نظــر

چگونه فداکاری‌های مجاهدین امارت اسلامی به هدر نرود؟

احمد صدیق احمدی

بیست سال قبل پس از حادثه‌ای یازدهم سپتامبرِ که در آن به بزرگ‌ترین مرکز تجارت جهانی، وزارت دفاع امریکا و برخی دیگر از نقاط آن کشور حمله صورت گرفت امریکا شیخ اسامه بن لادن رحمت‌الله‌علیه رهبر القاعده را که در آن زمان در افغانستان به سر می‌برد مسوول دانست، به همین بهانه از امارت اسلامی خواست تا وی را تسلیم امریکا نماید. در پاسخ به این خواستِ نامشروع استکبار جهان، امارت اسلامی حاضر نشد تا شهید اسامه رحمت‌الله‌علیهرا تسلیم کفار نماید، هرچندی کهامریکا به افغانستان حمله کند.

این را باید درک کرد که حمله به افغانستان یک حمله‌ای ساده و کار آسانی نبود. چنانچه جورج بوش رئیس جمهور وقت امریکا، پس از آنکه امارت اسلامی حاضر نشد تاشهید اسامه را تسلیم امریکا نماید، طی یک سخنرانی با این شعار «یا با ما و یا در برابر» از تمام کشورهای جهان خواست تا صف خود را معلوم کنند که در کنار کدام کشور می‌ایستند‌. هدف وی این بود که برای حمله به افغانستان تمام کشورها باید امریکای اشغالگر را یاری رسانند. سرانجام امریکا توانست توافق تمام کشورهای قدرتمند جهان به شمول اروپا، سازمان ملل، روسیه، چین و حتابسیاری از کشورهای اسلامی را با خود بدست آورد. به همین خاطر با بیش از 40 کشور جهان زیر نام نیروهای بین‌المللعملاً به خاک افغانستان حمله کرد و این سرزمین را مورد تجاوز قرار داد.

در آغاز اشغال طوری به نظر می‌رسید که امریکا با اشغال افغانستان قضیه‌ای این کشور را یک‌طرفه نموده است. اما بعدها معلوم شد که افغانستان و این سرزمین طاغون شکن جغرافیای نیست که در آن اشغال‌گران بتوانند نفس راحت بکشند. پس از شدت گرفتن جهاد در برابر اشغال هنوز یک دهه از حضور اشغال نگذشته بود که امریکا با تلفات جانی و مالی حاضر شد تا با مجاهدین امارت اسلامی از راه گفتگو قضه‌ای افغانستان را حل سازد. چنانچه برای نخستین بار گفتگوهای صلح در زمان ریاست جمهوری اوباما (2009) آغاز شد، تا این‌که در پایان ریاست جمهوری دونالد ترامپ توافقنامه‌ی دوحه برای خروج کامل نیروهای اشغالگر از افغانستان به امضا رسید.

با پایان حکومت ترامپ، هنوز چند ماه از حکومت جوبایدن سپری نشده بود که امارت اسلامی توانست بیشترین ولسوالی‌ها را از سلطه‌ای اداره‌ی کابلنجات دهد. با آغاز حملات هوایی نیروهای اشغالگر امریکا و نقض پیمان دوحه، امارت اسلامی تصمیم گرفت تا شهرهای بزرگ و ولایات را یکی پی دیگر سقوط دهد. در حالی که مطابق پیمان دوحه، امارت اسلامی تصمیم نداشت تا بر شهرهای بزرگ حملاتش را آغاز نماید، اما با نقض پیمان از جانب امریکا امارت اسلامی به چنان سرعت به سرتاسر افغانستان تسلط پیدا کرد که به گفته‌ای «ذبیح الله مجاهد»، پس از فتح بادغیس به عنوان نخستین ولایت، در ظرف ده روز تمام ولایات به شمول کابل بدون جنگ –که مقامات اداره‌ی کابل به شمول رئیس‌جمهور غنی و معاون اولش صالح همه فرار کردند- فتح گردید. با توجه به این، چرا یادآوری سیر تاریخی آغاز جهاد در برابر اشغال امریکا و ناتو مهم است؟

