نظــر

مشروعيت نظام؛ تهديد به انزوا

عبدالغفار سربڼ

از فيض صفحه إنترنتي نن تكي اسيا چند ماه قبل به قلم شكسته اين خاكسار به زبان پشتو نوشته اي نشر شد زير نام د نظام د مشروعیت په هکله که دران هنگام چند كس انرا خواندند و مورد توجه قرار گرفت.

اكنون كه نظام مملكت پس از راندن أفواج اجنبي و غارتگر در حال قيام و برپايي است عده اي زيادي از اگاهان مسايل حقوق و دولت باز دلهره هاي را پي در پي مثل طوطي هاي اموخته تكرار ميكنند كه اگر چنين نه شود چنان خواهد شد و كشور به انزوا كشانده خواهد شد و مشروعيت نظام زير سوال ميرود. يعني مشروعيت را وابسته به انزواي تمام ويا قسمي مينمايند. از نظر بنده مشروعيت كاملا معيار هاي ديگري دارد حتي در همان حقوق مورد قبول ان اقايان يعني در اموخته هاي حقوق دولتي ليبرال. واما انزوا و اينكه برخي كشور هاي دنيا تحت فشار ابر قدرتها اداره ايرا نه شناسند و با ان از داشتن مناسبات و معادلات و معاملات خود داري كنند اصلا با مشروعيت يك نظام ربطي ندارد . درست است كه اهميت مناسبات فراوان بين المللي براي دوام و بقاي نظام ضروري پنداشته ميشود و انزواي اقتصادي و سياسي و تجارتي هستي و رفاه باشنده گان كشور منزوي را خيلي دشوار ميسازد و شايد ميزان نارضايتي را نيز افزايش دهد ولي اگر اداره هوشيار و منابع سرشار و خدا داد وطني و كار كشتگي أهالي و از همه مهمتر تامين عدل و توازن ميان مردم و تعهد روءسا و مسولين همه هماهنگ گردند انگاه فشار بيگانه گان هيچ تأثيري بر دوام نظام نميتواند وارد كند.

مشروعيت معيار هاي بسيار دارد درين مختصر به مهمترين انها اشاراتي واجب است.
نخستين و مهمترين محك ومعيار براي مشروعيت يك نظام باور و اعتماد مردم است بر نظام . هرگاه مردم بر توانايي و كارايي ان مطمين باشند مشروعيت و دوام ان تضمين است . ثانيا رضايت مردم از نظام انرا مشروع و محكم و باثبات ميسازد.

باور چگونه شكل ميگيرد؟
مردم يك كشور بر اساسِ پيوند هاي جغرافيايي و طبيعي و تاريخي و زباني و عنعنوي و ثقافتي و ازهمه اولتر ديني به اتفاق ميرسند كه چگونه نظام داشته باشند . اين همبستگي را اجماع ناميده اند. اتفاق و وفاق مردمي و قومي از ارزشهاي ديني و هويتي سرچشمه ميگيرد.

زماني كه اجماع هويدا شد مظهر ان همانا هيات و چهره حاكميت است. وفاق هميشه تبارز علني و ظاهري نميداشته باشد اكثر با خاموشي هويدا و اشكار ميشود . در ين صورت سكوت و عدم اعتراض نشانه رضايت و همنوايي ميگردد .يعني لازم نيست كه با انتخابات و ريفرندوم و راي دهي به نمايش گذاشته شود بلكه ارام بيان ميگردد. نارضايتي و اعتراض و اختلاف با نظام حاكم هرقدر وسيع و دوامدار و همه گير و پايدار باشد به همان اندازه به مشروعيت لطمه و صدمه ميرساند . نمونه سردستي و نزديك بي باوري مردم بالاي حكومتهاي تحميلي اشغالگران طَي چهل سال اخير است كه انقدر نامشروع گرديدند كه در هردو اشغال مانند يخ در برابر شعاع افتاب اب و ذوب گرديدند و بر عكس نظام تواناي امارت اسلامي كه از همبستگي مردم نشأت كرده بود ومتكي بود بر وفاق خاموش مردم افغانستان طَي يازده روز تمام حاكميت را بدست اورد.

