نظــر

به استقبال از اعلان فهرست شورای وزيران امارت اسلامي افغانستان

عبدالغفار سربڼ

چند نكته در مورد شوراي وزيران متخصص و مسلكي و واقعيت كنوني افغانستان:

بد گماني و كينه توزي دو خصلت مذموم و منفور است كه علاج ان فقط با داروي ايمان و باور ممكن است واما اناني كه از باور بي بهره اند در نفرت و بدگماني ميميرند.

بزرگي گفته است: كينه زهريست كه كينه توز و نفرت كننده انرا ميخورد تا دشمنش بميرد در اخر خود قرباني ان زهر ميگردد.
اين چند سخن را به عنوان مقدمه بخاطري گفتم كه امروز پس از چهل و چهار سال افغانستان صاحب حكومت مستقل بدون انكه يك بيگانه در ساختن ان سهم داشته باشد گرديده است ولي عده اي مكررا اعتراض دارند كه شوراي وزيراني را كه امارت اسلامي اعلان كرده است فراگير و نماينده نيست ويا متخصص و مسلكي نيست .
آيا افغانها بياد دارند كه دين ستيزان وطني و خارجي حتي براي يك بار هم كه شده در وجود طالبان و علماي ديني كشور و در كردار شان عيب و داغي نه ديده باشند و انهارا بي عيب و داغ يافته باشند؟ از همان زمان قيام علماي ديني بر خلاف روسها تا قيام طالبان بر خلاف فرقه هاي شر وفساد بدون وقفه و دوامدار بخصوص طالبان مورد سوءظن و بدگماني و نفرت بوده اند . واما تمام گمان ها و تهمت هاي عنودان و دشمنان دروغ و نادرست ثابت شده و اناني كه اين تهمت ها را تأليف و بافته و پرداخته اند رسوا شده و در گنداب و منجلاب كذب و جعليات خويش دست و پا ميزنند.

فهرست تهمتهاي دشمنان امارت اسلامي دراز و عريض است.
دشمنان انها طالبان را به اله دست پاكستان وعقب مانده ،قبيلوي ،تروريست ،پشتون ،تنگ نظر از لحاظ ديني و ترقي، ضد اقوام كوچك، قومگرا و غيره متهم ميسازند ولي عجيب است كه تمام اين تهمت ها به تن طالبان نمي چسبد برعكس تمام اين خصلت ها كردار حقيقي دشمنان طالبان را به نمايش گذاشته است.

هر كدام ازين گروه ها كه گوشه اي از قدرت و ثروت يافته اند به همين كار ها پرداخته اند و بدون شك غرب و امريكا و قبلا روس مزدوران داخلي خودرا بر ضد مردم افغانستان حمايه كرده اند.

سلسله بدگماني ها اصلا از نفرت اين گروه ها و حاميان خارجي شان از امارت اسلامي نشاات ميگيرد. و نفرت طوريكه گفتيم علاج ندارد .
اكنون اعتراض جدي انها بر وزراي حكومت امارت اسلامي دهن به دهن و گوش به گوش ميرود و طوطي وار تكرار ميگردد . درين مهم مكث واجب است.

با وجود انكه به اين انتقاد ميتوان موجز و تك تك جواب داد ولي بايد ديد كه آيا وزرا بايد در هر اداره مسلكي باشند ويا ميتوان اين كرسي هارا سياسي ساخت در تمام دنيا كرسيهاي وزارت بيشتر سياسي اند تا تخصصي.

دليل اصلي اين حكم اينطور توضيح ميشود كه در هر وزارت شوراي متخصص مسلكي و فني و حرفوي جز تشكيل ميباشد و انها را مديران مسلكي ادارات گوناگون ميدانند . وزرا كه وزارت را از لحاظ سياسي و عمومي رهبري ميكنند اين مديران كار مسلكي و فني مربوطه را اداره و رهبري ميكنند . وزرا پس از مدتي تغير و تبديل ميگردند ولي گروه متخصص و مسلكي جز دائمي وزارت ها وإدارات ميمانند. در تمام كشور ها اين گروه را بيرو كرات يا به اصطلاح افغاني ما دفتر دار و ميرزا مينامند . رييس تبديل ميگردد ولي ميرزا در جاي خود باقيست.

