نظــر

عید غزه به خون رنگین است …!

نویسنده: محمود احمد نوید

در حالیکه مسلمانان جهان، دیروز و امروز را در شادی های عید سعید فطر سپری می کنند و لبخند شادی بر لب دارند؛ اما در غزۀ فلسطین، این عید حال و هوایی دیگری دارد، خانه های فلسطینی بر خلاف خانه های دیگر مسلمین، بجای آراسته و مزین شدن برای شب و روزهای خجسته عید سعید، توسط جنایتکاران بشری، تخریب و به تلی از خاک مبدل شده، اطفال و زنان فلسطینی به جای خنده های عیدانه و شادی های این روز مبارک، خون می گریند؛ مردم ستمدیدۀ غزه، بر خلاف عرف و عادت روزهای عید، به جای دید و بازدید از خانه های دوستان و فامیلهای شان، سراغ این عزیزان خود را از قبرستان ها می گیرند، بچه های فلسطینی به جای خریدن کفش و لباس نو در روز عید که تقریبا در کل جهان اسلام معمول و مرسوم است؛ یا سراغ پای شان را می گیرند که در جنگ از دست داده و یا دنبال کفن هستند؛ آنها همه چیزشان را از دست داده اند، همۀ داشته های زیبای شان.
سبحان الله!

در غزه فلسطین در خوشی های این عید سعید، پدر و مادری فرزندان عزیزشان را از دست داده و به ماتم جگرگوشه های شان نشسته اند؛ عزیزانی را که تا همین چند وقت پیش در کنارشان داشتند؛ بله تا همین دهم ماه مبارک رمضان، چه بسا برای عید و روزهای خوشی، هزاران برنامه و آرزو داشتند؛ اما اکنون دیگر نیستند و تنها داغ فراق شان بر دل سوختۀ پدران و مادران شان باقی مانده است؛ همچنین چه اطفال معصومی که تا همین چند وقت پیش در آغوش گرم و صمیمی خانواده و در کنار پدر و مادرهای دوست داشتنی شان بودند که اکنون نیستند؛ یتیم شده اند، پدر و یا مادر و یا هردوی شان را از دست داده و عمری را تنها، غریب، بی کس و بی سرپرست مانده اند؛ و امروز به جای تبریکی عید، شهادت شان را تبریک می گویند …!

یا الله چقدر سخت است …!

چقدر سخت و درد آور است نگاه معصومانۀ کودکی که پدر و مادرش را از دست داده و در خوشی های عید منتظر دست شفقت و رحمت غیبی است؛ یا الله چقدر سخت است دیدن پدری که خوشی عید برایش به غم تبدیل شده و هیچ عیدی او را خوشحال کرده نمی تواند وقتی فرزندان و جگرگوشه هایش را در کنارش ندارد؛ یا الله چقدر سخت و دلگیر کننده است، شنیدن صدای مغموم مادری که در روزهای عید، فرزندش را صدا می زند تا رخت و لباس نو به تنش کند و مثل دیگران به خوشی عید بپردازد؛ اما ناگهان می بیند که جامه و لباس نو در در دستش مانده ولی فرزند جگرگوشه اش نیست چرا که یا شهید شده و زیر آوار خاک مانده و یا زنده اما زخمی در گوشۀ از شفاخانه؛ یا الله، غزه در فلسطین به جای خوشی های عید در غم از دست رفتگان خود، چون دیگ می جوشد و این شهر زیبا عید امسالش را در غم و غصه سر می کند و سر تا پا به رنگ خون رنگین شده است …

بی انصافی است …

واقعا بی انصافی است اگر ما مسلمانان در خوشی های عید، در یاد برادران مظلوم خود در غزۀ فلسطین نباشیم، بی انصافی است اگر شادی های خود را با آنها تقسیم نکنیم، بی انصافی است اگر بر روح و روان اُستوار آن مردم غیور درود و سلام نفرستیم که با تمام وجودشان از خاک شان دفاع کرده و فقط به جرم اسلام و فلسطینی بودن شهید می شوند، بی انصافی است اگر بر ارواح شهدای شان درود نفرستیم و برای مجروحین و زخمی های شان از ایزد متعال در خواست شفای عاجل و کامل ننماییم، بی انصافی است اگر با برادران مسلمان مظلوم خود در غزه، از هر طریق ممکن، دلجویی و غمشریکی نکنیم …

… و جای بسی تاسف است درحالیکه رژیم پلید اسرائیل برای افزایش حملات نظامی خود بر غزه، همچنان پافشاری و آمادگی های بیشتر می گیرد؛ اما رهبران کشورهای اسلامی همچنان در سکوت مطلق به سر می برند و جز تماشای در خون غلتیدن فرزندان فلسطین دیگر هیچ کاری از پیش نمی برند و ناجوانمردانه منتظر اقدامات ناکافی، یکجانبه و مغرضانۀ ملل متحد و دنیای کفر در برابر تجاوز نابرابر و همه جانبۀ اسرائیل، هستند … هیهات هیهات منّاالذله …

کو جوانمردی که زنجیر غلامان بشکند؟؟؟

خدایا خود به داد مظلومین برس که قدیر و توانایی … و الی الله المشتکی!

نویسنده: محمود احمد نوید

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
Back to top button
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x