نظــر

تلاشهای شیطانی برای منزوی ساختن افغانستان

عبد الغفار سربڼ

در تمام دنیا از امریکا تا روس ګرفته تا کشور های همسایه پيوسته در مورد افغانستان سخن میزنند و هیچ روزی نیست که از حکومت موجود مطالبه و تقاضای را رسماً بیان نکنند و ګاه با لحن تند وګاه هم با تهدید و ګاه با وعده های چرب، به اینده و امروز ان دلچسبی نشان نه دهند.

شهرت و شناخت کشور ما بیشتر از کشورهای عضو شورای امنیت و ابر قدرت دنیا ست هم به شكست ناتو دنيا اعتراف كرده است و هم به احياي استقلال كشور . تاخیر دربه رسمیت شناختن ان فقط بازيچه ايست براي پيشبرد سياست هاي شيطاني وبس.

پس برخي بزرگان عقيده ليبرال نيز اعتراف ميكنند كه دليل انزواي كاذب و تصنعي كنوني و اين تاخير بر بنياد معيار هاي حقوقي صورت نميگيرد بلكه كاملا دلايل سياسي و ازمندانه تمامي كشورهاي ذيعلاقه ميباشد وبس. دوست دانشمند و خير خواه و استاد وطنخواه در يك تبصره ایکه بر نوشته اين جانب زير عنوان رسميت پيژندني كي ځنډ یا دماتی انتقام نوشته اند سخنان بنده را احساساتی و تحریک کننده ارزیابې نموده اند و فراورده دماغ مرا به موقف ګروه های تشدد پسند نزديك دانسته اند ولي خود با شيوه اي مخصوص بخود در نوشتار بعدي به اين امر اعتراف كرده اند كه برخورد غرب و بقچه برداران ان مبناي حقوقي نداشته بلكه ملعبه و بازي نوبتي سياسي است و ايشان نيز غير مستقيم امارت اسلامي را تحريك كرده اند . خير از سخنان نوازشگرانه استاد منت گذارم.
د استاد څپيړه نوازش بلل کیږی!

بزرگي ميگفت ما وقتي حقيقت را بيان ميكنيم قصد هجوم ويا دفاع از كسي را نداريم بلكه تعهد ما فقط با حقيقت است.

انچه در مورد درسخوانده هاي ليسه هاي كابل و فرانسه و انگلند و روس و امريكا وغيره گفته ام قصد تحقير كسي نبوده بلكه نداي زار قوم مظلوم افغان است از دست جفاي اين طايفه به ظاهر سبق خوانده. بشنويد گله و شكوه مردم را كه ايشان اولاد وطن را براي كسب دانش به مكتب و پوهنتون فرستادند تا با دانش مسلكي علم عام المنفعه طب انجنيري … دو باره به كشور امده و دست مردم فقير افغان را كه زندگي بخور و نمير داشت ولي در خرچِ مكتب اولاد كاستي و بخيلي نه كرد ،گرفته و از نيازمندي و محتاج بيگانه برهانند شما خود بفرماييد فايده إيرا كه اي گروه براي كشور رسانيده اند چيست. اخر راست گفتن جوهر مردان است اين چند پروژه انتفاعي برق و انرژي و جاده ها و انفرستركچر و خدمات عامه اصلا به دست متخصصين و مشاوران روس و جرمن و امريكا در زمام داري شاهي ساخته شده است نه به كوشش اين تنبلان بيكاره.