عده اي از وزارت ها در دوره هاي بحران بايد توسط افراد مسلكي رهبري شوند مانند دفاع داخله استخبارات و اطلاعات و عدليه و قضا صحت عامه… ولي عده اي ديگر نه.

بياييد نظر سرسري وكوتاه به چهل سال اخير به وزارتخانه ها و وزراي حكومتهاي دست نشانده در افغانستان بيافگنيم تا ميزان و مقدار مسلكي بودن و متخصص بودن وزرا را در يابيم:
در زمان اشغال روسها تمام كرسي هاي ادارات كشور از طرف اشخاص غير مسلكي بلكه توسط اعضاي يك حزب سياسي غصب و قبضه شده بود ولي هر يك افغان بياد دارد كه هر وزير يك سر مشاور سياسي و يك مشاور مسلكي روسي پهلوي خويش داشتند كه امر ونهي به دوش همين مشاورين روسي بود . هيچ يك اداره دولتي و هيچ يك رياست و مديريت كشور بدون مشاوران روسي نبودند ولي وزارت را رسما همين حزبي ها نمايندگي ميكردند . اين وزرا هيچ يك استقلال نداشتند هر چيز را پس از امضاي مشاور روسي به منصه اي اجرا ميگذاشتند.

در هر تقرري امضاي مشاور روسي لازم بود. همين گروه كه ان هنگام چوكي وزير و رييس و مدير را در اختيار داشتند اكنون بر امارت اعتراض دارند كه وزيران غير مسلكي را مقرر كرده است.

دوره بعدي دوره حاكميت گروه شر وفساد و شوراي نظار و همدستان را هم مردم به ياد دارند
معيار تقرر به چوكي هاي حكومتي وابستگي هاي خانوادگي قومي حزبي تنظيمي قبول شده بود هزار ها كرسي به اشخاص كاملا ولگرد و بد معاش و دزد و چكه چور و زور گوي و لافوك و لچر و بيحيا … سپرده شد. يك اداره را مردم به ياد ندارد كه به مردكار سپرده شده باشد. در ميان مردم كابل مثل مشهور است : در شهر چور موي زنها هم كنده ميشود چور و موي كنك . بلي بالاي كرسي هاي دولتي و رتبه هاي نظامي چور بود . هركس دعوا داشت كه جهاد كرده قرباني داده انچه را وعده داده شده تا اخرت انتظار كشيده نميتواند در همين دنيا ميخواهد يعني اجر جهاد را در دنيا ميخواست . يك تن از علماي دين به شمول رباني و سياف و حكمتيار به ايشان نه گفت كه جهاد في سبيل الله بود نه در راه جنرالي و وزير و وكيل شدن و بلكه خود نيز امتياز خواهي كردند و از همه شرم آور تر اينكه همه از همه بيشتر امتياز ميخواستند و به سهم خويش راضي نبودند و همه با همه بر سر تقسيم در جدل و كشتار متقابل . بلي مسلك هر كدام شان جنگيدن با همديگر شده بود بر سر امتياز.

اين دوره سياه به همت طالبان پايان يافت و امارت اسلامي در همان زمان نمونه شرعي حاكميت را كه متكي به تقوي و مسولييت بود ايجاد كرد ولي آز و حرص همين گروه ها و دشمني و بد گماني مستكبرين جهاني ان اداره را ساقط كرد و همين گروه هارا دوباره بر اريكه قدرت نشاند و كوشيد تكنوكراتها و دموكراتهاي دست پرورده خودرا در راس شان در تيم واحد شامل حاكميت كنند .