معيار اشكار ديگر براي مشروعيت نظام وضع و تدوين قوانين ولوائح و قواعد و دساتير حقوقي ميباشد بر پايه عدل و توازن. ( فقط ان نظامي اسلاميست كه بنياد قوانين ان عدل باشد) اگر دارا و نادار امر ومأمور در برابر قانون همسان قرار داده شوند و تبعيض و دوگانگي در اجراي قوانين رخ نه دهد انگاه بر حق بودن و مشروع شمردن نظام جايز است.

فورا معيار ديگر نيز در همين جريان وضع قوانين به نظر ميرسد و ان عدالت در نظام است. عدل چنان جوهريست كه اگر در يك حاكميت جاري باشد مثل خون در بدن ضامن بقاي ان ميگردد . و اگر تمام جهان بر خلاف چنين نظام بپا خيزند اين نظام و حاكميت را سرنگون كرده نتوانند.

مديريت و رهبري مدبرانه و هوشياري پيشبرد كار ها نيز نظام را شرعي ميسازد. همينگونه ارايه خدمات و تقسيم و توزيع عادلانه نعمات مادي چهره نظام را مشروع ميگرداند.

پاك نفسي قناعت و تقوي امران و ماموران و عاملان و معمولين نظام گوهر نظام است كه انرا مشروع مينماياند . عدم تبذير و صرفه جويي و با مخارج كم حد اكثر فايده رساندن اعتبار نظام را خدشه ناپذير ميسازد.

اگر امران و ماموران نظام شغل دولتي را امتياز نه بلكه بار سنگين بر دوش و مكلفيت بدانند انگاه به روح مشروعيت پي برده اند.

اقايان دموكرات و جمهوريخواه و تكنوكرات كليد مشروعيت را لطفا براي نظام امارت اسلامي افغانستان كمافي سابق در دفاتر قصر سفيد و ساختمان پارلمان اروپايي جستجو نه كنيد نمي يابيد بلكه در رضايت وپشتيباني مردم ازين نظام بجوييد خواهيد يافت . رهبران امارت اسلامي را به بهانه هاي ضيق و بحران مالي و كمبودِ هزينه هاي مالي نترسانيد تا به همين دليل هر هوس و آرزو و فرمايش امريكايان و اروپايي هاي حريص را به سرو چشم قبول كنند . ملا برادر اخوند گفت كه ترقي خوب است ولي نه به هر قيمت بلي كارد طلائي را بخاطر عشق وافر به طلا نبايد به شكم زد . رفاه مردم ما چيز كاملا شرعي و قطعا ضروري است ولي نه به قيمت استقلال كشور.

اصطلاح و مفهوم مجهول و غير دقيق مشروعيت بين المللي توسط عده اي شامل قاموس حقوق گرديده است به زعم ان اقايان براي كسب مشروعيت بين المللي بايد قسمتي ازاستقلال كشور و حاكميت را كه بنياد مشروعيت نظام است فداي پذيرش و مشروعيت بين المللي ساخت اقايان خود راگول مياندازند كه براي پذيرش غرب شرايط سنگين وضع كرده شده است هوا وهوس ابر قدرتها را حد و مرز و اندازه نيست امروز يك و فردا صد فرمايش دارند آيا نميدانند كه انها مزدور ميجويند نه شريك و پارتنر آيا براي يك مشروعيت تقلبي وزود گذر و موقتي مشروعيت حقيقي و ثابت و دائمي را بايد قربان كرد.