مردم ميپرسند كه ما علم نداشتيم به شما اميد بستيم پينجاه سال تمام بالاي شما اعتماد كرديم زمام امور را به همين درس خوانده هاي تكنوكرات و ليبرال سپرديم قانون ساختند پارلمان ساختند حزب ساختند يكي از چين نسخه اورد ديگري از روس سومي از فرانسه و امريكا و انگلند و جايگزين شريعت اسلامي كه بطور نيم بند جاري بود ساختند ولي به اين هم اكتفا نكردند و با دسيسه نظامي خونين انچه را خود ساخته بودند ويران كردند و مليونها را يا بدست خارجي ها ويا بدست خود كشتند و پس از شصت سال باز همان ندا را بلند ميكنند كه دموكراسي و ليبراليسم و قانون احزاب و پلوراليسم سياسي ميخواهند ! كسكه نياموخت از روزگار نياموزد ز هيچ اموزگار تا به كي؟

مكتبي كه در ان معلم دينيات و قران و پشتو قصدا مورد مسخره متعلمان قرار داده ميشدند و هر كدام ازين مكاتب در زمان شاهي زير قيموميت امريكا و فرانسه و ألمان و روس قرار داشت و لايق ترين هارا با بورس به خارج ميفرستادند و پس از اموزش دانش مسلكي به كشور امده به جز رشوه خواري و ترويج ناپسنديده ترين ارزشهاي غرب چه چيزي را همراه اوردند هيچ و پوچ و انچه را كه همراه اورده بودند چيزي به دست خود و چيزي هم به دست اشغال گران ويران كردند كارنامه اين گروه طَي ٥ دهه به چشم سر ديده ميشود جز ويرانكده چيزي به ميراث نمانده اند ولي دانش ايشان از دين و تاريخ وطن انقدر ناچيز است كه پنج سورة قران را درست از روي ان خوانده نميتوانند امتحان شرط است اين ادعاي مرا بازماييد.

حال كه پس از چندين دهه مردم افغانستان از رهنمايي اين به اصطلاح چراغ به دستان نا اميد شدند و فهميدند كه اگر به ارزشهاي ديني و مردمي تعهد وجود داشته باشد با كوشش و جهد ميتوان مسلك و فن را هم به زودي آموخت ولي اگر تكنوكرات و بيروكرات و دموكرات باشيد و تعهد نداشته باشيد هرگز مصدر خدمت به خالق وخلق گرديده نميتوانيد لابراتوار چهل وچند ساله اخير در كشور شاهد عريان ادعاي من است .پس ازين اين قوم تصميم گرفته است بايد از صفر شروع كند و مسلك را بايد به افراد باورمند به دين و ارزشهاي وطني اموختاند بس است چهل سال حوصله براي انانيكه پولها را در بانكهاي خارجي ذخيره ميكنند و حكومت بر مردم اين كشور مينمايند.

واما عده اندكي انگشت شمار كه استاد بدان اشاره فرمودند كه داراي تعهد و دلسوزي براي كشور ميباشند بايد گفت كه ضرور نيست كه حتما در راس وزارت خارجه و يا اقتصاد باشند ميتوانند طرح و ديزاين هاي فني تهيه ديده با مشوره و متقاعد كردن و قانع ساختن مسلكي امران امارت اسلامي خدمات خودرا پياده كنند و نبايد انتظار بكشند تا كارت دعوت براي شان فرستاده شود اگر كشور از همه است پس بايد احساس مسوليت كرده خود دروازه ورود به خدمتگذاري را بجويد و بيابد.

گله مردم ما اينست كه چرا اين گروه به يك اواز مطالبات غربي را طوطي وار تكرار ميكنند و حتي همين اكنون هم در پهلوي زمامداران اوباش و قلدر غرب قرار گرفته با ايشان همصدا ميشوند و من فقط همين موقف گيري اين اقايان متخصص درسخوانده در غرب را مورد انتقاد دانستم و اواز مردم را تكرارا به گوش ايشان رساندم، اگر اين امر مورد آزار كس باشد استغفرالله.

و اندك مؤكدا در باره به رسميت نشناختن و عشوه هاي عجوزانه كشورهاي دنباله رو غرب
گفته ميشود كه حقوق زنان و بشر در افغانستان نقض ميشود و اين امر مانع به رسميت شناختن است و دو ديگر نبود پلوراليسم و همه شمول بودن نيز امارت را از به رسميت شناختن محروم ساخته است. غرب هشتاد سال است كه چين و كوريا و ويزيويلا و كوبا و روس و عربستان سعودي وايران و…. در ليست ناقضين حقوق بشر و زن ضبط و ثبت كرده است آيا جامعه بين المللي ازين كشور ها به رسميت شناختن اين كشور هارا لغو كرده است و سفرا و معاملات و معادلات خودرا با اين ناقضين قطع كرده است نه أبداً پس چرا اقايان سيكيولر و متخصص درين مورد ساكت اند و تهمت دروغين غرب نقض اين دو حق را از طرف امارت تكرار كرده و در پهلوي ولينعمت خويش مياستند كجاست تعهد شما به كشور.