دوره اي تازه اغاز يافت و بيست سال تمام گروه به ظاهر متخصص و تكنوكرات در شراكت با دزدان حرفوي و مفسد پياپي علي الدوام وزارتخانه هارا بصورت نوبتي بين هم تبديل و تسليم ميگرفتند. مطابق به ادعاي گرداننده گان اداره كابل و فرمانده اصلي ان قومندان ناتو و امريكا وزرا كاملا به متخصصين سپرده شده بود واي به حال اين دروغ گويان . بلي تعداد وزراي متخصص در ين بيست سال بسيار بود ولي ايشان دو تخصص داشتند يكي در مسلك اصلي و دو ديگر در غارت مال بيت المال و كمك هاي خارجي . بلي هريك از انها مليونر اند . چه اناني كه دعواي جهاد ضد روس داشتند و چه اناني كه از خلوتكده مغرب به كشور امده بودند. اين فهرست انقدر دراز است كه رنگ قلم براي نوشتن ان كافي نيست. بلي سوال خواهند كرد كه چرا امريكايي ها از ين مردم حسابگيري نمي كند جواب سهل دارد چون همه بأهم خوردند و برده اند چي امران امريكايي و چه ماموران و مزدوران وطني.

كافي است در مورد اين دزدان؛
طوريكه در بالا اشاره شد درميان مديريت مسلكي و فني از يك جانب و رهبري عمومي و دور برد يعني سياسي و هدفمند تفاوت بايد قائل شد . وزير رهبر و مدير يست كه زير دستان خودرا بر روي خط مشي رهنمايي ميكند ولي مدير مسلكي زير دستان خودرا از لحاظ فني اداره و رهنمايي ميكند يكي از خطا در جاده و ديگري از خطا در افزار كار و هنگام بكار بردن انها جلوگيري ميكند.
حال معيار و محك كابينه ايكه امارت اسلامي انتخاب كرده است كدام اصول بوده است؟

معيار اول اينكه رهبري سياسي در زمان كنوني مهمتر است تا به بهانه هاي تخصصي و فني خورد وبرد و سو استفاده از بيت المال صورت نگيرد . طَي چهل سال چور از مال مردم و دولت به عنعنه و عادت تبديل شده بود. بناا وزرا و روساي ادارات از همه پيشتر بايد با جوهر تقوي و نام نيك ملبس باشند و هيچ لكه و داغ سياه سواستفاده از بيت المال و مال مردم در هيات و چهره اي ايشان نباشد. يعني حتي يك افغان هم شكايت نكند كه فلان وزير مال يا زمين و يا مال دولت را به غبن خورده ويا برده . بلي اين شوراي وزيران ازين لكه ننگين پاك است.

معيار دوم اينكه وزراي سرپرست اگر در وزارت مقرره رهبري سياسي را به عهده دارد انقدر هم به كار تخصصي و فني ان وزارت بيگانه نباشد كه رهبري سياسي وزارت را خدشه و صدمه بزند بلي اين وزرا اگر سند دكتراي پوهنتونهاي برمنگهم و سربن و واشنگتن را ندارند از امور وزارتهاي كه دراس ان تقرر يافته اند اگاهي مسلكي كافي دارند .

افغانهاي دردديده كمي صبر كنند تا خود به كار ايي و عامل بودن اين وزرا متقاعد گردند. طالبان خودرا أبداً جامع الكمالات نميدانند مثل چند تا نابغه خودرو بلكه بار بار اعلان كرده اند كه قدر هر دست كاري و ماهر و هر مغز مبتكر و هشيار را خواهند كرد و انها را به روي ديده خواهند نشاند واز كار وفكر شان حمايت خواهند كرد. اينست خط مشي .

