان داخلی و ویرانی‌های سوریه خودش را ریس جمهور خواند. اما اینطرف، وضعیت امروزی انقلابیون طوریست که یک هئت تحریر با حاکمیت در یک قلمرو کوچک و روابط محتاطانه با ترکیه و غرب قرار دارد. سایر انقلابیون در چوکات مخالفین سیاسی در چانه زنی برای مشارکت سیاسی و تغییر ماده‌های قانون اساسی رژیم بشار قرار دارند. نهاد تشریفاتی سازمان ملل متحد که آله دست امریکا و غرب می‌باشد، با ایجاد کمیته تغییر قانون اساسی در نشست‌های جینوا سرنوشت این گروه‌ها را همه روزه به بازی گرفته است. دولت‌های مانند، سعودی، قطر، روسیه، ایران و سایر مزدوران امریکایی نیز به انزوا برده شدند.

تحلیل و نتیجه‌گیری

انقلاب مبارک شام کهگروه‌های النصره و احرار شام در رأس آن قرار داشتند؛ فروپاشی نظام مستبد بشار و برپایی دولت اسلامیو تطبیق شریعت را هدف قرار داده، مبارزات جهادی و نظامی خویش را شدت بخشیدند. از گروه‌های که دیموکرات، سیکولر بودند جدایی جسته و از هرنوع مصحلت درین را شدیداْ خود داری و در اه هدف استقامات نمودند. اما دیری نگذشت که به دلاییل ذیل در پروسیه‌های مغلق غربی ذوب و مسیر انقلاب منحرف گردید.

– مجاز شمردن گرفتن کمک‌های مالی، استخباراتی و تسلیحاتی از کشورهای ترکیه، قطر و سعودی توسط احرار شام بزرگترین ضربه محکم به مسیر انقلاب بود.

– اشتراک در پروسه‌های سیاسی مانند نشست ریاض، پروسه آستانه و نشست‌های جینوا به رهبری سازمان ملل دام دیگری بود که انقلاب مبارک را منحرف ساخت.

– پزیرفتن سازمان ملل منحیث سازمان مستقل اشبتاه بزرگ است.دین الله سبحانه و تعالی کامل است و هیچ‌گونه نیاز به گردن نهادن در برابر قوانین و ارزش‌های سازمان ملل ندارد. سازمان ملل که نشست‌های جینوا را در جریان انقلاب سوریه رهبری می‌کرد؛ بت بزرگی است که آله دست امریکا و قدرت‌های بزرگ بخاطر بدست آوردن اهداف شان مورد استفاده قرار گرفت.

– ملی گرایی که از دید شرعی نیز مردود می‌باشد؛ مانع بزرگ بخاطر عدم موفقیت انقلاب مبارک شام بود. احرار شام که از اوایل خواهان دولت ملی اسلامی بود، غرب آن را فرصت بزرگ شمرده و امیدوار گردید که مذاکره با احرار شام ممکن است. اما جبه النصره که اجندای دولت فراملی و خلافت داشت، غرب از مذاکره با وی نا امید بود و شیوه مبارزه را طوری عیار نمود تا چهار اطرافش را خالی نماید. اما بازهم تا زمانیکه النصره به هدف خویش استقامت داشت و تنزیل ننموده بود، به طرف نصرت و فتح نزدیک بود.

– قطع رابطه با سایر مبارزان امت اسلامی نیز در تنزیل گروه‌ها نقش داشت. نخستین تنزیل النصره زمانی آغاز گردید که ارتباط خویش را با الظواهری جهت مصلحت و رضایت امت و رسیدن به هدف قطع نمود. اما اصل این است که نباید رابطه را با برادان مومن خویش قطع نمود و شریعت را قربانی رضایت جامعه جهانی و مردم نمایم.

تنزیل‌های پی در پی انقلابیون از آغاز تا انجام به تلاش‌ها و مکرهای غرب و مزدورانش، جهت انقلاب مبارک شام را منحرف نمود. انقلابیون با تنزیل‌های تدریجی و مصلحت هدف نخستین که تأسیس نظام شرعی و خلافت اسلامی بود، نه تنها که به هدف نرسیدند، بلکه پارچه پارچه شده به اهداف دنیوی خویش که تطبیق نسبی شریعت، مشارکت در قدرت، توسعه و بازسازی، رسیدن به قدرت و مال بود نیز نرسیدند. پس فرصت که امارت اسلامی طالبان در افغانستان بدست آورده اند، زمان بجا آوردن شکر آن است که روابط را با کفار مکار قطع نموده دولت اسلامی را اعلام و سایر امت اسلامی را از زیر یوغ استعمار و قوانین بشر نجات خواهند داد. الله سبحانه و تعالی از دولت مشارکتی که قوانین الهی و بین المللی را به بهانه‌های مختلف در آن مخلوط نمایند راضی نخواهد گردید.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
1 Comment
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
طارق

شما تفاوت چندانی با داعش ندارید

Back to top button
1
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x