ويا روس و چين و ايران و سعودي و صد ها كشور توسط يا ارتش ويا رژيمهاي توتاليتر و دكتاتور اداره ميشوند و هر نوع صدا و اعتراض در گلو خفه ميگردد چرا كما في سابق اين كشور ها به سرنوشت امارت مبتلا نميگردند و از رسميت شناختن محروم ساخته نميشوند حكومت روس كسي را بنام نوالني در جرمني مسموم كرد و بعد از نجات امروز به جرم اپوزيسيون دونيم سال زنداني كرد و لي روس عضو شوراي امنيت ملل متحد است و حتي سرنوشت افغانستان و سوريه را نيز به سوال ميكشد و چرا درين مورد سكوت كرده ايد و حتي يك جمله در هواداري مردم خود نمي نويسد راستي كه اين منتهاي وقاحت است كه فقر كشنده و تباهكن كشور را بالاي طالبان تهمت ببندند و اناني كه با دروغ و تهمت اين درامه را سالها قبل نوشته اند بري الذمه قلمداد شوند . مردم افغانستان توقع داشت كه اين تكنوكراتها به عوض تكرار تهمتهاي باطل غرب و بقچه برداران منطقوي و همسايه انها به كمك دانش مسلكي كه در غرب فرا گرفته اند راه هاي حقوقي و كوتاه به رسميت شناختن امارت اسلامي را دلسوزانه طرح ميكردند نه اينكه خودرا بطور مجاني بعنوان سخنگوي قصر سفيد و قصر اليزه و كرملين و… قرار داده و مطالبات غير حقوقي وبلكه ازمندانه وشيطاني انها را مستدل ساخته و با پر رويي از امارت تقاضاي قبولي ان نيرنگ هاي سياسي را پيش بكشند و ادعا كنند كه ما به طالبان مشوره ميدهيم انها “سرتنبه “هستند سخن كسي را نميپذيرند افسوس كه موقف مستقل طالبان به زعم اين اقايان لجاجت ديوبندي و قبيلوي پنداشته ميشود در حاليكه موقف پوتين و شي چين پي و خامنه اي و لوممبا و نلسن مانديلا و گاندي وغيره موقف رهايي بخش و ازاديخواهانه!

درجمله دلايل به رسميت نه شناختن فهرست كردن دلايل كاملا ازمندانه سياسي كه از شيطنت ريشه ميگيرد به قلم حقوقدان فرهيخته و استاد حقوق بين الدول سبب تمسخر خواهد شد . پس دليل حقوقي براي به رسميت شناختن وجود ندارد !

اين متخصصين بايد راه حلهاي مشروع براي رها سازي ذخاير بانكي افغانستان را جستجو كنند اين مطالبات را بايد به مقامات بانكي و مالي امريكا كه اين جنايت اخري را در حق مردم كشور انجام ميدهد تقديم كنند ادرس را غلط كرده اند بايد تخصص خودرا در ان زمينه بكار بندند. بايد ثابت كنند كه عمل انها مطابق به قواعد بين الملي و حتي منشور حقوق بشر جرمي است و ايشان اند كه حقوق بشر وزنان افغان را غير مستقيم نقض ميكنند.

شما اين سفسطة را حل كنيد كه از امارت مطالبه دارند كه زنان را كاركردن و مكتب رفتن بگذاريد ولي دخير ه را بسته اند و دوماه قبل ذخيره أسعاري بانك مركزي را كه مصرف معاشات بود نيز ليلام كرده اند قبل از حاكميت طالبان زنان كار كنند ولي بدون مزد . نوابغ به اين افسانه ها باور ميكنند و نه عوام . اگرچه سفسطة براي عوام فريبي بافته شده است.