معيار ديگر اينكه وزير سرپرست اين كرسي را امتياز تلقي نمي كند بلكه بار سنگين است بر شانه اش . در نظام امارت اسلامي خطا كردن و بيكفايتي و عدم مهارت عواقب بسيار گران دارد : وزير و امير امارت اسلامي از همه اولتر از بازپرس الله و مواخذه وي در روز جزا ميترسد زيرا اين جز ايمان وي است دوم اينكه زندگي او بدون داغ و با قرباني براي دين و في سبيل الله بوده است و حال اگر خطاي كند تمام خدماتش در گرو توفيق او در همين ماموريتي است كه از جانب امارت بدوشش گذاشته شده است اگر توانست نيكنام و اگر ناكام شد بد نام شود و ديگر هويت و شهرتش بباد رود.

و سوم اينكه از امر اوللامر سركشي برايش جواز شرعي نداده است لذا چار و ناچار طوعا يا كرها بايد ماموريت را بپذيرد . وبا تعهد خود مخالفت كرده نميتواند.

مدلل ترين معيار براي انتخاب اين كابينه اينست كه در يك كشوري كه چهل سال جنگ و اشغال گذشته باشد و چور و چپاول پيشه اي اصلي حاكمان گرديده باشد ضرورت به شوراي وزيران متعهد به الله و دين و كشور و خلق الله از ناگذيري و مجبوري محسوب ميگردد . درين كشور در حاليكه متخصصين وطني بيكار به هيرويين پناه بردند عده اي پسران و دختركان ناز پرورده تكنوكراتان غربي و جهاد زدگان تفنگ سالار و لنده غر پس از تحصيل مستعجل در غرب به چوكي هاي تخصصي با معاش ماهانه بيست هزار دالري مقرر ميشدند . بايد جلو اين بيعدالتي گرفته شود.

چه كس ميخواهد كه باز زير نام كابينه متخصص بازار چور و چپاول گرم باشد و عايد ملي و كمكهاي خارجي جزء ذخائر بانكهاي دبي إستانبول و روسيه وامريكا … گردد. اين كابينه به دلايل فراوان تلاش خواهد كرد كه متاع دنيا را به ثواب اخرت بدل نكند و رضاي خالق و خلق او را از بهره مندي دنيا برتر بداند.

ياد اوري نسل انسان از خطا بري نيست حال اگر يكي ازين گروه دنيا طلبيد و اخرت فروخت دال بر اين نيست كه انتخاب نادرست بوده باشد بلكه عمل سوء ان كس داغ بر تمام كابينه نميگردد. وانگاه اگر با ان دنيا پرست امارت اسلامي با روحيه امر بالمعروف و نهي عن المنكر برخورد كند و اورا به سزاي اعمالش برساند ديگر صراط المستقيم روبروي مردم افغانستان قرار دارد و راه سعادت دارين گشوده شده است.
برادران گرامي !

اين نظام كه در حال قيام و بر پايي است هنوز فقط شوراي وزيران را ايجاد كرده است در تشكيل هر وزارت هزاران پست مسلكي و تخصصي موجود است پس بشتابيد و براي اولين بار بدون تبعيض و عصبيت فقط با معيار هاي تقوي و تعهد به الله و وطن بدون معيار هاي تقسيم قومي قبيلوي وخانوادگي وغيره اين چوكي هاي تخصصي و فني و مسلكي را دريافت كنيد. وقتي در يك نظاميكه اصل برتر ان تقوي باشد و شايستگي و اهليت پس از تقوي اوليت داشته باشد كار كنيد انگاه خواهيد دانست كه خدمت به خلق الله چه لذتي دارد و گرفتن دست مجبور ونيازمند چه قدر اسان است.

با عجز از بارگاه الله متعال طلب توفيق مينمايم براي شوراي وزيران سرپرست امارت اسلامي افغانستان . هموطنان عزيز براي شما صبر آرزو ميكنم. ان شا الله درخت صبر بي پايان شما به ثمر خواهد رسيد.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x