اگر ما سیر تاریخی و چگونگی آغاز اشغالِ امریکا و ناتو زیر نام جنگ با ترویریزم -در واقع جنگ با اسلام و مسلمانان- را یادآور نشویم و از سختی‌ها، قربانی‌ها و فداکاری‌های آن‌ها آگاهی نداشته باشیم هیچ‌گاه واقعیت جهاد و مبارزه در برابر بزرگ‌ترین اشغالگر جهان را درک نمی‌نمایم.از آغاز تجاوز امریکا به افغانستان مردم مسلمان این سرزمین برای دفاع از خود و سرنگونی اشغال صدها تن شهید و زخمی قربانی داده و میلیون‌ها تن دیگر آوارده شده‌اند. در این میان مجاهدین امارت اسلامی چه قربانی‌های نبود که برای شکستِ بزرگ‌ترین اشغالگر جهان نداده‌اند.

در اینجا آنچه که مهم است به ویژه در ظرف ده روز به صورت معجزه‌آسا سرتاسر افغانستان به شمول کابل بدست مجاهدین فتح گردید و این نصرت و یاری الله متعال می‌باشد که نصیب مجاهدین و در کل مردم مسلمان افغانستان گردید. بدون شک در عالم اسباب و در میدان عمل ظاهراً این مجاهدین بودند که با حمایت مردم از سراسر افغانستان به فتح و پیروزی دست یافتند، اما در واقعیت و در پشت صحنه نصرت واقعی از جانب الله متعال بود که مجاهدین با ایمان کامل، اخلاصو فداکاری توانستند در برابر بزرگ‌ترین قدرت جهان پیروز شوند. این چیزی است که هر گروه و هر قومی که بتواند با تکیه به الله متعال به عنوان خالق و کارساز واقعی برای بندگانش رجوع کند الله متعال آن قوم و مردم را سرانجام پیروز نموده و فتح بزرگ را نصیب شان می‌گرداند. چنانچه این فتح و نصرت بزرگ از تحلیل، پیشگویی و تصورِ اطاق‌های فکری امریکا و غرب خارج بود که در ظرف ده روز مجاهدین امارت اسلامی نیروی نظامی منظم و تربیه شده‌ای 350 هزار نفری که از حمایت کشورها قدرت‌مند جهان برخوردار بود را شکست دهد.

در واقع این فتح، پیروزی و نصرت از جانب الله متعال بود که برای مجاهدین نصیب گردید. چنانچه الله متعال برای نخستین بار چنین فتح و پیروزی را برای پیامبر و اصحاب کرام در مدینه نصیب گردانید، و بعد به سایر مجاهدین و مبارزینی که در پی تطبیق شریعت و غالب ساختن دین الله متعال بوده‌اند در طول تاریخ پیروزی و نصرت نصیب کرده است. چنان که الله متعال می‌فرماید:
‏ وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ‏[سوره صف: 13] ‏ترجمه: (گذشته از اين نعمت‌ها) نعمت ديگري داريد كه پيروزي خدادادي و فتح نزديكي است (كه در پرتو آن مكه به دست شما–اصحاب پیامبر- مي‌افتد) و به مؤمنان مژده بده (به چيزهایي كه قابل توصيف و بيان نيست، و فراتر از آن است كه با الفباي انسان‌ها به انسان‌ها فهمانده شود).

الله متعال همچنان در جای دیگراز رجوع کردن مردم پس از فتح و نصرتِ الله چگونه جوقه جوقه و گروه گروه زیر سایه‌ای نظام و دولت اسلامی دورِ هم جمع می‌شوندآگاهی داده می‌فرماید:
‏ إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً ‏[ سوره نصر: 1-2] ‏ترجمه: هنگامي كه نصرت و یاری الله و پيروزي (و فتح مكّه) فرا مي‌رسد. و مردم را مي‌بيني كه دسته دسته و گروه گروه داخل دين الله مي‌شوند (و به اسلام ايمان مي‌آورند).