بلي بايد اعتراف كرد كه بند بست موجود در مراودات و مناسبات سياسي تجارتي اقتصادي ديپلماتيك افغانستان و دنيا مشكل عظيم است وبايد با حكمت و تدبير تاريخي و بيسابقه حل گردد همانطوري كه شكست غرب تاريخي و قرن ساز و بسيار بزرگتر ازانكه امروز تصور ميشود ارزيابي ميگردد به همين گونه شمول مستقل و ازاد افغانستان پس از نيم قرن از حوادث قرن تلقي ميگردد هضم و حل و تنظيم اين دگرگوني ژرف و مهم اسان نيست . اين جنگ مردان بينظير جنگي طلب ميكرد و اين بازگشت ازاد به مراودات بين المللي نيز مردان مدبر و حكيم طلب ميكند . مشكل امروز فقر روز افزون و بحران مالي و اقتصادي كشور است ولي ما بايد تحول جاري را نكته اي عطف تاريخ خويش بشماريم و براي اينده طويل دور بيني داشته باشيم با روز گذراني نميشود چاره اينده را كرد بلكه با يك تدبير ي كه از ارزشهاي دير پاي ديني ومردمي و ثقافتي سرچشمه گرفته باشد خط حركت كشور را تعين كنيم . توقع مردم ما از درسخوانده ها چاره سنجي هاي كارنده و مثمر است انچه غرب از افغانستان ميخواهد اينست كه كشور به همان خطي حركت كند كه طَي ٥٠ سال در حركت بود تناسب قوت ها درين منطقه بطور بيمانند تغير كرده ان مطالبات قديمي ديگر چلش ندارند.

بنأ!
متخصصين گرامي ومسلكي و فني اي انانيكه در غرب و روس تعليم كرده ايد هنوز ناوقت نيست در پهلوي مردم خود قرار بگيريد و همصداي انتخاب مردم خود باشيد و تخصص فني تخنيكي خودرا به امارت اسلامي افغانستان دريغ نه ورزيد زيرا اين طايفه خدمت شمارا به محروم و مستمند و مستحق ميرساند. و امانت دار نيكو تر نمي يابيد.

به انانكه به اين فراخوان لبيك ميگويند اجر دنيا و اخرت تمنا ميكنم.

ورته لیکنې

ګډون وکړئ
خبرتیا غوښتل د
guest
2 Comments
زړو
نویو ډیرو خوښو شویو
Inline Feedbacks
ټولې تبصرې کتل
غوربندی

زمونږ د سیمې په لیني موټر کې له یوې سپرلۍ سره موټروان خوله ووهله،، سپرلۍ چې په کلی کې یې دوهم نوم پهلوان وو له خپل ځایه ولاړ او د سرویس دروازې ته یې ځان ورساوه چېرته به چې کلینر په اصطلاح پایدان کشال وو، په موټروان یې غږ کړ چې ودروه تا څه او څه وکړم،، موټروان یې خبره وانه خسته،، بیا ځل یې پې غږ کړ چې ودروه کني ځان غورځوم،، موټروان چې تر څو د موټر سرعت ټیټاوه پهلوان ټوپ کړل،، او په ځمکه ومښت او لس ګامه په موټر پسې ورغړېد،، موټر ودرېد او موټروان او… نور لوستل »

عبدالروف

الله متعال در دانش و قلم تان برکت فروان اضافه سازد۔ کله از داکتران ( دوکتور عثمان تره کې) و انجینران فاقد دانش دینې به کار نیست۔ اینها به جای اینکه مرحم به زخمهای ملت ما بګذارند ٗ بالمقابل ٗ سبب تشویش و ګمراهې مردم میګردد۔

Back to top button
2
0
ستاسو نظر مونږ ته دقدر وړ دی، راسره شریک یې کړئx
()
x