واما تهديد به انزوا و تحريم و ماندن در ليست سياه!
شك نيست كه غرب وسايل و افزار فروان شيطاني در اختيار دارد تا هر نظامي راكه به ساز انها نه رقصد زير فشاررقرار دهد ديروز با بم مادر و بمباران طيارات بي ٥٢ ارزوهاي خودرا بر ما تحميل ميكرد امروز با انزوا و تحريم اقتصادي و مالي و به رسميت نه شناختن انتخاب بين دو ارزش است يا بايد استقلال را ترجيح داد ويا كمر مزدوري غرب را در بدل اجرت ناچيز مثل قرضه از بانك جهاني و اي ام أف و كمك مالي ناچيز .اگر قرار ميبود كه مزدوري كنيم در زمان اشغال وحضور انها ممكن بود زير رهبري مستر غني به ان تن ميداديم و يك مليون انسان را در جهاد استقلال ضايع نميكرديم ولي اگر ازادي را ترجيح داديم و قرباني داديم پس بايد كمر خودرا محكمتر ببنديم و مثل ده ها كشور ديگر افريقايي اسيايي و امريكاي لاتين در برابر تحريم هم مقاومت كنيم ايران وينزيويلا مكزيك كوبا ويتنام كورياي شمالي ارجنتاين وديگران ازين جاده مخوف زنده گذشته اند و هنوز به بقاي خود دوام ميدهند يقينا روزي خواهد امد كه ازين عمل خويش نيز پشيمان شوند مثل انكه از اشغال پشيمان اند فقط زمان در كاراست و بس
انچه را اين اقايان مشروعيت قلمداد ميكنند بر عكس مشروعيت نظام را زير شبه مياورد چه وابستگي خارجي اگر مالي و يا سياسي باشد امروز است فردا نيست و به مزاق و ميل بيگانه مربوط ميگردد زمامداري نجيب رباني كرزي وغني نمونه بارز اين تجربه است . رژيمهاي چهل سال اخير زير سر نيزه ابر قدرتها قايم شد به رسميت شناخته شد در ملل متحد و كشورها نمايندگي سياسي داشتند ولي چون وابستگي مالي و سياسي و نظامي بيگانه رمز حيات انها بود با قطع ان حمايت با ضربه اي انگشت از هم پاشيدند.

هرقدر ميزان رضايت مردم بالا رود همانقدر دشمن استقلال ما نا اميد ترميگردد و بلاخره تهديد و تحريم را ترك خواهد كرد . اداره ساخته شده كه هنوز نوزاد است اگر بتواند:
يك . امنيت را تامين كند
دو. عدل را بدون استثنا جاري نمايد
سه. شغل و كاريكه رزق حلال براي مردم بياورد ايجاد كند.
چار. تعليم جدا جدا براي مرد وزن فراهم كند
پنج. حاكميت سراسري را برپا و از فساد و رشوه جلوگيري كند
شش. براي زن كاريكه احترام و عفت زن دران صدمه نبيند اماده كند
هفت. شرعيت را بالاي خود و مردم عادلانه تطبيق كند

هيچ شك نيست كه مردم از هر قوم با خون خويش از بقاي ان دفاع خواهد كرد چون طَي نيم قرن خيلي شكنجه ديده است و چنين نظامي را موهبت الهي و نعمت الله خواهد دانست.

بجاي اينكه امارت اسلامي را از به رسميت نه شناختن ميترسانيد با مهارت فني ايكه داريد به خاطر ختم رنجهاي بيپايان انها دست واستين را بر زده اين نظام را عملا كمك كنيد تا پايدار شود.
اقايان يك بار زندگي نامه رييس جمهور چين را بخوانيد كه اين يتيم بچه ايكه پدرش را رژيم كمونيست كشت واما او از دهقاني روزمزد خودرا به مقام بزرگترين خدمتگار كشوري ساخت كه اقتصاد دوم دنيا را بپا ايستاده كرده و سهم او در ايجاد ان بي همتاست.

انچه درين نوشته امد هرگز به اين معني نيست زمامداران امور دست رودست گذاشته و منتظر بنشينند كه تا يك روزي جهان و غرب حاكميت شانرا به رسميت شناخته و با اين دولت وارد معامله و معادله شوند در حقيقت ميخواهم بگويم كه تجارب دردناك به شكار رفتن ها با پلنگ و گرگ و شغال را ترك كنيم بلكه خودرا مشغول بكار انداختنذخاير و منابع و إمكانات افغاني بسازيم امارت اسلامي بايد ميان وابستگي و اجير شدن از يك سو و شريك بودن و پارتنر شدن فرق قائل شود در جهان بسيارند كشورهاي كه منافع اقتصادي و سياسي شان حكم ميكند كه با امارت اسلامي روابط تجارتي و اقتصادي و سياسي بر قرار كنند و هرگاه اين شراكت بدون قيد وشرط و آرزو هاي خاص و يك جانبه و از موضع امر و حاكم نباشد بلكه بر اساسِ همزيستي و احترام متقابله و منافع طرفين و دوامدار استوار باشد فورا بايد ابتكار را به دست گرفته و خود پيشقدم شود . درين اواخر نهال اين گونه روابط با عده اي از كشور ها نشانده شده و اميد بزودي ثمر دهد . حد اقل دو برتري اختصاصي موقف شراكت افغانستان را با هر كشور ديگر دنيا قوت ميبخشد يكي منابع و ثروت هاي غني زير زميني و دو ديگر موقعيت ذاتي و مخصوص كشور ما . كس به كس به اين ارزاني نمي رسد اگر كسي بخواهد از راه غير از افغانستان برسد . راه همه از طريق ما ميگذرد . پروژه هاي فراوان بروي كاغذ مانده تا جنگ در افغانستان تمام شود افغانستان بدون فساد با زعامت متعهد و مومن و كارا ميتواند بهترين شريك و پارتنر براي همه گردد بايد ازين موقع حد اكثر استفاده كرد. بجاي اينكه با دهن جونگ و گردن پت منتظر قرضه قيمت بها و بلند ربا ولي ناچيز اي ام أف و بانك جهاني و امريكا و اروپا باشيم بهتر است به جستجوي شريكان مطمين و عادل كه مقاصد سياسي و اجير ساختن مارا ندارند بپردازيم انگاه خواهيم ديد كه در كشور و دنيا ميزان مشروعيت نظام چقدر بالا ميرود…

نظام موجود ميتواند خيلي موفق باشد اگر از تقليد نظامهاي سابقه خودداري كند و نبايد براي خوشنودي غرب و انانكه ديگران را زير دست ميسازند و خود را زبر دست ميپندارند به خود سازي و ارايش خويش بپردازد زيرا به هر حال انها شريك نمي جويند بلكه زير دست و اجير جستجو ميكنند.

سخن اخر اين دموكراتهاي فضل فروش نظام دموكراسي را به مردم سالار ترجمه كرده ميخواهند برخي تفاله ها و پوچاقهاي ليبرال را به هر شكلي كه ميشود نگهدارند با دليل اينكه امكان مشروعيت را ايجاد كنند . غرب نيز كوشش ميكند كه از هر شگافي به درون نظام اسلامي رخنه كند و جاي پايي براي مداخله باز كند . اگر دقت نشود امكان دارد كه با لطائف الحيل به آرزو ي خود برسند.

نظام موجود امارت اسلامي متكي به احكام قران و سنته محمد رسول الله ص و فقه حنفي ساخته شده است و قوانين وضعي دران فقط براي محكم كردن همين احكام تدوين ميگردد بلي اين نظام مردم سالار نه بلكه قانون سالار است حاكميت قانون أولا تر است نه فرمان فرمانروايان چون قانون از قران نشأت كرده است.

به اميد قانون سالاري و عدل اسلامي

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
3 Comments
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
عبدالرقیب

یو ولس، یو هیواد، یو دین یوه ملي ژبه (پښتو). کوښښ باید وکړو چي نور محلي ژبي په محلي سطحه وکاروو او په ملي سویه باندي یوازي ملي ژبه (يښتو) ته ترویج او تشهیر ورکړو.

مه کوی

زموژ په چارو مداخله مه کوه جنابه دا وطن د تولو کور دی پشتو او دری زمونک رسمی ژبی دی ژمونګ په منز کی نفاق مه ایجادوه. عبدالرقیبه پاکستانی معلومیژی زکه خبری دی اکثریت وخت د د افغانانو تر منز د نفاق وی.

غوربندی

سړبن صاحب
بسیار عالی و اموزنده بود

Back to top button
3
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x