با پیروزی و نصرت الله متعال برای مجاهدین و در کل برای مردم مسلمان افغانستان،مهم‌ترین از آن مسوولیت‌های بعدی است که چگونه این نعمت بزرگ را پاسبانی نمایم. چنان که نگذاریم خون شهداء به این سادگی به هدر رود و نیز قربانی‌های معلولین، یتیمان و بیوه‌ها فراموش شود. زیرا با خون شهداء و فداکاری‌های این مردم بودکه الله متعال نصرت‌اش را نصیب حال مجاهدین گردانید.

ناگفته نباید گذاشت که نصرت‌ الله متعال تنها برای رسیدن بهفتح و پیروزی نظامی نیست، بلکه برای این است که چگونه شریعت و نظام الله متعال را تطبیق و در تحت چتر آن جان، مال و عزت مسلمانان محفوظ باشد. چنان که الله متعال می‌فرماید، هدف از رسالت پیامبر و ارسال اسلام، غالب و ظاهر ساختن دینبر همه ادیان، مفکوره‌ها، ارزش‌ها و باورهای باطل می‌باشد:
هُوَالَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ[سوره صف: 9] ‏ترجمه: الله است كه پيامبر خود راهمراه با هدايت ورهنمود (آسماني) ودین راستين (اسلام) فرستادهاست تااين دین رابرهمه دین‌ های ديگر چيره گرداند، هرچند مشركان دوست نداشته باشند!2

اگر به ماهیت و هدفِ آیت فوق نگاه کرده شود دیده می‌شود که یگانه هدف اسلام و نیز رسالتپ یامبر صلی‌الله‌ علیه‌وسلم«اظهار دین» یعنی غالب ساختن اسلام می‌باشد.چنانچه از نظر لغوی «اظهار»درفرهنگ عرببه معنایظاهرشدن،غالب شدن،حاکم شدن، نصرت داشت نو… بکار رفتهاست. به زبان دیگر قتال،جهاد، هجرت، انفاق وفتح صورت نمی‌گیرد مگر به هدفِ غالب ساختن دین اسلام. این مسأله را بسیاری ازعلماء،مجتهدین ودانشمندان مسلمان چه درصدراسلام وچه پس از آنو اضحاًبیان کرده‌اند.

از این‌رو نباید قربانی‌ها، فداکاری‌ها و جان‌فشانی‌های مجاهدین که به هدف نصرت دین الله متعال و غالب شدن اسلام آغاز شد و به پیروزی رسیده است را فراموش کنیم. همچنان نباید کسانی را که برای نصرت دین الله قربانی داده‌اند از جمله بازمانده‌گان شهداء به باد فراموشی بسپاریم. اگر در حال حاضر از لحاظ نظامی دشمن شکست خورده است و اما از لحاظ مفکوره، ارزش‌ها و افراد هنوز هم در هر گوشه و کنار این سرزمین و حتا در میان رسانه‌هاو مردم حضور و نفوذ داشته و همچنان می‌کوشند زیر نام حمایت از مردم، افکارِ زهرآگین خود را در جامعه علیه پیروزی مجاهدین، علیه دستآوردهای جهاد و در کل علیه اسلام پخش و نشر نمایند. این چیزی است که نباید گذاشته شود و یا فرصت داده شود تا افکار پلید بیگانه پس از اشغال در جامعه ترویج گردد، بلکه باید همان گونه که فتح و نصرت الله متعال برای تطبیق اسلام و ارزش‌های اسلامی از جانب الله متعال نصیب حالِ مسلمانان گردید، باید به‌جای ارزش‌های بیگانه ارزش‌ها و شریعت اسلام در میان مسلمانان تطبیق گردد و بس.
‏ يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ‏[صف: 8] ‏ترجمه: مي‌خواهند نور (دین و آئین) الله را با دهان‌هايشان خاموش گردانند، ولي الله نور (دین و آئین) خود را كامل مي‌گرداند، هرچند كه كافران دوست نداشته باشند.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest

0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx